پایان نامه رایگان درمورد طراحي، معماري، ميتوان

دانلود پایان نامه ارشد

خياباني مملو از خانههاي جنين گونه را متصور باشد. علاوه بر آن ساخت اينگونه طرحها به دليل يکتا بودن هر يک از اعضايش به ماشينآلات کامپيوتري و روشهاي توليد پيچيدهاي چون دستگاههاي برش ليزري احتياج دارد. از لحاظ هنري نيز به سختي ميتوان ارزش خلاقيت هنري اين آثار را محک زده، نوآوري واقعي معمار را از نتايج تصادفي و محاسبه شده کامپيوتري مجزا کرد.
به نظر ميآيد که گذشت زمان موفق يا ناموفق بودن نظريهاي را در هنر و معماري نشان خواهد داد. بودند بسياري از حرکتها که ارزشي فراتر از مدزدگي نداشتند و به جاي نماندند و هستند حرکتهايي که در ابتدا خوشايند عامه نبودند و شديداً مورد حمله منتقدان قرار گرفتند (چون نماي ساده آدولف بوس) ولي نهايتاً توانستند پايههاي حرکت جديدي را بنا نهند.
براي بهينهسازي کلانتر، تجزيه مراحل طراحي و سازماندهي مجدد آن به کمک مدلهاي پيچيده رياضي و الگوريتمهاي آلي، استفاده از الگوريتمهاي هوش و حيات مصنوعي براي يافتن اشکال و رشد فرمهاي بهينه و بسياري موارد ديگر لازم است.
گرگ لين را در اين ميان ميتوان سردمدار نظريه جديد در مباحث بيونيک در معماري به شمار آورد. او مايل است آثاري خلق کند که همچون موجود زنده داراي گونههاي متمايز بلند و انعطافپذيري زيادي با شرايط محيطي را از لحاظ فرم با رنگ دارا باشند. حرکتي که ميتوان گفت در همان ابتداي دهه شصت آغاز شد. ولي بدليل محدوديتهاي فني تأثير مشخصي در آن سالها از خود بر جا نگذاشت. از دو دهه پيش بود که با افزايش قدرت رايانهها معماراني چون لين اين امکان را يافتند که به طراحي معماري ابعاد جديدي بدهند. ابزار اين معماري سيستمهاي کامپيوتري جديدي است که نه تنها طراحي سه بعدي را از ابتدا ممکن ميکند بلکه به موازات آن، محاسبه مدلهاي رياضي پيچيده، فرمهاي غيرهندسي و شبيهسازي فرآيندهاي زنده را امکانپذير ميسازند. البته استفاده ابزاري از سيستمهاي پيچيده طراحي و محاسبه را در دو دهه گذشته در شمار زيادي از پروژهها ميبينيم. پروژههايي چون موزه گوگنهايم (1991) اثر فرانک گهري که پس از ساخت مدل کلي اوليه، کلاً در دنياي مجازي سه بعدي رايانه طراحي شد و يا پروژههايي چون ماکس راينهارد هاس (1992) اثر پيتر آيزنمن که سيستمهاي نرمافزاري پيچيده را براي تحويل فرمهاي اوليه بر مبناي الگوريتمهاي رياضي غيرخطي استفاده کردند.
اما لين در اين ميان رايانه را به نوعي ديگر استفاده ميکند. او يکي از اولين معماراني است که به رايانه نقش خلاق ميدهد. اين رايانه است که “زير نظر هنرمند” آثار جديدي را ايجاد ميکند آثاري که بر پايه معادلات تقريبي خلق ميشوند. طراحي او با تجزيه يک اثر به زيرمجموعهها شروع ميشود.
يکي از مشهورترين آثار اين معمار “خانه جنين گونه” اوست که در سال 2000 طراحي کرد. اين طرح کوششي براي برخوردي تازه با موضوعاتي چون “تنوعگرايي”، “توليد منفرد” او کنار “توليد انبوه” و “انعطافگرايي” او ساخت. اين خانه ترکيبي است از اعضاي مختلف که قواعد هندسي همگي آنها به کمال تعريف و محدوده رشد آنها مشخص شده است. معمار خود ميگويد: اين نکته نشان ميدهد که براي من تناسب، زيبايي و عملکرد در مفهوم کلاسيک آن بسيار باارزش است. اما اين را نيز بايستي يادآور شوم که اين کيفيتها را با ابزاري جديد و احساسي جديد خلق ميکنم. اين قواعد نهايتاً اجازه يکسان بودن را به هيچ دو گونه نميدهند. خانه جنين گونه در مسير تکامل خود نه تنها محل بنا، سبکهاي رايج محلي، شرايط اقليمي، مصالح ساختماني و برداشت محلي از زيبايي وفق ميدهد.
در اينجا تأثير دانستههاي طبيعي را بر اين نظريهپرداز به خوبي ملاحظه ميکنيم. اگر جانداري (براي نمونه خرس) موفق ميشود از نقاط متفاوت و شرايط اقليمي مختلف از قاره آسيا و آمريکا تا قطب شمال نه تنها برنامه غذايي خود را بلکه ساختار فيزيکي بدن و حتي رنگ و پوستش را با شرايط وفق دهد، چرا يک اثر معماري نتواند به چنين وفاقي دست يابد. وجه مشخصه مباحث او عدم ارائه و تعريف “گونهاي ممتاز”، “نژادي بهينه” يا کلاً چهارچوبي تعريف شده است. او تمايل دارد به معماران روند و “مسير بهينهسازي” و “فرآيند گونهسازي” را نشان دهد و درکي جديد و ناشناخته از زيبايي را عرضه کند. او براي خلق اثر خود محدوديت کلاني را تعريف نميکند بلکه اين اعضاي اثرش هستند که با توجه به دادهها و شرايط تعيين شده در دنياي مجازي رايانه در قلمرو مجاز خود رشد کرده کيفيتي بهينه براي شرايطي خاص اما ماوراي همه سرحدات تعريف شده هندسي و چارچوبهاي رايج معماري ايجاد ميکنند.
The European Graduate School, 2012)(

2-5-4- سانتياگو کالاتراوا

سانتياگو کالاتراوا در 28 ژولاي 1951 در شهر والنسيا در کشور اسپانيا متولد شد. کالاتراوا يک نام اشرافي است که از شواليههاي قرون وسطايي گرفته شده است. خانواده کالاتراوا داراي صادرات کشاورزي وسيعي بودند که اين امر در زمان ديکتاتوري ژنرال فرانکو بسيار نادر بود و داراي وضع مالي خوبي بودند. کالاتراوا دوران ابتدايي را در والنسيا گذراند و موقعي که 8 سال داشت به مدرسه هنر و صنعت وارد شد. در آنجا مهارتهاي فردي کشيدن و نقاشي کردن را ياد گرفت. وي دوران تحصيل خود را در والنسيا به پايان رساند و به پاريس رفت و در رشته بومشناسي ثبت نام کرد ولي به زودي فهميد که علاقهاي به آن ندارد.

شکل23- سانتياگو کالاتراوا
او سپس به والنسيا بازگشت و در دانشکده تکنيکهاي ساختماني والنسيا ثبت نام کرد و تحقيقات و تأليفهايي نيز در اين دانشکده داشت ولي قانونهاي محکم رياضي و استفاده معماران قديمي از رياضي او را به سوي استفاده از اين رشته در معماري سوق داد. معمار- مهندس- هنرمند اسپانيايي سانتياگو کالاتراوا برنده مدال طلاي 2005 مؤسسه آمريکايي معماران AIA است. فرمهاي کالاتراوا با عنوان “elemental and tyrical”خوانده ميشود که شايد بتوان آن را در فارسي به “خالص و موسيقيايي” تعبير کرد. او شصت و يکمين برنده مدال طلاي AIA است و مدال طلاي خود را در 11 فبريه 2005 طي مراسمي در موزه ملي ساختمان واشنگتن دريافت کرد.
ساخت پلها
کالاتراوا نخستين دفتر خود را در زوريخ تأسيس کرد که خيلي زود تحين همگان را در طراحي برانگيخت. او کار خود را با طراحي پل باخ درودا و در سال 1984 براي بازيهاي المپيک بارسلونا شروع کرد. از جمله شاهکارهاي او در پلسازي، پل زيباي آلاميلو در سال 1992 و پل بيلبائو در سال 1997 و پل آلامدا در سال 1995 ميباشد.
تأسيس دومين دفتر وي در پاريس در سال 1989 همزمان با طراحي ايستگاه فرودگاه ليون بود که در سال 1994 تکميل و به بهرهبرداري رسيد. همزمان با اين کار او عمارت BCE را در تورنتو طراحي کرد. سومين دفتر او در والنسيا در سال 1991 با شروع کار بر روي شهرک علم و هنر که يک مجموعه کامل فرهنگي است تأسيس شده است.
خلاقيت هنري به همراه رعايت تکنيکهاي طراحي از عناصر شاخص کارهاي اين هنرمند معمار ميباشد که الهام از طبيعت، رعايت نکات علمي، استفاده از پيشينه تاريخي و در يک کلمه فرهنگ گذشته توانسته است در خلق آثار فوقالعاده به يک هنرمند در گوشهاي ديگر از گيتي، نويدبخش و الهامدهنده باشد. سانتياگو کالاتراوا شخصيتي که بيشتر به واسطه فعاليتهاي معمارياش شهرت يافته است، به هنر به عنوان انگيزه و محرکي براي خلق آثارش مينگرد. شيفتگي و تمايل وي به هنر در طي سالها را ميتوان در تعداد مبهوتکننده طراحيها و مجسمههايش تا به امروز، درک کرد. در طي 20 سال گذشته، وي بيش از 65000 اسکيس و طراحي در آشيوش جمعآوري کرده است. کالاتراوا بيان ميکند که گوناگوني و تنوع در طرحهايش منعکسکننده اهميتي است که وي به هر جزء ميدهد، به گونهاي که حتي اندازه و کيفيت کاغذ، ايجادکننده يک گفتگو ميان خود و طراحي است.
کتاب Artworks Santiago Calatrava يا آثار هنري کالاتراوا، دربرگيرنده حدود 200 اسکيس، آبرنگ و ترسيمات مجسمههايي ميباشد که وي آنها را مبناي طرحهاي معمارياش قرار داده است. بسياري از موضوعات و فرمهاي ارائه شده توسط او در اين سطح، به مجسمههايي تبديل شدهاند که منبع الهامي براي پلها، ايستگاههاي قطار، فرودگاهها، موزهها و حتي ميزهاي غذاخوري بودهاند.اسکيسهاي اوليه کالاتراوا حال و هواي معماري را ندارند، تنها در مراحل اصلي طراحي است که واقعگرايي اين اسکيسها نمود مييابد. به هر حال وي از همان ابتدا که به دنبال بياني هنري است، نوع تفکر واقعبيني را نيز کنار نميگذارد. همچنين کالاتراوا چندين هزار طراحي از بدن انسان دارد که اکثر آنها بدون آنکه از روي مدلي خاص کشيده شده باشند، تصوري ترسيم شدهاند. شيفتگي شديد او به اين زمينه در پرترهها، پيکرهاي فردي و جمعي و پيکرههايي که تکامل يافته و در يک پروسه طراحي معماري دخيل شدهاند، بازتاب مييابد. تعدادي ديگر از طرحهاي وي شامل مجاورتي از مکعبها و بدن انسان در حالتهاي مختلف هستند. برجستهترين اين نوع آثار، تنشي پوياست که در نزديک شدن پيکر يک دونده و تعدادي مکعب حاصل شده است. کالاتراوا خود را يک طراح نميداند. طراحي با کارش آميخته شده و آن را راهي ديگر براي کسب پتانسيل ايدههايي برميشمرد که او را مجذوب ميکنند. ميزهاي او از پوياترين طرحهاي مبلمان هستند.تعداد قابل ملاحظهاي از اسکيسها و ميزهاي ساخته شده وي بر پايه پيکر انساني است که زانوها، بازوان و ياسر، شيشهاي را در بالا تحمل ميکنند. اين ترسيمات در واقع مجسمههايي هستند که با سطح صافي که بر روي آنها قرار گرفته تغيير شکل عملکردي يافتهاند، به گونهاي که به جزئي اصلي از کل فرم تبديل شدهاند. طرحها و مجسمههاي او را ميبايست به عنوان کارهايي هنري در اصالت خويش نگريست. در عين حال، در اولين گامها از پروسه خلاقيت کالاتراوا، آنها يک لابراتوار يا فضايي براي رشد و جهتگيري کانسپتها شکل ميدهند، تا وسيلهاي شود براي روح بخشيدن به افکار و تجزيه و ترکيب فرمها. اين لابراتوار مخزني را از ايدههاي گوناگون فراهم ميآورد که از گفتگوي با طبيعت و با فرمهاي آشکار در تاريخ هنر و معماري ناشي ميشود. در اينجا خاطرات گذشته با تصوراتي از دنياي آينده آميخته ميشوند- ترکيبي از علم مهندسي، رياضيات، طراحي به خودي خود و پاسخ سازه به ويژه به نيازهاي عملکردي.
(SMUNews, 2002)

2-5-5- نيکلاس گريمشاو

نيکلاس گريمشاو يکي از معماران باتجربه انگليسي است، که پروژههاي معماري بسياري را ساخته است. او به سبب شيوه معمارياش که ميتوان آن را هايتک مدرن (high techmodern) ناميد، پيشرفت نموده است. ولي از طرفي توجه او به سازههاي طبيعي و استفاده از آن در معماري، وي را در معماران فعال در عرصه بيونيک نيز قرار داده است. از جمله آثار او ميتوان به ساختمان لودويک ارهاردهاس در برلين آلمان، پروژه ايدن(Eden project) در انگليس سال 2001 و ترمينال بينالمللي واترلو در لندن سال 1993 و پروژهrac regional head quartersبريستل 1994 و محصولات فروگراف، طراحي صنعتي NGP و ساختمان FrankfurtMessehalle در آلمان سال 2001 و … اشاره کرد.

شکل24- نيکلاس گريمشاو
از کتب منتشر شده که به بررسي آثار او پرداخته است، ميتوان به کتاب سازه، فضا، پوسته: کارهاي نيکلاس گريمشاو و همکاران94، کتاب ترکيب (fusion) و کتاب معماري صنعتي (industrial architecture) توجه نمود.
ساختمان لودويک ارهاردهامس در برلين آلمان که معمار آن نيکلاس گريمشاو است، نمونهاي از يک طراحي کارآمد با نتيجه مطلوب زيباييشناسانه است که حاصل الهامگيري آن از طبيعت است. قرسهاي بيضوي تکرار شده که از اسکلت يک نوع گورکن الهام گرفته شدهاند براي آويزان کردن طبقات بر روي آنزيم بلند به شکلي مؤثر به کار گرفته شدهاند.
(Royal Academy of Art, 2012)

شکل25- ساختمان لودويک ارهاردهاس در برلين

شکل 26- غشاي خارجي اين نوع گورکن، سازه اصلي آن محسوب ميشود

2-6- نتيجهگيري

علم بيونيک علم رابط بين علوم ديگر است. امروزه بسياري از علوم و تخصصها به نوعي از اين نوع نگرش بهره ميجويند.برخي علوم مانند فيزيک، برق، مکانيک

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد بهبود عملکرد، پرسش نامه، جدول داده Next Entries پایان نامه درمورد رئالیسم تدافعی، توزیع قدرت، واقع گرایی