پایان نامه رایگان درمورد طبيعت، طبيعي، طراحي

دانلود پایان نامه ارشد

شرايط آب و هواي محلي، مشخصههاي روشنايي روز، نورپردازي مصنوعي، رطوبت نسبي داخلي، نيازهاي گرمايشي و سرمايشي در ارتباط با مشخصههاي مرزي ديوارها ميباشد. اينگونه کنترل نيازمند درک ويژگيهاي مواد و پديدههايي که در ديوارها عمل ميکنند ميباشد. (N.B. Hutcheon, 1963)
اکنون ساختمانهاي بسياري از کشورها، مقدار عايقکاري مورد نياز ديوارها، کفها غيره را بشدت کاهش ميدهند در حالي که قوانين ساخت اغلب بر عايق کاري تمرکز دارند و به حجم حرارتي ساختمان نميپردازند. بطور کلي ظرفيت گرما و هدايت حرارتي همراه با چگالي افزايش مييابد و مواد سنگين ساختماني همچون بتون، بکوک، آجرکاري يا سنگ ميتواند مقدار زيادي گرما را به خود جذب کند اما اين در حاليست که مواد سبکي همچون چوب، عايقکاري يا گچ تخته قادر به جذب اين ميزان گرما نيستند. اما براي مؤثر بودنشان ميبايست بخوبي به مکان متصل شود چرا که کارايي وابسته به توده و ناحيهي وصل شده ميباشد. (J. Willoughby, 2002) بعلاوه واکنش موقت از سود بالايي برخودار است چرا که تودهي حرارتي به آرامي کنش و واکنش يافته و بر چرخهها و نيازهاي گرمايشي و سرمايشي تأثير ميگذارد.

3-3-2-3- شرايط محيطي

امروزه بيشتر تشخيص داده شده است که ساختمانها را نميتوان بدون در نظر گرفتن تأثير اجتماعي آنها بر محيط طراحي کرد. از آنجائي که ساختمانها مسئول نيمي از تقاضاي انرژي ملت و از اين رو انتشار دياکسيدکربن ميباشند، طراحي، ساخت و عملکرد ساختمانها بطور ضروري براي مردم امروزي و آينده حائز اهميت است.
تأثير محيطي ديگر آلودهکنندهها همچون دود، گازها، مواد شيميايي و سروصدا نيز مسئلهي ديگري است.اين عوامل در محيط دروني و بيروني ساختمان نقش مهمي را ايفا ميکند زيرا مردمي که در ساختمانها زندگي و کار ميکنند ميبايست حس خوبي از رفاه و توليد بهينه را تجربه کنند.
ساختمانها عبور نور، هوا، صدا و انرژي ميان محيط درون و بيرون را تصفيه ميکنند. اتصال ميان آنها بوسيلهي پنجرهها ايجاد شده که ميبايست نياز به نور طبيعي، تماس با محيط بيرون و حس زمان را برآورده کنند.
محيط درون ساختمانها از طريق وروديها (يا خروجيها)، پنجرهها و دودکشها به محيط بيرون متصل ميباشد . مسائل مربوط به پايداري ما را وادار ميکند تا ساختمانها را در ارتباط با شهرها و شهرکها در نظر بگيريم وارزيابي عملکرد ساختمان شامل کيفيت محيطهاي دروني خواهد بود.
معماري به نام کن يينگ123 يکي از پيشگامان رشتهي معماري پايدار بيونيکي بشمار ميرود. چرا که طرحهاي او موضوع يک اکوسيستم شهري را دنبال ميکنند.يک راهحل طراحي کلنگر که بطور فعال با رشد گياهي و توازن انرژي، آب و مواد زائد در ارتباط ميباشد. به عقيدهي يينگ تمام معماران ميبايست به محيط طبيعي به عنوان يک کل پاسخ دهند.(J. Godfraud, D. Clement-Croome, and G. Jeronimidis, p. 319-328, 2005)موضوعات خاصي وجود دارد که بطور مداوم در کار يينگ تکرار ميشوند و اين موضوعات را ميتوان به دو نکته خلاصه کرد: موقعيت باد و خورشيد.
K. Yeang, 1999)) در طرحهايي که به موقعيت باد توجه نشده، نما چند پاره بوده و وروديهاي زيادي را براي ايجاد امکان تهويه طبيعي بوجود ميآورد و همچنين اطمينان حاصل ميکند که تهويه به اندازهي کافي مؤثر باشد. بعلاوه چندي از انديشههاي نوين همچون ديوارهاي کوچک جهت تهويه، سطوح ايروديناميک و محفظههاي هوايي در سطح سقف براي مکش هوا بکار ميبرد. ساختمانهايي که در آنها به مسير حرکت خورشيد توجه شده است نيز در صورت امکان از تهويه طبيعي استفاده ميکنند. با اين وجود طرح کلي برگرفته از خورشيد بوده و کل ساختار در ارتباط با مسير روزانه و سالانهي خورشيدي ميباشد. ساختمانها با توجه به زمان و شرايط بيروني يک تغيير آب و هوايي کم را بدست ميآورند.
(E. Quanjel, W. Zeiler & K. Yeang, p. 13-17, 2003)
در نواحياي که ممکن است محدودهي دماي روزانه C?17 باشد، مردم کشورهاي مختلف خود را با سطوح متفاوت دما وفق دادهاند. انسان به روشهاي مختلفي با آب و هوا تطبيق مييابد، خواه با کاربرد چادرهايي که در کشورهاي گرمسيري يافت ميشود، تنظيم خيابانها به صورتي که ساختمانها به يکديگر نزديک باشند يا کاربرد ايوانها يا بالکنها در اطراف حياط ساختمانها براي ايجاد سايه. آنچه که آشکاراست تلاش براي تعادل نيازهاي اصلي به سادهترين شيوه ميباشد اما طرحي که در برابر چشم نيز زيبا باشد.(OECD, 2002)
مقالهي گادفرادجان و نويسندگان همراه او اين دو جنبهي ساختمان را نيز در برميگيرد: “سيستمهاي حسگر، نظارتي و عکسالعملي” و “يکپارچگي و کارايي تيمي”.
امروزه سيستمهاي ديجيتال بطور عمده جايگزين وسيلههاي متشابه و قديمي شدهاند. با اينحال اين سيستمها داراي ظرفيت اطلاعاتي حسگرهاي بيولوژيک طبيعي که با آنها متشابه هستند، نميباشند. حسگرهاي بيولوژيکي در سطح مشترک پيچيدهي طبيعت- حيوان عمل کرده، حجم زيادي از اطلاعات را در زمان واقعي پردازش کرده و داراي ظرفيت قابل توجهي براي بازدهي به عنوان وسايل چندکاربردي ميباشند.اکنون حسگرهاي درون ساختمانها ساده بوده و همگي چند کاربردي نميباشند.
(P. S. Westbury, p. 33-37, 2004)
صنعت ساخت همچنان بر آن است تا به سطح وسيعي از نظارت و باز خورد دست يابد. صنعت ميتواند اين تکنولوژي را براي يافتن راهحلهاي پايدار مؤثر مورد استفاده قرار دهد.
يک ساختمان محصولي پيچيده با تکنولوژي کاربردي است که تقريباً هر سطح کوچک از علوم کاربردي و محض را در برگرفته و طراحي و ساخت آن نيازمند وجود مقررات و مبادلات مختلف ميباشد. از اين رو براي يک کاربرد موفقيتآميز اين موضوع ميبايست توسط صاحبان، معماران، مهندسان، پيمانکاران، تأمينکنندگان مواد و متصديان درک شود. بنابراين کاملاً واضح است که شرکتکنندگان درون صنعت ساختمان براي تطبيق تکنولوژي موجود با مشکلات خاصي که در فعاليتهاي روزانه با آن روبهرو ميشوند به مساعدت و کارتيمي احتياج دارند. اغلب مشکل در اهداف نيست بلکه در شيوهاي است که ما براي دست يافتن به آنها بکار ميگيريم با بکار بردن شيوهاي همچون شيوه طبيعت مرز ميان مواد و ساختار محو ميشود. بررسي سيستمهاي بيولوژيکي براي فهم جنبههايي از طراحي که ممکن است براي اهداف ما مفيد باشند نيازمند يک يکپارچهسازي گروهي ازتمامي قوانين بالا است.
دليل اصلي اين امر اين است که ساختارهاي بيولوژيکي اغلب چندکاربردي ميباشند و اگر ما عملکردهاي مختلف آن و اينکه چگونه کنترل و يکپارچه شدهاند را متوجه نشويم، استخراج و بکارگيري آنها دشوار خواهد بود.
(D. Clements-Croome, 2004)

3-4- نتيجهگيري

نتايج فراواني از تحقيق وتفحص در طبيعت ميتوان بدست آورد. مديران و طراحان با کمک بيولوژيستها بايد اصول طرح و برنامههاي جهان بيولوژي را پيدا کنند که اين يک همکاري بين رشتههاي مختلف علوم و يک علم بين رشتهاي است که درک مديران و طراحان را از طبيعت و چگونگي عملکرد آنها افزايش ميدهد و موجب کشف راهحلهاي نوآورانه در زمينههاي طراحي ميشود.
البته لازم به ذکر است که عيناً تمام جزئيات مدل اصلي طبيعت را نميتوان کپي کرد و حتي اگر اين کار انجام شود موفقيتآميز نخواهد بود. بلکه بايد اصول کار هرچيزي در طبيعت کشف گردد. بعد از اين شناخت و آگاهي براي طراحي و ساختن وسايل از اين اصول استفاده کرد. در کل آن چه ميتوان از اين فصل و از نحوه تجزيه و تحليل طبيعت تا رسيدن به يک طراحي نتيجه گرفت را ميتوان به اين صورت بيان کرد.

فصل چهارم

اجزاي ساختمان و بيونيک

4-1- مقدمه

بيونيک يک شاخه از علم است که به مطالعه تقليد و الگوبرداري از عملکردها و سيستمهاي طبيعت ميپردازد. در حقيقت بيونيک يک زمينه مطالعاتي هيجانانگيز است که هدف از آن کشف مواردي از زندگي ارگانيسمهاست که قابل الگوبرداري در طراحي ميباشد.در طبيعت، همه سطوح ارگانيک هستند و اشکال جاري دارند و مصالح و بافتها در هم ادغام شدهاند. از طريق عملکرد طبيعت در طراحي معماري، معماران ميتوانند ساختمانها رابراي محيطهايي که به طبيعت نزديکتر باشد طراحي کنند.
با نگاه کردن به طبيعت براي الهامگيري، معماران جهت تشخيص ويژگيهايي که ميتواند در طراحي بکار گرفته شود تلاش ميکنند. براي مثال فرم، سازه، دوام، عملکرد قوي و تطبيقپذيري.يکي از دلايل اصلي که معماران به سمت طبيعت گرايش دارند، يافتن راهحلهاي پايدار در طراحي ميباشد. بيونيک در حقيقت در تلاش براي استخراج اين راهحلهاي پايدار بوسيله ارزيابي استراتژيها و الگوهاي طبيعي است. بيونيک به طبيعت به عنوان يک مدل، راهنما و واحد اندازهگيري نگاه ميکند.
در اين فصل برآنيم تا با بررسي پنج بخش فرم، سازه، مصالح، تأسيسات و پوشش بنا و ذکر نمونههاي بيونيکي کشف شده در هر کدام، تأثير بيونيک را در زمينه معماري درک کرده و اهميت آن را در حل مسائل مهم انساني مانند محافظت انرژي و بازيافت دريابيم.
4-2- فرم و بيونيک
4-2-1- تفاوت فرمهاي زمينهگرا و تقليدي از طبيعت

اشکال و فرمهاي طبيعي به اشکال معماري از اولين ساختارهاي بومي گرفته تا کار طراحان برجسته، الهام بخشيده است. بعلاوه، شکل طبيعي هميشه در معرض تفاسير مختلف قرار گرفته و در حوزهي طراحي بکار رفته است (Bahamon, Perez, &Campello, 2008, p. 4). معماري تکاملي و معماري ارگانيک از جمله سبکهاي طراحي محيطي الهام شده از اشکال طبيعي را نشان ميدهند. وجود کتابها و سبکهاي الهام شده از شکل طبيعي حاکي از آن است که اين رايجترين موضوعي است که طراحان محيطي از طريق آن بدنبال الهام از محيط هستند. يکي از مشکلات ممکن اين شيوهي فرماليستي اين است که بگفتهي رهبران بيونيک با تقليد محض از اشکال طبيعي موضوع اصلي را از دست خواهيم داد در حالي که شبيهسازي کامل از طبيعت، اکوسيستمها و فرآيندها را نيز دربرميگيرد. (“Borrowing”, 2007, p. 32; Post, 2007, p. 28)
طراحان ميبايست براي متمايز ساختن تلاشهاي خود به هنگام تقليد از اشکال طبيعي نسبت به زماني که از طبيعت الگوگيري ميکنند جهت متمايز ساختن تقليد و الگوگيري از طبيعت در معماري، زبان ويژهاي را بکار گيرند.همچنين استفاده از يک زبان صحيح و مناسب در تشخيص يک طرح بيونيکي درست به همگان کمک ميکند. شکلشناسي124 واژهايست که دانشمندان طبيعي براي توصيف فرم و ساختار در طبيعت بکار ميگيرند و ميتواند مشخصههاي مکاننگاري و زمينشناسي يا گياهان و حيوانات را توضيح دهد. به همين دليل پيشنهاد ميشود که طراحان در هنگام توصيف طرحهاي محيطياي که از ظاهر اشکال طبيعي تقليد ميکنند، واژهي زيستشکل125 را بکار گيرند. به عنوان مثال خانهي مرغ مرغزار هرب گرين126 در نرمان در اوکلاهوما شبيه به يک مرع مرغزاري بوده و ميبايست به عنوان زيستشکل در نظر گرفته شود نه زيستالگو127 چرا که صرفاً از شکل يک مرغ مرغزار تقليد کرده و با اکوسيستمها يا فرايندهايي که مرغ مرغزار بخشي از آن است در ارتباط نيست. به عبارت ديگر طرح اين خانه با تقليد محض از بخشي از طبيعت، انسجام و پيوستگي موجود ميان طبيعت راناديده گرفته و از اين رو به عنوان زيستشکل بهتر توصيف ميشود تا به عنوان زيستالگو. با ايجاد واژهي زيستشکل براي توصيف طرحهاي بنا شده بر پايه شکل طبيعي، ميتوانيم انسجام متقابلي که شکل بوجود آمده در زيست الگو نمايش ميدهد را توصيف کنيم.(Feuerstein,2002, p. 119)

4-2-2- مقايسه فرم 2 نمونه معماري
پروژه ايست گيت128 اثر پيرس129 و برج آلتيما130 اثر تسو131

در جهت درک بهتر مطالب عنوان شده راجع به فوايد الگوگيري از طبيعت به جاي تقليد صرف از ظاهر ارگانيسمهاي طبيعي 2 نمونه را مورد بحث قرار ميدهيم. الگوگيري از طبيعت بايد داراي سه شرط باشد: ابتدا اينکه شکل طبيعي ميبايست نشانگر محيط اطراف خود باشد، دوم اينکه بهرهگيري از شکل طبيعي فراتر از يک رويارويي مبتني بر تصوير بلکه مبتني بر کاربرد بوده و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد سیاست خارجی، تولید ناخالص داخلی، خاورمیانه Next Entries دانلود تحقیق در مورد انحلال شرکت