پایان نامه رایگان درمورد صنعت گردشگری، رشد اقتصادی، توسعه گردشگری، گردشگری شهری

دانلود پایان نامه ارشد

مرحله سرمایه گذاری، توسعه، تحکیم بخشی (ثبات)، رکود و احیای مجدد. مدل باتلر هر مرحله از توسعه را از دیدگاه تعداد بازدیدکنندگان از منطقه و تغییراتی که در فعالیت های گردشگری رخ داده همراه با روابط آن با جامعه ی محلی مشخص نموده است. این مدل در واقع، به نوعی بیانگر میزان سرمایه گذاری و نوع فعالیت هایی است که باید از سوی مدیریت مناطق گردشگری صورت پذیرد (Szpilko, 2014).
چرخه حیات مناطق گردشگری شامل پنج مرحله معرفی، رشد، بلوغ، اشباع و افول است. اقدامات بازاریابی نیز در هر یک از این مراحل عبارتند از:
مرحله معرفی: در این مرحله هدف بازاریابی، اطلاع رسانی و ایجاد آگاهی در جامعه هدف جهت سفر به منطقه و بازدید از اماکن گردشگری است. محصول گردشگری هنوز ناشناخته است. تبلیغات بازاریابی نقش آگاهی دهنده دارد و هزینه استفاده از خدمات گردشگری بسیار بالا است.
مرحله رشد: در این مرحله با توجه به آگاهی نسبی جامعه هدف درخصوص مقصد گردشگری، هدف بازاریابی عمدتا اطلاع رسانی به جامعه هدف درخصوص جاذبه ها و اماکن گردشگری موجود در مقصد است. تاکید راهبردی برنامه های گردشگریس، نفوذ به بازارهای هدف جدید است. همچنین تبلیغات آگاهی دهنده از اهمیت زیادی برخوردار است.
مرحله بلوغ: در این مرحله هدف بازاریابی تشویق گردشگران فعلی برای سفر مجدد به منطقه و افزایش مدت اقامت آنها است. تاکید راهبردی برنامه های گردشگری بر دفاع از سهم بازار گردشگری و راضی و وفادار نگه داشتن گردشگران ورودی به منطقه است. به علاوه سرمایه گذاری وسیعی در حوزه گردشگری مقصد انجام می پذیرد و محصول گردشگری در وضعیت مطلوبی قرار دارد.
مرحله اشباع: در این مرحله همانند مرحله قبل، هدف بازاریابی گردشگری تشویق گردشگران فعلی و تاکید راهبردی بر دفاع از سهم بازار گردشگری است. در این مرحله با توجه به افزایش تعداد واقعی گردشگران، علیرغم کاهش نرخ رشد گردشگری، مخارج سرانه بازاریابی کاهش می یابد. همچنین با توجه به ظهور رقبای جدید و کاهش جذابیت مقاصد گردشگری و تنوع طلبی گردشگران، محصول گردشگری رو به افت می گذارد.
مرحله افول: در این مرحله بازار گردشگری مقصد به دلیل ورود رقبای جدید با افت تقاضا مواجه شده و زیرساخت های اقتصادی منطقه تحلیل می رود. با توجه به تحلیل نسبی محصول گردشگری در این مرحله تاکید راهبردی بازاریابی باید بر معرفی مجدد منطقه گردشگری، معرفی محصولات جدید گردشگری و ایجاد وفاداری در گردشگران فعلی و یا جستجوی بازاریابی هدف جدید باشد (امین بیدختی و همکاران، 1389).

2-1-9) مدل نظری تقاضای گردشگری توسط مصرف کننده
جهت ارایه مدل نظری تقاضای گردشگری می توان از رهیافت لانکستر استفاده نمود. لانکستر در سال های 1966 و 1971 روش جدیدی برای نظریه تئوری مطلوبیت مصرف کننده ارایه نمود. از سال 1973 تاکنون فقط راگ مزالعه تجربی و تخمین آمار براساس تئوری لانکستر انجام داده است و غیر از آن کار جدید دیگری صورت نگرفته است. راگ در سال 1973 مدلی را ساخت که در آن تابع مطلوبیت فرد تابعی است از خصوصیات مقصد و در این مسیر نیز با محدودیت زمان مواجه می باشد به دنبال تئوری لانکستر او خصوصیات مقصد را به صورت تابعی از زمان سپری شده در مقصد گرفته و در آن تابع تولید را به صورت قیدی دیگر در مدل گنجانیده است. بنابراین براساس مدل راگ نوع مقصد را می توان باتوجه به درآمد و زمان اختصاص داده شده به مصرف گردشگری پیدا نمود (Wu et al., 2011).
سیلور مورلی در سال 1992 مدلی براساس آن، انتخاب نحوه سفر صورت می گیرد، یعنی مدلی مورلی نواقص مدل های قبل را تا حدی جبران می کند به این ترتیب که تایع مطلوبیت مقید مشخص می کند که آیا شخص سفر خود را با تور انجام خواهد داد یا خیر؟ وی برای مدل خود فرض می کند که اشخاص برای اینکه تصمیم به مسافرت های گردشگری گیرند سعی در حداکثر نمودن مطلوبیت می نمایند. البته با توجه به قیدهای مشخص تابع مطلوبیت فرد شامل زمانی است که برای امر سفر صرف می شود و مقادیری است که برای مصرف کالای دیگر اختصاص می یابد (Mbaiwa and Stronza, 2011).

2-1-10) راهبردهاي توسعه صنعت گردشگري
راهبردهاي توسعه گردشگري مبناي توسعه و مديريت اين صنعت و عنصري اساسي از برنامه ريزي ملي و منطقه اي گردشگري محسوب مي شود. برخي از موضوعات اساسي كه در تدوين راهبردها بايد به آنها توجه نمود به قرار زير است: تعيين سياست ها و اهداف توسعه به عنوان نهاده هاي اوليه براي تدوين استراتژي، تعيين نوع، موقعيت و ويژگي هاي عمده جاذبه هاي گردشگري در هر كشور يا منطقه، تعيين نوع و موقعيت محل هاي اقامت موجود و محل هاي اقامت پيش بيني شده و ساير تسهيلات گردشگري، بررسي وضعيت و امكانات حمل و نقل و ساير تأسيسات زيربنايي نظير شبكه هاي آب، برق، تلفن، بهداشت و … در حال و آينده و تجزيه و تركيب كلي منطقه از نظر محيطي، اجتماعي، اقتصادي (Ingelmo, 2013).

2-1-11) گردشگری شهری
محل و هرچه که یک محل را تعریف می کند موضوعی اجتماعی است. گردشگری شهری نیز با نظریه ها و فعالیت های مربوط به محل، پیوندی نزدیک دارد و حفظ میراث شهری، نظیر طرح های ساخت و بازسازی آن کنارها در شهرها متاثر از روابط قدرت درون و بیرون یک جامعه است. گذشته و آثار تاریخی شهر به شاهکارهای هنری تبدیل می شوند، زیرا همه فراموش می کنند که چه رابطه ای میان وضعیت فعلی و قبلی وجود دارد. محیط های شهر در سراسر جهان برای سالیان متمادی در زمره بیشترین جاذبه ها برای همه اهداف گردشگری بوده است. نخستین شرط موفقیت هر شهر در توسعه گردشگری، وجود زیرساخت های مناسب شهری و مدیریت عاقلانه و مدبرانه در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و مانند اینها است. دومین شرط برای تضمین موفقیت سیاست توسعه گردشگری شهری، تنسیق و آمایش جاذبه های شهر و ایجاد تسهیلات و امکاناتی است که دسترسی به جاذبه ها را بیش از پیش آسان سازد (Tefler, 2008).
تحقق گردشگری پایدار شهری، نیازمند شهری پایدار و انسان هایی با کنش های فرهنگ شهرنشینی است. آنچه در توسعه گردشگری پایدار شهری بر آن تاکید می شود علاوه بر رهاوردهای اقتصادی و اجتماعی این صنهت برای شهروندان و شهرها، اهمیت به تداوم برنامه های توسعه گردشگری در زمان و آثار توسعه در مکان جغرافیایی است. برنامه ریزی و مدیریت گردشگری شهری وظیفه تعداد زیادی از سازمان های دولتی و خصوصی است که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم در امر گردشگری دخالت دارند. بخش دولتی با ارایه خدمات، تنظیم و اجرای سیاست ها توسعه گردشگری شهری را بر عهده دارد. برای افزایش فواید حاصل از توسعه گردشگری و کاهش آثار منفی در جوامع پدیرای گردشگری، برنامه ریزی و مدیریت کارآمد لازم است. این امر نیازمند برنامه ریزی های هماهنگ و حساب شده است تا این اطمینان حاصل شود که گردشگری راهی برای دستیابی به توسعه پایدار در نواحی شهری است. مشارکت جوامع و همه افراد و سازمان های ذیربط و طرح های مفید مدیریت گردشگری از ارکان ضروری روند، برنامه ریزی و مدیریت گردشگری شهری است (تقوایی و همکاران، 1391).

2-1-12) اثرات و کارکردهای گردشگری
گردشگری به دلیل ماهیت پیچیده خود می تواند تأثیرات مفید یا مخربی در بر داشته باشد. در اینجا به برخی نقش ها و کارکردهای گردشگری اشاره می شود:
نقش اقتصادی گردشگری:
ایجاد اشتغال، کسب درآمد ارزی برای کشور میزبان و بهبود تراز پرداخت ها، افزایش درآمدهای مالیاتی از محل فعالیت های اقتصادی مرتبط با گردشگری ،ایجاد تعادل منطقه ای، تعدیل ثروت، دگرگون ساختن فعالیت های اقتصادی و سوق دادن درآ مد، از مناطق شهری به روستاها و بالاخره جلوگیری از برون کوچی روستاییان می تواند از جمله اثرات اقتصادی گردشگری باشد (صدر موسوی و دخیلی، 1384). البته تاثیر گردشگری بر رشد اقتصادی کشور میزبان از طریق برخی عوامل تعدیل می گردد که به این عوامل در شکل زیر اشاره شده است.

شکل 2-2) عوامل موثر در درجه اثرگذاری گردشگری بر رشد اقتصادی کشور میزبان (صدر موسوی و دخیلی، 1384)

افزایش اشتغال خارجیان در صنعت گردشگری کشور میزبان ، به خروج درآمدهای عمده ی ایشان از کشور به سوی موطن خود منجر می شود. از این رو، وجوه کمتری در اقتصاد کشور میزبان جریان می یابد و از اثرگذاری گردشگری بر رشد اقتصادی کاسته می شود.
اگر منابعی که صرف ارائه ی خدمات و محصولات صنعت گردشگری در کشور میزبان شده اند، متعلق به این کشور نباشند، یا به عبارت دیگر این کشور در تولید و عرضه ی محصولات و گردشگری خود متّکی نباشد، آنگاه بخش قابل توجهی از وجوهی که گردشگران در آن هزینه می کنند، باید برای تأمین این منابع مجدداً از این کشور خارج شود. از این رو، هرچه درجه ی خود اتکایی صنعت گردشگری کشور میزبان بالاتر باشد درجه ی تأثیرگذاری فعالیت های مرتبط با این صنعت در اقتصاد ملی و منطقه ای بیشتر خواهد بود.
هر اندازه اقتصاد ملی کشور میزبان گردشگری بزرگ تر باشد و سهم این صنعت در مجموع فعالیت های اقتصادی کشور و به تعبیر دقیق تر اقتصادی، سهم ارزش افزوده ی صنعت گردشگری در تولید ناخالص ملی قابل توجه تر باشد که به طور متعارف این امر در اقتصاده ای کوچک تر خود را نشان می دهد، آنگاه درجه ی تأثیرگذاری تحوّلات در صنعت گردشگری بر رشد اقتصاد ملی بیشتر خواهد بود.
جامعه ی توسعه یافته تر، دارای زیر ساخت های مناسب تری است. در چنین جامعه ای صنعت گردشگری با دیگر صنایع از تعامل بیشتر و منطقی تری برخوردار است. از این رو درجه ی توسعه یافتگی کشور میزبان با میزان تأثیرگذاری صنعت گردشگری بر رشد اقتصادی آن رابطه ی مستقیم دارد.
افزایش سرمایه گذاری های بخش خصوصی و مخارج دولت برای گسترش زیر ساخت های اقتصادی – اجتماعی مورد نیاز صنعت گردشگری خود به گسترش و افزایش تولید ناخالص ملی با ضریبی فزاینده و به صورت تکاثری خواهد انجامید.
هم چنین این که گردشگران در کشور میزبان چقدر و چگونه پول خرج می کنند نیز بر درجه ی تأثیر گذاری صنعت گردشگری در رشد اقتصادی آن کشور مؤثر است. نکته ی مهم در این جا تأکید بر دو ویژگی مهم کشور میزبان از نظر هزینه های گردشگران است. نخست اینکه هرچه مجموع مبالغی که گردشگران در یک کشور میزبان هزینه می کنند بیشتر باشد، صنعت گردشگری تأثیرات قابل توجه تری بر اقتصاد این کشور برجای می گذارد. ویژگی دوم آن است که هر گردشگر تا چه اندازه پول در کشور میزبان هزینه می کند. در واقع موضوع شدت هزینه های گردشگران به توانایی کشور میزبان در واداشتن گردشگران به پول خرج کردن وابسته است . به عبارت دیگر، موضوع هزینه کردن از سوی گردشگران به حدود امکانات و تنو ع جذابیت ها مرتبط می شو د. این امر، موجب گسترش حجم فعالیت های اقتصادی مرتبط با صنعت گردشگری در کشور میزبان می شود و بر درجه ی تأثیرگذاری این صنعت در رشد اقتصادی کشور میزبان تأثیری مستقیم برجای می گذارد.
موضوع وابستگی اقتصادی به یک صنعت یا بخش اقتصادی از مشکلات عمومی کشورهای در حال توسعه به حساب می آید. چنان که نمونه های معروف آن همچون وابستگی اعضای اوپک به صادرات نفت، کوبا به شکر، اکوادور به موز، شیلی به مس و نظایر آن همواره از عوامل تهدید کننده ی این اقتصادها و نقطه ی ضربه پذیر آن ها به حساب می آید، وابستگی کامل اقتصاد یک کشور به گردشگری نیز از این موضوع مبرا نیست . به گونه ای نمونه هایی از قبیل قبرس و مالدیو را می توان یافت که گردشگری بخش اصلی اقتصاد آ ن هاست و ضربات وارده به این بخش ، می تواند کل اقتصاد را تحت تأثیر قرار دهد.
صنعت گردشگری، صنعتی فصلی به حساب می آید و اشتغال فصلی، نقش مهمی در مجموع اشتغال در این صنعت دارد. برای این که گردشگری بتواند تأثیر بیشتری بر رشد اقتصادی کشور میزبان بگذارد، باید از درجه ی فصلی بودن گردشگری کشور میزبان کاسته شود.
ریشه های تقاضا برای بازدید از یک کشور در خارج از آن شکل می گیرد . یعنی اقتصاد کشور میزبان و درجه توفیق فعالی ت های گردشگری در آن ، تا حدود زیادی تابع روند فعالیت های اقتصادی در کشورهای مبدأ گردشگران است و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد توسعه گردشگری، برنامه ریزی گردشگری، سیاست گذاری، شاه عباس اول Next Entries پایان نامه رایگان درمورد اکوتوریسم، آداب و رسوم، عناصر فرهنگی، صنعت گردشگری