پایان نامه رایگان درمورد شيطان، ادعيه، بيشتر، دشمني

دانلود پایان نامه ارشد

دسـت باز مانده932

اي شــــده ســـرگشتــــه ماهــي نفس

چنــد خـــواهي ديـــد بدخواهي نفس
سر بــــکن ايـــن مـــاهي بـــدخواه را

تــا تــــواني ســــود فــــرق مـــــاه را
گـــر بــــود از مـــاهي نفست خلاص

مــونس يــونس شوي در صدر خاص933
رهايي از چنگال چنين دشمن نيرومندي، تنها با ياري پروردگار است که محقق مي‌شود؛ اوست که مي‌تواند آدمي را از دست نفس رهايي بخشد و لذت بندگي و تسليم‌شدن در برابر حق را به او بچشاند، پس از دل فرياد برمي‌آوري که:
لــــذت نــــور مسلــــمانيــــــم ده

نيـستي نفـــــس ظلــــمــانيــــــم ده934
خـــــدمـــت خود را سزا پنداشتي

تو لــــواي جــــرم از آن افــراشتـي935
5-8-3. شيطان
شيطان دشمن قسم خورده‌اي است که تا انسان را هلاک نکند قانع نمي‌شود. او مدام در دل آدمي وسوسه مي‌افکند تا او را به هلاکت اندازد و از مسير حق منحرف کند و اين دشمني تا ابد ادامه دارد، پس هيچ‌گاه انسان از چنين دشمني در امان نخواهد بود. خداوند مي‌فرمايد: “ان الشيطان لکم عدو فاتخذوه عدوا: به‌درستي شيطان دشمن شماست، پس شما هم او را دشمن بگيريد.”
سالک هرچه بيشتر در راه حق گام بردارد، دشمني شيطان با او بيشتر مي‌شود و او را خشمگين‌تر مي‌کند و تيرهاي وسوسه‌انگيزش را به سوي سالک نشانه مي‌رود، پس کار بر سالک سخت‌تر شده و موانع و آفات عظيم‌تر مي‌شود.
“تو روز در عبادت مي‌گذراني و خلق با در خداي مي‌خواني به فعل و به قول و اين معني صد پيشه و خلاف کار شيطان است؛ پس تو ميان بسته‌اي و پيوسته او را به خشم مي‌آري و او نيز همچنين به قصد هلاک تو ميان بسته است. او خود با دوستان خويش از کافران، اهل ضلال و راغبان دنيا قصد هلاک دارد و دشمني مي‌کند، فکيف با تو که مخالفت او را مي‎کني و او را به خشم مي‌آري، چگونه دشمني نکند؟”936
و آن‌قدر به دشمني خويش ادامه مي‌دهد تا آدمي را به انحطاط بکشاند و از ذکر حق باز دارد و با نفس انسان يار مي‌شود و انسان را به جاي مشغول‌بودن به بندگي و ياد حق، گرفتار وسوسه‌هاي شيطاني هواهاي نفساني مي‌کند تا آنجاکه به‌کلي از ياد حق غافل شده و گرفتار دنيا، شيطان و نفس مي‌شود. او هر روز از خداوند و مسير الي‌الله بيشتر منحرف مي‌شود و آن‌گونه که مولوي مي‌گويد: ديگر نيازي به ابليس ندارد، که خود به بيراهه افتاده است:
اول ابلــــيسي مرا استـــــاد بـــــود

بعــد از آن ابلــيس پيشـــم بــاد بود937
5-8-4. غفلت
يکي ديگر از موانعي که در مناجات‌هاي شاعران به آن اشاره شده است، غفلت است. وقتي انسان مشغول نفس و شيطان شد و به غير حق پرداخت، از خداوند غافل مي‌شود. اين غفلت گرچه خود گناهي بزرگ است، اما سرمنشأ بسياري از گناهان ديگر مي‌شود:
مــــن ز غفلت صد گنه را کرده ساز

تو عـوض صد گونه رحمت داده باز938
5-8-5. آز، حرص و غرور
خصلت‌هايي مثل کبر، غرور، حسد، حرص، عجب و عجله از موانع هدايت‌اند. حرص و آز يکي از خصلت‌هايي است که اگر در انسان ريشه بدواند، منشأ و مبدأ بسياري از گناهان مي‌شود. داستان حرص آدم که در قرآن آمده مبين اين مطلب است که به واسطه حرص، آدم را از بهشت بيرون راندند؛ يعني آدم مرتکب ترک اولي شد و توبه و انابه او سبب رحمت حق شد و خداوند از او در گذشت:
اي عــــظيم! از مـا گنـاهان عظيم

تـــو تواني عفـــوکردن در حريـــم
ما ز آز و حـرص خود را سوختيم

وين دعــا را هـــم ز تــو آموختيم939
چون تـو را ذکر و دعا دستور شد

زان دعــــاکـردن دلـــت مغــرور شـد
هم سخن ديدي تو خود را با خدا

اي بســا کــــو زيـــن گمان افتد به جا
گرچه بـا تـــو شــه نشيند بر زمين

خويشتــن بشنــــاس و نيـــکوتر نشين940

5-9. ديگر موانع و آفات سلوک در آثار شعرا
در مناجات‌ها و نيايش‌هاي شاعران به جز چند نمونه به‌صورت گسترده و جامع، درباره موانع و خطرات سيروسلوک پرداخته نشده است که به آنها نيز اشاره شد. اما در آثار و ديوان‌هاي شعراي عارف ايران مي‌توان موانع و آفت‌هاي ديگر را مشاهده کرد و با تفصيل بيشتري آنها را مطالعه کرد، براي مثال: ?. جاه طلبي؛ ?. وابستگي به غير؛ ?. جلب توجه خلق؛ ?. عجب و غرور؛ ?. عشق به غير؛ ?. نداشتن راهنما و پير و مرشد.
اين عوامل در آثار اين بزرگان به چشم مي‌خورد. براي نمونه ابياتي در ارتباط با اين موانع مي‌آوريم:
1.دنيادوستي
در غــــم دنيـــا گرفتـار آمـــــدي

خــاک بر فـــرقت که مـردار آمدي941
?. مشغول به خود بودن
تـا کــه مـــي‌ماند مـن و مايي تــو را

روي نبــود ايمـــني جـــايي تـــو را942
3. عشق مجازي
در خــــرابي جـــاي مـــي‌سازم به رنج

زان که بـاشد در خـــرابي جـــاي گنج
عشـــق گنـــجم در خرابي ره نمــــود

ســـوي گنجــم جـــز خرابي ره نبـود943
4. وابستگي به غير
اگــــر آويـــزشــي داري بــه مـويي

نيـــابـي بــوي او از هيــــچ ســويي944
5. غرور
تـــا تــو در عب و غروري مانده‌اي

از حقـيقت دور دوري مــــانــده‌اي
6. سلطنت و جاه‌طلبي
ز حــب مــال و حــب جــاه برخيز

حجـــاب خود تـــويـي از راه برخيز945
7. بدون پير و مرشدبودن
راه دور اســـــت و پـــر آفـت اي پسر

راهــرو را مــــي‌بيـــايـــــد راهبــــــر
گــــر تـــو بي‌رهبــر فرود آيي به راه

گر همـــه شيـــري فرو افــتي به چاه946
برخلاف نيايش‌هاي شاعران که درباره موانع سلوک چندان حرفي به ميان نياورده‌اند، در آثار خويش به تفصيل از اين آفت‌ها سخن گفته‌اند و کساني را که مي‌خواهند قدم در اين راه پر مخاطره بگذارند، متنبه کرده‌اند که بيان و شرح و توضيح آن از حوصله اين تحقيق خارج است.

5-10. نتيجه
پس از بررسي و مطالعه در ادعيه شيعي و همچنين مقايسه آن با مناجات‌هاي شاعران معلوم شد دعاهاي امامان معصوم از جامعيت بيشتري نسبت به مناجات‌هاي شاعران برخوردار است. در ادعيه شيعه به تفصيل از موانع سيروسلوک و خطرها و آفت‌هاي اين راه سخن گفته‌اند و از طولاني‌بودن و سختي راه شکوه‌ها و شکايت‌ها کرده و به خداوند متعال پناه برده‌اند؛ زيرا انسان خاکي توانايي آن را ندارد که بدون هدايت، ياري و خواست پروردگار اين مسير ناهموار را طي کند. خداوند هر که را بخواهد هدايت مي‌کند.
ايشان در دعاهاي خويش ضمن نام‌بردن آفت‌هاي اصلي، يعني شيطان، نفس، خلق، دنيا، عامل‌ها و خطرهاي ديگري که در مراحل بالاتر پويندگان راه را تهديد مي‌کند، گوشزد کرده‌اند، تا سالکاني که در مراحل بالاتري از سلوک گام برداشته‌اند، دچار عجب، غرور، درگيري و حتي مشغول به کارهاي کم اهميت نشوند و در پرتو ياري خداي مهربان به مقصد نهايي که عبوديت و بندگي پروردگار است، نايل شوند.
مي‌توان اين موانع را چنين برشمرد: اکتساب دنيا، اهتمام به غيرحق، مشغول‌بودن به غير اهم، درگيري‌ها، حرص و آز، غرور، تکبر، خستگي، خشونت، ريا، حسد، غفلت، منت، ترس و يأس.
سالکي که گام در راه حق مي‌نهد بايد از خطرات و مصيبت‌هاي آن آگاه باشد و راه مقابله و مبارزه با آنها را بداند. ائمه اطهار به‌خوبي و روشني اين موانع و راه مبارزه با آنها را بيان کرده‌اند و مهم‌ترين عامل در فائق آمدن بر اين موانع را ياري خالق يکتا دانسته‌اند. اين ادعيه چنان روح انسان را پالايش و تصفيه مي‌کند که فرد هر لحظه از نفس، از آرزوهاي دراز، دنيا و زينت‌هاي فريبنده‌اش، از شيطان که دشمن قسم خورده آدمي است و از خلق به خدا پناه مي‌برد. او از خداوند به‌خاطر گناهاني که مرتکب شده طلب مغفرت مي‌کند و با اعتراف به جرم‌هايش به رحمت حق اميد مي‌بندد و راه نجات خويش را بخشش و آمرزش خدا و هدايت حق مي‌بيند.
هرچه سالک خاص‌تر مي‌شود و به مقام بالاتري مي‌رسد، موانع بيشتري او را تهديد مي‌کند و وظيفه‌اش بيشتر مي‌شود؛ ديگر از اين به بعد، از او تنها عبادت محض و انجام واجبات و ترک محرمات را طالب نيستند، بلکه مسئوليتش بزرگ‌تر مي‌شود؛ بدين معنا نه تنها در قبال انسان‌هايي که در مسير حق‌اند، بلکه از آن فراتر، در قبال همه موجودات و هستي مسئول‌ است. هرچه مسئوليت بزرگ‌تر باشد، درگيري‌ها بيشتر و در نتيجه تشخيص درست از نادرست و مهم از اهم سخت‌تر مي‌شود. براي مثال آيا کمک به يک در راه مانده و يتيم‌نوازي مهم‌تر است، يا نمازها و سجده‌هاي طولاني؟
چه بسا شيطان که همواره در کمين است او را به غير اهم سوق دهد و او را غافل و از عبوديت دور نگه دارد، پس با خواندن دعاها و توجه به آنها بهتر و راحت‌تر مي توان به سلوک حقيقي رسيد؛ ولي در مناجات‌هاي شاعران به‌صورت جسته و گريخته به اين موانع اشاراتي شده و بيشتر به‌صورت کلي از بسياري جرم و گناه خويش سخن به ميان آمده است و اميد به رحمت و مغفرت پروردگار دارند. هرچند که به دور از انصاف است، اگر نگوييم در آثار شاعران به‌صورت مفصل درباره موانع سلوک بحث شده است، زيرا به‌صورت مختصر به آن اشاره‌اي شد، اما چون اين تحقيق مقايسه‌اي ميان ادعيه و مناجات‌هاي شاعران است، مي‌توان نتيجه‌گيري کرد که ادعيه شيعه از جامعيت و نظم و انسجام بيشتري نسبت به مناجات‌هاي شاعران برخوردار است و روح آدمي با آنها مأنوس‌تر خواهد بود و پس از خواندن،و توجه به ادعيه، پالودگي روح را حس خواهد کرد.

نتيجه گيري
اين رساله با تعريف واژه هاي دعا و مناجات و نيايش آغاز شد که در خلال اين تعاريف به نتايج زير دست يافتم:
* به تفاوت ها و شباهت هايي بين اين واژه ها پي برديم. شباهت اين واژه ها را مي توان در ايجاد رابطه و گشودن باب گفت و گو با پروردگار بدانيم و اين که در تمام آن ها انسان نوعي ارتباط صميمي با قدرتي مافوقش برقرار مي نمايد و با تکيه بر آن قدرت لايتناهي به آرامش مي رسد و ضمن اين گفت و گو حاجت ها و نيازهايشرا نيز طلب مي کند
* امااين دو واژه با هم تفاوت هايي هم دارند.دعا،درخواست کردن است و مناجات راز گفتن است و نيايش، ستايش پروردگار. همچنين دعا مي تواند با سکوت همراه باشد اما مناجاتها بيشتر جنبهي گفتاري دارند.
* نيز به اين نکته رسيديم که واژه هاي دعا و نيايش و مناجات گاهي به جاي هم استفاده ميشوند يا با مفهومي مترادف به کار مي روند.
* هم چنين انواع دعا بررسي شد و به اين نتيجه رسيديم که يک دعا مي تواند شامل موضوعات مختلف باشد؛ مثلا بخشي از آن به اظهار پرستش و بخشي شکوي و قسمتي از آن طلب نياز يا شکرگزاري اختصاص داده شود؛ مانند دعاي کميل که تقريباً انواع نيازها در آن مطرح شده است.
اما بعضي دعاها فقط در بردارنده يک موضوع هستند .
* نکتهي قابل توجه اين که شاعران در مناجات هاي خود ابتدا به ستايش خداوند پرداختهاندو در آن اظهار بندگي نموده وپس از آن از خداوند حاجتهايشان را خواستهاند.
* با مقايسه ي ادعيه و مناجات به اين نکته پي برديم که ادعيهي شيعه از جامعيت بيشتري نسبت به مناجات هاي شاعران برخوردارندو همهي جوانب زندگي آدمي را در بر مي گيرد و نه تنها براي جسم بلکه براي ساير ابعاد وجودي انسان؛ يعني قلب و عقل و فکر و روح و روان بشر از خداوند طلب رزق و روزي مي نمايند.
* در ادعيه به صورت مفصل انواع گناهان و خطاها و لغزش ها را بيان مي نمايند و به شرح و توضيح آن ها مي پردازند و از درگاه خداوند طلب عفو و بخشش مي کنند مثلا امام علي در دعاي کميل با نام بردن انواع گناهان (گناهان پرده در،نعمت سوز و نقمت زا و…) و هم چنين اشاره به خطيئه و لغزش ها از خداوند طلب آمرزش مي کند. امامان معصوم حتي يک لحظه غفلت از خداوند را گناه مي شمارند و به درگاه خداوند

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد شخصیت حقوقی، قانون مدنی، قانونگذاری، مقررات قانونی Next Entries تحقیق درمورد شخصیت حقوقی، معاملات تجارتی، انحلال شرکت، قانون مدنی