پایان نامه رایگان درمورد سلسله مراتب، توسعه منطقه، ابراز وجود

دانلود پایان نامه ارشد

فردگرايانه بستگي به زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي وسيع تر دارد. همكاري داوطلبانه و روابط توام با اعتماد در اجتماعي پديدار مي شود كه وارث ذخيرة كافي از هنجارهاي همكاري متقابل وشبكه هاي مسئوليت مدني باشد. مراد از سرماية اجتماعي ويژگي هاي مربوط به سازمان يابي اجتماعي مثل اعتماد و هنجارها و شبكه هايي است كه كارآيي جوامع را افزايش مي دهند .سرماية اجتماعي همكاري خود به خودي را تسهيل مي كند. و رواج شيوه هاي كمك متقابل نيـــز به معناي سرمايه گذاري در سرمايه اجتماعي وافزايش روابط اعتمادآميز است.” (Putnam et al,1993)
“نبود سنت هاي اعتماد ، كار فرمايي و خطركاري، و يادگيري مجموعاً مانع بزرگي بر سر راه توسعة درون زا به شمار مي آيند. اين واقعيت را مي توان به وضوح در اقتصادهاي محلي ا ي مشاهده كرد كه زير سلطة شركت هاي غير محلي قرار دارند.”( Sweeney,1990)
“هويت و هويت يابي به مسئلة تعلق و اخراج در رابـــطه با نوعي پيوند اجتماعي مربوط مي شود.” (Hetherington,1998) “گروه هاي اجتماعي همواره در فضايي، كه در آن به فعاليت مشغولند ، ريشه دارنــد. افراد انساني ممكن است بسيار متفاوت باشند اما همگي در يك جهان مشترك اخلاقي و ادراكي يا يك ولايت36 زندگي مي كنند كه همگي به خوبي با آن آشنايند.حتي اگر قبولش نداشته باشند.”(راگما ، 2003)
“پديدة هويت منطقه اي/ محلي به معناي هم ذات پنداري مردم با نظام اجتماعي منطقه اي معين است.”H?uszer and Frey,1987) ( “يعني تعلق خاطر به مردم ،فرهنگ ،سنت هــا ، مناظر و ديگر ويژگي هاي محل يا منطقه اي خاص. هويت منطقه اي به شيوه هاي گوناگوني بروز مي كند. ممكن است اين هويت بسادگي در قالب نوعي عقدة حقارت و يا برعكس غرور ونخوت منطقه اي پديدار شود.اما درحالت شديدتر در قالب نوعي احساس تعلق ديده مي شود.”(راگما،2003)
پاسي(1986) 37چهارصورت شكل گيري هويت منطقه اي تشخيص مي دهد:
1- صورت قانوني- سرزميني
2- صورت نمادين
3- صورت نهادي و سرانجام:
4- سر بر آوردن آگاهي اجتماعي- فضايي در ساكنان منطقه و تشكيل جايگاه- منطقه در نظام منطقه اي
در واقع، ترتيب خاصي ملاحظه نمي شود.يعني همة مراحل شكل گيري منطقه مي توانند همزمان اتفاق بيفتند.
“در جريان شكل گيري سرزمين 38 منطقه/محل مرزهاي خود را تعريف مي كند.و همچون يك واحد سرزميني در ساختار فضايي شناخته مي شود.”(Passi,1986)”وجود نوعي مرزبندي، به عنوان مبناي طبقه بندي اجتماعي براي پيدايش آگــاهي منطقه اي در ميان ساكنان ضرورت مبرم دارد. ظهور شكل سرزميني يعني خصلت محلي يافتن فعاليت هاي اجتماعي، درست مثل يك شهر قرون وسطايي كه در آغاز درون قصر شكل مي گرفت. بعد اندك اندك حول وحوش شهر گسترش مي يافت و سرانجام داراي حصار مي شد.”(Kosonen,1996).
“شكل نمادين يا مفهومي براساس ويژگي هاي سرزمين ساخته مي شود. نظام نمادها در برگيرندة موزاييكي از كيفيت هاست كه با نام منطقه همراه است : زبان يا لهجة محلي، ويژگي هاي زمين و زير ساخت ها. مهمترين نماد اسم منطقه است. نمادهاي منطقه ممكن است ماهيتاً نماد باشند مثل پرچم يا علامت خاص منطقه ويا اين كه از بناهاي يادبوديا انسان هاي برجسته مثل سياستمداران ،نويسندگان، متفكران و يا اهالي رسانه بدين منظور استفاده شود. حتي از جشن ها و مراسم سنتي و يا عناصري از سبك زندگي مردم نيز مي توان بدين منظور سود جست.” (،Passi,1986)
با توجه به آنچه در بالا آمد، در مي يابيم كه هويت منطقه اي امري ذهني است كه محصول تعامل جوامع با فضاي كالبدي و اجتماعي( محيط) آن ها وهمچنين بازتاب ذهني اين فضا در اذهان وخاطرات انسان هاست. هويت جمعي مناطق را از فضاي كالبدي يا سرزمين خلق مي كند. پاسي مي نويسد :
در مقايسه با “مـكان ” كه به طور فردي تجربه وتوليد مي شود، منطقه ماهيتي آشكارا نهادي و در نتيجه جمعي دارد. مكان به فرايندي بر مي گردد كه با كمك آن اعمال روزمرة افرادبه ساختارهاي قدرت نهادي مربوط مي شود در حالي كه منطقه موجودي نمادين است كه تجربة مستقيم آن براي افراد غيرممكن است و افراد آن را فقط از طريق ابزارهاي جمعي توليد مي كنند. (Ibid)
2-2-4. هويت مکان
“مکان، مرکز عمل آگاهانه وارادي انسانهاست. مرکزي است که درآن از رويدادهاي مختلف، تجربه زندگي مي آموزيم.رويدادها و عملکردهاي آگاهانه، تنها در ساخت مکان هاي معين پراهميت جلوه مي کنند. هويت هرمکان، از سه عامل تشکيل مي شود :1-عوامل مشخص طبيعي ونمود ظاهري آن 2- فعاليت هاي مشاهده پذير وکارکردها 3- مفاهيم يانمادها. در مکان کانون علم جغرافيا تفاوت ها وگوناگونيهاي محيطي بسيارزياد است. اين گوناگونيها نتيجه عوامل موثرداخلي وخارجي مي باشد.39”
“مفهوم مکان که يکي از مفاهيم اساسي در انديشه جغرافيايي است در اينجا يک مفهوم انتزاعي تعريف مي شود که به بعدمکاني تاريخ ها و تجارب شخصي افراد اشاره دارد. هدف از اين تعريف گسترش دادن ايده سابق مکان، هم در زمان وهم در فضا مي باشد .در انديشه جغرافيايي مکان معمولا ارتباط اساسي با نوعي موقعيت وياناحيه اي ويژه دارد، مکان ها تاريخ هايي از هم گسسته ومتمايل به درون مي باشند ،گذشته هايي که ديگران نمي توانند آنها رابخوانند. زمانهايي انباشته که مي تواند از هم گشوده شود اما مانند داستانهاي مخفي شده ودر وضعيتي معماگونه باقي مي مانند که در سختي ها وخوشي هاي افراد قرارداده شده اند.” (passi 1996:207)
“بنابراين مکان در اينجا در قالب يک مفهوم انتزاعي بيانگر مجموعه در حال رشد تجربيات ومعاني شخصي است که فردآنها را در طول زندگي خود از موقعيت هاي مختلف جمع آوري مي کند. مکان به طور پيوسته در جريان تاريخ زندگي فرد شکل مي گيرد وتغيير ميکند واين تاريخ درموقعيت هاي مختلف اجتماعي که به طور مکاني – زماني شکل گرفته اند اتفاق مي افتند.ديالکتيک رفت وبرگشتي وتشخيص ساختارفضايي-زماني وجود انسان از اجزا اساسي مکان مي باشد. “(Ibid,1996:208)
سرگذشت زمين داراي آثارقوي سياسي است که به فرايند همبستگي ميان گروههاي فرهنگي مشخص وچارچوب هاي جغرافيايي وتاريخي آنان مربوط مي شود. اما بار احساسي مکان مي تواند حتي هنگامي که فارغ از عوامل ديگري نظيرفرهنگ ومليت است، داراي تاثير فراواني باشد. از نظر باک جامعه شناس مکان 3 ويژگي مشخص دارد :
1.مکان ها با يکديگر تفاوت دارند ؛يعني فرايندهاي اجتماعي هرمکان با مکان ديگر بسيار متفاوت است.
2.زندگي اجتماعي در محدوده هاي فضايي نسبتا مدورشکل مي گيرد وفاصله، هزينه براست.
3.مردم عقايدي نسبت به مکان دارند که پيامدهاي اجتماعي مهمي رادربردارد.
دراين راستا اگنيو مکان را شامل 3جزء اساسي مي داند :
الف) :Local که در برگيرنده کوچکترين محدوده هاييست که روابط اجتماعي در آنها شکل مي گيرد .
ب) Location : منطقه اي جغرافيايي که محل هارا در برميگيرد ودرون آن تعاملات گسترده تر ميان
اعضاي جامعه برقرار مي شود .
ج):Sence Of Place که با ساختار محلي احساس در ارتباط است وباراحساسي مکان يا درک مکان
دربرگيرنده محل هاي مختلفي نظيرخانه،کار، مدرسه وکليسا است که فعاليت هاي انسان حول آنها صورت مي گيرد.از تلفيق ساختار محلي ونوع فعاليت انساني،بار احساسي مکان به وجود مي آيد که داراي هردوبعد جغرافيايي واجتماعي است.40
“با ايجاد حس مکان هويتي به نام هويت مکان در سکنه شکل مي گيرد که در واقع نوعي ابراز وجود است که از معناي محيطي براي دلالت کردن يا تعيين هويت استفاده مي کند .مانند ديگر انواع هويت ،هويت مکان به اين پرسش که “من که هستم؟”، “من کجاهستم؟”، يا اينکه “به کجا تعلق دارم؟” پاسخ مي گويد.”(ميرشکاريان،75:1387)
“روابط شخصي درموقعيت هاي مکاني ويژه، خود را در قالب بار احساسي مکان نشان مي دهند. موضوعي که توسط جغرافيدانان انسانگرا مطرح شده است.آيلز تاکيد مي کند که اين بار احساسي مکان برگرفته از کليت زندگي فرداست که درآن يک بخش زندگي برابر با تجربه واحساسات شخص در مورد مکان نيست. زيرا نيروهايي وجود دارد که برزندگي تاثيرگذاشته وآنرا شکل مي دهد واين نيروها از چيزي فراتر از تجربيات آني منشا مي گيرد. بنابراين يک بارديگر ميتوان تاکيد کرد که اعمالي که وجود وتجربه را شکل مي دهند را نمي توان تا رسيدن به مقياس فردي کوچک کرد، اگرچه آنها خود رادر مقياس فردي نشان مي دهند.تجربيات شخصي در بعضي مواقع آنقدر عميق است که عوامل کنش گرا نمي توانند از آنها به وجود آيند حتي اگر هدف از اجتماعي کردن ژئوپوليتيکي دولت خلق شکل هاي جديد از شناخت اجتماعي – مکاني باشد.” (Passi,1996:209)
“بنابراين هنگامي که از مکان ها به عنوان کانون هاي شخصي خاص صحبت مي کنيم مشخص مي شود که آنها از نظر فضايي محدود به موقعيت هاي خاص نيستند.بلکه ما با يک شناخت اجتماعي مکاني رو به رو هستيم که علي رغم اينکه همواره در جايي واقع است که از نظر فضايي از شکل هاي بزرگتري از شناخت مانند ناسيوناليسم تشکيل مي شود، اين تجربه به طور مشابه منعکس کننده تجربه ها در ساير موقعيت هاست. مقياس هاي مکاني شناخت که همواره در حال رشد مي باشند در ساختارهاي هويت هاي فردي ودر حال رشد تمرکز مي يابند.”(Passi,1996:210-211)
“از آنجاييکه افراد در مجموعه اي از مناطق،مکان ها وطبقات اجتماعي زندگي مي کنند مرزهاي اجتماعي ومکاني در تعيين ساختار روزمره ي آنها نقش مهمي دارند .آنچه افراد انجام مي دهند معمولا نتيجه چيزي است که در محدوده خودشان ونه در جايي ديگر تجربه مي کنند .
مرزهاي اين محدوده در زندگي روزمره شکل مي گيرند وشعاع موثر فعاليت هاي آنها از اين مرزهاي فيزيکي ونمادين فراتر نمي رود .گستره وظرفيت هاي مکاني قدرت اجتماعي تا حد زيادي تابع توزيع اجتماعي مکاني نيروي کار است.هويت سرزميني افراد نيز يک پديده پيچيده سلسله مراتبي است .بايد توجه کرد که افراد در شناخت عملي خود لزوما مفاهيمي مانند هويت يا هويت منطقه اي راندارند .اينها در زندگي افراد وجود دارند نه در فکر آنها افراد مي توانند به روشهاي مختلف هويت سرزميني خود را در زندگي روزمره نشان دهند،آنها مي توانند در فعاليت هاي مختلفي که به توسعه منطقه کمک مي کند شرکت نموده ،عقايد سرزميني خود را با افکار سياسي محدود کنند تا به امنيت جامعه کمک نمايند، اشتراک روزنامه هايي که درجامعه يا منطقه آنها منتشر مي شود را دريافت کرده،و مي توانند انجمن هاي محدود به سرزمين هاي خاص را تشکيل دهند.” (Ibid,253-254)
“بايد توجه داشت که چگونگي شکل گيري پديده ها ومسائل جغرافيايي هر ناحيه اعم از اقتصادي ،اجتماعي وطبيعي بازتاب وانعکاسي از ايدئولوژي ،شرايط فرهنگي ،اجتماعي وسياسي حاکم برآنهاست .به عبارت ديگر عوامل سياسي وايدئولوژيکي در شکل گيري چشم اندازهاي جغرافيايي نقش موثري دارند .لذا در مکان هاي مختلف ،چشم اندازهاي محيطي ونواحي جغرافيايي نمادي از برنامه ريزي هاي سياسي است.فضاي جغرافيايي امروز جهان متاثر از مسائل سياسي وايدئولوژيکي است وتصميمات سياسي وايدئولوژيهاي حاکم گاه بيش از عوامل مکاني بر سرنوشت انسان ها تاثير مي گذارد.در علم جغرافيا، موقع فضايي پديده ها وچشم اندازهاي جغرافيايي همواره بازتابي از نيروهاي اجتماعي ،اقتصادي وسياسي نظام حاکم است.”(بيک محمدي، 1386:24-23)
يکي از انواع مکان هايي که در اين پژوهش مورد نقد قرار مي گيرد مکان با بار سياسي است : “واضح است که مکان وفضا، ارتباطات فرهنگي مهمي با هم دارند، در حاليکه مکانها، پيوندهاي سياسي خود را نيز دارا مي باشند. مکان ها داراي مقياس هاي متفاوتي هستند ودر مقياس هاي کلان ،در سياست مکان ،ما به مفهوم “ناحيه سياسي” برمي خوريم.نواحي سياسي ممکن است رسما نواحي تعريف شده اي از قبيل حکومت ملي يا بخش هاي اداري بوده ويا ممکن است براساس پيوندهاي فرهنگي ،تاريخي ويا کاربردي وجود داشته باشند .در تمام اين موارد، مهم است که اين مناطق را نه تنها به عنوان ظروفي که شکل دهنده تعاملات اجتماعي هستند، بلکه به عنوان منابع هويت فرهنگي ودر نتيجه، به عنوان بخشي از جهان واقعي بازيگران اجتماعي،نگريست .”ناحيه سياسي” بايد داراي مشخصه هاي سياسي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد ارزش افزوده، سازمان ملل Next Entries پایان نامه رایگان درمورد رفتار انسان، حوزه نفوذ