پایان نامه رایگان درمورد سقط جنین، نظام های حقوقی، اختلافات خانوادگی، مذاهب اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

سقط جنین محسوب می شوند:
1- ناقص الخلقه بودن جنین
2- اگر تداوم حاملگی مرگ مادر را به دنبال داشته باشد
3- حاملگی ازراه های نامشروع مانند جنین زن حامله ای کمتر از 15سال که بدون شوهر است .
جمهوری فقها اسلام معتقدند به علت این که حیات بالفعل و اصیل مادر نسبت به حیات بالقوه جنین برتری دارد لذا لازم حفظ جان مادر مجوزی است متقن جهت سقط نمودن جنینی که استمرار حیاتش مخل حیات مستقر مادر است ، واین مجوز با اطلاقش شامل جنین فاقد روح وحائز است .مضافاً این که ادله ای که برجایز بودن سقط جنین قبل ازنفخ روح دلالت داشت با توجه به این که عام هستند دراینجا نیز جاری وساری هستند.58
همچنین اگرجنین درشکم مادر بمیرد، سقط نمودن وی ازدیدگاه مذاهب اسلامی بلااشکال است .لذابرای جلوگیری از وارد شدن ضرر به مادر بیرون آوردن جنین مرده واجب است، حتی درصورتی که روح جنین دمیده شده باشد .
البته عکس این قضیه نیز صادق است وآن صورتی است که مادر بمیرد وجنین موجود درشکم اوزنده باشد دراین صورت شکافتن شکم مادر جهت بیرون آوردن جنین زنده بلا اشکال است ، بلکه ازباب نجات انسان است با استناد به قواعد نفی عصروجرح اضطرار ودلیل عقلی می توان گفت درصورتی که استمرار بارداری برای مادر مضر باشد، سقط جنین درهرمرحله که باشد جایز است :
الف) حیات مادر استقرار یافته، لکن حیات جنین هنوز استقرار نیافته است؛ لکن درمقام تعارض این دوحیات مادر ترجیح دارد.
ب) جان مادر درمقایسه با جان جنین اصیل است وازاصالت برخوردار است ودرصورتی که مادر اقدام به سقط نماید مجازات نمی شود .
فقهای اهل سنت معتقدند اگرچه درتعارض میان نجات جان مادر وجان جنین، به رغم شادی ارزش انسانی آنان، ازآن جا که به ناچار مرگ مادر ویا جنین گریز ناپذیر است لذا عقل با ملاک قرار دادن پیامدهای عاطفی، اخلاقی واجتماعی مرگ مادر نجات جان وی را ترجیح می دهد.بااستناد به قاعده ی «الضر یدفع بقدر الامکان» می توان گفت اگر باشیوه های علمی معتبر اثبات گردد که برطبق سنت الهی جنین درشکم مادر به طور شدیدی ناقص الخلقه است که زنده ماندن وی بعد ازولادتش درآینده برای خود ووالدینش موجب عذاب ومشکلاتی باشد با عنایت به قاعده ی فوق می توان مبادرت به سقط جنین نمود.59
درواقع مفاد قاعده فوق دربرگیرنده ی این مهم است که می توان با انتخابی درست ومعقولانه آثار وعوارض ناشی از ضرر تا حدقابل قبولی کاهش داد.
درمورد مساله سقط جنین باید گفت چون حیات مادر اصیل ومستقر است لذا درشرایطی که حیات جنین تهدید کننده ی جان مادر است، باید به سقط جنین اقدام نمود وجلوی ضرر بیشتر را گرفت زیرا اگر جنینی بااین اوصاف متولد شود علاوه براین موجب مرگ مادر می شود زنده ماندن خودش نیز ضعیف است پس برای جلوگیری از این حادثه جان مادر را که فعلا مستقر است با سقط جنین نجات می دهیم.
ازسوی دیگر آموزه های دینی واسلامی که به ما حفظ نفس محترم رادستوری میدهند، مارابراین مهم مکلف می کندکه جان مادر را حفظ نماییم .ممکن است جنین به یک سری ازاختلالات وناهنجاریهای ژنتیکی مانند جنین دوسر، جنینی که استخوان جمجمه ندارد، جنین دارای مغز کوچک وفاقد مغز، جنینی که واحد ناهنجاری های حادقلبی وکلیوی است و… دچار می شود بدیهی است که ازدیدگاه علم پزشکی این گونه ناهنجاری ها پس از دمیده شدن روح درنوزاد تقریباً درشش ماهگی پدید می آیند وبا عنایت به این که گونه جنین ها مدتی پس ازتولد ازبین می روند، فلذا بی فایده است که مادر حامل جنینی باشد که قبل ازتولد ویا بعد ازتولد، قطعاً خواهد مرد وچه بسا که برای مادر ادامه بارداری این گونه جنین ها زیان بخش باشد.
البته یک سری ازناهنجاریها مانند: اختلال شنوایی وبینایی وتالاسمی ازهرنوع آن، اگر چه موجب مرگ جنین قبل وبعد ازتولد نمی شود لکن به علت این که نگهداری این گونه کودکان هم برای والدین هزینه وطاقت فرسا است وازسوی دیگر برای دولت نیزپرهزینه براست وازسوی دیگر می توان به این نظریه قائل شد که پرورش و صرف هزینه های گزاف برای موجودی که بی خاصیت هیچ گونه ثمره نخواهد داشت لذاسقط نمودن آن ها با عنایت به این موارد مجاز است .60
لازم به توضیح است که بخش عظیمی ازنظام های حقوقی دنیا، سقط جنین را درشرایط واوضاع واحوال خاصی قانونی داشته اند وخارج ازآن ها را ممنوع وقابل کیفر می دانند به طور مثال کشور ایتالیا درمواردی که جان مادردرخطر باشد ویا سلامت جسمی یا روانی وی درمعرض تهدید باشد ودرموارد وجود ناهنجاریهای جنینی، سقط جنین مطلق مجاز وجایز است ودرسایر موارد یعنی زنا به عنف و زنا با محارم، وجود مشکلات اقتصادی ومواردی که مادر، بدون ارائه یا بدون وجود هیچ دلیلی فقط مایل به ادامه بارداری نیست، مشروط براین که اززمان بارداری بیش ازسه ماه نگذشته باشد، سقط جنین جایز و مجاز خواهد بود..61

فصل دوم:
نظریه های ناظر به حمایت کیفری از جنین

مقدمه
سقط جنین به عنوان یک معضل اجتماعی درتمام جوامع بشری تلقی می شود. بطوری که سلامت خانواده وجامعه را با مشکل مواجه می نماید .تعداد زیاد اولاد، جنسیت، اختلافات خانوادگی ،حاملگی های مکرر وناخواسته ، ارتباطات جنسی نامشروع، عدم آموزش، عدم آگاهی دقیق از روشهای کنترل باروری، دلایل اقتصادی ، اجتماعی و درخواست والدین وموارد مشابه دیگر را می توان ازعلل این معضل عظیم وفراگیر ذکر کرد.
قوانین وسیاست های اجرای مربوطه به سقط جنین درنظام های مختلف حقوقی متضمن سه دیدگاه حاکم است دیدگاه اول که ممنوعیت مطلق است پیوسته به حق حیات جنین و انسان کامل بودن آن توجه می کند. دیدگاه دوم یعنی آزادی مطلق سقط جنین ، پیوسته به حق حیات مادر وتقدم آن برحق حیات جنین توجه داشته وغالبا از تعابیری همچون درحقوق زنان مدد می گیرد.
دیدگاه سوم آزادی نسبی سقط جنین است بدین معنا که این دیدگاه اساساً تحت شرایط خاصی سقط جنین را اجازه می دهد وبراساس این دیدگاه نظام های حقوقی دنیا برمبنای ارزش ها و اصول ومبانی حاکم برجامعه خود وبه گونه ای باپدیده سقط برخورد کرده اند .بنابراین دراین فصل به بررسی نظام های حقوقی کنونی که دنیا سه رویکرد کلی نسبت به مساله سقط جنین دارند می پردازیم .
مبحث اول: نظریه ممنوعیت مطلق
این دیدگاه، ازکهن ترین دیدگاه های مربوط به سقط جنین است که تحت تاثیر مبانی دینی واعتقادی ابراز شده است62 .این نظریه که ازحیات جنین انسانی همواره باید محافظت کرد به اوایل تاریخ حرفه پزشکی بازمی گردد. به طوری که درقسم نامه بقراط دراین خصوص تصریح گردیده است:«… وسیله سقط جنین را دراختیار هیچ یک اززنان نخواهیم گذاشت63» این دیدگاه سقط جنین را درهمه موقعیت ها، ازلحاظ اخلاقی ناپسند وخطا می شمارد زیرا جنین همان حقی را دارد که هرفرد دیگری برای زندگی دارا است، بنابراین با اوباید مانند انسانی کامل رفتار نمود وهمان حقوق وامتیازات رابرایش قائل شد.هراقدامی برای ازبین بردن او درقتل آشکار انسانی بی گناه است حق حیات موهبتی است الهی که کسی مجاز به سلب آن نیست 64.
این دیدگاه اخلاقی، ازهمان لحظه«انعقاد نطفه» برای جنین حق حیات قائل است و شدیداً مورد حمایت محافل مذهبی است، یعنی جنین را مانند موجودی زنده به شمار می آورند وکسی حق ندارد حیات وی را سلب نماید ودرصورت ارتکاب، انسان زنده ای را کشته است .درنظام حقوقی کشورهای طرفدار ممنوعیت سقط جنین غالباً به دلایل ذیل استناد شده است:
اول: آن که ممنوعیت سقط جنین را لازمه بقای خانواده واصل حمایت ازرکن اساسی جامعه می دانند ویکی ازاصول نگهداری ازاساس خانواده وحفظ قداست آن را، احترام به انسان به عنوان اشرف مخلوقات دانسته ومعتقدند با جلوگیری از سقط جنین به این هدف ، که بقاء خانواده است نائل خواهند آمد.65
دوم: آن که برای تامین منافع اجتماع، حکم به ممنوعیت سقط جنین می دهند .این گروه کسانی هستند که قائل به اصالت اجتماع بوده ومعتقدند که ارزش فرد تنها درقالب اجتماع متجلی خواهد شد وجامعه نیز بدون فرد قابل تصور نیست. لذا باید به هرشکل ممکن ازتضییع حقوق جامعه جلوگیری کرد .ازدیدگاه این گروه، مادر، موجودی است که با تولد فرزند نقش اساسی درجهت اعتلای جامعه ایفا می کند، لذاسقط جنین راازجمله جرائمی می دانند که گسترش آن ضربات جبران ناپذیری به پیکر جامعه وارد می کند.66
سوم: حفظ وصیانت نسل بشر را فلسفه ممنوعیت سقط جنین ذکر می کنند وهدف ازصیانت نسل انسان را نیز جزء تسهیل راه رسیدن به کمال انسانی وتقرب به خداوند نمی دانند دراین اندیشه، انسان حق تعدی نسبت به جان خودودیگری را ندارد بلکه مکلف است تا ازاین امانت الهی صیانت وحفاظت نماید.67
گروه دیگری ازافراد هم براین نظر هستند که سقط جنین را نوعی آدم کشی تلقیس وآن را مجاز نمی دانند این افراد معتقدند که حیات، یک موهبت الهی است وکسی حق ندارد آن را سلب کند. ازنظر پزشکی هم ازلحظه انعقاد نطفه، جنین یک موجود زنده محسوب می شود و احدی حق ندارد دراین حیات را ازاوبستاند .کدام عقل سلیم این اجازه را می دهد که برای نجات جان دیگری مثل مادر، حیات فرد دیگری را بستاند.وقتی دریک منازعه، عمل ضارب را سرزنش می کنیم چرا برای کشتن انسانی ضعیف وفاقد هرگونه توان دفاعی چنین قضاوتی ندارم این افراد معتقدند که آزادی سقط جنین، موجب آزادی روابط جنسی وازبین رفتن نظام خانواده می گردد، آزادی سقط موجب هرج ومرج شده وسبب سهولت دسترسی بدان می گردد عده ای ازآن بعنوان وسیله ضدبارداری استفاده می کنند .به اعتقاد برخی ازپزشکان سقط اگر درشرایط بهداشتی هم صورت بگیرد، ازعوارض بعدی جلوگیری نخواهد کردودرمجموع مرگ ومیر زنان را کاهش نداده بلکه نازائی را نیز افزایش خواهد داد.68
گفتار اول: قداست حیات
حیات فی نفسه محترم است وازاین رو مجاز نیستم آن را ازبین ببریم، درنتیجه صرف نظر ازدرجه حیات، نوع درد، کمی یا زیادی احتمال مرگ، امثال آنها، باید از حیات انسانی حمایت کرد، طرفداران قداست حیات، دونتیجه ازاین سخن یا ادعا می گیرند ارزش حیات برتر ازتمامی ارزشهاست و هیچ ارزشی نمی تواند آن را کنار بزند. دوم حیات همه انسانها ارزشمند است وحیات هیچ انسانی به حیات انسان دیگر، ازجمله حیات مادر برزندگی جنین برتری ندارد.
رئیس کلیسای کاتولیک باتکیه برمفهوم قداست حیات، «سقط جنین را قتل وقوانین موافق آن را ناعادلانه دانسته است » ازسوی دیگر سقط جنین هرچند با اهداف خیر خواهانه نقص عدالت محسوب می شود.69
همه گونه های حیات آیات خداوند، اما درمیان همه گونه های حیات مادی، حیات انسان مهمترین وارج دارترین است .قرآن با اشاره به مراحل مختلف آفرینش انسان می گوید: وما انسان را ازگل خالص آفریدیم پس آن گاه اورا نطفه گرداندیم ودرجایی استوار قرار دادیم .سپس نطقه را علقه وعلقه را گوشت پاره وآن گوشت را استخوان کردیم وسپس براستخوان ها گوشت پوشاندیم پس ازآن خلقتی دیگر انشا نمودیم .برقدرت کامل بهترین آفرینندگان آفرین باد70
آیه فوق به مراحل گوناگون آفرینش انسان اشاره می کند مرحله نخست، یعنی آفرینش ازخاک، به آفرینش نخستین انسان اشاره دارد:آدم، بخش دیگر به آفرینش فرزندان آدم، نسل درنسل باز می گردد.حیات انسانی چنان اهمیت دارد که خداوند تکامل آن را گام به گام ذکر می کند وسرانجام پس ازارجاع به آفرینش روح که آفرینشی دیگر (خلقا آخر) خوانده می شود می گوید:«فتبارک الله احسن الخالقین» اگر آفریننده انسان بهترین آفرینندگان است، خود انسان نیز باید دست کم بالقوه بهترین مخلوقات باشد .
کشتن انسانی بی گناه نه تنها عملی جنایتکارانه است بلکه گونه ای تخفیف و تحقیر حیات انسانی است .این واقعیت آشکار درآیه ذیل بیان شده است :بدین سبب بربنی اسرائیل چنین حکم کردیم که هرکس نفسی را بدون حق قصاص ویا بی آن که فتنه وفسادی درروی زمین کند به قتل رساند همانند آن است که همه مردم را کشته است وهرکس نفسی را حیات بخشدوازمرگ نجات دهد همانند آن است که همه مردم را حیات بخشیده است ورسولان ما با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد سقط جنین، اخلاق کاربردی، فقهای امامیه، شورای نگهبان Next Entries پایان نامه رایگان درمورد سقط جنین، حقوق زنان، محدودیت ها، انسان کامل