پایان نامه رایگان درمورد سقط جنین، قتل عمد، قانون مجازات، موازین شرع

دانلود پایان نامه ارشد

ن وقتل که خیلی به یکدیگر نزدیک هستند ازیکدیگر جدا کرده تا به نتیجه مطلوبی برسیم دربند اول فرق بین سقط جنین وقتل که اصلی ترین مفاهیم مشابه هستند را بررسی می نماییم .دربند دوم وضع حمل پیش ازموعد را مورد بررسی قرار می دهیم.
بند اول: سقط جنین وقتل
سقط جنین عمدی درایران قتل محسوب نمی شود اما سقط جنین زن حامله توسط دیگری مانند،دادن ادویه یا وسایل دیگر برای سقط جنین یاراهنمایی او به این کار وهم چنین معاونت یا مباشرت درسقط جنین توسط طبیب یا ماما ممنوع اعلام شده وبرای آن دراین موارد مجازات تعیین شده است .
فرزند ناخواسته،دلیلش هرچه که باشد واقعیتی است انکار ناشدنی.این واقعیت انکار ناشدنی را برخی ابراز می کنند ولی برخی هم هستند که مانع ابراز آن می شوند.سقط جنین را به صورت ساده می توان ازبین بردن سهوی یا عمدی نطفه ای که دررحم مادر است تعریف کرد.
مجازات سقط جنین عمدی دارای روح،از دیرباز درآثار فقهی مطرح بوده است، ولی عبارت بیشتر فقیهان گذشته دراین زمینه خالی ازابهام نیست وهمین امر، سبب اختلاف نظر درفهم قول مشهور شده است .درحالی که مشهور فقیهان اهل سنت ومشهور فقیهان معاصر شیعه به صراحت قول به عدم جواز قصاص درقتل عمدی جنین را برگزیده اند.
قانون مجازات اسلامی نیز گرفتار ابهام است وحقوق دانان برداشت های مختلفی ازآن دارند.مهمترین دلیل طرف داران قول به قصاص این است که جنین با دمیده شدن روح درآن ، انسان می شود ومجازات کشتن هرانسانی قصاص است . اما با توجه به احکام گوناگون که برای جنین ونوزاد وجود دارد، می توان به این نتیجه رسید که درسیر تکوین انسان، مرحله معینی وجود نداردکه با ورود به آن همه احکام مربوطه به انسان ازجمله قصاص قاتل از محقق شود.
بنابراین اصل اولی، احتیاط دردماء فقدان دلیل روشنی برقصاص وبرخی قرائن دیگر، عدم ثبوت مجازات قصاص درقتل عمدی جنین دارای روح را اقتضا می کند. ازسوی دیگر، درنگاه ما انسان ها جنین ازهنگام انعقاد نطفه موجودی زنده وپویاست وارتباطش با حیات بشری هرروز بیشتر می شود. ازاین رو هرچه زمان بردوران بارداری می گذارد برارزش وحرمت او افزوده واخلال درادامه حیات وی ناپسند وجرم شمرده می شود. این نگاه انسانی ازبقراط حکیم درسوگند نامه اش که سقط عمدی جنین را در کنار قتل عمد گناه و حرم دانسته وآن را برخلاف رسالت پزشکان شمرده تا عهدنامه ژنوعالی ترین احترام رابرای زندگی بشر ازهنگام انعقاد نطفه قائل است، پیوسته درجامعه بشری وجود داشته است .
ادیان الهی ازجمله اسلام نیز که پیام آوران کرامت انسانی ازجانب پروردگار متعال اند، حق حیات برای جنین را موهبتی الهی می دانند که تعدی به آن گناه بزرگ به شمار می آید. مستوجب مجازات است .
درهیچ یک ازقوانین موضوعه کشورهای مختلف جهان، سقط جنین مصداق قتل نیست وسقط جنین عمدی، قتل تلقی نشده است درحقوق ایران، نخستین بار درقانون مجازات عمومی مصوب 1304 به مواردی درخصوص مجازات سقط جنین برمی خوریم مواد 180 تا 184 این قانون بدون توجه به منابع فقهی وتحت تاثیر قانون جزای فرانسه، سقط جنین را ازعنوان قتل خارج دانسته ومجازات کسی را که با ضرب ویا هرنوع اذیتی موجب سقط حمل زنی شود حبس جنایی درجه یک از3 تا 10 سال قرار داده است ولی دیوان عالی کشور درهمان دوران ، بیشتر تحت تاثیر منابع فقهی بوده وبراساس موازین شرعی آرا خودرا صادر می کرد.19
حال به نظر بعضی ازفقها وحقوق دانان درمورد سقط جنین وقتل نگاهی می اندازیم .
سلار دیلمی: نخستین فقهی است که به صراحت به طرح مسئله قصاص قاتل جنین می پردازد وحکم به قصاص می دهد ، او می گوید :زن بارداری که جنین او کشته شده ، دوگونه است: یا جنبش کامل وتام بوده است پس قاتل آن به سبب این جنایت کشته می شود، ویا چنین نیست ودراین صورت برای جنین غیر کامل، دیه پرداخت می شود.20
محقق حلی با الفاظ دیگر درباب دیات، همین نظر را ابراز می دارد: اگر زنی رابزند واوجنین خودرا بیندازد، پس جنین هنگام سقوط بمیرد، زننده قاتل است واگر قتل او عمدی باشد کشته می شود. 21
محقق اردبیلی احتمال داده است که کسی که زن بارداری را با علم به باردار بودن او، قصاص کرده وسبب مرگ جنین شده مستحق قصاص است زیرا اومرتکب قتل عمدی وعدوانی شده است . جمهور فقهای مذاهب چهارگانه فقه اهل سنت، قصاص قاتل جنین را جایز اهمیت وتنها ابن خرم ظاهری، ابن قاسم مالکی، ابن جوزی حنبیل، قصاص را درقتل جنین مشروع شمرده اند.22
اما مهمترین دلیل برثبوت حق قصاص درقتل جنین دارای روح این است که جنین پس ازآنکه درحدود چهار ماهگی روح درآن دمیده شد، انسان ودارای نفس محترمه می شود وازاین رو عموم دلایل ثبوت حق قصاص نفس که موضوع آنها انسان ونفس محترمه است، شامل اومی شود.حال می توان نتیجه گرفت که ثبوت حق قصاص درقتل عمدی جنین دارای روح، ازقوت کافی برخوردار نیست .
پس اگر مادر یا غیر او- درغیرموارد جواز- مرتکب سقط عمدی جنین دارای روح شود، جز دیه وتعزیر، مجازات دیگری نخواهد داشت وبه قصاص نقس محکوم نمی شود، البته تردیدی نیست که مجازات تعزیر درسقط عمدی جنین دارای روح از مجازات تعزیر درسقط عمدی جنین بدون روح، شدیدتر خواهد بود زیرا دمیدن شدن روح به جنین برحرمت اومی افزاید وسلب حیات ازاو نیز گناهی بزرگتر شمرده می شود که مجازاتش شدیدتر خواهد بود .23
قانونگذار با انتخاب عنوان مجرمانه درسقط جنین بطورمطلق، اعم ازاینکه قبل ازمرحله دمیدن روح ویا پس ازآن باشد، این جرم را ازعمومات قتل خارج نموده است .وجود شخص زنده به عنوان رکن مهم وقوع قتل عمد شامل جنین نبوده، بلکه شخص زنده به کسی اطلاق می شود که زنده متولد شده باشد وسپس به قتل برسد.
این ضابطه با حقوق سایر کشورها ونیز با موازین فقهی مطابقت دارد .براین اساس درصورتی می توان مجازات قصاص را درمورد مرتکبین سقط جنین عمدی اعمال نمود که درمقررات خاص سقط جنین این مجازات وضع شده باشد درهیچ یک از مقرراتی که اختصاص به سقط جنین دارند اشاره ای به مجازات قصاص نشده است ، به جز ماده (622)ق.م.ا که آن نیز ناظر به مرتکب سقط جنین نیست، بلکه اشاره به ضرب وجرحهایی دارد که براثر ایراد ضرب واذیت وآزار ممکن است به مادر وارد گردد، زیرا :
1)توجیه منطقی برای وضع مجازات قصاص درمورد سقط جنینی که با واسطه ضرب واذیت وآزار صورت گیرد به نظر نمی رسد، حال اینکه اگر همین عمل به سایر طرق پیش بینی شده درمواد(623) و(624) ق.م.ا انجام شود مجازات حبس اعمال می گردد.
2) چنانچه بپذیریم مجازات دیه وقصاص حسب مورد درماده (622) ناظر به ترتیب قبل وبعد ازدمیدن روح باشد، وضع مجازات حبس علاوه برقصاص فاقد توجیه حقوقی است .حال آنکه برای قتل انسان کامل فقط مجازات قصاص وضع شده است .
3)چنانچه کسی دارای مهارت پزشکی یا پیرا پزشکی باشد وبا این عناوین اقدام به سقط جنین نماید یقیناً نسبت به افراد عادی باید مجازات سنگین تری برای وی پیش بینی گردد، زیرا اگر سقط جنین های غیر قانونی توسط این گروه ضورت می گیرد ومراجعه مردم جهت سقط جنین برای افراد وتطمیع آنها وسهولت ارتکاب عمل به لحاظ دراختیار داشتن امکانات ووسایل ودانش، همگی عواملی هستند که قانون گذار را وادار می نماید تا با وضع مجازات سنگین تری ازوقوع این جرایم پیشگیری نماید .
همچنان که مجازات حبس درماده(624) براساس این نظر نسبت به سایر شقوق سقط جنین سنگین تر است حال اگر بپذیریم چنانچه افراد عادی با ضرب واذیت وآزار سبب سقط جنین شوند، با مجازات قصاص مواجه گردند، درحالی که اهل فن فقط مجازات حبس درانتظارشان باشد، با منطق فوق وفلسفه پیشگیری وحتی استحقاقی وارعابی مجازاتها منطبق نمی باشد.
4) وضع مجازات دیه به طور مطلق درماده (487) ق.م.ا واشاره به پرداخت دیه درصورت عمد بودن سقط جنین درماده (492)همان قانون، حکایت از انتفای قصاص درجرم سقط جنین دارد به خصوص قید آخراین ماده که تصریح می نماید :«خواه روح پیدا کرده باشد خواه نکرده باشد»
5) درمورد عدم تسری قصاص برسقط جنین قبل ازولوج روح، هیچ گونه مخالفتی بین فقها و حقوقدانان وجود ندارد.حال آنکه واژه قصاص درماده (622) به طور مطلق وضع گردیده وبه صراحت ناظر به مرحله دمیدن روح نمی باشد.
6) قانونگذار درقانون مجازات سال 1362 درماده (91) به پیروی از نظر مشهور فقها مجازات قصاص رابرای سقط جنین عمدی درمرحله دمیدن روح پیش بینی نموده بود. چنانچه نظر قانونگذار بروضع این مجازات بود به همان صراحت درقانون سال 1375 نیز پیش بینی لازم را می نمود.
8) اشاره به واژه قتل درتبصره«2» ماده (302) ق.م.ا نه تنها مثبت قتل عمد بودن سقط جنین نمی باشد، بلکه با استعمال واژه قتل بطور مطلق، اعم ازعمدی یا غیر عمدی واشاره به دیه به عنوان مجازات آن، حکایت ازپیش بینی دیه درهرصورت برای مجازات سقط جنین دارد، اعم ازاینکه ارتکاب عمل عمدی باشد یا غیر عمدی.
علاوه براین، رعایت اصل مهم تفسیر قوانین کیفری به نفع متهم، مارا یاری می نماید که مقررات کیفری را به نحوی تفسیر نماییم که حتی الامکان با رعایت موازین شرعی ازاعمال مجازات سنگین قصاص خودداری شود.آخرین نکته، اینکه حذف واژه قصاص ازمتن(622) موجه به نظر می رسد: زیرا ضرب وجرحهای وارد شده به مادر بدون نیاز به تصریح، مشمول عموم مقرات قصاص ودیه است.امید اینکه برای پایان دادن به این اختلاف نظرهاوابهامات این پیشنهاد دراصلاحات آتی قانون مجازات اسلامی مورد نظر قرار گیرد.
بند دوم:سقط جنین و وضع جمل پیش ازموعد
سقط جنین ازنظر پزشکی به اخراج عمدی یا مصنوعی یا خروج خود به خود حمل قبل از موعد طبیعی و یا بیرون شدن حمل یا باروری ازرحم گفته می شود.24
اما پاره ازحقوقدانان معتقدند که زنده ساقط شدن مانع سقط جنین نیست درتایید این نظر دکتر زراعت می گوید:« اگر کودکی بوسیله ضربان با اذیت ازرحم خارج شود اما ازبین برود سقط جنین صادق نیست اما اگر زنده بدنیال باید ولی دراثر ضربه یا اذیت توان ادامه زندگی را نداشته باشد سقط جنین صدق می کند.»
درکتب حقوقی غالبا سقط جنین را اخراج قبل از موعد جنینی به نحوی که زنده یا قابل زیستن نباشد» تعریف کرده اند، برخی دیگر «اخراج غیر طبیعی پیش ازموعد را به نحوی که جنین زنده یا قابل زیستن نباشد» را سقط جنین دانسته اند. با این توضیح که منظور ازاخراج غیر طبیعی، خروج به طریقی غیر اززایمان است درحالیکه درسقط جنین جنایی، ملاک سقط جنین شدن جنین سلب حیات آن است به اخراج آن (هرچند پیش ازموعد مقرر خارج شود و صرف اخراج پیش ازموعد را نمی توان سقط جنین دانست .
به بیان دیگر سقط عبارت است از«ختم حاملگی قبل ازاینکه جنین قابلیت زندگی پیدا کند که معمولا قبل از هفته بیستم حاملگی است سقط جنین درمعنی عام لغوی و فرانسه به اخراج جنین دراثر پیشامد غیر عمدی یا درنتیجه عیب مزاجی ونقص تکامل یا به وسایل جنایی کفته می شود که درعرف به گفته خود زن می گویند وضع حمل قبل ازموعد کرده مگر اینکه عامل آن جنایی سقط آور باشد که دراین می گویند زن بچه را انداخته است وچنانچه عمل دراثر پیشامد غیر همدی یا معلول عیب مزاجی وعدم تکامل باشد آن را وضع حمل غلط گویند.
واژه سقط جنین ریشه عربی داشته که مانند دیگر لغات عربی به فارسی راه یافته است وسقط از مصدر عربی سقوط مأخوذ است وسقوط به معنی وقوع، افتادن وریزش آمده است.
دراکثر کتب فقهی شیعه واهل سنت تعریف اصطلاحی سقط جنین دربحث دیات مطرح شده است .به عنوان نمونه محقق حلی دراین باره آورده است:« خاتمه دادن به بارداری وباربری قبل ازاین که جنین متولد شود به گونه ای که قابلیت زیستن نداشته باشد .ازدیدگاه پزشکی سقط جنین عبارتست از: خارج نمودن عمدی جنین ازناحیه ی مادر ویا غیر او قبل ازموعد طبیعی آن.
درجایی دیگر آورده شده است: سقط جنین یعنی این که زن جنین خودرا به صورت ناقص الخلقه ویا قبل ازاتمام مدت حمل ویااین که قبل ازچهار ماهگی جنین، توسط دارو ومواردی این چنین دفع نماید؛ وبه بیان روشن تر یعنی:

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد سقط جنین، فقه اسلامی، قرآن کریم، جنین شناسی Next Entries پایان نامه رایگان درمورد سقط جنین، قتل عمد، ارتکاب جرم، قانون مجازات