پایان نامه رایگان درمورد سقط جنین، قتل عمد، بیمارستان، کامن لا

دانلود پایان نامه ارشد

نادری به مساله مزبور اشاره داشته اند . با این که اندک منابع بر جا مانده نشان می دهد که قاعده حمایت از حیات انسانی در حقوق عرفی این کشور شامل کودکان قبل از تولد می شده است ولی تا اوایل قرن سیزدهم این مساله که آیا سقط جنین متحرک و دارای جنبش (quickening)35 به منزله قتل نفس بوده و یا جرمی سبک تر تلقی می شده است کاملا روشن نیست .
علی رغم فقدان منابع مکتوب قابل اعتماد ، مولف کتاب فوق الذکر با استفاده از منابع مکتوب بر جا مانده از قرن سیزدهم به بعد می کوشد تا وضعیت مساله در حقوق باستانی این کشور را به تصویر کشد . به روایت برنارد دیکنز ، نوشته های براکتون (Bracton) از حقودانان معروف اوایل قزن سیزدهم نشان می دهد که اسقاط جنین ذی روح (Animation) به هر نحو و هر وسیله و توسط هر شخصی قتل عمد تلقی و مستوجب مجازات اعدام بوده است . به حکایت برنارد دیکنز تفسیر مزبور توسط جرج گراب از دیگر علمای حقوق همین قرن به لحاظ مجازات مورد تائید قرار گرفته ولی ایشان معتقد بوده است کچه اسقاط حمل در صورتی قتل عمد تلقی می شده است که حمل به هیات و شکل یک انسان در آمده باشد . ایشان به استناد نوشته های جرج گراب همچنین نشان می دهد که قاعده مذکور در نوشته های براکتون از مدتها قبل و حتی از زمان حاکمیت ساکسونها در انگلسان پذیرفته شده بوده است36 .
برنارد دیکنز همچنین با استناد به نوشته های منسوب به فلتا (Felta) از دیگر حقوقدانان قرن سیزدهم این کشور نشان می دهد که در اواخر قرن سیزدهم هر نوع سقط جنین قتل نفس نبوده بلکه تحت شرایط خاصی عمل مزبور مصداق قتل نفس تلقی می شده است . به روایت فلتا چنانچه شخصی با فشار، خوراندن مواد سمی و یا حمله به زن بارداری موجب اسقاط حملش شود عملش مصداق سقط جنین تفسیر می شده است . به گزارش این حقوقدان ، در این ایام واژه سقط جنین آنچنان معنای گسترده ای پیدا کرده بود که حتی هر نوع اقدام برای منع بارداری مصداق سقط جنین تلقی می شده است . مع ذلک فلتا نشان می دهد که سقط جنین تنها در صورتی قتل نفس تلقی می شده است که جنین سقط شده دارای شکل و هیات انسانی بوده و به مرحلع ای از تکامل و رشد رسیده باشد که در رحم مادر تحرک و جنبش داشته و مادر قادر به حس آن باشد . به حکایت فلتا همین حکم در خصوص خون زن باردار هم صادق بوده است37 .
برنارد دیکنز همچنین با ذکر نوشته های حقوقدانان قرون لاحق نشان می دهد که منابع مزبور دیدگاه فوق را پیروی نکرده و دارای انعطاف بیشتری در رابطه با سقط جنین و قلمرو آن می باشند . به عنوان مثال کوک (coke) از حقوقدانان قرن شانزدهم و هفدهم ضمن نقل و تفسیر نوشته های نویسندگان پیشین نظیر براکتون و فلتا قتل عمد بودن اسقاط هر جنینی را منکر می شود . به اعتقاد ایشان مجرد اسقاط و نابودی جنین دارای تحرک در رحم مادر برای تحقق قتل عمد کافی نیست ، قتل عمد تنها در صورتی محقق می شود که جنین به مرحله ای از تمامل و رشد برسد که استعداد بقاء و ادامه حیات پس از تولد زودرس ، هر چند برای مدت زمان بسیار محدود در خارج از رحم را داشته باشد . البته ایشان اسقاط جنین دارای تحرک و جنبش را یک نوع جنایت بزرگ فاقد نام و عنوان (Great misprision) توصیف و مستوجب مجازات می دانسته است ولی نوع و میزان مجازات آن را بیان نداشته است.
علی رغم کوشش کوک در توصیف ضابطه تحقق قتل نفس از طریق سقط جنین ، نتیجه ارتکاب این عمل به طور دقیق روشن نشده است . فلذا تا اوایل قرن هیجدهم این موضوع مبهم بوده و تنها نوشته های هاوکینز (Hawkins) است که ابهام مزبور را برطرف می نماید . به روایت ایشان ، سقط جنین دارای تحرک و جنبش علی الاصول مصداق جنحه کامن لایی یعنی misdemeanour تلقی می شده که معمولا مستوجب مجازات خفیف نظیر جریمه و تازیانه بوده است . این عمل تنها در صورتی قتل عمد تلقی می شده است که جنین سقط شده زنده متولد می شد ولی در اثر تولد زودرس و یا به وسیله وسایل و ابزارها و اقدامات سقط کننده فوت می نمود .
همچنین اگر چه کوک توانسته است پاره ای ازهبامات مربوط به نتایج و پیامدهای کیفری ارتکاب سقط جنین در مراحل مختلف را بر طرف و به نحو روشن سقطهای مزبور را به لحاظ دسته بندی جرایم توصیف نماید ولی این پرسش کماکان باقی بوده است که آیا سقط جنین قبل از مرحله تحرک و جنبش جرم و مستلزم مجازات بوده است یا خیر ؟
مع ذلک ، ویلیام بلک استون (william blactone) از قضات و حقوقدانان معروق قرن هجدهم انگلستان در کتاب شرحی بر حقوق انگلستان در سال 1765 کوشیده است تا تصویر روشن تری از وضعیت حقوقی سقط جنین به لحاظ نوع جرم ، نوع و میزان مجازات آن بدست دهد .
در این کتاب ایشان همچنین سعی نموده است تا تفسیری معتدل تر از آراء حقوقدانان پیشین این کشور نظیر براکتون ارائه نماید . ایشان ضمن تعمیم تفسیر کوک به آراء دیگر نویسندگان پیشین ، در توجیه آن می نویسد : قتل شبه عمد یک تفسیر محتمل از دیدگاه براکتون در رابطه با سقط جنین می باشد . ایشان در ادامه می نویسد : حیات .. از نقطه نظر حقوق باستانی زمانی آغاز می شود که جنین در رحم مادر قادر به حرکت و جنبش باشد .

3-5-قانون حفظ حیاط کودک (The infant life (preservation ) Act)
به موجب بند یک از بخش یک این قانون که در واقع به منظور تحویز عمل سزارین و تولد غیر طبیعی کودکان با سر بزرگ تصویب شده بود ، نابودی کودک مستعد تولد با حیات (child capable of being born alives مستلزم زندان ابد با اعمال شاقه اعلام شد ولی وفق ذیل همین بند چنانچه نابودی چنین کودکی برای حفظ حیات مادر و با حسن نیت باشد جرم محسوب نخواهد شد .
قانون مزبور در ادامه شفافق سازی ضابطه مذکور در بند یک ، در بند دوم همین بخش یک اماره 28 هفته ای تعیین و به موجب آن مقرر می دارد ، چنانچه از زمان بارداری زن 28 هفته گذشته باشد مل مزبور علی الاصول کودک مستعد تولد با حیات تلقی شده و نابودی آن مصداق جرم نابودی بچه child destruction و مستلزم حبس ابد می باشد مگر این که مشمول استثنای ذیل بند یک همین بخش قرار گیرد .
قانون مزبور یک قانون مربوط به سقط جنین نبوده و به همین جهت ابهاماتی چند در ارتباط با آن مطرح شده است . نخست این که آیا اسقاط حمل مستعد تولد با حیات مشمول قانون مزبور است یا خیر ؟ دوم این که آیا اسقاط حمل فاقد استعداد تولد با حیات جرم است یا خیر و اگر جرم می باشد مجازات آن چیست ؟
علانه بر ابهامات فوق ، اماره ارائه شده در بند دوم از بخش اول آن یعنی اماره 28 هفته برای احراز ضابطه استعداد تولد با حیات با واقعیات پزشکی سازگار نیست . به عنوان مثال در مقاله ای که در سال 1984 تحت همان عنوان ضابطه مندرج در قانون سال 1929 توسط دو پزشک به اسامی stirratt , dunn از بیمارستان بریستول نوشته شده آمده است که در بیمارستان آنان چندین جنین با عمر 32 هفته زنده متولد شده و چندین روز به حیات خود ادامه داده اند . گزارش مزبور این پرسش را مطرح ساخت که آیا معیار مجرد تولد با حیات است یا استمرار حیات جنین سقط شده هم لازم است ؟ البته در مقاله فوق الذکر که ادامه حیات کودکان در سنین 23 هفتگی به مدت … و یک هفته گزارش شده است یادآوری نشده است که آیا کودکان مزبور پس از آن مدت ادامه حیات دادند و یا مردند . گزارش مزبور همچنین توضیح نمی دهد که شرط بقاء و ادامه حیات تا چه اندازه در تفسیر این ضابطه قانونی مهم است . مع ذلک ، ذر قضیه CVS [1987] All ER . p . 1230 لرد دانولدسون (lord donoldson MR) اظهار داشت : کودکی مستعد حیات است که مستقلا و یا به کمک ابزار پزشکی مستعد تنفس بوده باشد و لذا در صورتی که جنین به مرحله ای از تول طبیعی برسدکه قادر به تنفس بدین نحو نباشد ضابطه مزبور محقق نشده است . ملاحظه می شود که محاکم این کشور ضابطه مزبور را مجرد استعداد تولد با حیات تفسیر نکرده بلکه با ارائه یک تفسیر مضیق معیار را تولد کودک با حیات و ادامه حیات مستقل و یا حداقل به کمک ابزار پزشکی تفسیر نموده اند . نظیر همین تفسیر توسط قاضی Brooke در قضیه Rance v . Mid – downs Health authority m [1991] 1 ALLER , p . 801 مورد تائید قرار گرفت .
نظر به نکات فوق است که به اعتقاد برخی از نویسندگان انگلیسی قانون سال 1929 در واقع تنها از جنین زنده ماندنی (viable) حمایت گسترده به عمل آورده و نابودی آن را مصداق child destruction اعلام نموده و ضابطه عام کامن لایی در حمایت از جنین در مرحله تحرک و جنبش را رد نموده است و درست به همین دلیل بوده است که در بند یک از بخش پنج قانون سال 1967 ، همانطوری که بعدا ذکر خواهد شد ، قانونگذار صریحا جنین زنده ماندنی (viable foetus) را معیار سقط جنین غیر قانونی تعیین نموده است . البته ذکر این نکته لازم است که ضابطه ارائه شده توسط لر دانولدسون در واقع قابلیت تنفس capable of breath بوده است که دقیقا مفهوم ضابطه viability موضوع قانون سال 1967 را بیان نمی کند ، زیرا روشن نمی سازد که کودک تا جه اندازه باید قادر به بقاء و ادامه حیات باشد تا ضابطه موضوع قانون محقق تلقی شود . مضافا بر این که ضابطه مزبور به شدت متاثر از شرایط محیطی و امکانات تکنولوژیکی است . زیرا هر چه تکنولوژی نگاهداری کودک با تولد زودرس بیشتر باشد مدت عمر جنین مستعد بقاء و قابلیت استمرار حیات هم کاهش خواهد یافت .
ابهام دیگر ناشی از عدم تعیین زمان بارداری در بند 2 از بخش اول سال 1929 است . این قانون به درستی معلوم نمی سازد که تاریخ شروع بارداری چه زمانی است : آیا زمان لقاح تخمک و اسپرم است یا زمان لانه گزینی ؟ و یا اولین روز پس از آخرین دوره قاعدگی و یا اولین روز پس از آخرین دوره قاعدگی از دست رفته ؟
دیگر ابهام قانون سال 1929 ناشی از عدم ارائه یک ضابطه عام و روشن برای تفکیک سقط مجاز از غیر مجاز است . لازم به ذکر است که تا سال 1929 هیچ استثناء روشنی از قاعده جرم بودن سقط حمل در حقوق کیفری انگلستان وجود نداشته است و این تنها در قانون سال 1929 است که به موجب ذیل بند یک از بخش اول این قانون آن هم در صورتی که نابودی حمل برای نجات جان مادر و با حسن نیت انجام گیرد جرم تلقی نمی شده است . مع ذلک استثناء مزبور بسیار محدود و تنها ناظر به موردی بوده است که به هنگام سرازین حیات مادر در معرض خطر قرار می گرفت . به همین جهت استثناء مزبور به هنگام اسقط حمل در صورتی که حیات و سلامت جسمی و یا روانی مادر و یا خانواده او در معرض تهدید باشد و یا خود جنین ناقص الخلقه باشد قابل اعمال نبوده است . چنین تفسیر مضیق و محدودی تا سال 1939 مورد حمایت محاکم و دکترین حقوقیبوده است . ولی در قضیه ای که در این سال مطرح شد دادگاه با ارائه تفسیری جدید از واژه غیر قانونی مذکور در قوانین سالهای 1803-1827-1838-1861 و پیوند قانون اخیر با قانون سال 1929 تا حدودی موارد استثناء بر قاعده جرم بودن سقط جنین را افزایش می دهد .
در قضیه معروف R.v. Bourne [1939] 1 , K.B., p . 687 یک دختر چهارده ساله در اثر تجاوز به عنف باردار می شود . با اعلام رضایت والدین یکی از جراحان به اسم aleck bourne اقدام به سقط حمل دختر باردار می نماید . جراح مزبور به هنگام اقدام مزبور آشکارا اعلام می دارد : من این سقط را به منظور درمان و نجات دختر و با کمال اطمینان انجام می دهم و بدون تردید در موارد دیگر هم چنین خواهم نمود و رسما هم به دادستان کل اعلام می نمایم چنانچخ مایل است علیه اینجانب اعلام جرم نماید . متعاقبا با اعلام جرم توسط دادستانی بر اساس بخش 58 قانون جرایم علیه اشخاص سال 1861 ، نامبرده تحت پیگرد قرار می گیرد . دادگاه انگلیسی در مقام رسیدگی با پیوند واژه غیر قانونی مذکور در بخش 58 قانون سال 1861 و عبارت حفظ حیات مادر مذکور در بند یکی از بخش یک قانون سال 1929 چنین اظهار نظر می نماید : در حالی که در حقوق عرفی قتل کودک تولد نیافته جنایت بوده است مع ذلک تحت شرایط خاص چنین عملی به لحاظ حقوقی موجه تلقی و فاعل آن مستوجب کیفر نیست . به اعتقاد آقای Macanghten قاضی پرونده ، واژه غیر قانونی مذکور در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد سقط جنین، حقوق کیفری، قانونگذاری، حقوق انگلیس Next Entries پایان نامه رایگان درمورد سقط جنین، سلامت جسمی، مسئولیت کیفری، رویه قضایی