پایان نامه رایگان درمورد سازمان ملل، سازمان ملل متحد، توسعه ورزش، پناهندگان

دانلود پایان نامه ارشد

ميشود، اما اغلب در اولويت قرار ندارد و يک حق فراموش شده تلقي ميگردد. هدف سازمان ملل اين است که دولتها، سازمانهاي مرتبط با ورزش و بخش خصوصي راهکارهايي را براي تهييج مشارکت کنندگان در ورزش و سرمايهگذاري در اين بخش ايجاد نمايند. شعار “ورزش براي همه” سازمان ملل، دستيابي و مشارکت در تربيت بدني را به حداکثر ميرساند و تأکيد آن بر مشارکت همه گروهها در جامعه، صرف نظر از جنس، سن، توانايي و يا نژاد ميباشد.
سياستهاي سازمان ملل متحد در مورد ورزش وسيلهاي براي توسعه، فراتر از مشارکت عادي در ورزش ميباشد تا بر اين نکته تأکيد کند که ورزش يک ابزار بسيار مهمي براي توسعه و ايجاد جامعه مدني ميباشد. ورزش نقش بسيار مهمي در انسجام اجتماعي و توسعه سرمايه اجتماعي و سرمايه انساني دارد. در نوامبر 2003، سازمان ملل متحد بخشنامهاي را مبني بر تعهد خود بر ورزش به عنوان وسيلهاي براي ترويج آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، توسعه و صلح تصويب کرد. بعد از آن، اين سازمان سال 2005 را به عنوان سال ورزش و تربيت بدني انتخاب کرد تا از اين طريق، بتواند به صلح جهاني و اهداف توسعه هزاره برسد. اين اهداف عبارتند از آموزش ابتدايي همگاني، ترويج برابري جنسيتي و توانمندسازي زنان، مبارزه با HIV و پرداختن به مسايل زيست محيطي پايدار (همان). لذا براي رسيدن به اين اهداف سهم عمدهاي را براي ورزش در نظر گرفته است.
مشارکت در ورزش براي سازمان ملل امر مهمي است. ورزش باعث ميشود که افراد جامعه باهم متحد باشند. ورزش انجمني را براي يادگيري مهارتها مانند نظم و انضباط، اعتماد به نفس و رهبري ايجاد ميکند و همچنين ورزش اصول اساسي مانند تحمل و مدارا، همکاري و احترام متقابل را آموزش ميدهد. ورزش ارزش تلاش کردن و همچنين نحوه مديريت کردن پيروزي و شکست را ياد ميدهد. با توجه به جنبههاي مثبتي که از ورزش برشمرده شد، سازمان ملل متحد را تشويق ميکند تا از ورزش براي دستيابي به اهداف خود استفاده کند (کالتر، 2010).
کيد15 (2008) اذعان ميکند که مسئله ورزش براي توسعه هنوز اول راه بوده و بودجه کافي براي اين کار توسط کشورها ديده نشده است. هنوز منظم و داراي مقررات خاص نبوده، داراي برنامه ريزي ضعيف و همچنين تا حدي از جريان اصلي توسعه به دور ميباشد. وي اذعان میدارد که سه رويکرد همپوشان وجود دارد:
1) توسعه ورزشهاي سنتي که در آن مربيگري ورزشهاي پايه، تجهيزات و زيرساختها مورد توجه هستند.
2) کمکهاي بشر دوستانه که در آن پول جمع آوري شده براي پناهندگان استفاده ميشود (براي مثال کارهايي که در المپيکهاي اوليه انجام ميشد يا برخي از کمکهايي که بريتانيا از پول حق بازيها جهت کمک به پناهندگان استفاده ميکرد).
3) جنبش ورزش براي توسعه و صلح که شامل بسياري از سازمانها ميشود. براي مثال کيد نشان داد که 166 سازمان در دنيا در حوزه ورزش و توسعه فعاليت ميکنند.
لورمور16 (2008) يک طبقه بندي جديدي با رويکرد جديد را براي ورزش و توسعه ارائه داد: حل تعارض و ايجاد تفاهم بين فرهنگها، ايجاد زيرساختهاي فيزيکي و اجتماعي، بالا بردن آگاهي از طريق آموزش، توانمندسازي با تأثير مستقيم بر سلامت جسمي و رواني و رفاه عمومي، توسعه اقتصادي و کاهش فقر.
2-4-1 حداکثر کردن جنبه هاي مثبت ورزش
بسياري از ارزشهاي ذاتي ورزش با اصول لازم براي توسعه و صلح سازگاري دارد. مانند: بازي جوانمردانه، تعاون و احترام. مهارتهاي زندگي آموزش يافته از طريق ورزش باعث افزايش قدرت افراد شده و سلامتي رواني مانند انعطاف پذيري، اعتماد به نفس و ارتباط با ديگران را براي فرد به ارمغان ميآورد. ورزش، انعکاس اجتماع است و بايد اذعان شود که ورزش مانند عناصر زيادي از جامعه، خصلتهاي بد انساني نيز آن را احاطه کرده است مانند: خشونت، فساد، تبعيض، اوباشگري، مليگرايي بيش از حد، تقلب و استفاده از داروهاي نيرو افزا. هرچند که اين جنبههاي منفي ورزش، بيشتر از جنبههاي بالقوه مثبت آن نيست. سازمان ملل توانايي کمک به دولتها و جوامع در حوزههاي مثبت ورزش براي رسيدن به اهداف هزاره توسعه را دارد.
2-4-2 ورزش و توسعه انساني پايدار
مهمترين بخش توسعه از نظر سازمان ملل، توسعه انساني پايدار ميباشد که تصديق ميکند که توسعه بهتر از رشد اقتصادي ميباشد. توسعه فرآيند گسترش انتخابهاي مردم و افزايش فرصتهاي در دسترس براي تمام اعضاء جامعه ميباشد. بر پايه اصول برابري و پايداري، تأکيد بر آن است که اهميت افزايش فرصتها براي نسل فعلي مانند نسلهاي آينده باشد. استعدادهاي پايه انساني براي طول عمر و زندگي سالم، آگاهي يافتن، دستيابي به منابع مورد نياز براي يک استاندارد زندگي مطلوب و براي مشارکت در زندگي اجتماعي يک نياز اساسي است. ورزش ميتواند بطور مستقيم به ساخت چنين استعدادهايي کمک نمايد. مشارکت در ورزش، داراي منافع فيزيکي قابل توجه ميباشد همچنين کمک به توانايي مردم براي زندگي سالم و طولاني، بهبود خوشبختي و تندرستي، افزايش اميد به زندگي و کاهش احتمال ابتلا به بيماري غير مسري، مريضيهاي قلبي، ديابت و سرطان از ويژگيهاي مشارکت در ورزش ميباشد. ورزش همچنين فوايد روانشناسي مانند پرورش انسجام اجتماعي، آموزش مکانيسمهاي مقابله با استرس، کاهش استرس و افزايش تمرکز را دارد.
ورزش استعدادهاي انساني را بوسيله افزايش دانش و کمک به آموزش شکوفا ميسازد. ترکيب تربيت بدني در برنامه درسي مدرسه و ايجاد فرصت براي سرگرمي باعث شکوفايي استعدادهاي کودکان براي يادگيري ميشود. ورزش همچنين به مردم درباره بهتر کردن فيزيک بدن و افزايش آگاهي و محافظت از بدن، آموزش ميدهد. به همين نحو، مشارکت در ورزشهاي بيروني، آگاهي و مراقبت از محيط زيست را افزايش داده و به مردم درباره اهميت تميز و سالم نگه داشتن محيط زيست آموزش ميدهد. ورزش همچنين يک جزء کليدي از زندگي اجتماعي است که به طور مستقيم جامعه درگير آن است. ورزش به خاطر جالب بودن و همچنين سرگرمي، مردم را در کنار هم جمع ميکند. به ايجاد روابط اجتماعي، ساخت ارتباط و توسعه گفتگو بين افراد و گروهها کمک ميکند. ورزش همچنين داوطلبان را براي گسترش جامعه فعال تحريک کرده و به ايجاد سرمايه اجتماعي و تقويت بافت اجتماعي کمک ميکند (گزارش توسعه انساني سازمان ملل، 2002).
2-4-3 ورزش و توسعه اقتصادي
با اين حال که ورزش براي توسعه انساني ضروري است، به توسعه اقتصادي نيز کمک ميکند. بخش ورزش شامل کارخانههاي مرتبط با کالاهاي ورزشي، خدمات مربوط به ورزش، توسعه زيرساختها و رويدادهاي ورزشي ميباشد که توسط بخش دولتي، اسپانسرها، تماشاگران، فروشندهها و رسانهها تأمين ميشود. اين عناصر اقتصادي ورزش به هم پيوسته ميباشد و به توسعه ورزش هم کمک ميکنند و هم نفع ميبرند. ورزش ميتواند محرک مؤثري براي توسعه اقتصادي، به خصوص در سطح يک منطقه باشد. به طور جداگانه، هر کدام از بخشهاي مختلف اقتصاد ورزش ميتواند فعاليت، شغل و ثروت ايجاد کند و پتانسيل اقتصادي ورزش منطقهاي، زماني که توسط دولتها و با توجه به استراتژي “ورزش براي همه” حمايت ميشود، افزايش مييابد.
ورزش همچنين ميتواند به عنوان موتور محرک توسعه اقتصادي و ايجاد کار ايفاي نقش بکند. برنامههاي ورزشي، فرصتهاي اشتغال را مانند تقاضاي مؤثر براي کالاها و خدمات ايجاد ميکنند. ورزش همچنين يک منبع هزينههاي عمومي و خصوصي، مانند هزينه بر روي زير ساختها، در طول رويدادهاي مهم و مصرف ميباشد. به اضافه، اين عوامل منتج از ورزش داراي پتانسيل قابل توجه براي آغاز توسعه اقتصادي ميباشد (لالکاکا، 1999، ص13).
ساخت و بازسازي زير ساختهاي ورزشي نيز ميتواند به توسعه اقتصادي کمک نمايد. چه اينکه اين زيرساختها بزرگ باشد و چه يک پروژه کوچک مانند تسطيح يک مکان از لحاظ ايمني و مناسب بودن براي بازي باشد. بنابراين، توسعه مکانهاي باز و زيرساختهاي ورزشي يک موضوع بسيار مهم در برنامهريزي شهري ميباشد. منافع اقتصادي توسعه زير ساختها، عبارتند از اشتغال و سرمايهگذاري در طول ساخت و ساز، همچنين اشتغال مداوم در مورد فعاليتهاي درون آن. وقتي يک مکان ورزشي ساخته ميشود داراي اهداف چندگانهاي ميتواند باشد که عبارتند از استفاده مدرسهها و گروههاي اجتماعي براي کارهاي فرهنگي، اجتماعي و ساير فعاليتها.

2-4-4 ورزش و صلح
بين ورزش و صلح نيز رابطه قابل توجهي وجود دارد. ورزش يک زبان بينالمللي است. توانايي آن اين است که فرهنگها را به هم نزديک کرده و باعث پل زدن بين اقوام مختلف و قشرهاي متفاوت جامعه ميگردد. در نتيجه، ورزش ابزار قدرتمندي براي گسترش صلح، هم بطور نمادين در سطح جهان و هم بطور واقعي در بين جوامع ميباشد. برنامههاي ورزشي در صورت قوي اجرا شدن، يکپارچگي اجتماعي و قدرت تحمل در جامعه را افزايش ميدهد. اين ارزش باعث ايجاد صلح پايدار ميشود. ورزش تنش را کاهش داده و گفتگوي بين کشورها و جوامع را افزايش ميدهد (همان).
ورزش در رويدادهاي بينالمللي، مردم کشورهاي مختلف را دور خود جمع کرده بدون اينکه مرزي وجود داشته باشد و با ايجاد يک رويکرد غير سياسي براي آغاز ارتباط بين گروههاي داراي اختلاف تلاش ميکند. در نتيجه، ورزش به عنوان انجمن ايدهآل براي آغاز دوباره گفتگو و پل زدن جداييها، پر رنگ کردن برابري بين مردم و شکستن پيشداوري و تعصب ميباشد. محبوبيت ورزش و قدرت انسجام دادن اجتماعي آن کمک ميکند به اينکه ورزش به عنوان صداي قدرتمند پيام گفتگوي صلح، در سطح جهان و يا يک منطقه باشد. مهارتها و ارزشهاي ايجاد شده توسط ورزش مانند مهارتها و ارزشهاي ايجاد شده توسط آموزش صلح براي حل کردن و جلوگيري کردن اختلافها و ايجاد شرايط سودمند چه بين افراد و چه بينالمللي ميباشد. فعاليتهاي ورزشي، احترام گذاشتن، پهلواني، ارتباط، همدلي و اينکه چگونه و چرا بايد به قانون احترام گذاشت را به افراد ياد ميدهد. ورزش يک روش قدرتمند براي ارتباط دادن اين ارزشها، به خصوص در بين جوانان ميباشد که اين روش هم جذاب است و هم داراي مشارکت گسترده ميباشد (ورزش ابزاري براي توسعه و صلح، ص4).
2-4-5 ورزش به عنوان حق انساني
ورزش فقط يک روش براي ايجاد توسعه و صلح نیست. فرصت مشارکت و لذت بردن از ورزش يک حق انساني است که بايد گسترش يافته و حمايت شود. در واقع ورزش، نه تنها وسيله بلکه در مواقعي هم هدف در نظر گرفته ميشود. عليرغم ابزارها و حمايتهاي بينالمللي از ورزش به عنوان يک حق انساني، اين حق، اغلب مورد فراموشي واقع ميشود. اين غفلت در بسياري از مواقع به خاطر تبعيض، به خصوص از لحاظ جنسيتي و توانايي ميباشد. همچنين اين غفلتها به دليل غفلتهاي سياسي از اهميت ورزش در جامعه به خصوص بوسيله کاهش در هزينههاي آموزش تربيت بدني و فقدان مکان مناسب و منابع ضروري براي ورزش ميباشد. بنابراين، اين واقعيت که دستيابي و مشارکت در ورزش يک حق انساني است باعث ميشود که مسئوليت سنگيني بر عهده دولت براي حمايت از اين پديده باشد. اين واقعيت، حقوقي را بر دوش دولتها، سازمان ملل و ديگران ميگذارد که از فرصتهاي مشارکت در ورزش حمايت کنند و اجازه دهند مردم از اين حق انساني لذت ببرند (همان).
2-4-6 ورزش و سلامتي و فوايد اقتصادي
ورزش و فعاليتهاي تربيت بدني، براي بهبود سلامتي و تندرستي يک نياز ضروري است. شکلهاي مناسب ورزش و تربيت بدني، نقش مهمي در جلوگيري و همچنين کمک به درمان بسياري از بيماريهاي غير مسري دارد. مشارکت منظم در فعاليتهاي فيزيکي باعث ايجاد فوايد زيادي براي مردم از لحاظ بدني، اجتماعي و ذهني ميشود. چنين فعاليتهاي فيزيکي، اثرات متقابلي با استراتژيهاي بهبود تغذيه، کاهش استفاده از دخانيات، الکل و داروهاي نيرو افزا و بالا بردن ظرفيت عملکرد دارند. در نتيجه، فعاليتهاي بدني يک روش مؤثر براي جلوگيري از بيماريها و روش مقرون به صرفه براي بهبود سلامتي عموم جامعه ميباشد.
بيماريهايي مانند بيماريهايي قلبي عروقي، سرطان، ديابت و بيماري تنفسي مزمن، در حال افزايش در جهان ميباشد. سازمان بهداشت جهاني17 پيشبيني کرده است که 73 درصد از مرگ و ميرها و 60 درصد از بيماريها در سال 2020 از بيماريهاي فوقالذکر ناشي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد کسب و کار، ورزشکاران، سازمان ملل، بازار هدف Next Entries پایان نامه رایگان درمورد مصرف کننده، آموزش و پرورش، مشارکت مردم، سازمان ورزش