پایان نامه رایگان درمورد دوره قاجار، رضا عباسی، لیلی و مجنون، رابطه اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

پلانها دارای شماره هستند و در هر تصویر بیننده میتواند ادامه داستان را که به صورت شعر یا نثر، در گوشه یا اطراف کادر نقاشی نوشته شده است، دریابد. موضوع این نوع نقاشیهای قهوه خانه بیشتر مربوط به افسانه ها و قصه های قدیم مانند:جوانمرد قصاب، طوطی کچل، لیلی و مجنون و بهرام و گل اندام می باشد.
هدف نقاشی قهوهخانهای صراحت و سادگی بیان و اثرگذاری هرچه بیشتر بر مخاطب است. از همین رو نقاش غالباً در پردهاش نام اشخاص را در کنار تصویرش مینویسد. نقاشی در ارایهی تصاویر ـ چه مذهبی، چه حماسی ـ گاه علاوه بر «اوج داستان و سر بزنگاه داستان، قسمتی از پیشآمدهای پس و پیش را نیز در گوشه و کنار صحنۀ اصلی ترسیم میکند و حتی گاهی تسلسل حوادث را به صورت زنجیری از تصاویر شمارهدار به مخاطب نشان میدهد» (تصویر2-6) (امامی، 1346، 6و 561).

2-4-4- پرهیز از عمقنمایی و عدم پرداختن به سایه روشن
در این نوع نقاشی اصول عمقنمایی کمتر به کار گرفته شده است و سایه- روشن و بازی نور بر سطوح به منظور تشدید جسمیت سه بعدی، بسیار ضعیف بهچشم میخورد. در این آثار منبع نور مشخص نیست و هنرمند نوری یکسان بر سراسر تابلوی خود تابانده است تا رنگها همچنان بدرخشند. بر روی عناصر تابلو فقط نیمسایههایی دیده میشود که در اثر تابش نور در جهات مختلف بهوجود آمده است. در این تصاویر گرچه برجستهنمایی برای جلوه دادن عناصر تابلو بهکار رفته است، اما تضاد قوی بین روشنایی و تاریکی مطرح نیست. نور همواره از مقابل و به گونهای تخت بهچشم میخورد. زاویه تابش نور در هیچ یک از تصاویر بهطور طبیعتگرایانه رعایت نشده است.
2-4-5- اصالت در چهرهسازی
از دیگر ویژگیهای خیالی نگاری اصالت در چهرهسازی است، به طوری که حتی در پرداخت صحنههای شلوغ و پُر پیکره نیز تکیهی نقاش را بر چهرهها به آسانی میتوان دریافت. «به صورتی که در ساختن مجالس بزم و رزم، نقاش سنتهای دقت خود را در زمینهی ترسیم چهرهها به کار میبرد. این ویژگی در هر تابلو میتواند سوژهی مورد نظر نقاش را به بیننده انتقال دهد» (بیگی، 1356، 42). صورتهای مردان و زنان در تابلوها، شبیه به هم ترسیم میشوند، اگر چه از زنان در پردههای قهوهخانهایی کمتر نشان دیده میشود، حالت صورتها بهطور یکنواخت است و نشانی از غم یا شادی, درد یا غصه در چهرهها دیده نمیشود.
در پرداختن به موضوعات دینی نقاشان جوانب مذهبی و اختیارات محدود خود را رعایت می کردند و بسیار محتاطانه عمل مینمودند به طوری که همواره حرمت معصومین و ائمه اطهار را با نشان ندادن صورت آنان حفظ میکردند، مثلا بر روی چهره ائمه اطهار پارچهای تصویر میکردند که مانع دیدن چهره آنان شود، به تدریج در اثر رواج نقاشی عامیانه و سروکار داشتن آن با مردم عامه که چندان آگاهی علمی از مذهب نداشتند و محدود شدن قدرت روحانیون در عهد قاجار مصور ساختن چهرهی امام معصوم رواج پیدا کرد.
رایجترین نمونه تابلو قهوهخانه، چهرهسازی است. همراه با جلوههایی از عرفان، تصوف و شیوههای این معنا به صورت دراویش گیسو افشانده و تبرزین در بغل گرفته و با کشکول و منتشا و گاهی چهرهی سلاطین قدیم و بزرگان با رسمیتی کامل که خود ناشی از رابطه اجتماعی نقاش و اندیشهی او از صاحب چهره است و چهرهسازیهای دیگر که یادگارهایی از هر گروه بازتابی از خاطرات و یادهای سنتی این چهرهها است(تصویر2-7) (نک: خان سالار، 1386، 58-61).

تصویر 2-7) جنگ حضرت علی اکبر با کفار در روز عاشورا، حسن اسماعیلزاده، 150در 250 س.م(اسماعیلزاده، 1385، 80)
2-4-6- هویت و شناسنامه دار بودن
اکثر نقاشیهای قهوهخانهای دارای امضا و رقمی به شیوهی مکتب قاجار هستند. مانند «عمل کمترین میرزا مهدی نقاش» که باعث وجه تمایز نقاشی مکتب قاجاری از مکتبهای دورههای قبل میشود(ساریخانی، 1384، 117). ولی در مورد درج تاریخ این امر متفاوت است، گویا نوشتن تاریخ در آثار رسم نبوده و اکثرشان بدون تاریخ خلق اثر میباشد. تنها هنرمندی که پیوسته در کنار امضاء خود به درج تاریخ مبادرت داشته حسین همدانی بوده است.1
2-5- سبک و روش
سبک و روش این نوع نقاشی ادامه نگارگری قاجار بود چنانچه سبک نقاشی دوره زندیه که در دوره قاجار پخته شد، به هنرمندان نقاشی قهوهخانهای رسید. نقاشی مذهبی اواخر این دوران به صورت سنتی و با روشی خاص آغاز شد و بر خلاف تهاجم نقاشی اروپایی روشی قدیمی را در پیش گرفت. سبک کشیدن نقاشی با با استفاده از رنگهای تیره و کدر رنگ و روغنی، با اصالت و سنت باقی مانده و به صورت خود جوش در وجود هنرمندان قهوهخانه توام شد و بنیانگذار سبکی نوین به نام نقاشی قهوهخانهای شد (تصویر2-8).

تصویر 2-8) تقاص گرفتن کیکاووس از سیاوش، قوللر آقاسی، 110 در 177 س.م، محفوظ در موزه رضا عباسی (سیف، 1369، 85)

2-5-1- ترکیب بندی
در نقاشیهای قهوهخانهای نقاش از قاعده و روشی خاص برای ترکیب بندی آثار خود استفاده نمی کند. فضای خالی نبرد و پهلوانان تنها گاه با بوته های علف پر میشود. گاه ترکیب به گونهای بسته و درهم میباشد که هیچ جای خالی دیده نمیشود. نقاشی قهوهخانهایی بسیار اغراقآمیز است، شاید این را باید از خصیصههای آن دانست، در بعضی تصاویر آدمها از اسبها بزرگتر هستند، بوم نقاشی بسیار شلوغ است که نقاش سعی در نظم بخشیدن به آن دارد.
ترکیببندیها بهگونهای است که نشان میدهد، نقاش تمامی حواس خود را جلب طراحی اندام قهرمانان تابلوی خود میکند. همیشه پهلوان داستان در میانه تابلو بزرگتر از همه ترسیم شده پشت سر او سپاهیان به اندازه کوچکتر ایستاده یا در حال جنگ هستند. گاهی نیز این جنگها در کنار دژ یا قلعهای و یا تپههایی ترسیم میشد و در میدان جنگ بجز سربازان و اسبان هیچ جنبندهی دیگری وجود نداشت. بعضی صحنههای رزم بسیار خشن تصویر شده و نمایانگر قساوت گروهی نسبت به گروهی دیگر است. نقاش سعی در پر کردن بوم نقاشی دارد و سعی نموده تا آنجا که میتواند داستان را بهتر به بیننده تفهیم کند، بهطوری که نام شخصیتها را در کنارشان مینویسد (نصری اشرفی، 1388).
2-5-2- به کار بردن پرسپکتیو2 مقامی
تکنیک خاص این نقاشی عدم پرداخت دقیق به آناتومی و پرسپکتیو می باشد. پرسپکتیو یا ژرفانمایی، نظام بازنمایی فضای سهبعدی واقعیت بر پهنهی دو بعدی تصویر است. دو قضیه اساسی در این نظام تصویری عبارتاند از: یکم، چیزها هر چه دورتر از چشم نگرنده باشند، کوچکتر به نظر میآیند. دوم، خطهای متوازی ظاهراَ در دوردست به هم میرسند. با در نظر گرفتن این توضیحات پرسپکتیو در نقاشی قهوهخانهای یا اصلا دیده نمیشود و یا بسیار ضعیف عمل شده است که انسان را به هنگام تماشای اثر به یاد نگارگریهای ایلخانی میاندازد. اندازهی تصاویر مربوط به نقش اشخاص در داستان است، بنابراین اشخاص و نکات مهمتر، درشتتر و در مرکز بوم قرار گرفته و افراد و نقشآفرینان کوچکتر در حاشیه، و به این صورت است که بیننده یکسره در جریان داستان قرار میگیرد. نقاشان قهوهخانهای بر اساس خیالی بودن تصاویر و اصل نشان دادن مضامین اخلاقی و اصول خیر و شر، اندام قهرمان و پهلوان تابلوهای خود را بسیار بزرگتر از بقیه عناصر میکشند، بطوریکه شاید نیمی از بوم نقاشی خود را با یک پهلوان پر کنند. بطور کلی اندام ها و آرایش پهلوانان بنابر درجه خوبی یا بدیشان ترسیم می شد. مثلا اگر در تابلویی هم رستم بود و هم پهلوانان نامی دیگر حتما رستم از بقیه بزرگتر کشیده می شد. بدین وسیله، برای اولین بار در سیر تحول نقاشی ایران تحقیر افراد، به واسطهی کوچکتر نشان دادن اندام آنها در تابلو، دیده میشود (پاکباز، 1379، 118؛ خلیلی،1387، 29).
2-5-3- رنگها و مفاهیم سمبلیک آنها
رنگها سمبل و نشانهها و بیانکننده جنبههای مختلف مفهومی در تابلوها هستند. در تابلوهای مذهبی که در یک سو اولیاء و امامها و انسانهای خیر قرار گرفته اند، از رنگهای آرام مانند سبز و آبی و بنفش و سفید با همان رنگ های آسمانی استفاده شده و در سویی دیگر که اشقیا یا آدم های بد و شیطانی قرار دارند، رنگهای گرم و زمینی به کار رفته است رنگها برای تفنن به کار نرفته، بلکه هر رنگی برای خود دارای حرمت و شانی است. افراد و نقش آفرینان اصلی معمولا با رنگهای تیره و پر رنگتر هستند. رنگ در پرده های قهوه خانه ایی بصورت کاملا خالص و زنده وجود دارد. تصویر زمین زیر پا تنها با یک رنگ نقاشی بوده و البسه و پیرایههای سربازها تمامی به یک صورت رنگ آمیزی شده و تنها اندام و لباس پهلوان داستان است که به صورت طرح و رنگ مجزا از دیگران کشیده شده است. بعضی از نقاشان از رنگهای زنده استفاده کردهاند و بعضی دیگر رنگ های کدر را می پسندند. اسبها بیشتر به رنگ قهوهای است که تنها در مورد قهرمان یا قهرمانان داستان رنگ اسب سفید می باشد. آسمان آبی بیکران زمین خشک کارزاز انسان را به خود میآورد و با خود به عمق تابلو میکشاند (اسماعیل زاده، 1385، 12).

2-5-4- نور و سایه
در آثار قهوهخانهای به درستی پیدا نیست که بر آدمها و اشیاء تابلوها از کدام سو نور می تابد، تا در خط گسترش سایههایی به وجود آید. صورت ها، همه پاک و روشن و بدون سایهاند ابتدا، نقاش بر زمینه و پرده یا جبه و قبا، گل یا بته جقه میکشد و سپس به روی پارچه نواری سرتاسر از رنگ سیر میگذارد.
2-6- هنرمندان نقاشی قهوهخانهای
خیالی نگاری مامن نقاشان سنتی در زمان قاجار بود. نقاشانی که عموما در فقر زندگی کردند و جزو نقاشان درباری به حساب نیامدند و لقب باشی نگرفتند ولی توانستند در دل مردم کوچه و بازار جای باز کنند و این هنر را تا به امروز زنده نگاه دارند. نقاش قهوهخانهایی از میان اصناف برخاسته بود. غالبا حرفه دیگری چون کاشیسازی، گچبری، نقاشی ساختمان و…. داشت و بنا به ایمان و علاقه خود و از طریق تجربی، فن پردهنگاری رنگ روغنی را آموخته بود. او اسلوب و وسایل بیانی متداول را بر حسب سلیقه و روش خاص خود به کار میگرفت. هدفش صراحت و سادگی بیان و اثرگذاری بیشتر بر مخاطب بود (پاکباز، 1378، 586).
گفته شد که این هنر از عصر صفویه در ایران ریشه دوانیده و پا گرفته است. از هنرمندان این رشته در عصر صفوی، زند و افشار اطلاعی نداریم. آنچه معلوم و قطعی است از هنرمندان این رشته در اواخر عصر قاجار است. در اواخر دوره قاجار شخصی به نام علی رضا قوللر آغاسی، برای اولین بار هنر نقاشی را از صورت درباری درآورد و آن را با پیاده کردن بر روی بوم و وارد کردن آن به محیط هایی چون قهوهخانه و حسینیهها وارد کرد. در سابق هنر نقاشی اغلب در اختیار طبقه مرفه و اشراف قرار داشت و عمدتا برای این دسته از افراد، نقاشی یا بصورت کاشیکاری و کاشیهای بزرگی که سلاطینی نامیده میشد و مصور میگشت و از این لحاظ این تصاویر قابلیت جا به جا شدن و نقل و انتقال را نداشتند.
کاری که قوللر شروع کرد اول، مضامین مورد دگرگونی قرار گرفتند. بعد محل عرضه و تولید آنها تغییر کرد و همچنین در ارتباط با مردمی قرار گرفت که از طبقات بالای اجتماعی نبودند، و همچنین با پیاده شدن این مضامین بر روی بوم قابلیت حمل و نقل یافتند چرا که گاهی در این حسینیه و گاهی در حسینیه دیگر مورد استفاده قرار میگرفت. چون اگر این نقاشیها بر روی دیوار اجرا میگشت، پس از مدتی اگر محل حسینیه و یا قهوهخانه تغییر میکرد به ناچار نقاشی آنجا میماند و از بین میرفت.
بعد از علی رضا قوللر که خود به خود استاد تمام کسانی محسوب میشود که در این راه گام برداشتند باید از پسرش حسین نام برد. وی تمام قوانین و قرارداد های این نقاشی را در تمام طول عمر خود حفظ کرد و پا را از چهارچوب آن فراتر نگذاشت. و البته باید اضافه شود که آموختن این نقاشی فقط از طریق استاد شاگردی و تجربی بوده است. بعد از او محمد مدبر را می توان نام برد. سپس کسانی دیگر چون اسماعیل زاده، عباس بلوکیفر، همدانی، سیدرسول امامی، علی اکبر لرنی، محمد حمیدی، حاج رضا عباسی، عنایتا… روغنچی، میرزا حسن، علی الوندی همدانی، یدا… هدایتجو، میرزا اسکندر، امیرحسین قائممقامی، غدیر علی، محمد درویش، اسماعیل کیانی، احمد خلیلی، محمد فراهانی، محمد حمیدی، محمدرضا حسینی و… جذب این نقاشی شدند (نصری اشرفی، 1388,

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد شاهنامه فردوسی، هنر عامیانه، تاریخ اسلام، امام حسین(ع) Next Entries پایان نامه رایگان درمورد یژگیهای شخصیتی، ویژگیهای شخصیتی، ویژگیهای شخصیت، رسول خدا (ص)