پایان نامه رایگان درمورد دندانپزشک، سایکودرام، دندانپزشکی، روانشناسی

دانلود پایان نامه ارشد

مسمریسم پرداختند ،وآنرا گسترش دادند .جان ایلییوستون 56 اولین پزشکی که گوشی پزشکی را درانگلیس بکار برد،در سال 1837 مطالعه بر روی مسمریسم را آغاز کرد.وی در سال 1843 مجله زویست 57 را تحت عنوان مجله فیزیولوژی مغز ومسمریسم وکاربری آن در رفاه انسان را پایه گذاری کرد.وی با این اقدام ،خشم وتمسخر پاره ای از همکاران خود را برانگیخت ومجبور شد از سمت خود از بیمارستان دانشگاهی استعفا دهد .جیمز اسدیل58 ، جراح انگلیسی ،مهارت هیپنوتیزمی خود را در هندوستان نشان داد .وی با بی حسی هیپنوتیزمی سه هزار عمل جراحی را بدون استفاده از هیچگونه داروئی انجام داد ،که 300 مورد آن جراحیهای عمده بود.وی مشاهده کرد میزان مرگ ومیر بیماران او از 50% به 5% تنزل یافت وبسیاری از بیماران وی سریعتر بهبود یافتند ،ودر برابر عفونت مقاومت بیشتری نشان دادند وبسیار راحتتر بودند.وی یافته های خود را به آکادمی سلطنتی پزشکان انگلیس گزارش داد.متاسفانه کارهای او کفرآمیز اعلام گردید.اعتقاد اعضا آکادمی بر این بود که (خواست خدا است که مردم رنج ببرند.).پزشک دیگری به نام جیمز برید 59 نیز مسمریسم را مورد مطالعه قرار داد.وی نظریه مغناطیس حیوانی را رد کرد،وبرای اولین بار اصطلاح هیپنوتیزم را عنوان کرد.هیپنوتیزم کلمه ایست برگرفته از لاتین به معنی خواب.او بعدها متوجه شد هیپنوتیزم حالتی از خواب نیست ،بلکه تلقین ،عامل عمده رویداد پدیده هیپنوتیزم است.بهر حال اصطلاح هیپنوتیزم تا به امروز عمومیت یافته است.در فرانسه، برنهایم 60 وقتی متوجه شد پزشکی خانوادگی بنام لیبالت61 ،بر روی یکی از بیمارانش هیپنوتیزم را بکار برده است ،احساس شرمندگی کرد.به ملاقات وی رفت تا اورا تقبیح کند،ولی آنچنان تحت تاثیر نتایج درمانی آن بیمار قرارگرفت که به او پیوست ،وبه اتفاق مکتب نانسی 62را تاسیس کردند.هم زمان ، کارکوت 63 ،نورولژیست بسیار مشهور وقت فرانسه ،هیپنوتیزم را آموخت،وبه این باور رسید که این پدیده ،نوعی هیستری است ،وهردو حالت را نوعی بیماری دستگاه عصبی مطرح کرد ژانت64 ، دانشجوی شارکو بود ،به علاوه درمکتب نانسی تعلیم دیده بود.وی هیپنوتیزم را نوعی 65 جدایی وآنرا شبه هیستری به حساب آورد.یکی از دانشجویان مشهورشارکو ومکتب نانسی ،زیگموند فروید66 بود که در سال 1885در کنار شارکو به مطالعه هیپنوتیزم پرداخت.سپس با بروئر67 همکاری نمود وبه اتفاق تکنیکهای هیپنوتیزمی را بکار بردند.هردوی آنهادر سال 1895مقاله ای تحت عنوان (مطالعه هیستری)را به چاپ رساندند،وبه منظور کشف علت (واکنش تبدیلی) از هیپنوتیزم استفاده کردند.فروید از انجام هیپنوتیزم دلسرد شد،زیرا به این باور رسیده بود که برای تاثیر هیپنوتیزم لازم است بیمار در خلسه عمیقی وارد شود.به علاوه او تصور می کرد این پدیده واکنشهای انتقال 68 وانتقال متقابل 69 را مختل می کند.گرچه در اواخر عمر به ارزش هیپنوتیزم پی برد،ولی پیروان جدید فروید نسبت به آن بی تفاوت باقی ماندند ودر سنگر جنبش نوین روانکاوی خود را محدود کرده وفوائد آنرا در نظر نگرفتند. هم زمان با این رویدادها ،هیپنوتیزم ایالات متحده امریکا رسمیت یافت، بنجامین راش70 پدر روانپزشکی امریکا ،در درمانهای خود از هیپنوتیزم وخیالپردازی بهره می گرفت ،مورتون پرینک71 نیز برای کشف علت چند شخصیتی از آن استفاده کرد.پس از آن تا شروع جنگ جهانی دوم هیپنوتیزم بطور نسبی به فراموشی سپرده شد،تا این که پزشکان ودندانپزشکان برای درمان سربازان جبهه های جنگ از هیپنوتیزم استفاده کردند.در دهه 1930 با مطالعات کلارک هال 72 خیزش بزرگی در بکارگیری هیپنوتیزم بوجودآمد،وعلاقمندی به پدیده های هیپنوتیزمی رو به افزایش نهاد. میلتون اریکسون 73 ،نوآوریهای بسیاری از جمله تکنیکهای طبیعت گرا وغیر مستقیم را عرضه کرد.این فعالیتها با پژوهشهای هیلگارد ،امی 74 وکارهای بالینی کروگر وولبرگ75 توام گردید وسبب احیا موج جدید علاقمندی به هیپنوتیزم با لینی را فراهم آورد.در سال 1955، انجمن پزشکی انگلیس وسپس در سال 1958 ،انجمن پزشکی ایالات متحده امریکا،هیپنوتیزم را به عنوان یک رشته تخصصی اعلام کرد.این خیزش جدید در زمینه هیپنوتیزم ،محرک بوجود آمدن انجمنهای عمده ای علاقمند به هیپنوتیزم بالینی گردید،به طوری که در سال 1949انجمن هیپنوتیرم بالینی وتحقیقاتی امریکا تاسیس گردیدودر سال 1957 انجمن هیپنوتیزم بالینی امریکا بنا نهاده شد ومیلتون اریکسون به ریاست موسس آن انتخاب گردید.در حال حاضر این انجمن دارای بیش از چهار هزار عضو است وشامل پزشکان،دندانپزشکان،روانشناسان ،وپیراپزشکان ،مددکاران اجتماعی ،ازدواج وخانواده درمانگران ومشاوران حرفه ای دارای مدرک که از هیپنوتیزم در درمان بیماران خود استفاده می کنند،تشکیل شده است.در سال 1957 ،هیئت ممتحنه هیپنوتیزم بالینی امریکا با زیر مجموعه های پزشکی ،روانشناسی،دندانپزشکی شکل گرفت ،واخیرا مددکار اجتماعی نیز به آن اضافه گردید.هیئت های ممتحنه یاد شده ،صادرکننده مدارک استاندارد وپیشرفته ای هستند که مورد تاکید انجمن هیپنوتیزم بالینی وتحقیقاتی امریکا می باشد.امروزه مقبولیت هیپنوتیزم به حدی گسترش یافته که در بسیاری از دانشکده های پزشکی ،دندانپزشکی وبخشهای روانشناسی در سراسر امریکا وسایر کشورهای جهان تدریس می شود( کوریدون هاموند،1945ترجمه فاضل، 1388).
هیپنوآنالیزروانکاوی
فروید وبروئر یکی از بیماران خود به نام پاپنهایم را هیپنوتیزم می کردند واو در خلسه عمیق شروع به حرف زدن می کرد وخاطرات قبل را می گفت.با باز یافتن خاطرات وبا گریه کردن وجیغ زدن (که در این زمان علائم بیماری وی ،یعنی سرفه از بین می رفت)فرایندی پیدا می شد که فروید نامش را تخلیه هیجانی 76نامید.یعنی در بیمار ،هیجانات آزادنشده وجود دارد که باعث علائم جسمانی شده که با هیپنوز وکمک به بیمار برای برگشت به زمان همان رویداد وتخلیه هیجانات آزاد نشده ،علائم جسمانی از بین می رود.بنابراین فروید یک تئوری مطرح کرد با این مضمون که ما یکسری خاطرات داریم که این خاطرات ،نیرو پیدا می کنند.این نیرو همان احساسات محبوس آن زمان است واین خاطره نیرویی را حبس کرده واین نیروی حبس شده علائم ایجاد می کند.حال با تخلیه هیجانی ،دریچه ای را باز کرده واین نیرو آزاد می شود ووقتی تخلیه شد این خاطره ،نیرو برداری روانی 77می شود.این فرایند که انسان در خلسه به خاطرات قبلی برود وبا گریه ،جیغ ،…نیروهای حبس شده خاطرات را آزاد کندوبهبود یابد خوب شدن با حرف زدن78 نامیده شد.اینجا بود که تئوری فروید شکل گرفت.از آنجا که خانم پاپنهایم دارای شخصیت هیستریونیک بودبه دکتر بروئر وابسته عاطفی شد.شخصیت های هیستریونیک بسیار عمیق هیپنوتیزم شده وبه شدت محبت طلب هستند.لذا در روابط عاطفی به شدت غرق می شوند.این موضوع تاثیر بدی بر دکتر بروئر گذاشت وباعث شد بروئر شهر وین را ترک کند. از این جهت فروید به این نتیجه رسید که هیپنوتیزم می تواند هم مفید باشد هم مضروهمچنین خطر وابستگی درمانجو به درمانگر را دارد.لذا فروید بیان می کرد که دیگر هیپنوتیزم نمی کند بلکه به روش تداعی آزاد بیمار را درمان می کرد. در این روش هرچه که به ذهن بیمار می آمد می گفت.البته در واقع فروید خلسه را القا نمی کرد بلکه پیشنهاد می کرد وچون همه چیز در اختیار بیمار بود خطر وابستگی نبود. زمان این درمان بسیار طولانی بود.لذا این روش درمان،یک درمان لوکس حساب می شد وافراد پولدار سراغ این درمان فروید می رفتند.در واقع فروید هیپنوتیزم بروئری را ترک کرد ودر عوض شیوه درون نگری را پیاده کرد که ممکن بود درمانجو درمان بشود ویا نشود.در این روش دراتاق فروید نوعی بازگشت سنی اتفاق می افتاد.بازگشت سنی عبارت است از اینکه سوژه یا درمانجورا ازنظر زمانی به گذشته می برند تا زمان بروز حادثه (حادثه ای که هیجانش هنوز تخلیه نشده) ونوع آن مشخص گرددوبایادآوری حادثه ،هیجان آن تخلیه گرددودرمان صورت پذیرد. امروزه بعضی از درمانگران برای تخلیه هیجان خشم درمانجو نسبت به فردی دیگر ،از روش سایکودرام استفاده می کنند.در این روش درمانگر نقش فرد مورد خشم درمانجو را بازی می کند وکمک می کند تا درمانجواحساسات خود رابیان کند.البته سایکودرام شناخت درمانجو را هم اصلاح می کند( فتحی وفیاض صابری.،1390).
روانکاوی
از زمان فروید به بعد روانکاوی 79مطرح شد.روانکاوی سنتی یا کلاسیک یا فرویدی ،عملا تبدیل به یک درمان لوکس شد(برای افراد پولدار که عجله ای به درمان نداشتند) اما بعد از فروید روش های گوناگون پدید آمد.یکی از روش ها این بود که درمانگرها گفتند که ما بیماری را از گذشته به اینجا واکنون می آوریم وبه جای اینکه در گذشته درمانجو بگردیم وبه اتفاقات گذشته درمانجو بپردازیم ،رفتارهای فعلی درمانجو را تحلیل کرده وگذشته را حدس می زنیم. برای مثال معمولا خانم های دارای شخصیت های هیستریونیک ،دوجور پدر دارند.یکی پدری که دختر را عزیز داشته ونوازش می کرده وهمیشه دختر روی پای پدر می نشسته ونوازش می شده است.این دختر بعد از فوت پدر یا پیر شدن پدر که دیگر این نوازش را دریافت نمی کند،این الگو را ادامه می دهد وهمیشه دنبال مردهایی قوی می گردد که روی زانوی آنها نشسته ونوازش شود.حالت دیگر اینکه پدری بسیار سرد،خشن ،کم توجه وحتی طرد کننده دختر بوده ولذا دختر همیشه دنبال جلب توجه مردانه است وچون این اتفاق درگذشته افتاده وچشم گرسنه است،هرچه که مرد به او محبت وتوجه کند باز هم از مرد شکایت می کند.لذا در روانکاوی جدید با ارتباط رودررودرمانگر ودرمانجو وکشف الگوهای تکرار شونده درمانجو،پی به گذشته وی می برند(فتحی وفیاض صابری، 1390).
هیپوآنالیز متافوریک80
گروهی دیگر از درمانگران که هم به هیپنوآنالیزوهم به روانکاوی علاقه داشتند بر آن شدند که به شیوه دیگری تاثیر گذشته را بر زندگی امروز درمانجو حل وفصل کنند وآن شیوه استفاده از هیپنوتیزم بود.منتهی در هیپنوتیزم ،مخاطب درمانگر، نیمکره راست مغز درمانجو است که این نیمکره ،نیمکره استعاره ای است وبه قصه ،لطیفه ،شعر ،هنرو…جواب می دهد.لذا لازم نیست زندگی واقعی درمانجورا درهیپنوتیزم طی بکنیم بلکه قصه ها وسفرهای استعاره ای را با مراجع طی می کنیم وبه شکل استعاره درفضای مجازی ذهنش تغییراتی ایجاد می کنیم وانتظار داریم که اینها ،تاثیر گذشته بر امروز را رفع می کند.بنابراین در این روش با سفرهای ذهنی به مراجع کمک می شود که به الگوهای روانی خود بینش پیدا کند وحتی تغییر دهد.وقتی انسان در فضایی باشد که اعتماد صددرصد به کسی پیدا کند،درواقع در خلسه قراردارد ولذا همه چیز را بدون نقد وتجزیه وتحلیل می پذیرد.پس اگر درمانجو همین حالت را نسبت به درمانگر داشته باشد،اعتقاد درمانگر در درمانجو تاثیر می گذارد(فتحی وفیاض صابری1390).
می توان هیپنوز را حالتی از تمرکز دقیق توام با توجه ،گیرندگی فعال ،وکاهش آگاهی از محیط در نظر گرفت.همچنین حس اتوماتیک وغیر ارادی بودن (به این صورت که حرکات بدن گویی خودکار هستند)وجود دارد ،وادراکات تلقین شده می توانند ادراکات معمولی را تغییر داده یا جایگزین آنها شوند.طی چند ثانیه می توان وارد حالت هیپنوز شد واز آن خارج گشت.همه هیپنوزها در اصل خودهیپنوتیزم هستندولی شخص خود اجازه می دهد که این شکل از تمرکز توسط شخص دیگر سازماندهی شود.همچنین تجربه هیپنوز حاوی خصوصیت ارتباط قوی وحساس بین دونفر است وبا تعلیق نسبی قضاوت نقادانه وآگاهی از محیط توام است.این تمرکز قوی را می توان فعالانه ایجاد کرد وبرای دستیابی به اهداف توافق شده آن را سازماندهی کرد.هیپنوز امروزه به همان شیوه که برنهایم در دانشکده نانسی مفهوم آن را پیشنهاد کرد ،فعالیت طبیعی یک ذهن طبیعی شمرده می شود.مثال تجربه شبه هیپنوتیزمی که شاید از همه آشناتر باشد تجربه مجذوب شدن در یک رمان ،تئاتر یا فیلم خوب است به درجه ای که محرک های محیطی کلا نادیده گرفته شوند.وجذب در آن فعالیت ذهنی بسیار قوی وشدید باشد.تحقیق نشان داده است که افرادی که چنین تجربه ای از مجذوب شدن قوی را گزارش می کنند طبق اندازه گیری های رسمی حاوی درجه نسبتا بالایی از هیپنوتیزم پذیری هستند.در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد تصویرپردازی، خودآگاهی، یونان باستان، درمان بیماران Next Entries پایان نامه رایگان درمورد هیپنوتیزم درمانی، زایمان طبیعی، زنان باردار، کیفیت زندگی