پایان نامه رایگان درمورد دعاي، نفرين، کشتي

دانلود پایان نامه ارشد

داشتند که نوح (ع) سال هاي بسياري از آن ها کناره گرفت و در کوه ها و غارها به تنهايي به عبادت خدا مشغول بود. علت اينکه او را نوح خواندند، کثرت نوحه و گريه آن حضرت بوده است. وي اولين پيامبر اولوالعزم و داراي بياني فصيح و منطقي نيرومند بود و کتاب او نخستين کتاب آسماني است که مشتمل بر احکام و دستورات بود و به جز آدم و ادريس که قبل از وي بودند، ساير پيامبران نسبتشان به او منتهي مي گردد. (محلاتي، قصص قرآن). مسعودي در اثبات الوصيه مي نويسد: “عمر نوح (ع) هنگام مرگ، طبق روايتي 1450سال بوده است و در خبر ديگري است هنگامي که نوح مبعوث به رسالت گرديد، 850 سال داشت و 950 سال نيز در ميان قوم خود توقف کرد.(نوح/12-10) و مردم را به توحيد و پرستش خداي يگانه دعوت نمود و پس از فرود آمدن از کشتي نيز 500 سال ديگر زندگي کرد که جمعا 2300 سال عمر کرد. وي را شيخ الانبياء گويند”. (محلاتي،1365،ص120).
4-2-2- دعا ها و شرح
4-2-2-1- استغفار
نوح (ع) وقتي سرگذشت خود را با قومش بيان مي کند مي گويد: “فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا، يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًاو وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا”. (نوح/12-10)؛و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است [تا] بر شما از آسمان باران پى در پى فرستد و شما را به اموال و پسران يارى كند و برايتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پديد آورد”.
يکي از دعاهاي آموزشي که حضرت نوح به قوم معصيت کار و کافر خود تعليم داده است، استغفار و توبه است که مي فرمايد: به آنها گفتم از گناه و کفر و معصيت دست برداريد و از پروردگارتان طلب مغفرت نماييد و مطمئن باشيد که خداوند توبه پذير و آمرزنده گناهان است و وقتي از کفر و عصيان برگشتيد و خدارا اطاعت نموديد، باران فراوانش را بر شما مي بارد و اولاد و اموال شما را فراوان مي کند و براي شما در دنيا باغ ها و بستان ها و نهرهاي جاري قرار مي دهد. حضرت درمان دردهاي مهم اجتماعي مثل فقر، قحطي و بي اولادي را توبه و استغفار به درگاه خداي بي نياز، مي داند و به خداوند عرض مي کند من به قوم خود سفارش کردم استغفار کنند تا خداوند به آن ها عنايت و توجه کند و خواسته هايشان برآورده شود. ربيع بن صبيح روايت مي کند: شخصي آمد پيش حسن (بعضي احتمال داده اند حسن بن علي باشد و بعضي گفته اند حسن بصري) و از خشکسالي و قحطي به وي شکايت کرد. سپس امام حسن به او فرمود: استغفار و توبه کن و شخص دومي آمد و از فقر و نداري به حضرت شکايت کرد، حضرت به او فرمود: استغفار کن و از خدا آمرزش بخواه و شخص سومي آمد و به حضرت عرض کرد از خدا بخواه فرزند پسري به من عطا کند حضرت در جواب فرمودند: خدارا استغفار کن. پس ما عرض کرديم سه نفراز سه مشکل به شما شکايت کردند و از سه باب سخن گفتند و درخواست انواع و اقسام علاج و راه حل را نمودند، پس به همه آن ها امر کردي استغفار کنند ! حضرت فرمود: اين را از پيش خودم نگفتم، اين درس را از قول خدا آموختم که از نوح حکايت مي کند حضرت به قومش فرمود خدايتان را استغفار کنيد که بسيار بخشنده است و در اثر آن باران و ثروت و فرزند مي دهد. (طبرسي،1406،10/36).اميرالمومنين علي (ع) مي فرمايد: “الاستغفار درجه العليين، استغفار درجه بلند مرتبگان است”. (انصاري قمي، بيتا، حکمت/417). از آنجايي که اين دعاي تعليمي يعني استغفار حضرت نوح براي قومش، از بهترين دعاهاي معمول است که بنده به وسيله آن با خدا ارتباط برقرار مي کند، بنابراين در قرآن از قول حضرت نوح پيامبر نقل شده و فلسفه و ثمرات آن هم بيان شده است ودر بعضي روايات آمده است که پيامبر (ص) هر شبانه روز 70 الي 100 مرتبه استغفار داشتند.
4-2-2-2- نصرت خدا
“قَالَ رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كَذَّبُونِ (المؤمنون /26)؛[نوح] گفت پروردگارا از آن روى كه دروغزنم خواندند مرا يارى كن”. در آيات قبل خدا مي فرمايد: ما نوح را به سوي قومش فرستاديم و حضرت با ملاطفت و مهرباني آن ها را دعوت به يکتاپرستي نمود و آنان را به تقوا و پرهيز از گناه دعوت کرد، سپس اشراف از کافران قومش گفتند او قصد برتري جويي و آقايي دارد و ما چنين چيزي را که خدا يکي است از پدرانمان نشنيده ايم و او مردي ديوانه است، حضرت هم در مقابل تکذيب آن ها دست به دعا برداشت و از خداوند ياري و نصرت خواست. (مقصود از نصرت، درخواست عذاب بود) و خداوند دعايش را مستجاب کرد و فرمود کشتي بساز و از هر صنفي از حيوانات يک جفت سوار کن و اهل بيت خود را به کشتي ببر و درباره ظالمين با من سخن مگو.وقتي با همراهان به کشتي درآمدي بگو سپاس و ستايش براي خدايي است که ما را از قوم ستمگر نجات بخشيد.
“وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِي مُنزَلًا مُّبَارَكًا وَأَنتَ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ (المؤمنون /29)؛و بگو پروردگارا مرا در جايى پربركت فرود آور [كه] تو نيكترين مهمان‏نوازانى”. مرحوم طبرسي مي گويد: “نهصد و پنجاه سال شب و روز حضرت نوح مردم را به خدا دعوت مي کرد، ولي سخنان وي در آن مردم اثر نگذاشت و گاهي آن قوم به قدري او را مي زدند که بيهوش مي شد و چون به هوش مي آمد مي گفت: “اللهم اهد قومي فانهم لا يعلمون” خدايا قوم مرا هدايت کن به درستي که آن ها نمي دانند”. (رسولي محلاتي،1365،1/123).
4-2-2-3- فتح و پيروزي
“قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ، فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ، فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ، ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِينَ (الشعراء/120-117)؛گفت پروردگارا قوم من مرا تكذيب كردند. ميان من و آنان فيصله ده و من و هر كس از مؤمنان را كه با من است نجات بخش پس او و هر كه را در آن كشتى آكنده با او بود رهانيديم،آنگاه باقى‏ماندگان را غرق كرديم”. “فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ، فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ” (القمر/11-10)؛تا پروردگارش را خواند كه من مغلوب شدم به داد من برس، پس درهاى آسمان را به آبى ريزان گشوديم”. “وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا، إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا، رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا” (نوح/ 28-26)؛و نوح گفت پروردگارا هيچ كس از كافران را بر روى زمين مگذار چرا كه اگر تو آنان را باقى گذارى بندگانت را گمراه مى‏كنند و جز پليدكار ناسپاس نزايند پروردگارا بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنى كه در سرايم درآيد و بر مردان و زنان با ايمان ببخشاى و جز بر هلاكت‏ستمگران ميفزاى”.
خداوند در پي نفرين و درخواست عذاب از طرف نوح مي فرمايد: “قَالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نَادِمِينَ، فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْنَاهُمْ غُثَاء فَبُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (المؤمنون/41-40)؛فرمود به زودى سخت پشيمان خواهند شد، پس فرياد [مرگبار] آنان را به حق فرو گرفت و آنها را [چون] خاشاكى كه بر آب افتد گردانيديم دور باد [از رحمت‏خدا] گروه ستمكاران”. اين آيات که دعاي پيامبر عظيم الشان و اولوالعزم خدا را بازگو مي کند، آن حضرت ضمن آن دعاها از خداوند تقاضا مي کند که آن ها را ببخشايد و مورد آمرزش قرار دهد البته همان طور که قبلا بيان شد وبراي همگان نيز روشن است اين طلب مغفرت به آن مفهومي که به ذهن ما متبادر است، نمي باشد. طبق نظر دانشمندان بزرگوار شيعه همه اين موارد و موارد مشابه از باب ترک اولي و ارتکاب اعمالي است که انجام ندادن آن بهتر بود و يا ترک اموري است که انجام آن ها سزاوارتر بود. کسي که در مرحله تقرب الي الله، دائم الحضور و از فيض لقاء برخوردار است همين که يک لحظه از اين فيض عظيم محروم شده و از اين حضور غفلت کند خود را گناهکار مي داند، ترک اولي و معصيت ائمه و پيامبران از باب “حسنات الابرار سيئات المقربين” مي باشد. (مجلسي،1403،25/205). دعاي حضرت نوح، آخرين دعايي است که از حضرت نوح در قرآن آمده است که مشتمل بر دو دعا بوده، دعا براي فرد، والدين و مومنان، و دعاي ديگر براي کافران که همراه با نفرين بوده که قسمت آخر دعاي حضرت را در بر مي گيرد، و اين نفرين آخرين کلام حضرت است که خداوند دعا و نفرين او را بر کافران مستجاب کرد، پس هر که از ايشان بر روي زمين بود هلاک شد. خداوند در آيات ديگري نيز از حضرت نوح اين درخواست را نقل کرده است.(هود/47).
شيخ طوسي در توضيح استغفار حضرت براي خود با اين که معصومند چنين مي نويسد: “طلب آمرزش ايشان بر وجه انقطاع به سوي خداست زيرا او معصيتي که مستحق عقابش کند انجام نمي دهد” (طوسي،1409،10/142).
دقت در اين گونه دعاها باعث مي شود انسان متنبه شده و بيش از پيش اعمال خود را زير ذره بين قرار دهد. وقتي پيامبران با آن مقام والايي که نزد خدا داشتند در مقابل بعضي اعمال خود که حتي گناه محسوب نمي شد، اين گونه خاضعانه به سوي خدا توبه و انابه مي کردند و زبان به استغفار گشوده و مدت ها به ناله و زاري مي گذراندند، ما هم بايد در جهت طي مراتب عبوديت خدا سعي بيشتري نموده و مراقب اعمالمان باشيم.
اين دعاها که از دهان مبارک اين عزيزان و مقربان به درگاه الهي صادر شده است نهايت بندگي آن ها را نسبت به خدا مي رساند وبا آن که داراي مقام عصمت و ولايت بودند باز دست از دعا برنداشته و خود را نيازمند آمرزش الهي مي دانستند. اينان در مقام دعا خود را فراموش نمي کنند و در ابتدا براي خود [ به شکل مفرد و مستقل ] طلب مغفرت مي کنند که نشانگر دوري آن ها از کبر و غرور است و با اين عمل بر خضوع و خشوع خود مي افزودند و هيچ وقت احساس نمي کردند که چون پيامبر يا ولي خدا هستند پس نيازي به دعا و استغفار و مراقبت از اعمال خود ندارند، بلکه بيشتر از سايرين خود را نيازمند اين لطف الهي مي دانستند. طبق آيه اي که قبلا گفته شد حضرت نوح بعد از آنکه براي خود تقاضاي آمرزش کرد براي والدين خود نيز دعايي کردند که نشانگر اين است:
اولا: والدين آنان خداپرست و افرادي باايمان بودند زيرا پيامبران طبق صريح قرآن نبايد براي مشرکين يا کفار طلب مغفرت کنند.
ثانيا: والدين حق بزرگي بر گردن اولاد خود دارند که در دعاي خير نبايد آن ها را فراموش کرد، انبياء و اولياء که بيش از هر کسي به تعاليم و دستورات الهي واقف هستند، اين موضوع را کاملا رعايت کرده و قبل از دعا براي هر فردي غيراز خود براي والدينشان طلب مغفرت مي کنند.
4-2-2-4- اندوه بزرگ
“وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ،وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ، وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمْ الْبَاقِينَ وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي لْآخِرِينَ، سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ، إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ (الصافات/82-75)؛و او و كسانش را از اندوه بزرگ رهانيديم و [تنها] نسل او را باقى گذاشتيم و در ميان آيندگان [آوازه نيك] او را بر جاى گذاشتيم درود بر نوح در ميان جهانيان،، ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‏دهيم به راستى او از بندگان مؤمن ما بود،سپس ديگران را غرق كرديم”. خداوند مي فرمايد: ما نوح را بعد از اينکه از ايمان قومش مايوس شد و مارا خواند درباره آن ها نفرين کرد، دعايش را به خوبي اجابت نموديم و او و خانواده اش را از آزار قوم و اندوه معصيت که براي اولياء خدا اندوه بزرگي است، نجات داديم و او را از کساني قرار داديم که نام و آثار و ذکر ايشان در جهان باقي و برقرار خواهد ماند و فقط او را در جهان باقي گذارديم. “گفته اند بعد از آنکه نوح از کشتي فرود آمد، تمام کساني که با او بودند، مردند جز زنان و فرزندان او،لذا او را ابوالبشر ثاني ناميدند و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد رَّبِّ، دعاي، نيايش Next Entries پایان نامه رایگان درمورد امام صادق