پایان نامه رایگان درمورد درآمد سرانه، حوزه نفوذ

دانلود پایان نامه ارشد

مي باشد پيوندي که در آن احساس يگانگي و وابستگي به سرزمين مادري وراي مرزهاي سياسي و برنامه ريزي موجود خواهد بود . توجه به اينکه عوامل طبيعي وتاريخي بنيادهاي شکل گيري مناطق را درايران تشکيل داده اند سبب مي شود تا در توسعه اي بوم محور مولفه هاي ديگري رامدنظر قرار دهيم.بنابراين چنانچه آغاز توسعه را فرايندي مردمي – محلي بينگاريم تعيين واحدها يا پهنه هاي گفته شده مبناي متفاوتي براي يکپارچگي خواهد داشت که هدف عمده آن توسعه اجتماعات محلي در همياري منطقه ايست.به اين معنا که توسعه اي مبتني بر ظرفيت سازي ويکپارچگي اين اجتماعات مدنظر قرارخواهدگرفت .
اکنون همه باور داريم که در بسترهاي ناپايدار موجود ، هرگونه تقسيمات منطقه اي مبتني بر هر آرمان و در پي هرگونه توسعه، بدون توجه به ظرفيت سازي ويکپارچگي اجتماعات محلي و بي اعتنا به بحث توسعه با الويت پايداري هرگز نخواهد توانست پاسخگوي يک منطقه بندي مطلوب وپايدار باشد .
در چارچوب اين نظريه جديد نگرشي ارائه مي شود که مبتني بر آن مي توان سازمان دهي فضاي سرزمين را بر مبناي متفاوتي نسبت به آنچه تا کنون بنا به رويکردهاي رايج دنبال مي شده است استوار ساخت. رويکردي که هدف اصلي از طرح آن تغييرتفکري است که منجر به ارائه منطقه بندي هاي کنوني شده است .
2-5. چارچوب نظري پژوهش
بنا بر آنچه در مباحث نظري پژوهش حاضر عنوان شده است واژه منطقه همواره در مفاهيمي کاملا متفاوت به کار گرفته مي شود و بنابر اين تعاريف متفاوت، مناطق گوناگوني نيز تعيين شده که مبناي عمل سياستمداران آنچنان که مناطق رسمي-اداري اقتضا مي کنند و ملاک عمل برنامه ريزان آنچنان که مناطق برنامه ريزي تعريف مي شوند قرار مي گيرند. از سويي در تقسيمات سرزميني هميشه تقسيم سرزمين به مناطق همگن وعملکردي مورد توجه قرار گرفته وبا استفاده از يک يا چند مورد از روشهاي منطقه بندي گفته شده صورت مي پذيرد .
اما برمبناي آنچه در طرح مسئله اصلي اين پژوهش عنوان شده است و در راستاي پاسخ به اصلي ترين سوالات مطرح شده، تئوري زيست منطقه گرايي به عنوان مبناي نظري اين مطالعه و راهنماي ما به سوي تعيين زيست منطقه خواهد بود .زيست منطقه مورد نظر در چارچوب نظريه زيست منطقه گرايي وبا توجه به مجموع داده هاي در دسترس تعيين خواهد شد. از بعد تئوريک و عملي معيارهاي در نظر گرفته شده با توجه به تاکيد اين نظريه بر مفاهيم طبيعت، تاريخ منطقه،فرهنگ و اقتصاد ( به معناي رابطه اجتماع با محيط طبيعي) ملاک تعيين مناطق مورد نظر خواهند بود. نظريه توسعه پايدار نيز به عنوان بستر اوليه اي که زيست منطقه گرايي برخاسته از اشارات آن براي پايداري است يکي از مهمترين نظرياتي است که بنيان نظري مطالعه حاضر را تشکيل مي دهد .
در اين ميان از مجموع نظريات زيست منطقه گراياني چون داگ ابرلي که تاکيدبر عملياتي بودن زيست منطقه گرايي داشت، پيتر برگ که نقش عوامل طبيعي را در تعيين سرنوشت اجتماعات زيستي تعيين کننده مي دانست و مک گينس به عنوان يکي از صاحبنظران اخير زيست منطقه گرايي که با نفي خطوط تحميلي دولت ملت ها درصدد برقراري ارتباط دوباره بين انسانها و محيط طبيعي پيرامونشان بود بهره خواهيم برد.
با قبول اهميت تمام مناطقي که تا کنون از آنها نام برده شد آنچه به نظر مي رسد در تمام اين تعاريف ناديده گرفته شده عامل تاکيدي ما براي تعريف ديگري از واژه منطقه مي باشد. منطقه پيش از آنکه برمبناي شاخص هايي همگن باشد يا براساس ملاک هايي کارکردي، مکاني است براي زندگي که نه تنها جوامع انساني که ساير انواعي را که ما زمين را با آنان سهيم هستيم شامل مي شود. ساير انواعي که در خطوط ترسيمي مناطق قرادادي وعملکردي هرگز ديده نخواهند شد .
واضح به نظر مي رسد که تعيين زيست منطقه در قالب تاکيد بر معيارهاي موردنظر در تئوري زيست منطقه گرايي هرگز به معناي نفي ديگر مناطق مانند مناطق همگن ،عملکردي، برنامه ريزي، کانوني وغيره نخواهد بود زيرا هرکدام از اين مناطق در پاسخ به حل مشکلي مطرح شده ودر بسياري مواقع راهگشاي برنامه ريزان وسياستمداران در اجراي برنامه ها بوده اند. در پي آن هستيم تا با حفظ نکات مثبت مناطق تعريف شده قبلي به تعريفي نو از منطقه دست پيدا کنيم که ضمن تاکيد بر معيارهاي عملکردي تغيير معناي منطقه به يک واحد زيستي را نيز همراه داشته باشد.
تجلي فضايي تئوري زيست منطقه گرايي زيست منطقه ايست که در آن ارتباط جوامع انساني با محيط پيرامون دور از تقسيمات غيرارگانيک وخطوط ترسيم شده قراردادي بر چشم انداز سرزمين که حقيقت طبيعت زمين را غيرقابل مشاهده ساخته است تعريفي دوباره خواهد يافت در اين ارتباط زيست منطقه در پي تعريف دوباره اي از مناطق براي پاسخ به مسئله ناپايداري کنوني در جوامع خواهد بود ناپايداري که آغاز آن با تغيير در رابطه انسان با طبيعت حامي حيات همراه شد. در اين ارتباط نه مفهوم اداري-رسمي منطقه را براي درک آن کافي مي دانيم و نه منطقه رابرمبناي اهداف کاربردي متفاوتي آنچنان که مورد نياز سازمان هاي گوناگون بوده تعريف مي کنيم . منطقه مکاني خواهد بود براي زندگي که علاوه بربعد مکاني مفهوم تعلق منطقه اي را در پيوند با تاريخ منطقه همراه خود خواهد داشت. به عبارتي زيست منطقه را برآيند مناطق همگن وعملکردي مي دانيم به اين معنا که عملکردهاي منحصر به فرد هر منطقه برخاسته از طبيعت،فرهنگي است که همگني منطقه را سبب شده و وجه تمايز آن از ساير مناطق پيرامون خواهد بود .

2-6 . مدل نظري پژوهش

2-7 . مدل تحليلي پژوهش

فصل سوم- روش شناسي پژوهش

3. متدولوژي و روش شناسي پژوهش
3-1 .انواع روش هاي تعيين مناطق
با توجه به گستردگي مناطق و اهداف مختلف از تقسيم بندي آنها همواره روشهاي مختلفي نيز براي به منظور تعيين حد ومرز آن مورد استفاده قرار گرفته است .”فرضا در منطقه بندي کاربردي همبستگي وروابط متقابل اجزاي متشکل آن مورد نياز است .يا در منطقه بندي قراردادي ملاک شاخص هاي عددي وروش تحليل جريانها وروش تحليل جاذبه هاست .”(زياري،78:1385)
“روشهاي تعيين مناطق قراردادي با روشهاي تعيين محدوده کاربردي متفاوت است .در تکامل و شناخت منطقه وروشهاي تعيين محدوده آن دو دوره متفاوت را مي توان تشخيص داد .به عبارت ديگر روش هاي شناخت وتعيين منطقه در دودوره متفاوت تکامل يافته است .اين دو دوره بازتابي از تحول اقتصادي،از اقتصاد کشاورزي به اقتصاد صنعتي است .دردوره اول يعني دوره اقتصاد کشاورزي ،منطقه ،محدوده اي قراردادي تلقي مي شد که محدوده آن برحسب يکنواختي وهمگني اجزاي متشکله ان تعيين مي گرديد .در دوره دوم منطقه به محدوده اي کاربردي مبدل شد ومبناي تعيين آن همبستگي متقابل وروابط دوسويه اجزاي متشکله آن گرديد .”(آسايش،53:1388) درادامه بحث سعي داريم تا به مهمترين روشهايي که تاکنون براي منطقه بندي به طور کلي مطرح شده است بپردازيم .
“تعيين حدود مناطق شکلي يعني در يک گروه جاي دادن واحدهاي محلي که براساس برخي شاخص هاي دقيقا تعريف شده خصوصيات مشترک دارند وبرمبناي همان شاخص ها با واحد هاي خارج از منطقه اختلاف هاي معني دارنشان مي دهند.مناطق شکلي به دست آمده هرگز متجانس نخواهندبود اما بايد درمحدوده ي تقريبا تعريف شده اي متجانس باشند.اگرشاخص ها ساده وايستا باشند مثل زمين مرتفع تر از1000متر،تشخيص نسبتا ساده خواهد بود اما اگر شاخص ها متنوع باشند مثلا نرخ بيکاري ،نرخ فعاليت ،روندهاي مهاجرت،وبسياري شاخص هاي پويا ومرتبا در حال تغييرديگر، کارقدري مشکل تر خواهد شد .”(گلسن،9:1980)

3-1-1 . تعيين محدوده مناطق قراردادي
3-1-1-1 . روش شاخص هاي وزن دار101
“بودويل به ساده ترين شکل ،اين روش را توضيح داده است وديگران آن را توسعه داده وبه روشهاي پيچيده اي مثل تحليل انباشتگي وتحليل نواحي اجتماعي رسيده اند. شکل يک مثال بسيار ساده شده از اين روش را نشان مي دهد .منطقه مورد مطالعه شامل نه ناحيه است که از نظر نرخ بيکاري وسطخ درآمد سرانه بايکديگر تفاوت نشان مي دهند .به دلايل مربوط به سياست گذاري،ضروري است که منطقه اصلي مشکل دار را از بقيه تفکيک کنيم (ناحيه بيمار از نظر اقتصادي).با توجه به شاخص ها به طور انفرادي تفکيک منطقه مشکل دار کار بسيار دشواري خواهد بود اما با در نظر گرفتن همه شاخص ها ووزن دادن به يک يک آنها منطقه ب را مي توان تميز داد .
دراين روش محدوده مورد مطالعه به بخش هاي مشابهي از نظر مساحت تقسيم شده ودرهربخش شاخص هاي اقتصادي،مانند بيکاري ومتوسط درآمد سرانه،مشخص مي گردد .بادادن وزن به هريک از عوامل فوق، جايگاه نسبي هربخش روشن مي گردد. مسائل اساسي در اين بخش عبارتند از :
چگونگي تعيين معيارهاي اصلي ،انتخاب وزن وتعيين حدود همگني بخش هايي که يک منطقه را تشکيل مي دهند .درمنطقه اي مطابق شکل که داراي 9 ناحيه ي محلي است وبرحسب سطوح نرخ بيکاري ودرآمد سرانه داراي ضرايب متفاوتي هستند ؛به شرح زير منطقه بندي صورت مي گيرد .ابتدا اطلاعات لازم درمورد معيارها مشخص مي شود؛ آنگاه چگونگي وزن بندي شاخص ها درمورد بخش هاي منطقه اي (واحدهاي محلي)جمع آوري مي شوند وسپس از طريق محاسبه مزنهايي که به معيارها داده مي شود ،شاخص هاي مربوط به هرمعيار،براي هر بخش منطقه اي محاسبه مي گردد که مجموع اين شاخص ها براي هربخش ،شاخص کلي آن بخش را نشان مي دهد .
به اين ترتيب اگر بخش هاي منطقه که داراي شاخص هاي نزديک به هم هستند درکنار هم قرارداده مي شوند ،واحدهاي محلي تشکيل مي شود که بخش هاي آن داراي مشخصات همگن هستند ومي تواند به عنوان يک ناحيه واحد تلقي شود ومرز آنها نيز باساير نواحي تعيين گردد.وزن هايي که به معيارها اختصاص مي يابد ،به صورت دلخواه تعيين مي شوند وتقريبا براي انتخاب آنها روش علمي قبل اتکايي وجود ندارد.” (همان،10)

شکل 3- 1 . تحديد حدود مناطق شکلي
ماخذ : جان گلسن .منطقه در برنامه ريزي منطقه اي 1980

3-1-1-2 . روش تحليل عوامل102
“اين روش نسبت به شاخص گذاري روش پيچيده تري است که پيدايش آن مديون کار پيشاهنگانه بري در ايالات متحدده امريکا مي باشد .جزئيات تکنيکي اين روش بسيار پيچيده است اما اصول کلي آن را مي توان در مطالعه ضمال غرب انگليس توسط اسميت پيدا کرد .اسميت 14 شاخص صنعتي ويا براساس ناحيه هاي مبادله اشتغال محلي 14 شاخص اجتماعي – اقتصادي رابراساس مراکز تصميم گيري محلي تشخيص داد.بسياري اط اين شاخص ها با همديگر همبسته بودند وتوسط عملي نهفته در هردو تعيين مي شدند روش تحليل عوامل رامي توان براي تفکيک اين عوامل اساسي بکار گرفت ونواحي را براساس عوامل گروه بندي کرد .اسميت در تحليل خود تغيير صنعتي يا ساخت صنعتي رابه عنوان عامل اصلي صنعتي وساخت اجتماعي وتغيير جمعيتي رابه عنوان عامل عمده اجتماعي – اقتصادي تشخيص داد وبراساس اين عوامل توانست نواحي سالم اقتصادي ونواحي مشکل دار شامل لانکشاير شرقي وکمربند پنبه – زغال لانکشاير مرکزي را تشخيص دهد .”(گلسن،11:1980)
3-1-2 . تعيين محدوده مناطق کارکردي
“تحديد حدود مناطق کارکردي شامل در يک گروه قرار دادن واحدهاي محلي که درجه بالايي از وابستگي متقابل نشان مي دهند ،مي باشند.در اينجه دوروش اصلي براي منطقه بندي کارکردي را مورد بحث قرار خواهيم داد .يکم تحليل جريان که برمبناي مشاهدات واقعي آنچه که مردم انجام مي دهند ساخته شده ودوم تحليل جاذبه اي که براساس ملاحظه آنچه که از ديدگاه ما مردم مي توانند انجام دهند،قرار دارند.”(همان :12)
3-1-2-1 . روش تحليل جريان ها103
در روش تحليل جريان ها جهت و شدت جريان هاي موجود بين يک مرکزجمعيتي ونقاط جمعيتي پيرامون آن تعيين کننده حدود ثغوره منطقه کاربردي با حوزه نفوذ است .هدو جريان با دور شدن از مرکز از شدتش کاسته وبا نزديک شدن به مرکز ديگر برشدتش افزوده مي شود با در نظرگرفتن اين ويژگي ،محدوده يا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد اجتماعات ساکن، درآمد سرانه، کانون توجه Next Entries پایان نامه رایگان درمورد حوزه نفوذ، مدل جاذبه، شهرستان کاشمر