پایان نامه رایگان درمورد خواجه نصیر، صائب تبریزی، تصویر سازی، تصویر خیال

دانلود پایان نامه ارشد

موقعيت سياسي و اجتماعي ايران است، در ياد داشتي با عنوان (مجلس موسسان ) به تاريخ 21 آبان ماه 1304 چنين مي نويسد:(مجلس موسسان به اصطلاح شيطان مي خواهد آتيه‌ي مملكت ،يعني سرنوشت يك مست بچه هاي يتيم و مادرهاي فقير را معين كند. جوانها اغلب آنهايي كه چند جلد از كتب ادبيات غربي را ترجمه كرده اند و به اين جهت مشهور به نويسندگان هستند، در اين مجلس شركت دارند. مي خواهند آنها را براي اين مجلس انتخاب كنند. به من هم تكليف كرده اند، ولي من تاكنون نه پا به مجلس آنها گذاشته ام نه بازي قرعه و انتخاب و كلا را شناخته ام . من از اين بازي چيزي نمي فهمم . يك نفر را روي كار كشيده اند يك استبداد خطرناك، مملكت را تغيير خواهد داد. جوان باهنر گمنام، بمير يا ساكت باش تا تو را معدوم نكنند و تو بتواني روزي كه نطفه هاي پاك پيدا شدند ،به آنها اتحاد را تبليغ كني .اين نقشه ها براي اين است كه متفكرين و مخالفين شناخته شوند و آنها را در موقع جلسه، نيست كنند؛ ولي بالاخره شيطان مغلوب مي شود.) نيما يوشيج كه به هنگام نوشتن يادداشت 28 ساله است، در اين عبارت (جوان باهنر گمنام ،بمير يا ساكت باش تا تورا معدوم نكنند )بي گمان به شهادت دوست ناكام خود ميرزاده عشقي نظر دارد و جملات (من از اين بازيها چيزي نمي فهمم .يك نفر را روي كار كشيده اند . يك استبداد خطرناك ،مملكت را تغيير خواهد داد .سخت هوشيارانه ،قابل توجه، تاريخي و عبرت آور است. در بهمن ماه 1306 حادثه سياسي مهمي روي داد : كشف كتيبه ي سري و اعلام سرهنگ احمد پولادين. سرهنگ احمد خان پولادين كه افسري حساس و چو ن رئيس گارد رضا شاه و از نزديك شاهد اعمال او بود با عده اي از افسران و اشخاص مي دانست آنها هم با رژيم پهلوي موافق نيستند وارد مذاكره و متحد شده كميته اي سري تشكيل دادند كه او را از ميان بردارند و رژيم پهلوي را سرنگون سازند. نزديك بود كه موفق هم بشوند . اما يكي از افراد اين كميته از بيم نافرجام ماندن اين اقدام محرمانه مراتب را به اطلاع پهلوي رسانيد . همگي اعضاء كميته دستگير و تسليم دادگاه نظامي شدند محاكمات آنها چند روز به طول انجاميد در نتيجه سرهنگ احمدخان پولادين محكوم به اعدام شد. اين واقعه نيما يوشيج را كه انديشه انتقام هميشه با او بود سر شوق مي آورد و در اسفند ماه 1306 شعر بلند و حماسي (سرباز فولادين) را سرود تا اين تاريخ بعد از (افسانه) مهم ترين شعر اوست. ( طاهباز ، 1376 : 46-68 )
 زمان و علت فوت : نيما در روز پنج شنبه 16 دي ماه 1338 هجري شمسي به علت ابتلا به بيماري ذات‌الريه در گذشت و در قبرستان امامزاده عبدالله به خاك سپرده شد.
 مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : نخستين كار اداري نيما شغلي در درجه پايين كارمندي در وزارت ماليه بود وي تا سال 1298 در اين كار دوام آورد. از فروردين ماه سال 1312 نيما و همسرش در تهران بودند. نيما نخست در بلا تكليفي بسر برد و سپس در جست و جوي كاري مناسب بر آمد. در سال 1316 به وزارت پيشه و هنر منتقل گرديد. يك سال بعد به تمايل خودش با همان حقوق به اداره موسيقي كشور منتقل شد و به عضويت هيات تحريريه ي مجله موسيقي انتخاب گرديد؛ اين كار جدي ترين و مناسب ترين شغل اداري نيما يوشيج درتما م طول زندگيش است كه تا پابان عمر اين مجله ،تا بهمن 1320 ادامه يافت. نيما يوشيج تا سال 1326 شغل ثابتي نداشت و پس از آن به خدمت در اداره ي نگارش وزارت فرهنگ پرداخت . كار او بررسي و اظهار نظر در باره ي نمايشنامه ها و فيلمنامه هايي بود كه به اين اداره مي رسيد. تا پايان زندگيش اين شغل اداري او بود و حقوقش سيصد و سي تومان در ماه بود. ( همان ، 1376 : 116-125 )
 فعاليتهاي آموزشي : از سال 1306 ، نيما در كنار همسرش عاليه ،در آموزشگاه هاي كوچك شهرهاي شمال ايران : بارفروش ( بابل كنوني ) ، لاهيجان ، رشت ، آستارا به كار تدريس اشتغال داشت. او در سال 1316 در تهران به تدريس ادبيات در دوره دوم دبيرستان صنعتي پرداخت. ( آریان پور ،1380 : 597 ).
 آرا و گرايشهاي خاص : نيما يوشيج در سال 1316 موفق به كشف شكل تازه اي در شعر فارسي شد كه اين شيوه به كلي با شعر قديم فرق دارد و با نگرشي كه در شيوه شكل آن پديد آورد به پدر شعر نو لقب گرفت. نظرنيما در خصوص شعر، يك نگاه جديد است كه بعضاً شيوه هاي قديم را به چالش كشيده و از منظري جديد غالب شعر را تعريف مي نمايد. او مي گويد: « ادبيات ما بايد از هر حيث عوض شود. موضوع تازه كافي نيست و نه اين كافي است كه مضموني را بسط داده و به طرز تازه بيان كنيم. نه اين كافي است كه با پس و پيش كردن قافيه و افزايش و كاهش مصراع ها يا وسايل ديگر ، دست به فرم تازه زده باشيم . عمده كار اين است كه طرز كار عوض شود و مدل وصفي و روائي ، كه در دنياي با شعور آدم هاست ، به شعر بدهيم. »او در ادامه مي گويد:« شعر وزن و قافيه نيست ، بلكه وزن و قافيه هم از ابزار كار يك نفر شاعر هستند. همچنين شعر رديف ساختن مصطلحات و فهرست كلي دادن از مطالب معلوم كه در سر زبان ها افتاده است نيست. اين جور كار به درد دفتر حساب بندي يك تجارتخانه مي خورد. شعر واسطه تشريح و تاثير دادن و كوچك كردن معنويات و شكافتن و نمودن درونيهاي دقيق و نهفته آنهاست. و تمام كوشش و كاوش شاعر براي آن است كه « مخصوصاً شعر را از حيث بيان آن به طبيعت نزديك كرده و به آن اثر دلپذير نثر را دهد » . زياد رغبت دارد و دلباخته رغبت خود است كه « شعر را از مصراعبازيهاي ابتدايي ـ كه در طبيعت اين طور يكدست و يكنواخت و ساده لوح پسندانه وجود ندارد و لباس متحد الشكل نپوشيده استـ آزاد كرده باشد» .نيما فقط در ابداع شعر نو جسارت به خرج نداد بلكه همين آوردن واژه هاي روستايي و بومي در شعر فارسي و ملي در نوع خود بدعت و نوآوري محسوب مي شود ، تا جاييكه كه بعد از او بسياري خواستند از اين شيوه بهره بگيرند كه راه به جايي نبردند. ( آریان پور ، 1380 : 608 ) .

2-2 :تخیل و تصویر
شاعران تنها به توصیف و شرح ظاهر پدیده ها و اشیای پیرامون خود نمی پردازند. بلکه از اندیشه و دیداراشکال ظاهر وکیفیت نمودآنها،غالبا نکته هایی سوای تصور اشخاص غیر شاعر درک وکشف  می کنند. نکاتی که از نوع اخلاقی،اجتماعی ویا فلسفی وعاشقانه است.شاعر وقتی،به چیزی با دید و بینش شاعرانه می نگرد،آنرا به صورت و ظرافتی می بیند و یا احساس می نماید که دیگران هرگز آن تجلیات ظاهر را ندیده و احساس نکرده اند.
ارسطو،ماده شعررا «خیال» و شعر را کلامی شورانگیز و دارای عنصر تخیل می داند.ابن سینا هم ،شعر را سخنی خیال انگیز می خواند که از اقوالی موزون و متساوی ساخته شده باشد. خواجه نصیر توسی نیز،تخیل را پایه شعر دانسته و حتی انتخاب وزن  را از آن جهت مهم دانسته که بصورت خاصی،اقتضای تخیل می‌کند. افلاطون همین نظر را راجع به شعر دارد و می گوید: اگر شعرعین مواد عالم واقع باشد، تقلیدی بیهوده و بی لطف خواهد بود.آن لطیفه ای که به یاری آن، شاعران در آفرینندگی با طبیعت همکار می شوند، مربوط به تخیل است. زیرا ، واضح است که طبیعت،هرگز جهان را با این نقشهای رنگارنگ که شاعران متعدد و هریک بنوعی ابداع نموده اند، عرضه نمی کند. مثلا: «رودخانه»ها، به آن دلپذیری و درختان به آن سرسبزی و یا گلهابه این خوشبویی که شاعران توصیف و نقش می کنند، نیست. به زبانی دیگر، اگرچه این جوی و باغ و درختان وجودی واقعی و تجربی دارند،اما در اشعار شاعران، دلربا تر می شوند. ( هاشمی پور ، 1391 :1 )
بنابراین: آنچه سخنان و توصیفات خاص شاعرانه را از کلام و معانی ظاهری و عام جدا می کند، همان«تخیل» و حاصل تخیل است که «ایماژ» و یا«صورت خیال» نامیده می گردد. صورتهای شاعرانه ویا آفرینشهای تخیلی عبارت است از آن محیط خاص خیال انگیزی که کلام از روال و طبیعت معمول وعادی فضای «نثر» خارج می شود و سبب برانگیختن احساسات وعواطف می گردد. شاعر،کسی است که از جهان« نازک خیالی» آگاهی دارد و می داند که چگونه،پدیده های جهانی را زیباتر از جهان واقعی برنفوس مخاطبان عرضه داشته و در برانگیختن عواطف آنان، موثر باشد. به این دلیل گاهی می بینیم که وصف شاعر از طبیعت، زیبا تراز خود طبیعت است.
بایدگفت که شاعر هر اندازه تخیلاتش در بهره گیری از منابع ظاهری پیرامونش ،دقیق تر ولطیف تر باشد،شعرش از طراوت و نوآوری مضاعفی برخوردار می گردد و بوسیله همین تخیلات وتصورات ذهنی،بر مخاطبان و هواداران خویش می افزاید.سخنسرایانی که در مسیر سرایش شعر، گوی سبقت را از همگنان ربوده اند،ناشی از همین  استعداد«صورت آفرینی»دقیق و برتری درخلق تصورات تخیل واقعی است. از طرفی وجه تمایز و مرتبه شاعران متعدد نیز از نتایج  برداشت تخیلی و«نازک خیالی» آنان است. وگرنه، برداشت ظاهری اشیا،برای همگان به یک نحو صورت می گیرد. فردوسی سروده است:
چو برگشت شب،گرد کرده عنان               سپیده برآورد،رخشان سنان ( فردوسی )
اگر تصویر خیال را ازاین شعر شاعر توس، برداریم، باید بگوییم« شب به پایان آمد وروز فرا رسید» که در این صورت و بدون داشتن صورتهای تخیلی،شعر برای مخاطبان، مبدل به جمله ای ساده و بی انگیزه خواهد شد. ( هاشمی پور ، 1391 :3 )
 پس خیال و صورتهای خیالی است که  می تواند،شاعر را علاوه بر حرفه شاعری، اورا به عنوان  هنرمندی چیره دست به مخاطبان بشناساند. زیرا برخی از منتقدان ادبی، هنر را هم، نتیجه و حاصل خیال و تخیل واقعی دانسته اند. زیرا:تصویر سازی در شعر، خود نوعی آفرینش هنری است. او مانند نگارگر و یا صورتگری ماهر، با کمک الفاظ و واژه هایی موزون،به کلمات واشیای پیرامونش،رنگی تازه و زندگی بخشیده و باری عاطفی بر دوش کلمات می گذارد که شگفتا این ابزار القای صورتهای خیال به مخاطبان نیز به دلیل داشتن باراحساس وعواطف خاص شاعر رنگ وبویی ویژه می یابد. شاعر با ارایه تصویر شاعرانه، هنری تازه می آفریندکه تا آن لحظه درهیچ منظره طبیعی ویا تابلو هنرمندی وجود نداشته است ویا اگر وجود داشته است،کسی جز شاعر آنرا نمی دیده است.
بنابراین:«صورتهای خیال» و یا «ایماژ»تاثیر اصلی را در ذات و جوهر شعر دارد و بر اصالت و وقار شعر می افزاید. بدیهی است که ابزار و موضوعات مورد خیال به اندازه عناوین و پدیده های  موجود در جهان مادی است وشاعر می تواند آنها را مورد تصورات و ایجاد مفاهیم تخیلی قرار دهد. بدیهی است که شعر از عینیت به ذهنیت پیش می رود. پس مواد و ابزار اصلی کار شاعر،دنیای خود اوست و یا همان طبیعت و جامعه ای است که او بطور عینی و مستقیم با آن برخورد می کند چنانچه شاعران متقدم اغلب انگیزه خیالشان اشیایی مانند: غنچه، شکوفه، نسیم، ماه، درخت ، نرگس وزیباییهای دشت و دمن بوده است. شاعران فراوانی در یک مورد مادی ،به خیال پردازی پرداخته و صورت خیال آنان ،متفاوت و هرکدام از دیدگاهی تازه به افقی نو از ایماژ دست یافته اند و دامنه خیال وکیفیت بروز آن صورتهای خیال سرایندگان، به نوعی متفاوت،نمود یافته است. مثلا راجع به « شمع» شاعران زیادی طبع آزمایی نموده اند.
روشندلان همیشه سفر در وطن کنند        استاده است شمع و همان گرم رفتن است (هاشمی پور،3:1391)
در جایی دیگر ،همان وجود ظاهری« شمع» را در خیال خود به طرزی دیگر پرورانده و بروز داده است:
شمع حریم عشقم،پروای کشتنم نیست         بسیار دیده ام من،در زیر پا سر خویش( پیشین ، 1391 :3 )
اغلب سرایندگان راجع به« گل و باغ و بلبل» بارها سخن گفته اند.اما آنچه درتخیل کسی مانند صائب تبریزی پیشرو مشخصه نازک خیالی شاعران سبک هندی، جوشیده است،نمونه ای می تواند باشد از تصورات شاعرانه خاص، که بکلی ازحوزه تخیل دیگر شاعران متفاوت می نماید.
دلم به پاکی دامان غنچه می لرزد              که بلبلان همه مستند و باغبان تنها( پیشین،3:1391)
پس،می توان ادعا نمود که دامنه خیال در اشعار شاعران بسیار گسترده است و تصویر های متنوع و ابتکاری، نتیجه جستجوی ذهن آنان در پرورش ایماژ و یا معانی تخیلی می باشد. زیرا خیال تحت تاثیر احساس وعاطفه درذهن شاعر به پرواز در می آید و تصویری جدا از سروده های گویندگان دیگر خلق می گردد. مولوی، «نی» را سمبل و بد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد زبان فرانسه، نیما یوشیج، شفیعی کدکنی، شعر معاصر Next Entries پایان نامه رایگان درمورد نیما یوشیج، شفیعی کدکنی، زبان فارسی، شعر فارسی