پایان نامه رایگان درمورد حقوق بشر، مفهوم دولت، ترک فعل

دانلود پایان نامه ارشد

ميکنند. سوم اينکه، براي به انجام رسانيدن اولويت پيشگيري، به منابع مالي کشورهاي قدرتمند که منافعي در صرف هزينه جهت ايجاد سيستم هشدار بههنگام82 و انجام عملياتهاي پيشرفته پيشگيري و ساير موارد نياز است. درحالي که کميسيون پيشبينياي براي اين موضوع نکرده است و حتي تشريح نکرده است که چگونه و در ظرف چه مدت زماني مي توانيم به فرهنگ پيشگيري در بحرانها، دست يابيم.83
کارلو فوکارلي84 نيز معتقد است که منطق نظريه مسئوليت حمايت را راجع به اينکه ديگر زمان نگاه به “حاکميت به مثابه يک کنترل” گذشته است و بايد فقط به “حاکميت به مثابه يک مسئوليت” نگريست، را مردود ميشمارد و بيان ميدارد: اساساً تعارض دو نظريه “حاکميت به مثابه مسئوليت” و “حاکميت به مثابه کنترل”، در نظريه مسئوليت حمايت، نامشخص است و اضافه ميکند: “در واقع، ميتوان اين ايراد را وارد آورد که براي آنکه بتوان کشورها را مسئول دانست، بايد از عامل کنترلي سپاسگزار بود.”85 به بياني ديگر، اين وجود عامل کنترل در يک کشور است که ميتواند موجبي براي مسئول دانستن آن کشور باشد

مبحث چهارم: تشريح برخي الفاظ کليدي تعريف نظريه مسئوليت حمايت
در مباحث پيشين، با اصطلاحاتي کلي نظير هنجار بينالمللي، مسئوليت، دولت ناتوان و شرارتهاي گسترده عليه انسانها، که همگي از عناصر تعريف مسئوليت حمايت هستند، روبرو شديم. اکنون براي درک عميقتر مفهوم مسئوليت حمايت ناگزيريم تا با نگاهي موشکافانهتر، عناصر تعريف مسئوليت حمايت را تبين و تشريح نماييم. در واقع بايد روشن سازيم که هنجار در حقوق بينالملل به چه معناست يا اينکه در چه بحرانها و جناياتي مسئوليت حمايت قابليت استناد مييابد يا هر کدام از واژههاي کلي مسئوليت و حمايت به چه معنا هستند و دولت ناتوان چه دولتي است.
بند نخست: مقصود از “هنجار بينالمللياي در حال شکلگيري”86 در تعريف نظريه مسئوليت حمايت
بسياري از نويسندگان، مسئوليت حمايت را به عنوان هنجاري در حال ايجاد و پيشرفت و شکوفايي در عرصه حقوق و روابط بينالملل ذکر کردهاند.87 چنين به نظر ميرسد که اين نظريه پس از گذر از دورهاي در سالهاي نه چندان دور که تنها ايدهاي صرف براي حقوقدانان بينالمللي محسوب مي شد، اکنون به جايي رسيده است که به راحتي ميتوان مدعي شد که اين نظريه، در آستانه رسيدن به مرز يک هنجار و قاعدة بينالمللي است. براي درک بهتر اين ادعا، نخست ميبايست مختصري راجع به مفهوم هنجار بينالمللي سخن گوييم و سپس مؤلفههايي را که ادعاي هنجار بين المللي بودن مسئوليت حمايت را اثبات مي کند، برشماريم
سارا پرسي88 جهت تعريف هنجار، در کتاب خود به نام “تاريخچه هنجار در روابط بين الملل”، مينويسد: “فيلپات89 معتقد است، هنجارها ميتوانند به عنوان قواعدي که از سوي افراد الزامآور محسوب و بطور معمول و عرفي اجرا مي شوند، تعريف گردند. … کاتزنشتاين90 هنجارها را انتظارات جمعي براي [انجام] رفتارهاي مناسب در يک مورد معين ميداند. کارتوچويل و کوهن91 با هم موافقند که هنجارها يک رفتار استاندارد هستند که بر حسب حقوق و تعهدات، تعريف مي شوند.”92 روبرت جکسون نيز معتقد است، “هنجار يک انتظار يا مقرره يا الزام حقوقي يا اخلاقي است.”93
يک ايده در سطح بينالمللي، براي اينکه بتواند از قالب يک ايده صرف بودن خارج شود و در سطح هنجاري بينالمللي ظاهر شود، ميبايست مراحلي را پشت سر گذارد. مرحله نخست، ظهور مفاهيم هنجاري است که در اين مرحله هنجار ظهوريافته با هنجارهاي مرسوم آن زمان تعارض و تنازع پيدا مي کند و در مرحله دوم، ضمن حل تعارض خويش با هنجارهاي ديگر، با پذيرش گسترده اي از سوي جامعه خويش مواجه ميشود و انتشار مييابد و در مرحله سوم حالت سازماني94 به خود ميگيرد و در اعمال و رفتارها معمولي جامعه خويش به چشم ميآيد و رعايت مي شود.95
به نظر ميرسد، مسئوليت حمايت مانند ساير هنجارهاي بينالمللي، روند تبديل شدن به هنجاري بينالمللي را تا قسمت زيادي طي نموده باشد و تنها به بخشي که متضمن سازماندهي مسئوليت حمايت است (مرحله سوم ايجاد هنجار)، ايراداتي وارد ميشود.96 چرا که با توجه به اسناد مختلفي که تاکنون از سوي ملل متحد و ساير سازمانهاي بينالمللي و منطقهاي راجع به نظريه مسئوليت حمايت انتشار يافته است، که از آن جمله ميتوان به تصويب سند نهايي نشست سران جهان در سال 2005، ايجاد پست مشاور ويژه براي مسئوليت حمايت97 از سوي دبيرکل ملل متحد در سال 2008، تصويب قطعنامههاي شوراي امنيت در سال 2006 با استناد به نظريه مسئوليت حمايت، به همراه صدور بيانيه مجمع عمومي در سال 2009 درباره اين نظريه، اشاره کرد، موجب گرديده است که بسياري از حقوقدانان و نهادهاي بينالمللي و همچنين کشورها اين نظريه را به مثابه يک هنجار بينالمللي در حال شکل بپذيرند.
توضيح آنکه، مقصود از هنجار در حال شکل در نظريه مسئوليت حمايت، اين است که اين نظريه هنوز شکل حقوق سخت98 را به طور کامل به خود نگرفته است و بايد آن را در قالب حقوقي نرم99 در حقوق بينالمللي کنوني توجيح نمود. در واقع، چنانکه در مباحث بعدي بدان خواهيم پرداخت، به همين دليل است که مجمع عمومي، در بيانيه سال 2009 خود به اين موضوع اشاره ميکنند که هر ساله به ملاحظات خود درباره نظريه مسئوليت حمايت ادامه خواهد داد. چرا که به نظر ميرسد، مجمع عمومي هنوز مسئوليت حمايت را در سطح يک قاعده بينالمللي که در عرصة بينالمللي کنوني، به طور کامل، قابل اجرا باشد، نيافته است و به همين دليل به دنبال ارتقاي سطح کنوني آن است. هر چند در عين حال، بايد اذعان کرد که با توجه به حاميان بسيار اين نظريه در ميان اعضا و ارکان ملل متحد، بزودي شاهد ظهور قاعده بينالمللي مسئوليت حمايت خواهيم بود.
بند دوم: معناي اصطلاح “مسئوليت” در نظريه مسئوليت حمايت
کميسيون در گزارش خويش، با استناد بر نظريه “حاکميت به مثابه مسئوليت”، به سه مفهوم از مسئوليت اشاره ميکند. “نخست اينکه، … مقامات کشور در براي ايفاي وظايفشان در حمايت از سلامت و زندگي شهروندان و ارتقاي آسايش آنان مسئولاند. دوم، … مقامات سياسي ملّي، در برابر شهروندانشان در داخل و در برابر جامعه بينالمللي از طريق ملل متحد مسئولاند. سوم، … نمايندگان کشور مسئول اعمالشان هستند، بدين معني که، آنها به جهت فعل و ترک فعل اعمالشان، مسئوليت محاسباتي100 دارند.”101 همچنين بايد اضافه کرد، چنانکه پيشتر اشاره کرديم، کميسيون، جامعه بينالمللي را پس از ناکارآمدي دولت مربوطه در حمايت از شهروندانش، داراي مسئوليت، فرض ميکند.102
چنانکه ميدانيم، بحث از مسئوليت داراي ابعاد گستردهاي است و استفاده از اصطلاح مسئوليت در حقوق بينالملل، ميتواند معاني متفاوتي را به ذهن متبادر نمايد.103 متأسفانه در گزارش کميسيون، هيچ مشخصهاي براي تشخيص اينکه مسئوليت، در کداميک از معاني خويش بکار رفته است، يافت نميشود. در هر حال، گزارش ميبايست مانند يک سند حقوقي بينالمللي معتبر، مشخص ميکرد که دليل و ماهيت حقوقي مسئوليت کشورها و جامعه بينالمللي از منظر مسئوليت حمايت، چيست و جامعه بينالمللي و کشورها، دقيقاً به چه نحوي و اساساً چرا، مسئوليت دارند. برخي معتقدند، مشاوران کميسيون، آگاهانه و با زيرکي، ميخواستند با عدم پرداختن به مسئله بحثانگيز و دشوار تبيين ماهيت و منابع مسئوليت، چه در سطح بينالمللي و چه در سطح داخلي، از زير بار آن شانه خالي کنند.104
به هر حال، گزارش کميسيون، از اين حيث، نقطه آغازي بر ملاحظه مسئوليت جامعه بينالمللي و کشورها در قبال نقضهاي فاحش حقوق بينالملل بشردوستانه و حقوق بشر است و اميد است که در آينده، با بحثهاي دقيقتر و ديدگاههاي حقوقي موشکافانهتر، بتواند در حقوق بينالملل منشاء اثر گردد. با اين وجود، بايد گفت: عدم شکلگيري کامل هنجار بينالمللي مسئوليت حمايت به دليل گذشتن مدت کوتاهي از طرح آن و عدم سازماندهي مناسب اين نظريه در ميان تابعان حقوق بينالملل، موجبي است تا درباره برخي مسائل حول مسئوليت حمايت، از جمله مسئوليتهاي ناشي از اين نظريه، ابهاماتي وجود داشته باشد که گذشت زمان و سازماندهي اين نظريه و ارگانيک شدن آن در حقوق بينالملل، ميتواند اين مشکل را بسيار کمتر از زمان کنوني سازد. هانز پلتونن105 در تأئيد نظر فوق و توجيه نحوه اعمال مسئوليتهاي جامعه بينالمللي و کشورها در قبال نقضهاي مذکور در حقوق بينالملل، مثال مناسبي آورده است که ميتواند در روشن شدن ذهن خواننده در اين ارتباط، بسيار مؤثر باشد. وي مينويسد: قبل از اينکه ايستگاههاي آتشنشاني در شهرها سازماندهي شوند، هر فردي از جامعه که آتشسوزياي را مييافت، مسئوليت داشت تا به اعضاي ديگر، اخطار دهد و پس از آن مطمئن گردد که آتش مهار و خاموش گرديده است. بعلاوه اينکه، بطور طبيعي مردي جوان و قوي هيکل، نسبت به يک پيرزن، در خاموش کردن آتش مسئوليت بيشتري ميداشت. درباره مسئوليت حمايت نيز چنين است، بدين معنا که با در نظر گرفتن اين موضوع که نظريه مسئوليت حمايت به طور کامل سازماندهي نشده است و در اوان شکلگيري خود به عنوان هنجاري بينالمللي است و هنوز نحوه تقسم مسئوليتها در آن کاملاً ملموس نشده است، هر عضو جامعه بينالمللي مسئوليت دارد تا به محض اطلاع از نقضهاي شديد حقوق بشري نظير نسلزدايي، به بخشهاي ذيربط ملل متحد اخطار دهد. در هر حال، عضو جامعه بينالمللي، خصوصاً در موارد ناکامي شوراي امنيت در اقدام جهت توقف نقضها، نبايد خود را به صرف انجام مسئوليت اخطار به ملل متحد، رها از مسئوليت بپندارد و بايد اقدامات لازم را جهت توقف نقضهاي حقوق بشري، مطابق توان خويش، به انجام رساند.106
بند سوم: معناي اصطلاح “دولتهاي ناتوان يا در حال ناتوان شدن”107در تعريف مسئوليت حمايت
موضوع دولتهاي ناتوان، يکي از مهمترين موضوعاتي است که در نخستين سالهاي هزاره سوم ميلادي، پيش روي نظام حقوقي بينالمللي قرار گرفته است. هرچند که کاملاً مشخص نيست که اين اصطلاح را چه کسي و چه زماني به کار برده است؛ اما نکته قابل توجه اين است که در دوره پس از جنگ سرد، مفهوم دولتهاي ناتوان تحت عناوين ديگري نظير دولتهاي حامي تروريست، در حوزه حقوق و روابط بينالملل، مطرح بوده است. اصطلاح “دولتهاي ناتوان” در گزارش کميسيون نيز به کار رفته است و از آن به عنوان يکي از معيارهاي ورود مسئوليت حمايت، از حوزه مسئوليت داخلي به حوزه مسئوليت جامعه بينالمللي، ياد ميشود.
در هر حال، بايد گفت: بر سر مفهوم دولتهاي ناتوان و مصاديق آن، ميان نوسيندگان و صاحبنظران حقوق بينالملل، توافق چنداني وجود ندارد. صادق باقري، در تعريف دولت ناتوان، به نقل از دايرةالمعارف ويکيپديا108، مينويسد: “دولت ناتوان دولتي است که ارتش و پليس آن نتوانند بر قلمرو حاکميت ملي، کنترل مؤثر اعمال کند.”109 و همچنين وي تعريفي ديگري مينويسد: “از نظر مرکز تحقيق دولتهاي بحران110، دولت ناتوان دولتي است که در حفظ امنيت خود ناتوان است و نميتواند شرايط را براي تداوم بقاي خود باز آفريني کند.”111 رزا بروکس112 نيز براي تعريف دولتهاي ناتوان، آن را در مقابل “دولتهاي موفق”113 قرار ميدهد و مينويسد: ” … دولت هاي موفق، بر مرزها و جمعيت معيني کنترل دارند، با ساير دولتها روابط ديپلماتيک برقرار ميکنند، انحصار کاربرد قدرت مشروع را در مرزهايشان، دارا هستند و در تمهيد امکانات اجتماعي مناسب براي مردمشان، موفق عمل ميکنند. [در مقابل]، دولتهاي ناتوان، … کنترلشان را بر ابزارهاي اعمال قدرت، از دست رفته ميبينند و نميتوانند صلح و ثبات را براي مردمشان به بوجود آورند و مرزهايشان را کنترل نمايند.”114
دکتر دانيل تئورر115، در مقاله خويش درباره دولتهاي ناتوان، ويژگيهاي کلي يک دولت ناتوان را از سه منظر حقوقي و سياسي، تاريخي و جامعهشناسانه، مورد بررسي قرار داده است. وي ويژگيهاي حقوقي و سياسي دولت ناتوان را اينگونه معرفي ميکند: نخست اينکه، دولتهاي ناتوان از حيث مرزي و جغرافيايي، مشکلات فراواني دارند؛ بدين معنا که اين دولتها، از درون فاقد هرگونه ساختار و يکپارچگي مناسب هستند، هرچند که ممکن است هنوز

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد حقوق بشر، مداخله بشردوستانه، حقوق انسان Next Entries پایان نامه رایگان درمورد حقوق بشر، منشور ملل متحد، حقوق بشردوستانه