پایان نامه رایگان درمورد حقوق بشر، قانون مجازات، جبران خسارت

دانلود پایان نامه ارشد

محيط‌زيست سالم مي باشد. اين برداشت در حقيقت، به معناي برتري حقوق جمعي بر حقوق فردي و نقض حق‌هايي چون حق مالكيت، آزادي عبور و مرور و سكونت گردد163. پس پذيرش چنين برداشتي، زنگ خطر براي حقوق فردي را به صدا در مي‌آورد، چرا كه مي‌تواند دستاويزي براي كشورهاي در حال توسعه براي فرار از تعهدات حقوق بشري را فراهم ساخته و گاه آنها را نقض نمايد. توسعه راه‌ها، تعريف طرح تفصيلي شهرسازي و اعلام كاربري‌هايي اجباري، و به رسميت نشناختن مالكيت افراد و حمايت از طرح‌هاي ملي در مقابل حقوق فردي از اين دسته‌اند.
ج- دفاع طرفداران نظريه جمعي بودن حق بر محيط زيست
در مقابل انتقادات وارده، طرفداران جمعي بودن حق بر محيط زيست، اين حق را با ديدگاه متفاوتي تحليل و به نتيجه متفاوتي مي‌رسند. مهمترين استدلال مدافعان اين نظريه، مقتضيات زندگي جديد، مفهوم جامعه و تقويت سيستم حقوق بشر مي‌باشد كه اجمالاً آن را بيان مي‌نماييم.
1-مقتضيات زندگي مدرن و حق‌هاي جديد
حقوق جمعي جديد نه‌تنها به مقابله با حقوق بشر برنخاسته است،‌ بلكه باعث دستاورد تازه‌اي براي اين حقوق شده، چرا كه بالغ بر دو سده حقوق بشري نسل اول و دوم تنها حقوق بشر را محصور در روابط بين دولت و فرد مي‌ديد، كه اين حق نو باعث بر هم‌ ريخته‌شدن اين تفكر گرديده و آن را از منظر “تماميت انساني” و كليه عواملي كه در كره زمين پيش‌نياز زيستن و سكونت است، نگريسته است. در شرايط دنياي كنوني، جامعه در قالب گسترده‌تر از فرد مي‌تواند از حقوقي بهره‌مند شود و در حقيقت حق بر محيط‌زيست سالم براي ادامه حيات هر جامعه ضروري است. در واقع، اين حقي است كه “جامعه انساني” مي‌تواند در برابر دولت مدعي آن گردد و جامعه انساني عنصري جداي از دولت است. ضمن آنكه دغدغه صيانت از محيط‌زيست سالم با توجه به رسالت حقوق بشر ارزشمند است. دغدغه‌اي كه ناشي از حمايت حداكثري فرد در برابر قدرت دولت است164.
2-مفهوم حقوقي جامعه و فرد
در اين برداشت جامعه واقعيتي بيروني و عيني دارد و وجود يك محيط‌زيست سالم براي بقاي جامعه ضروري است. بنابراين تنها افراد نيستند كه داراي اين حقوق مي‌باشند، و ساير گروه‌ها را نمي توان از داشتن حقوقي كه ناشي از مقتضيات زندگي متحول امروزي است، محروم دانست. رويه قضايي زيست محيطي اخيراً با آراء صادره در سطح ملي و بين‌المللي نشان داده كه در شناسايي حق بر محيط‌زيست براي گروه‌ها و سازمان‌هاي مردم نهاد حقوقي قائل شده است؛ براي مثال در خصوص حق بر مشاركت در تصميم‌گيري‌هاي زيست محيطي و حق دسترسي به اطلاعات زيست محيطي. علاوه بر اين، نه‌تنها رويه قضايي، بلكه برخي از اسناد بين‌المللي نيز به صراحت حق بهره‌مندي از محيط‌زيست سالم را براي “مردم” (و نه افراد) مورد شناسايي قرار داده‌اند. به عنوان مثال، ماده 24 منشور آفريقايي حقوق بشر در اين خصوص اعلام مي‌دارد كه “همه مردم حق بهره‌مندي از ميحط زيست سالم و رضايت‌بخش و متناسب با توسعه‌شان دارند”. علاوه بر اين‌ها، اين تلقي به معناي نقض ساير حقوقي نيست كه پابه‌پاي حقوق فردي قدرت دولت را محدود مي‌نمايد و براي دولت تكاليف و تعهداتي را در برابر جمع مطرح نمايند.
در واقع، نخستين اشتباه منتقدين، عدم تميز مفهوم جامعه از مفاهيمي چون دولت، قدرت سياسي، حكومت، جماعت و ملت است. در واقع در اين حقوق برخلاف تصور منتقدين صاحب و مخاطب حق “صرفاً” جامعه يا دولت نيست، بلكه به نوبه خود افراد و شهروندان نيز مخاطب و صاحب اين دسته از حقوق تلقي مي‌شوند165.
3-شكل‌گيري مؤلفه‌هاي جديد حق بر محيط‌زيست
تحول موضوعي مبين گسترش ابعاد و شكل‌گيري مؤلفه‌هاي جديد محتوايي اين حقوق، ريشه در حقوق عمومي داخلي و بين‌المللي دارد. مفهوم حق بر محيط‌زيست در حقوق عمومي داخلي ابتداء به صورت كلي در تئوري حقوقي پديدار گشت، اما امروزه اين اعتقاد به وجود آمده كه حق مزبور را نمي‌توان در حصار تئوريك قانون محبوس نمود. اكنون ديگر اين حقوق در جرگه حقوق اساسي ملت‌ها قرار گرفته است. با اندك تأمل و تعمقي به وضوح درمي‌يابيم كه حقوق جمعي محيط‌زيست محدود و محصور به صرف زيستگاه بشري (طبيعي، آب، خاك و هوا) نمي‌گردد و تفسير موسع آن به شهادت، نظريه‌ها، قوانين مصوب ملل، كنوانسيون‌ها و … بسيار فراتر از تفسير مضيق گذشته پيشروي نموده و به تسخير مصاديق موسع‌تري دست يافته است. امروزه ديگر به راحتي مي‌توان پذيرفت كه مقصود از محيط‌زيست بشري به لحاظ قلمرو حتي از كره زمين هم فراتر رفته و در كوچك‌ترين مقياس حتي از خانواده هم خردتر گشته تا به فرد رسيده و در اين كارزار به صورت غيرمستقيم اقتضا مي‌كند تا حيات در سايه حقوقي منشعب از حقوق زيست محيطي قرار گيرد. حق حيات، حق سلامتي، حمايت از خانواده، آزادي بيان، آزادي مطبوعات، حمايت از كارگران، تشكيل انجمن‌ها، حقوق رفاهي، حق صلح، آزادي استفاده از فضاي ماوراء جو، دولت لاييك، حق اعتصاب، آزادي مذاهب، دسترسي به عدالت و بسياري از حقوق جمعي ديگر را مي‌توان زيرمجموعه حقوق محيط‌زيست دانست. اين تحول مفهومي و موضوعي را شايد بتوان مديون و مرهون قوانين عادي و رويه قضايي كشورها دانست. حق بر محيط‌زيست سالم ضمن داشتن حلقه‌هاي ارتباط با حقوق نسل اول، دوم و سوم به نوبه خود ماهيتي متكثر و چند وجهي را به جا گذارده كه در بر گيرنده مؤلفه‌هايي از قبيل حق بر جبران خسارت زيست محيطي، حق بر آب سالم، حق بر هواي پاك، محيط آرام، ‌حق منظر، حق بر ميراث مشترك، مشاركت در تصميم‌هاي زيست محيطي، دسترسي به عدالت و دسترسي به اطلاعات زيست محيطي مي‌باشد.
بند دوم -مصاديق زيانهاي جمعي مورد حمايت حقوق جزاي ايران
به رغم آنکه در حقوق ايران، متني قانوني که به صراحت به ضررهاي جمعي بپردازد، به چشم نمي خورد، اما در بسياري از مقررات بخصوص مقررات جزايي به مصاديقي از اعمال که منجر به ضررهاي جمعي و زيست محيطي مي شود برخورد مي کنيم، که قانونگذار اين اعمال را داراي حيثيت مجرمانه و عمومي قلمداد کرده و به برخورد با آنها همت گماشته است. در ادامه به برخي از مصاديق عمده آن اشاره خواهد شد.
الف- تخريب محيط زيست
جرم تخريب، به دليل ايراد خسارت مالي به ديگران، درست است كه در زمره جرائم عليه اموال و مالكيت جاي دارد، ولي برخي از انواع تخريب، يا به دليل نوع مال مورد تخريب، كه جزء اموال دولتي و عمومي يا فرهنگي و مذهبي يا اموال مورداستفاده عامه مي‌باشد، و يا به دليل قصد و نيت مرتكب، كه در راستاي ارتكاب اعمال تروريستي و خرابكارانه به قصد مقابله با حكومت و يا به دليل قصد و نيت مرتكب، كه در راستاي ارتكاب اعمال تروريستي و خرابكارانه به قصد مقابله با حكومت و يا اهداف سياسي ديگر دست به تخريب مال مي‌زنند، به جرائم عليه امنيت و آسايش عمومي نزديك‌تر است. از همين رو ارائه پاره‌اي توضيحات كلي راجع به اين جرم و نيز بررسي برخي از مصاديق آن كه منتهي به ضررهاي جمعي مي‌گردد لازم است.
1- مفهوم جرم تخريب: از لحاظ لغوي تخريب به معناي خراب كردن و ويران نمودن است166. هرچند كه در قانون تعزيرات مصوب 1375 تعريفي از جرم تخريب ارائه نگرديده و تنها به ذكر مصاديق بسنده شده است. عمده اين مصداق‌ها را مي‌توان در فصول نهم و بيست‌وپنجم “قانون تعزيرات”، مصوب سال 1375، و فصل نهم “قانون مجازات جرائم نيروهاي مسلح” مصوب 1382، يافت، كه اهم آنها را مورد بررسي قرار خواهيم داد. همان گونه كه از تعريف لغوي تخريب پيدا است، خراب كردن و ويران نمودن در برگيرنده دو معني و مفهوم متفاوت است، تفاوت خراب كردن و نابود و ويران كردن در اين است كه اولي عبارت است از صدمه زدن به مال بدون از بين بردن آن167. اما مورد دوم از بين بردن كلي اموال است168.
تذكر اين نكته ضروري است كه نابود كردن يا خسارت زدن به مال با توجه به طبيعت و ماهيت مال تعيين مي‌گردد؛ به عنوان مثال منارجنبان اصفهان با دستكاري آسيب ديده و از حركت باز ايستاده و درست است كه ساختمان پابرجا است، اما ديگر از آن خصيصه منحصر به فرد كه حركت برج بوده خارج گرديده و اين ضرر بينابين خراب شدن و ويراني است زيرا ديگر برج تا به حال اوليه بازنگردد از حيّز انتفاع و اعتبار خود خارج شده است. همين طور است شكستن پاي يك اسب كه قصد شركت در مسابقات اسب‌دواني را داشته، و حك نمودن يا يادگاري نوشتن بر روي يك تنديس تاريخي در مقايسه با انجام همين عمل بر روي يك ديوار مدرسه كه هر يك داراي عمق، ‌شدت و تأثيري متفاوت است169.
2- عنصر مادي جرم تخريب
عمل فيزيكي هر چند با ركن مادي معمولاً به شكل فعل مثبت محقق مي‌گردد، و تصور جرم تخريب مي‌تواند با ترك فعل نيز انجام پذيرد، مثل اينكه مسئول آبياري پارك جنگلي عمداً از آبياري درختان ممانعت ورزد و باعث خشك شدن اشجار گردد.
بارزترين نظريه در اين زمينه به نظريه اقدام مربوط مي‌گردد. و مصداق آن زماني است كه شخصي در يك پارك عمومي در حالي كه سيگاري كشيده به علت خواب آلودگي ته سيگارش زمين مي‌افتد و بي‌توجه به امكان آتش سوزي محل را ترك مي‌كند. اما در پرونده ميلر، قاضي دادگاه بدوي اظهار داشته كه وي چون خود مسبب حادثه بوده وظيفه خاموش كردن آتش را نيز به عهده داشته است. بنابراين ركن مادي عبارت است از ترك فعل و خاموش نكردن آتش كه باعث سوختن اموال و محوطه عمومي گرديده و در نهايت مجلس اعيان نيز محكوميت متهم را مورد تأييد قرار مي‌دهد170.
نابود كردن يا ايراد خسارت لزوماً نسبت به مال صورت مي‌گيرد؛ يعني نسبت به آنچه عرف، شرع و قانون ما به ازاي اقتصادي در قبال آن‌را مي‌پذيرد؛ مانند ميز، صندلي، درخت، حيوان، آب، هوا و … ليكن هرگاه شخصي مواد مخدر يا مشروبات الكلي ديگران را از بين ببرد و يا فضاي هواي محلي را آلوده كند يا به آسيب ديگران مبادرت نمايد مشمول مقررات راجع به تخريب مال نمي‌گردد.
همين‌طور، اموال غيرعيني و غيرملموس و امتيازات مشمول عنوان تخريب قرار نمي‌گيرند؛ مثل اينكه كسي به طلب يا حق اختراع و يا حق تأليف، اسرار تجاري، و يا امتيازات واردات و صادرات ديگري صدمه‌اي وارد كند و يا با هك كردن و دست‌كاري در برنامه رايانه آن را مختل سازد. هرچند كه مورد اخير؛ يعني دستكاري در برنامه و داده‌هاي رايانه‌اي “در قانون سوء استفاده از رايانه‌ها” در انگلستان جرم خاصي غير از تخريب كيفري محسوب مي‌گردد، اما در حقوق ايران با تصويب قانون جرائم رايانه‌اي، مصوب 1388 تخريب‌هاي رايانه‌اي جرم‌انگاري شده‌اند و مفاد اين قانون در انتهاي قانون تعزيرات گنجانده شده است171.
همچنين اگر كسي با پيش‌آوردن پي ديوار ملك خود تمام يا قسمتي از معبر عمومي را قطع نمايد، اين عمل تخريب و از حيّز انتفاع انداختن خيابان و معبر تلقي مي‌شود172.
ب- شكار و صيد غيرقانوني
حمايت‌هاي قرن بيستم به سمت حمايت هرچه بيشتر از گونه‌هاي جانوري و گياهي رفت. اين حمايت نه تنها شامل تماميت جسماني آنها مي‌شود، بلكه زيستگاه و محيط آنها را نيز مورد حمايت قرار مي‌دهد و اين تحول در رويكرد به ارتقاء اين حوزه و حمايت مطلوب‌تر كمك شاياني نمود. به قول مارك آنسل: “در مقام مزاح در مورد حقوق كيفري شكار و صيد حقوق كيفري جنگل‌ها و مراتع گفته شده است كه قوانيني كه در سده گذشته در حمايت از امتيازات صياد يا شكارچي وضع شده بودند، در سده‌ بيستم برعكس ماهي يا نخجير را مورد حمايت قرار مي‌دهند”173.
برخلاف برداشت‌هاي سنتي ديگر امروز در فرانسه مالك حيوان مجاز به هر گونه رفتار يا فعل با حيوانات نيست. قانون 29 ژوئيه 1994 كه در ماده 1-521 كد جزايي فرانسه آمده است، طي يك فصل مجزا بهره‌كشي شديد يا رفتارهاي وحشيانه نسبت به حيوانات را منع مي‌نمايد. به موجب ماده 1-521 و اصلاحيه 6 فوريه 1999، “انجام هر فعل به صورت علني يا غيرعلني در بهره‌كشي شديد يا با ماهيت جنسي يا ارتكاب يك رفتار وحشيانه نسبت به حيوانات اهلي رام شده يا در قفس موجب محكوميت به دوسال حبس و سي‌هزار يورو جزاي نقدي است. علاوه بر اين هرگونه رفتار ظالمانه نسبت به ماهي‌ها مستوجب كيفر و همچنين ترك يك حيوان خانگي رام شده يا در قفس مستوجب همين

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع تعهد سازمانی، تعهد مستمر، نظام اجتماعی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع تعهد سازمانی، تعهد حرفه ای، تعهد مستمر