پایان نامه رایگان درمورد حقوق بشر، سازمان ملل، سازمان ملل متحد، حقوق بشری

دانلود پایان نامه ارشد

سازمان بیان گردیده است. برخی از این وظایف عبارتند از: تعیین برنامهها، خط مشی و مبانی ارزشی سازمان، برنامهریزی مالی، ایجاد نهادهای جدید و انتصاب اعضای آنها، ارزیابی عملکرد سازمان و میزان تطابق اقدامات انجام شده با اساسنامه و برنامهها. طی این نشست گزارشهای ارکان مختلف مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت چارچوب کاری عفو بینالملل برای یکسال آینده مشخض خواهد گردید.
کمیته اجرایی بینالمللیا در واقع رکن اجرایی سازمان است که اجرای دستورات و تضمیمات شورای بینالمللی را برعهده دارد. این رکن توسط رئیس کمیته اجرایی بینالمللی اداره میشود، شامل هشت عضو و یک صندوقدار است که توسط شورای بینالمللی و به نمایندگی از آن انتخاب میشوند. وظیفه کمیته اجرایی بینالمللی تصمیم گیری به نمایندگی از عفو بینالملل، اجرای استراتژی طرح شده توسط شورای بینالمللی و تضمین مطابقت آن با اساسنامه و قوانین موضوعه سازمان و همچنین نظارت بر فعالیتهای بخشها و گروهها و ارائه گزارش به شورای بینالمللی است. کمیته اجرایی چند بار در سال تشکیل جلسه داده و میتواند کمیتههایی –نظیر کمیته وابسته- یا هر رکن دیگری که لازم بداند، ایجاد نماید. کمیته اجرایی تاکنون چهارکمیته وابسته ایجاد نموده است تا پیگیری صحیح اهداف سازمان را تضمین نماید. هریک از این کمیتهها از هفت عضو – که از میان اعضای داوطلب فعال انتخاب میشوند- تشکیل یافته و میتوانند برای حداکثر سه دوره دو ساله توسط کمیته اجرایی از میان نامزدهای بخشها انتخاب گردند. این کمیتهها عبارتند از: الف) کمیته وابسته برنامه که بر اجرای اهداف و برنامههای سازمان نظارت کلی دارد. ب)کمیته وابسته تحقیقات و عملیات که فعالیتهای سازمان از قبیل کمپینها، برنامههای اطلاعرسانی عمومی و ارزیابی روشها و اقدامات سازمان را برعهده دارد. ج)کمیته وابسته سازمان و توسعه که امور سازمانی نظیر ایجاد و ارتقای بخشها و تأمین مالی را پوشش میدهد. د)کمیته وابسته امور انسانی، اطلاعات و مالی که امور مالی سازمان را کنترل مینماید.ن
دبیرخانه بینالمللی مسئول هدایت و انجام امور روزانه عفو بین الملل طبق دستورالعمل کمیته اجرایی بینالمللی و شورای بینالمللی است. این دبیرخانه تقریباً توسط ۵۰۰ کارمند تخصصی عضو و در رأس آن یک دبیر کل اداره میشود. دبیرخانه بینالمللی چندین برنامه کاری را اداره میکند: سازمانها و حقوق بینالملل، تحقیقات، کمپینها، بسیج نیروها و ارتباطات. دفتر دبیرخانه از زمان تأسیس در نیمه دهه ۱۹۶۰ در لندن واقع شده است. واحد تحقیق بزرگترین بخش در دبیرخانه مرکزی عفو بینالملل در لندن است. این واحد به نواحی مشخص جغرافیایی تقسیم میشود و وظیفه تفکیک و بررسی اطلاعات درباره زندانیان، شناسایی گروههای زندانیان، علت اصلی زندانی شدن آنها، توضیح این اطلاعات و پیشنهاد روشهایی که طبق آن این اطلاعات برای اهداف سازمان عفو بین الملل قابل استفاده است را بر عهده دارد. علاوه بر داوطلبانی که اخبار روزنامهها را به عفو بینالملل پست میکنند، دبیرخانه نیز خود به طور منظم با روزنامهها و منابع اطلاعاتی نظیر پزشکانی که با زندانیان در تماس هستند، بیمارستانها، کشیشها، خانواده قربانیان، سیاستمداران، روزنامهنگاران، سازمانها، پناهندگان و… تماس برقرار میکند.
سازمان فعالیتهای خود را به دو صورت انجام میدهد. در صورتی که هدف حمایت از قربانی به صورت فردی باشد؛ به محض تشخیص اینکه فرد قربانی یکی از حقوق مندرج در دستورکار سازمان است؛ پرونده وی برای بررسی به گروه کاری سپرده میشود. گروه برای کمک به این افراد مسأله را به دولتها و مقامات محلی مربوطه منعکس مینماید و همچنین به عنوان رابط میان افراد و خانوادههایشان عمل میکند. اما در صورت نقضهای گسترده حقوق بشری سازمان ضمن جلب افکار عمومی از نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل میخواهد تا نسبت به دولت مربوطه موضعی اتخاذ نمایند. در این زمینه میتوان به اقدامات عفو بینالملل در دهه نود میلادی در مورد کشورهای برزیل، چین، کره جنوبی، میانمار، سریلانکا، سودان و چاد اشاره نمود.

گفتار ششم
سازمانهای غیردولتی بینالمللی در سازمان ملل متحد
ماده ٧١ منشورسازمان ملل متحد زمینه ساز حضور و فعالیت سازمانهای غیردولتی- اعم از ملی و بینالمللی- در این سازمان است. تفاوتهای موجود میان ساختار و عملکرد و امکانات سازمانهای غیردولتی و بینالدولی موجب شده است این سازمانها در برخی حوزهها همچون حقوق بشر مکمل یکدیگر عمل نموده و امروزه تأثیر و تأثر میان این دو نهاد کاملاً مشهود است. سازمان ملل متحد به عنوان یک سازمان بینالدولی با اهداف عام است که در راستای تحقق صلح و امنیت جهانی، فعالیتهای گوناگونی را ازجمله در زمینه حقوق بشر انجام میدهد. سازمان در استانداردسازی به نحو قابل توجهی موفق بوده است. از بعد نظارتی نیز میتوان توفیق سازمان را نسبی دانست. هرچند عملکرد سازمان در اجرای حقوق بشر ضعیف و فاقد کارایی لازم ارزیابی میشود. این امر بدین خاطر است که دولتها تمایل ندارند اقتدارات خود در زمینه حقوق بشر را به نهادهای دیگر واگذار نمایند. به خصوص که ادعاهای حقوق بشری غالباً از جانب شهروندان علیه دولتها مطرح میگردد و سازمانهای بینالمللی نیز که ساخته و پرداخته دولتها هستند در حوزه حقوق بشر ارتباط پرچالشی با دولتها داشتهاند.
از سوی دیگر سازمانهای غیردولتی که در سطوح ملی و بینالمللی فعالند اشکال عملکرد متنوعی دارند. درحالی که بسیاری از سازمانهای غیردولتی و بینالدولی به رفتار دولتها در سطح بینالمللی میپردازند، برخی از این سازمانها مانند عفو بینالملل -به عنوان یک سازمان با هدف خاص- بر رفتاردولتها در حوزه حقوق بشر در قلمرو داخلیشان تمرکز دارد. اعضای این سازمان یک عملکرد دوگانه دارند. هر عضو علاوه بر اینکه برای حفاظت از قربانیان نقض حقوق بشر در سایرکشورها فعالیت مینماید، برای توسعه و ارتقای فرهنگ حقوق بشر در کشور خود نیز همکاری مینماید. سازمانهای غیردولتی به دلیل استقلالشان از دولتها از آزادی عمل بیشتری نسبت به سازمانهای بینالدولی برخوردارند. ازهمین رو آنها در نظارت بر اجرای حقوق بشر و تبعیت دولتها از استانداردهای جهانی حقوق بشری عملکرد بهتری داشته و همین امر منجر میشود حضور و همکاریشان در سازمانهای بینالمللی مورد توجه قرارگیرد.
برای نمونه یکی از مواردی که میتوان عملکرد سازمان ملل و عفو بینالملل را مکمل دانست گزارشهای سالانه از عملکرد دولتها درزمینه حقوق بشر است. ظرفیت بالای اجرایی سازمان ملل موجب میشود تا ابزارگزارشدهی تحت اختیار این سازمان از سازمانهای غیردولتی بهتر باشند. به علاوه ساختار بینالدولی سازمان ملل متحد، سازمان را به نهاد با ثباتتری برای پیگیری نقضهای فاحش حقوق بشر توسط دولتها تبدیل نموده است. هرساله اعضا گزارش رسمی از عملکرد خود در حوزه حقوق بشر به سازمان ارائه میدهند. در کنار آن عفو بینالملل نیز گزارش سالانه مشابهی تهیه مینماید. چنانچه گزارش عفو بینالملل و یک دولت با یکدیگر متجانس باشند، گزارش دولت عضو از نظر بینالمللی مورد تأیید قرارمیگیرد اما اگر ادعاهای دولت عضو متفاوت از گزارش عفو بینالملل باشد؛ گزارش دولت تأیید لازم را کسب نخواهد نمود. یکی دیگر از نمونههای این فعالیت مکمل درجایی است که سازمان ملل متحد ارزشها و استانداردهای حقوق بشری را اعلام مینماید و از طرفی سازمانهای غیردولتی نظیر عفو بینالملل میزان پایبندی دولتها به این ارزشها را ارزیابی مینمایند. در واقع یک همپوشانی متفاوت میان نرمهای موجود و استانداردسازی به وجود آمده است. برای مثال گزارشهای عفو بینالملل کمک نمود تا این اصل که دولتها مسئول حفظ حقوق شهروندان خود بوده و در صورت نقض این حقوق به لحاظ بینالمللی مسئول خواهند بود؛ تثبیت گردد. از سویی خود عفو بینالملل استاندارد دیگری را به وجود آورد که اقدامات خود سازمان ملل متحد برای تضمین و جلوگیری از نقض حقوق بشر را ارزیابی مینماید. به بیان دیگر در حال حاضر در اجرای قواعد موجود و ایجاد استانداردهای جدید میان سازمان ملل متحد و عفو بینالملل یک همزیستی وجود دارد.38
استقلال عمل یکی از نتایج مثبت وابستگی سازمانهای غیردولتی به افراد به جای دولتهاست. عفو بینالملل همواره کوشیده است تا از دریافت هرگونه حمایت مالی از دولتها خودداری نماید. استقلال مالی از دولتها، استقلال سیاسی از آنها را نیز تضمین مینماید. اما از سوی دیگر موجب میگردد عفو بینالملل همواره به همکاری مستقیم عموم مردم وابسته گردد. اما فعالیتهای سازمان ملل متحد به نحو مؤثری از تغییرات در میزان بودجه آن، خودداری اعضای اصلی از پرداخت سهمشان از هزینهها، خودداری برخی از اعضا از پرداخت برای برخی فعالیتهای خاص یا آژانسهای تخصصی سازمان که با منافع سیاسیشان همخوانی ندارد و… تأثیر میپذیرد. برای نمونه ممکن نیست سازمان ملل خواستار بررسی نقض حقوق بشر توسط دولت ایالات متحده آمریکا شود در حالی که ٢۵ درصد بودجه سازمان را همین دولت تأمین مینماید. در اینجاست که سازمانهای بینالدولی برای پرنمودن خلأهای ناشی از کمبود بودجه یا حتی نیروی انسانی میتوانند به سازمانهای غیردولتی تکیه نمایند. برای نمونه حجم پرسنل و بودجه عفو بینالملل بیشتر از آن است که سازمان ملل متحد در اختیار ارگانهای فعال خود در زمینه حقوق بشر قرار داده است.39
از سویی دیگر سازمانهای غیردولتی-اعم از ملی و بینالمللی- نیز مایلند برای پیشبرد بهتر اهداف خود از امکانات سازمانهای بینالمللی بهره گیرند. در روابط بینالملل نظریات گوناگونی در توجیه علل گرایش سازمانهای غیردولتی به ورود به سیستم سازمانهای بینالدولی مطرح گردیده است. برای مثال بر اساس نظریه فراملی، سازمانهای غیردولتی سازمانیافتهترین شکل از روابط فراملی و سازمانهای بینالمللی سازمانیافتهترین شکل روابط بینالدولی هستند. در نتیجه روابط بین این دو نهاد میتواند بسیار متنوع باشد چراکه سازمانهای بینالدولی برای همتایان غیردولتی خود مانند یک واسطه عمل میکنند. سازمانهای بینالمللی امکان دسترسی بیشتری به سیاستگذاریهای دولتها دارند و مهمترین عرصه شکلگیری هنجارهای قانونی بینالمللی میباشند و لذا میتوانند کانالهایی رابرای سازمانهای غیردولتی –که برای برقراری ارتباط با دولتها با محدودیت بیشتری مواجهند- فراهم آورند. بر همین مبنا میتوان الگوی بومرنگ را یک مدل خاصی از نحوه استفاده نهادهای غیردولتی از سازمانهای بینالمللی به عنوان ابزاری برای تأثیرگذاری بر دولتها دانست. این الگو بیانگر روشی است که در آن نهادهای اجتماعی داخلی-سازمانهای غیردولتی داخلی- با سازمانهای غیردولتی بینالمللی همراه شده و از طریق آنان به سازمانهای بینالمللی وارد میشوند تا بر دولت مورد نظر اعمال فشار نمایند.40 در نهایت نظریه فراجتماعی نیز سازمانهای بینالمللی را پشتیبان اصلی جامعه مدنی- و درشکل سازمانیافتهاش سازمانهای غیردولتی- میداند و معتقد است سازمانهای غیردولتی در چارچوب سازمانهای بینالدولی قادر خواهند بود تا برای ارتقای استانداردهای بینالمللی با دولتها مذاکره نمایند.41
از همین رو سازمان ملل متحد و ارکان حقوق بشری آن همواره نقش مهمی در فعالیتهای عفو ایفا نمودهاند. عفو از یکسو تشویق سازمانهای بینالمللی به حمایت و احترام به حقوق بشر را از اهداف خود میداند و از سوی دیگر سازمان از روزهای اولیه آغاز به کار به اهمیت همکاری مستقیم و فعالیت در چارچوب سیستم ملل متحد به منظور آشکار ساختن نقضها و ارتقای حمایت از حقوق بشر پی برد. اولین تلاش ها برای همکاری میان عفو و سازمان ملل، به دهه شصت و سالهای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد حقوق بشر، پناهندگان، مجازات اعدام، نقض حقوق Next Entries پایان نامه رایگان درمورد سازمان ملل، سازمان ملل متحد، حقوق بشر، منشور ملل متحد