پایان نامه رایگان درمورد حقوق بشر، حقوق بشری، اجرای مجازات، ارتکاب جرم

دانلود پایان نامه ارشد

درمان، شناخت مجرم خطرناک و در نهایت پیشگیری از تکرار جرم است.
در کلیه نظامهای حقوقی تا دورهی معاصر کیفرهای متنوعی نسبت به بزهکاران خطرناک وجود داشت. بعضی کیفرهای غیر انسانی از قبیل: مجازاتهای بدنی خشن، مجازات در ملأعام هرچند در کشورهای جهان سوم هنوز اجرا میشود، ولی به طور کلی، با توجه به اصول حاکم بر مجاازاتها تحت تاثیر اصول بینالمللی و دیدگاههای حقوق بشری که بیشتر به سمت اصلاح و بازپروری مجرم گام برداشتهاند، در کشورهای پیشرو در قلمرو حقوق بشر رخت بر بستهاند.
نگرش علمی جرم شناسی بالینی نسبت به بزهکار تا حدودی مشابه نگرش پزشک به بیمار است. جرمشناسی بالینی به بسترها و عوامل ارتکاب جرم توجه دارد و در مورد کسی که مرتکب جرم شده است به علتیابی میپردازد. مفهوم حالت خطرناک در چارچوب جرمشناسی بالینی، در اندیشه کیفری معاصر جایگاه خاصی پیدا کرده است و در قانونگذاری کشورهای مختلف به شکل قواعد جزایی و مقررات حاکم بر مجازاتها انعکاس یافته است. به نظر میرسد مجازات در ملأعام در تعارض آشکار با این نظریه جرمشناسی است که هدف آن اصلاح و بازگرداندن و پیشگیری از جرم توسط مرتکب است؛ چرا که مجازات در ملأعام در پی تحقق اهداف جرمشناسی بالینی نیست، هدفش علتیابی و سپس درمان مرتکب جرم نمیباشد و با توجه به جرمشناسی بالینی مجازات در ملأعام زمینه اصلاح را از بین میبرد یا حداقل دشوار میکند، چرا که از نظر بالینی مجرمین خطرناک کسانی هسند که مرتکب جرایم خشونتآمیز گردیده و فرض بر این است که از یک نقیصه عقلی یا روانی رنج میبرند (بابایی، 1390: 60).
در این مدل بزهکار خطرناک به عنوان یک بیمار تلقی میشود و ارتکاب جرم به نوعی با بیماری او که ممکن است خفیف یا شدید باشد، در ارتباط است. مسولیت یا عدم مسولیت مرتکب نیز تاثیری در خصوصیت خطرناکی وی ندارد. از نظر این مدل خصوصیات سزادهی مجازات جایگاهی ندارد. زیرا به عقیده طرفداران این مدل نمیتوان از رفتار مجرمانه که دارای مشکل روانی هستند ممانعت نمود، فلذا باید معالجه و درمان در اولویت قرار گیرد. پس به طور کلی اگر در سیستم قضایی کشوری رگههایی از جرمشناسی بالینی وجود داشته باشد، اجرای مجازات با روشهای خوارکننده از جمله اجرای آن در ملأعام نمیتواند در راستای این نوع جرمشناسی حرکت کند (بابایی، 1390: 90).
با توجه به این رویکرد، سیاست اصلاح و درمان یک سیاست انسانی و حقوق بشری است، چرا که بر اساس مبانی حقوق بشری، دولتها ضمن حق اعمال مجازات، موظف به رعایت کرامت انسانی هستند. در اسناد حقوق بشری که ایران نیز عضو آن است، در ارتباط با مجرمین به دولتها تأکید شده که نظام کیفرها به طور کلی به گونهای باشد که موجب اصلاح و بازگشت مجرمین به جامعه باشد (نجفی ابرندآبادی، 1387: 268).
2-3-2-4 نظریه یادگیری و اجرای مجازات در ملأعام
این نظریه که امروزه توسط برخی از جرمشناسان آمریکایی ابراز گردیده است، اول بار در سال 1886 میلادی توسط گابریل تارد،46قاضی عالیرتبه فرانسوی تحت عنوان تبادل روانی ارائه شده بود، ولی از طرف جرمشناسان قدیمی چندان مورد توجه و عنایت قرار نگرفت.
ماحصل نظریه مذکور این است که ما از دیدن اینکه دیگران برای انواع رفتارهای خود تشویق یا تنبیه میشوند (عبرت گرفته) چیزی میآموزیم، آنگاه سعی میکنیم از آن رفتارهایی که منجر به گرفتن پاداش یا پیشرفت و موفقیت شده تقلید کنیم.
این نظریه به شدت در مطالعات خود تجاوزگری و خشونت و تاثیر تشویق به خشونت از طریق تلوزیون، اجرای مجازات و غیره را به کار گرفته است و بیان میدارد شواهدی وجود دارد که چنین رفتاری قطعاً از دیگران فرا گرفته میشود؛بر همین اساس، نظریه یادگیری اجتماعی شامل نوعی تقلید یا الگوپذیری خواهد بود و این مساله در بررسیهای پژوهشگران مختلف به اثبات رسیده است. به عنوان مثال، میتوان گفت که اگر شخصی به خاطر کاری معین مورد تشویق قرار گیرد، کسی که شاهد این جریان بوده، ناخودآگاه از طریق الگوپذیری در یک موقعیت مشابه، از عمل آن فرد تقلید میکند و در مقابل اگر شخصی به خاطر انجام دادن عملی مستحق مجازات شود، یاد میگیرد که آن عمل را انجام ندهد (صلاحی، 1352: 100).
طبق این نظریه اگر شخصی که مرتکب جرمی شده، در انظار و ملأعام به مجازات عمل خود برسد، این عمل براي برخي افراد که زمينه جرم و جنايت دارند و حتي براي اکثريت جامعه بزرگسال عبرت‌انگيز است؛ این نوع کیفرها سبب می‌شود که خاطیان احتمالی دیگر دست از کارهایشان بردارند و بدانند که با چنین سرنوشتی مواجه هستند.
البته شایان ذکر است، نظریه یادگیری میتواند تاثیرات منفی هم در پی داشته باشد؛ تاثيرات منفي روحي و رواني ديدن صحنه اعدام بر کودکان بسيار سنگين و غير قابل جبران خواهد بود. براي جلوگيري از اين اتفاق بايد تدبيري انديشيده شود تا از حضور کودکان در اين گونه اعدام‌ها جلوگيري شود.به طور مثال در سایتهای خبری میخوانیم: در پی بازیگوشی و کنجکاوی کودکانه، کودکی معصوم و ۷ ساله بنام محمد (مروان)در حادثهای اتفاقی و تلخ به کام مرگ کشیده شد. این گزارش می‌افزاید: ظاهراً و در پی اعدام‌ اخیر دو محكوم به اعدام در ملأعام، اهل دهستان فیشور در استان فارس، كه بحث اهالي اين منطقه بود، حس کنجکاوی این طفل معصوم در این مورد و بازی‌های کودکانه او را بر آن داشت تا آن را به صورت بازی کودکانه برای خود انجام دهد ولی متاسفانه باعث از دست دادن جانش شد.47 
همچنین به گزارش سایت شفا آنلاین: علی‌اکبر یونسی پسر بچه همدانی در الگوبرداری از صحنه اعدام جان خود را از دست داد.صبح روز چهارشنبه ۲۶ شهریور ماه بود. علی‌اکبر در خانه‌شان تنها بود که ناگهان بازی خطرناکی به ذهنش خطور کرد. این پسر هرگز نمی‌دانست که قربانی بازی بچگانه‌اش خواهد شد. کمربند سیاه پدرش را برداشت و آن را به لوله گازی که از دیوار آویزان شده بود بست.
در بررسی‌های اولیه مشخص شد، علی‌اکبر به خاطر کنجکاوی و الگوبرداری از صحنه اعدام با کمربند خود را از لوله‌گاز داخل‌خانه حلق‌آویز کرده است. در ۱۹ شهریورماه‌ سال‌جاری دو زندانی در ملأعام در همدان اعدام شده بودند. علی‌اکبر هم به این مراسم رفته بود و شاهداعدام ٢ مجرم بود.48 این درحالی است که کودکان با خیال‌پردازی در نقش‌های مورد علاقه‌شان غرق می‌شوند و هرگز نمی‌دانند در دنیایی زندگی می‌کنند که حوادث با آنها شوخی ندارد. به همین خاطر با الگوبرداری از رفتارهای اشتباه دست به کاری می‌زنند که جبران آنها گاهی امکان‌پذیر نخواهد بود.
از دیدگاه جامعه‌شناختی اعدام در ملأعام بستر افزایش و گرایش به پرخاشگری در جامعه را مهیا می‌کند؛ در واقع آنچه در حال رخ دادن می‌باشد این است که سطح نگرش مردم از دیدن مرگ انسان دیگر تغییر می‌یابد و گرایش به خونریزی و کشتن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد اجرای مجازات، ارتکاب جرم، فرایند کیفری، امنیت اجتماعی Next Entries منابع تحقیق با موضوع آیات و روایات، دانشگاه ایلام، قرآن و حدیث، شورهای اسلامی