پایان نامه رایگان درمورد جهان اسلام، ساختار قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

استفاده از نظريات موجود متفکران سياسي و جامعه شناسي غرب (نظيرماکس وبر، دورکيم، مارکس و اريکسون) مورد تحليل قرارداده و يک چارچوب مفهومي که به نظريه ادواري معروف شده است، ارايه ميدهد.
دکمجيان رستاخيزاسلامي معاصر را پديده نويني نميداند و معتقد است که دنياي غرب به دليل عدم آشنايي با تحولتاريخي جوامع اسلامي قادر به درک صحيح اين پديده نيست.
به نظر او، جنبشهاي اسلامي پديدههاي جديدي محسوب نمي شوند، بلکه جلوه هاي معاصر جرياني تاريخي هستند که در طول دوران پس ازظهور اسلام در بخشهاي گوناگون جهان اسلام نمود پيداکرده است. به عبارت ديگر، جنبشهاي فکري – سياسي اسلامي پديدهاي دورهاي هستند که در دوران خاص ظهور کرده و تحول يافته اند. وي با استفاده از دو مفهوم سقوط و رستاخيز چنين عنوان ميکندکه جنبشهاي رستاخيزي در اسلام در واقع، عکس العمل ها و پاسخ هاي مسلمانان به دورانهاي سقوط و انحطاط بوده است.

2-10-2-3- توماس بوتکو و جنگ بر سر هژموني- نگرش ديگري که در رابطه باتبيين علت پيدايش جنبشهاي اسلامي مطرح است و در ديدگاههاي گوناگون علمي و اظهار نظرها و تفسيرهاي رايج بازتاب يافته است، جنبش اسلامي را نه به عنوان يک پديده مذهبي صرف، بلکه به عنوان گروهي سياسي – ايدئولوژيک در نظرميگيرد که در کشمکش بر سر سياست و قدرت از نيروي مذهبي و از اسلام به عنوان يک عنصر بسيج کننده و فراهم سازنده حمايت مردمي بهره ميگيرد.
بوتکو با تکيه بر ديدگاههاي آنتونيوگرامشي48، نظريه پرداز برجسته ايتاليايي معاصر و با تطبيق انديشه و عمل گروهها و رهبران جنبشهاي اسلامي معاصر نظيرحسن البناء، سيدقطب و ابوالاعلي مودودي بر آن است که اسلام به عنوان يک عنصرسياسي و ايدئولوژيک در کشمکش با دولت و اقتدار آن در گروههاي اسلامگراي معاصر بازتاب مييابد. بوتکو از مفاهيم بنيادين نظريه گرامشي، يعني هژمون و ضدهژمون، جنگ مواضع و ايدئولوژي براي تبيين ديدگاه خود بهره گرفته است.
به نوشته بوتکو، جنبشهايي که ايدئولوژي اسلام سياسي را به کارميگيرند، در وهله نخست گروههاي مذهبي نگران سرنوشت آرمانها و عقايد مذهبي نيستند، بلکه سازمانهايي سياسياند که از اسلام به عنوان يک ايدئولوژي انقلابي براي حمله به نخبگان حاکم، نقد و مشروعيت زدايي از آن ها و نيز ساختار قدرتي که اقتدار و مشروعيت آنها بر آن استوار است، بهره ميگيرند (احمدي، 1390: 23 و 24 و 26 و 28 و 29 و 31).

2-10-3- گونه شناسي فکري جنبشهاي اسلامي معاصر:
هر گونه تقسيم بندي، ارتباط نزديکي با نوع هدف محقق از تقسيم بندي دارد. اين که محقق به چه منظوري و باچه هدفي به طبقه بندي روي ميآورد، ميتواند گونهشناسي هاي مختلفي را موجب شود. برخي ديگر به مشي مبارزاتي آنها توجه ميکنند و آنها را تحت عنوان راديکال، ميانه رويا محافظه کار طبقهبندي ميکنند. همچنين، در قالب تقسيم بندي جغرافيايي، ميتوان آنها را بر اساس قاره و منطقه جغرافيايي (شمال آفريقا، آسياي جنوب شرقي، آسياي ميانه و شبه قاره هند و خاورميانه) و يا نوع فعاليت (فرهنگي، نظامي و سياسي و يا تلفيقي از آنها) تقسيم بندي کرد. برخي ديگر به مشي مبارزاتي آنها توجه ميکنند و آنها را تحت عنوان راديکال، ميانه رو يا محافظه کار طبقه بندي ميکنند.
يکي از مهمترين عوامل مؤثر بر تفاوتهاي رفتاري اين جنبشها در حوزه سياسي، مباني کلامي و فقهي آنهاست. نوع نگرش به مباني کلامي، يعني اعتقاد به توحيد، نبوت، امامت و عدل، موجب دفاع آنها از الگوهاي مختلف سياسي، همچون خلافت يا امامت شده و آنها بر اساس نوع نگاه به سيره سياسي پيامبر و عدالت، راهبردهاي مختلفي را اتخاذ ميکنند. براي مثال، يکي از مباحث مهم کلامي، نوع نگاه به توحيد و نگاه خاص به ايمان و کفراست. بر اساس اين نگاه، آنان انسان ها را مشرک و کافر تقسيم ميکنند که در نتيجه آن، هر ميزان دامنه توحيد را محدودتر ببينند، تعامل محدودتري با مسلمانان خواهند داشت و حتي ممکن است که به تکفير و واجبالقتل بودن آنها بدهند و هر چه نگاه جامعتري به توحيد داشته باشند، در نگاه آنها به انسانها و نحوه تعامل با آنها، مؤثرتر بوده و وحدتگراتر خواهند بود. بديهي است اين نگاههاي مختلف به توحيد، تأثيرات مختلفي بر انسجام جوامع در جهان بر اساس نوع نگاههاي متفاوت به مباني معرفت شناسي ديني و فقهي اين جنبشها، از يک سو و مباني کلامي آنها از سوي ديگر، ميتوان پنج جريان مهم را در جهان اسلام شناسايي کرد که هر يک بر يکي از اين منابع، به عنوان منبع محوري در شناخت دين بهره ميگيرند که به تفاسير متفاوتي از دين منتج ميشود.

2-10-3-1- جنبشهاي نقلگرا:
نص به عنوان کلام صريح، محور اصلي تمامي استنباطهاي فقهي در بين فقهاي مسلمان ميباشد. در اين ارتباط، قرآن به عنوان کتاب وحي و در کنار آن، سنت به عنوان گفتار و رفتار پيامبر، صحابه و ائمه، به عنوان مفسران وحي، از جايگاه ويژه برخوردار است. هر چند همه مسلمانان براي نص اهميت خاص قائلند، اما در عين حال، نگاههاي متفاوتي به نص دارند. در مجموع سه ديدگاه مهم در مورد نحوه نگرش به نصوص ديني وجود دارد که هريک، پيامدهاي مهمي در قبال نوع برداشت از دين و ارايه الگوهاي مطلوب سياسي- اجتماعي و حتي مشي مبارزاتي جريانهاي اسلامگرا برجاي ميگذارد.

2-10-3-1-1- جنبشهاي نقلگراي سنتي محافظه کار:
نقلگراي سنتي، جريان فقهي در بين مسلمين است که به نوعي نقش عقل در استنباطات شرعي و رد هرگونه تأويل و تفسير و مبارزه با فلسفه و عرفان، مشهورند و با اصالت دادن به ظواهر شريعت، نگاهي خاص به دين را موجب شده اند.
هر چند در بين فرقههاي مختلف اسلامي اعم از شيعه و اهل سنت، چنين گرايشاتي ديده ميشود، اما در بين برخي فرقههاي اهل سنت، همچون حنبليها و مالکيها، گرايشهاي شديدتري به نقلگرايي وجود دارد.
ابنحنبل، اهل حديث بود و توجهي به راي نداشت. استناد او صرفاً به قرآن و حديث پيامبراسلام بود. مذهب حنبلي برپنج اصل استوار است: کتاب الله، سنت رسولالله، فتواي صحابه پيامبر، قول برخي از صحابه که موافق با کتاب باشد و تمام احاديث مرسل وضعيف. فتواهاي احمدابن حنبل به احاديث و اخبار و آثارسلف صالح مستندبود.

2-10-3-1-2- جنبشهاي نقلگراي راديکال:
سلفيهاي راديکال که تحت عناوين تکفيري يا جهادي نيز از آن ها ياد ميشود، به بخشي از جريانات نقلگرا گفته ميشود که عمدتاً متأثر از ابن تيميه (متوفاي 728ه) ميباشند و شيوهي او در فهم اسلام، بعداً توسط اين گروه، تحت عنوان سلفي گري ترويج شد. برخي از ويژگيهاي فکري و شخصيتي ابن تيميه چنين است: با منطق، فلسفه، عرفان و کلام به شدت مخالف بود، فيلسوفاني هم چون فارابي و ابن سينا را دچار انحراف عقيدتي ميدانست، با شيعه و معتزله شديداً دشمني ميکرد، عقايد اشاعره را نيز نادرست ميدانست. سفر به قصد زيارت پيامبراعظم (ص) را بدعت و حرام ميدانست.

2-10-3-2- جنبشهاي عقلگرا:
جايگاه عقل در انديشه متفکران مهم اين جنبشها، يکي موارد مهم در اين ارتباط اشد. در اين مورد، ميتوان سه ديدگاه متفاوت را از يکديگر تفکيک کرد که هر يک از آنها تبعات متفاوتي را راي انديشه سياسي جريانات اسلامي در پي داشته اند: در ديدگاه اول، که عمدتاً مورد حمايت جريانات اهل حديث اشد، هر گونه عقلگرايي به عنوان منبعي براي استنباط احکام شريعت، به شدت منع ميشود. آنها به رابطهاي يک سويه بين عقل و شرع اعتقاد دارند، يعني معتقدند هر چند عقل سالم با قرآن و سنت موافق است، اما ملازمهاي بين آنها نيست، يعني حکم عقلي را نميتوان حکم شرعي دانست و عقل، منبعي براي تشخيص حکم شرعي نيست. در واقع، آنها از نوعي عقل شرعي دفاع ميکنند و حکم عقل را تا آنجا ميپذيرندکه از ناحيه شرع به صراحت تأييد شودکه نتيجه آن، پرهيز از تفسيرها و استنباطات عقلاني ازشريعت است.
در مقابل اين جريان، بخش عمده اي از مسلمانان از نقش عقل دفاع کرده و تلاش مي کنند رابطه مناسبي بين شريعت و عقلانيت برقرار کنند. اين گروه هاي عقل گرا نيز خود به دو جريان مهم تقسيم ميشوندکه ميتوان از آنها تحت عنوان عقلگراي تجدد محور و عقلگراي اجتهادي نام برد.

2-10-3-2-1- جنبشهاي عقل گراي تجدد محور:
اين ديدگاه که عمدتاً توسط نوگرايان و تجددگرايان اسلامي حمايت ميشود، عقل را نه صرفاً روش، بلکه به عنوان منبع معرفت شناختي به رسميت مي شناسد. علاوه بر اين، بر اساس مفهوم خاصي که اين گروه از عقل مطرح ميکنند، در نهايت آن را بي نياز از وحي و خود بنياد ميدانند. اين نوع عقل نه به دنبال کشف حقايق ثابت شريعت، بلکه در پي تسلط بر جهان به مدد توانايي عقل است و بر نوعي توانايي عقلي تأکيد دارد که در نهايت، به بي نيازي به وحي در زندگي سياسي- اجتماعي ميانجامد.

2-10-3-2-2- جنبشهاي عقلگراي اجتهادي:
در کنار جريان عقل گراي مذکور، از جريان عقل گراي ديگري نيز ميتوان در جهان اسلام نام برد که نقش بسيار مهمتري در جنبش هاي اسلامي ايفا ميکند. اين گروه در جهان اسلام با نام طرفداران اجتهاد مشهورند که منشأ جريان مهم ديگري در جهان اسلام محسوب ميشوند. اين جريان فکري، عقل را به عنوان ابزار استنباط احکام شريعت مد نظردارند و با ابزار عقل به سراغ نقل رفته و آن را تفسير ميکنند. پيش فرض اين گروه آن است که احکام شريعت با احکام عقلي ملازمه و ارتباط تنگاتنگي دارد، اما عقلگرايي به معناي پذيرش عقل به عنوان منبع مستقل معرفتي،
جداي از وحي نيست، بلکه عقل به عنوان روش فهم آموزه ها و احکام شرعي در نظر گرفته ميشود.

2-10-4- جنبشهاي صوفيانه:
تصوف، يکي از ريشههاي فکري جنبشهاي اسلامي ميباشدکه منشأ شناخت حقيقت و وصول به اين رويکرد قرار داشته و بر اساس آموزه هاي آن، رفتارسياسي خود را شکل ميدهند. اين رويکرد، پس از آن که در نيمه اول قرن دوم به صورت نوعي طريقه مطرح شد، در نيمه دوم قرن سوم، به دست جنيد بغدادي وارد مرحله نويدي گرديد. در اين دوران تصوف شکل خاصي به خود گرفت، به نحوي که امروزه، تقريبآً تمام سلسلههاي تصوف، خود را بدو منسوب ميکنند.
از قرن سوم هجري به بعد، عقايد و افکار تصوف پخته ترشد و اين رويکرد، اساس و بنيان ثابت يافت. اصول مکتب تصوف را که تقريباً در همه فرق و سلسلههاي آن وجود دارد، ميتوان بر چهار پايه دانست که عبارتننداز: رها شدن از حس ظاهري و بشري، انجام تکاليف خاص (رياضت) براي رسيدن به مراحل سلوک، کشتن نفس و خودخواهي و اتصال و رسيدن به حقيقت الهي و فناي در وي. در پي قرنهاي پنجم، ششم و هفتم، رونق و نفوذ تصوف به حد اعلاي خود رسيد ( (فوزي، 1389: 156 و 157 و 158 و 160 و 161 و 162 و 164 و 165). احياگري ديني و فرايند دموکراتيک سازي از مهمترين تحولات دهههاي پاياني قرن بيستم هستند. در بسياري ازکشورها، جنبشهاي ديني موجب تقويت شکلگيري نظام هاي سياسي دموکراتيک شده و در برخي کشورها نيز اين فرايند در تعارض با يکديگر قرارگرفتهاند. در جهان اسلام، اين مسايل به سبب قوت احياگري اسلامي و وسعت دامنهي خواست براي مشارکت وسيع همگاني در عرصههاي سياسي، با شدت وحدت بيشتري مطرح ميشوند. سياست اسلامي غالباً در قالب ترکيب دين و سياست مطرح ميشود. در ادبيات جنبشهاي اسلامي معاصر، اسلام هم دين است و هم دولت. با اين مقدمهي کوتاه، به مباني جنبشهاي اسلامگرايانه پرداخته ميشود.

2-11- خاستگاه و رشد جريان اسلام سنتي، نوگرايي اسلامي و بنيادگرايان:
دين يکي از نيروهاي اساسي جهان اجتماعي است که نميتوان آن را صرفا ًمتغيري حذف شده49 فرض کرد. از آنجا که اديان از مرزهاي دولتي فراتر ميروند، توانايي ويژه اي براي ايجاد تغيير سيستمي دارند، آنها بر همه نهادها و ايدههاي جامعه تأثيرميگذارند و به پيروان خود انگيزه ميدهند دين، ويژگيهاي متمايزي داردکه به طور ناسازگاري در چارچوب مفاهيم متعارف مطالعه سياست بين الملل، قرارگرفتهاند.
مقاله مونيکاتافت، دين ر ابه عنوان نظام باورها و رويههاي عملي تعريف مي کند که شامل اکثر عناصر ذيل ميشود: اعتقاد به خداوندمتعال، مناجات، واقعيت هاي فراطبيعي مانند بهشت و جهنم، تمايز بين حوزه معنوي و دنيوي،50 نگرش به جهان و رابطه انسان با آن،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد جهان اسلام، انقلاب اکتبر، حضرت محمد (ص)، ماقبل مدرن Next Entries پایان نامه رایگان درمورد جهان اسلام، فرهنگ و تمدن، روابط قدرت، روشنفکران