پایان نامه رایگان درمورد جهان اسلام، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

دانست. در فرهنگ قومي، طيفي از عناصرفرهنگي وجود دارد که جهتگيري خاصي داشته و اين سوگيري خاص، هويتي ويژه به آن قوم داده که تقريباً در رفتار تمامي افرادش قابل تشخيص است. حوزه خشونتورزي در پاکستان، انطباق معناداري با جغرافياي قبيله اي پشتونهادارد. اعضاي قبايل پشتون در محيطي رشد کردهاند که رنج و مصيبت، عذاب و درد و نزاع و مشاجره در آن به وفور وجود داشتهاست. لذا قهرمان بودن، قاطعيت داشتن، احساساتي بودن، قالبهاي فکري متعصب و متصلب و نظامآموزشي بسته و سنتي از جمله عناصر مهم فرهنگ خشونت محور است. جامعه قبيلهاي پشتون، جاه طلب، خشن و در بيان احساسات خود بسيار تندروست. در اينگونه جوامع قبيلهاي، خشونت و نمايش خشونت بار قدرت همواره ارزشي بزرگ به حساب آمده است.

3-4-2- مناطق هفتگانه قبيلهاي:
3-4-2-1- باجور:
مرکز اين منطقه، شهر خاراست و چهارقبيله بزرگ عثمان خيل، ترکاني، ماموند و سالارزئي در اين ناحيه سکونت دارند. طالبان محلي اين منطقه به رهبري مولوي فقيرمحمد به فعاليت عليه دولت مرکزي و آمريکا مشغولند. باجور با600 هزار نفر جمعيت، پرجمعيتترين منطقه قبايلياست.
3-4-2-2- مهمند:
مرکز اين منطقه، شهر مهمند است و قبايل زيادي از جمله مهمند، موسيخليل، تارکزئي، صافي، حليمزئي، مورچهخيل، غورباز و ميروخيل در اين منطقه به سر ميبرند. گروه طالبان محلي مولوي عمرخالد در اين ناحيه فعال هستند.

3-4-2-3- خيبر:
مرکز منطقه قبيلهاي خيبر، ناحيه بارااست. گروههاي طالباني انصارالاسلام و لشکراسلام (به رهبري منگال باغ) در اين منطقه فعاليت دارند. قبايل جمرود، بارا، ملاغوري و قبايل آفريدي در دره تيرا به عنوان ماهرترين قبايل در صنعت اسلحه سازي به سبک سنتي، در اين منطقه سکونت دارند. در اين منطقه نيز بيش از دو هزار نيروي مرزباني مستقر هستند.

3-4-2-4- اورکزئي:
مرکز اين منطقه، ناحيهکالايا است. قبايل ساکن در آن عبارتنداز: اورکزئي، موسيزئي، عليخليل، مولاخيل، ميشتي، شيخان، بلندخيل و اسماعيلزئي. قاري ضياء الدين در دره آدمخيل رهبري طالبان محلي اين منطقه را بر عهده دارد.

3-4-2-5- کٌرم ايجنسي:
اين منطقه به مرکزيت پاراچنار داراي سههزار نيروي مرزباني و 40 درصد جمعيت شيعه است. قبايل اين منطقه که شامل دو قبيله توري و بنگش است، برخلاف ساير پشتونها، شيعه مذهبند. مراکز تجمع شيعيان پشتون در اين منطقه شهرهاي پاراچنار، کوهات و هنگو هستند. به دليل حضور شيعيان در اين ناحيه، طالبان بومي فعاليت چنداني در آنجا ندارند.

3-4-2-6- وزيرستان شمالي:
مرکز اين منطقه، ميران شاه است و در حدود 3 هزار نيروي مرزباني در آن مستقر هستند. قبايل عثمان زئي وزير، داور، غورباز، خارسين، سيدگئي و محسودهاي ملاکشي در اين منطقه مستقرند. طالبان محلي در اين منطقه به رهبري حافظ گل بهادر و قاري شکيب فعاليت ميکنند. طالبان تحت امر گل بهادر و مولوي نذير عمدتاً در خاک افغانستان به عمليات ميپردازند.
3-4-2-7- وزيرستان جنوبي:
جنجاليترين منطقه طالبان خيز در پاکستان و وسيعترين منطقه قبايلي اين منطقه است. مرکزيت آن وانا است. قبايل ساکن در آن شامل وزيريها، محسودها و دوتاريهاست. طالبان اين منطقه طيف وسيعي از عقبه طالبان افغان ازجمله جلالالدينحقاني و طالبان پاکستاني از جمله حکيم الله محسود، قاري حسين و عبدالوالي را شامل ميشوند.

3-5- نگاهي تطبيقي به ديوبندي و وهابيت:
براي پرداختن به هر پديده يا موضوعي، ابتدا بايد عوامل و ريشه‌هاي تشکيل‌دهنده آن بررسي شود؛ يعني براي داشتن درک اساسي از علل ظهور يک نحله فکري بايد عوامل شکل‌دهنده آن را شناخت .براي سخن‌گفتن درباره طالبان پاکستان، ابتدا بايد با جريان ديوبند و انديشه آن و هم چنين وهابيت آشنا شد. چرا که طي سال‌هاي اخير جداکردن اين دو از يکديگر به ميزان زيادي مشکل و پيچيده شده است. اين پيچيدگي از آنجا ناشي مي‌شود که به ‌دليلِ نزديکي و شباهت فراوان ديوبند و وهابيت در عقايد و انديشه‌ها و آراي فقهي و متون ديني و مراجع فکري، برخي پژوهشگران و صاحب‌نظران اين دو را يکي مي‌دانند و اصولاً قائل به تفکيک آن‌ها از يکديگر نيستند. مباني فقهي و متون ديني مشترک، رهبران مورد قبول و تبعيت دو طرف مانند احمدبن حنبل، ابن‌تيميه، ابن‌قيم جوزي و ديگران، علاوه ‌بر ديدگاه‌هاي سياسي نزديک و نگاه بسيار همسو به ديگر اديان و فرقه‌ها در موضوع تکفير و قضايايي جوهري مانند جهاد، تقويت‌کننده نظر اين گروه است. از سويي ديگر وجود برخي افراد و احزاب ديوبند معتدل‌تر که در مواردي مهم، با وهابيت دچار برخي اختلافات هستند و حتي ديدگاه‌هاي محمدبن عبدالوهاب بنيانگذار وهابيت را، علي‌رغم احترام به او مورد نقد قرار داده‌اند و به مسائلي همچون تکفير معتقد نيستند، نشان مي‌دهد که اصولاً به‌رغم نزديکي و همکاري فراوان اين دو جريان، نمي‌توان آن‌ها را کاملاً يکي دانست؛ به‌ويژه آنکه مفهوم ديوبند ريشه‌دارتر از جريان وهابيت است و در واقع وهابيت را بايد مفهومي جديدتر و خاص‌تر دانست و صحيح‌تر آنکه نسبت عموموخصوصمطلق را بايد بين آن دو متصور شد. باوجوداين، دراينجا لازم است به موضوع ديوبند، آموزههاي وهابيت و هم چنين دورههاي سلفيگري در شبه قارهي هند پرداخته ميشود.

3-5-1- مکتب ديوبندي64:
اين مکتب ريشه درشکست قيام مسلمانان هند درسال 1857 و انحلال رسمي حکومت گورکانيان و تسلط کامل انگليس بر اين کشور دارد (رشيدي و شاه قلعه ،1391: 100). از مهمترين جريانهايي است که با هدف آزادسازي هند از استعمار انگليس به وجودآمد و د رگذرزمان به مکتب مهم و تأثيرگذار فکري وسياسي تبديل گرديد (رفيعي ، 1390: 19). علماي طرازاول در بررسي راههاي جبران شکست، به گزينهي جهاد رسيدند و با تأسيس مدرسه ديني ديوبند که در آن زمان دهکدهاي کوچک بود، آموزش جهاد را براي آزادي دو بارهي هند در صدر مواد درسي اين مؤسسه قرار دادند. ديوبند، از توابع سهارنپور65 در نود مايلي شمالشرقيدهلي، از توابع ايالت «اوتارپرادش» هند است که به سبب تأسيس اين مدرسه در آن شهرت جهاني يافت. در قرن دوازدهم فردي ظهورکرد که مسلمانان هند وي را بزرگترين انديشمند مسلمان اهلتسنن هند ميدانند، آن فرد کسي جزشاه وليالله دهلوي نبود؛ کسي که تأثير شگرفي بر تمام جريانات فکري مسلمانان هند و پاکستان در سه قرناخير گذاشته است. نهضت شاه وليالله در آغاز، يک نهضت فکري- فرهنگي بود که اصلاح افکار ديني و خرافات زدايي را از جامعهي مسلمانان هند، هدف اساسي خود قرار داده بود. اما پس از او پسرش شاه عبدالعزيز (1746-1824) و نوهاش، شاهاسماعيل (1781-1831) آن را به يک جنبشاجتماعي- سياسي تبديل کرده و عليه سلطهي انگلستان موضع گرفتند. مدرسهي ديوبندي به تدريج تبديل به يک مکتب فکري ويژهاي شد که تا امروز به افراد تحصيل کرده در آن يا وابسته به طرز تفکر آن، عنوان ديوبندي اطلاق ميشود. بنيانگذاران اين مدرسه، حنيفاني سخت گير و دقيق بودند و در مبادي تعليم و جزمانديشي، پيرو عقايد و مذاهب کلامي اشعريه، ماترديه66 (رشيدي و شاه قلعه ،1391: 100) و در چهارچوب فقه حنفي بودند (رفيعي ،1390: 19). مکتب ديوبندي پس از اين که رنگ سياسي نيز پيدا کرد علماي وابسته به آن با همکاري تعدادي از علماي وابسته به جناحهاي ديگر، گروهجمعيه العلماي هند را در سال1919 به وجود آوردند. پسازتجزيه هند و به وجودآمدن پاکستان، شاخهي انشعابي آن تحت عنوان جمعيه العلماي اسلام فعاليتهاي خود را در پاکستان فعلي ادامه داد. جمعيتالعلماي اسلام، عمدهترين حزب سياسي متعلق به مکتب ديوبندي به شمارميرود. اينگروه تا نيمهي اول دههي1980 تنها نمايندهي سياسي رسمي ديوبنديهاتلقي ميشد. جمعيتالعلماي اسلام، داراي مدارس مذهبي فراواني در پاکستان است که دهها هزار طلبهي ديني در آنها مشغول تحصيل هستند. اين مدارس، مراکز مهم آموزشهاي تفکر ديوبندي و افکار بنيادگرايانه محسوب ميشود (رشيدي و شاه قلعه ،1391: 101). احمد سرهندي، شاهولي الله دهلوي، عبدالحق محدث دهلوي، سيداحمدعرفان بريلوي و امدالله مکر، مهمترين شخصيتهاي تأثيرگذار بر تفکر ديوبنديان به شمارميآيند. بزرگان ديوبنديه نيز عبارتند از: محمدقاسم ناناتوي، احمدرشيدگنگوهي، محمودحسن، انورشاه کشميري، حسين احمدمدني، خليل احمدسهارنپوري، ابوالحسن ندوي و غيره. نکتهي مهم در مورد اهل سنت هند ايناست که قريب به اتفاق آنان از مذهب حنفي پيروي ميکنند (رفيعي ،1390: 19). ديوبندي هاخود را متعلق به نوع راست کيشتري از اسلام ميدانند و از اين رو ميتوان آنها را سلفي67 ناميد. سلفگرايي يک مکتب فکري از اسلام سني است که پيشينيان (سلف). ديندار اسلام را به عنوان الگوهاي نمونه در نظر دارد. آنها سه نسل نخست مسلمانان و دو نسل بعد از آنها را نمونههاي آرماني براي تقليد و پيروي ميدانند؛ چرا که سلفيهاميترسند در دورههاي بعدي تأثيرات فرهنگي باعث کم رنگ شدن آموزههاي بنيادين اسلام شده باشد. سلفگرايي بيشترين تأکيد را بر توحيد دارد و اعمال غيراسلامي نظيرتکريم قبور و پيامبر و اولياء را مردود ميشمرد. ديوبنديها با تشکيل پاکستان به عنوان يک دولت- ملت مدرن مخالف بودند و خودشان مهمترين صداي راستکيشي اسلامي سني در پاکستان ميدانستند. به عقيده آنها، به ويژه تأکيد بر شريعت، ديوبندي انعکاس بسياري از سنتهاي پاکدينانه 68وهابي سني است. با وجود اين اکثر پاکستانيها پيرو مکتب بريلوي هستند (واعظي ،1390: 359 و 360). مکتب ديوبندي و فرقه وهابيت نقش مهمي در رشد بنيادگرايي ازنوع خشونت آميز در پاکستان دارند؛ چرا که هر دو جريان انجام جهاد عليه کفار را در ميان طرفداران خود تبليغ ميکنند. شاه ولي الله دهلوي، رهبر مکتب ديوبندي جهاد در راه خدا را به عنوان ابزاري براي مبارزه با کفار ميدانست و پس از تأسيس مدارس ديوبندي در هند، مدرسان آنها رسماً جهاد را به دانشآموزان در اين مدارس آموزش ميدادند. مکتب وهابيت نيز که خود متأثر از افکار و انديشههاي ابنتيميه بود، مبلغ افکاري مشابه بود و در مدارس ديني که از سوي اين مکتب و با کمک دولت عربستانسعودي در پاکستان اداره ميگردد به صورت علني و رسمي در ميان طلبهها، انجام جهاد عليه دشمنان به عنوان يک عمل واجب تبليغ ميگرديد (مسعودنيا و نجفي ،1390: 105). ديوبنديان معتقد بودند سيرت نبوي در ضمن سنت ميآيد و جزو امور ديني است و هيچ بخشي از امور ديني وجود ندارد، مگر آن که متصل به آثار سنت پيامبر باشد. آنان روش اعتقادي پيامبر را علم کلام، روش انجام احکام عملي را فقه و روش تربيتي و اخلاق پيامبر را تزکيه و احسان مينامند و معتقدند شريعت از چهار منبع: قرآن مجيد، سنت رسولخدا، اجماع امت و اجتهاد اخذميشود. آنان تمامي صحابه را متقي و عادل و همه را مورد احترام و حجت ميدانند و رفتار آنها را معيار سنجش افراد قرارميدهند. به نظر ديوبنديان، رابطهي امت اسلام و صحابه تنها از بعد تاريخي نيست؛ بلکه پيوندي بر اساس صحبت و احترام است. پرداختن به مشاجرات و اختلافات صحابه و مناقشه بر سر آن نيز، نشانهي ضعف قبلي بوده و معتقدند اگر صحابه در امور اجتهادي به خطا رفته باشند، باز هم داراي اجر هستند و روانيست اختلافات صحابه به معصيت توصيف شود؛ زيرا آنان معصوم نيستند و اگرمعصيتي هم داشتهاند، باز با ارادهي قبلي نبوده، بلکه صرفاً داراي انگيزهي خارجي بوده است (پيري و دوراني ،1391: 16 و 17).

3-5-2- سلفيگري و وهابيت:
سلفيگري69 از جمله باورهاي نوظهور و تأثيرگذار بخش عظيمي از جهان اسلام است که در سراسرجهان در حال رشد و نمواست که در برخي مناطق به صورت جنبشهاي سياسي و اجتماعي ظاهر شده و بر سرنوشت جهان اسلام تأثير فراواني نهاده است. سلفيگري معاصر اگر چه از باورهاي نوظهور و تأثيرگذار در جهان اسلام به شمار ميآيد ليکن ريشه در باورهاي بعضي از نحلهها و جريانهاي صدراسلام دارد که امروزه از سوي داعيان و پيروانش، در سراسرجهان در حال تبليغ و نشر روايت و قرائت خود از اسلام ميباشد. آنان به ويژه در سالها و دهههاي اخير به دستاوردهايي دست يافته و مراکز ديني بسياري را در اقصي نقاط جهان راهاندازي کرده و در مناطقي به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، آداب و رسوم، ساختار قدرت Next Entries پایان نامه رایگان درمورد جهان اسلام، وحدت وجود، وحدت شهود