پایان نامه رایگان درمورد جهان اسلام، اتحاد اسلام، روشنفکران، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

الدين اسدآبادي (1838-1897م) يکي از پيش قراولان بيداري اسلامي در جهان تسنن شناخته ميشود. وي با سفر به کشورهاي مختلف اسلامي و اروپايي، هم به شرايط آگاه شد و تفاوتها را شناخت و هم با انديشهها و نقاط ضعف و قوت ملتهاي گوناگون آشنا شد.
اين مهاجرتهاي گسترده و پي در پي از روح بيقرار سيد جمال برميخاست و براي يافتن درمان درد ملل شرق ميکوشيد و اينها بيانگر روحيهي اسلامي وي بود. سيدجمال به فراست دريافته بود که مهم ترين مشکل جهان اسلام خطر استعمار، به ويژه انگلستان، است و مهمترين راه دفع اين خطردعوت مسلمانان به اتحاد و وحدت کلمه است. از اين رو، تمام نيرو و نبوغ خود را صرف بيداري و آگاهي مسلمانان کرد و فارغ از تعلقات معمول و بدون انتساب خويش به سرزمين و ملتي خاص بود. به کشورهاي مختلف سفر کرد و از انواع روشها و تلاشها، براي رسيدن به مقصود، استفاده کرد. از مجموع سخنان سيدجمال، دلايلي از جمله: استبداد حکام، جهالت و بي خبري تودهي مسلمان و عقب ماندن آنها از کاروان علم و تمدن، نفوذ عقايد خرافي در انديشهي مسلمانان و دورافتادن آنها از اسلام نخستين، جدايي و تفرقه ميان مسلمانان به عناوين مذهبي و غيرمذهبي مانند قوميت گرايي، نفوذ استعمارغربي، فرقه سازي و فرقه گرايي، جدايي دين از سياست و تبديل خلافت به سلطنت و ترک فضايل اخلاقي و رسوخ اوصاف رذيله به عنوان علل انحطاط مسلمين به دست ميآيد (يوسفي ،1390:92 و 93 و 94 و 95) .سيد چاره دردهايي که تشخيص داده بود در اين امور ميدانست: مبارزه با خود کامگي مستبدان، بازگشت به اسلام نخستين و دور ريختن خرافات و پيرايهها و سازوبرگهايي که به اسلام در طول تاريخ بسته شده است. (بازگشت مسلمانان به اسلام نخستين از نظر سيد به معني بازگشت به قرآن و سنت معتبر و سيرهي سلف صالح است. سيد در بازگشت به اسلام تنها بازگشت به قرآن را مطرح نکرده است، زيرا او به خوبي ميدانست که خود قرآن رجوع به سنت را لازم شمرده است). ايمان و اعتقاد به مکتب، مبارزه با استعمارخارجي اعم از استعمار سياسي که در مسايل داخلي کشورهاي اسلامي دخالت ميکرد، و استعماراقتصادي که منجر به کسب امتيازات ظالمانه و غارت کردن منابع مالي و اقتصادي جهان اسلام ميشد، و استعمارفرهنگي که به نوعي فرهنگ زدايي از نظرفرهنگ اسلامي ميپرداخت و آنها را به آنچه خود داشته و دارند بياعتقاد ميکرد و برعکس، فرهنگ غربي را يگانه فرهنگ انساني و سعادتبخش معرفي ميکرد تا آنجا که برخي روشنفکران مسلمان را معتقد ساخت که اگر شرقي ميخواهدمتمدن شود بايد از فرق سر تا ناخن پا فرنگي شود، خطش خط فرنگي، آدابش، مراسمش، تشريفاتش، ادبياتش، عقايدش، فلسفهاش، هنرش، اخلاقش همه فرنگي شود. اتحاد اسلام دميدن روح پرخاشگري و مبارزه و جهاد به کالبد نيمه جان جامعهي اسلامي. (مطهري ،1392:24 و 25 و 27 و 28 و 30و 31 و 32).

2-13-5 – حسن البناء(49-1906م):
به نظر وي جوامع کنوني اسلامي از اسلام فاصله گرفتهاند و همين امر موجب عقب ماندگي آنها شده است.
وي بر بازگشت به اصول و موازين اسلامي و بازسازي زندگي جديد بر پايه اصول اسلامي تأکيد داشت (عباس زاده فتح آبادي ،1388:119). وي در جلسات خطابه خود ميکوشيدکه جنبههاي ضد استعماري دين را بيش ازپيش تشريح کند و خفتگان و خود باختگان را به خود آورد. او با نظريه علمانيان که دين را از سياست جدا ميدانستند مخالفت ميکرد. وي از آغاز فعاليتهاي خود سه مرحله را براي تحقق هدفهاي خويش در نظرميگرفت: الف) مرحلهي تبليغ، تفهيم، تفاهم ب) مرحله جذب، انتخاب و سازماندهي حاميان ج) مرحله عمل (موسوي ،1391:53).

2-13-6- سيد قطب:
وي روحيهي انقلابي و جهادي داشت (موسوي ،1391:57). سيد قطب او نيز تأثير فراواني بر اسلامگرايي افراطي بر جاي گذاشته است. برخي به اين لحاظ او را پدر معنوي جهادگرايان افراطي ميدانند. قطب در آخرين کتاب خود، معالم فيالطريق، که در سال 1964 نوشت ادعا کرد که جامعه اسلامي مطابق تفسير صحيح قرآن و مدل جامعه پيامبر و جانشينان او وظيفه دارد عليه نيروهاي جاهليت مبارزه کند. او در کتاب مزبور به رد مفهوم رايج جهاد در اسلام يعني جهاد دفاعي پرداخته و استدلال کرده است که جنگهاي اوليه حکومت اسلامي در زمان پيامبر و خلفاي چهارگانه براي گسترش پيام اسلام در سراسر جهان و براي برداشتن موانع عادي مثل نظام هاي سرکوبگر سياسي بوده و به هيچ وجه جنبه دفاعي نداشته است. از نظر او جهاد يک انقلاب دائم عليه دشمنان داخلي و خارجي است که حاکميت خدا را غصب کردند. اين کتاب او الهام بخش بسياري از گروههاي اسلامگراي افراطي است (عباس زاده فتح آبادي ،1388:119). او نقطه تمرکز حملات خود را به ناسيوناليسم متوجه کرد و با آن کاملاً مخالف بود. و در راستاي ذهن سلفيگري خود معتقد بود که فلسفه اسلامي درست را نبايد از انديشههاي ابنسينا، فارابي يا ديگر فيلسوفان گرفت، چون آن با انديشههاي يوناني مخلوط شده و لذا بهتر است که انديشهها و متفکران درست را در دامن اسلام جست. همچنين بايد انديشه اصيل و کامل اسلامي را در اصول نظري آن، قرآن و حديث در سيرت رسول آن و سنتهاي عملي آن جستجوکرد و اين اصول براي هر جستجوگر ژرف بين بسنده است. سيدقطب مانند بقيه انديشمندان مسلمان همواره به قرآن و سنت استدلال و استفاده کرده و افکار وي از ابن حزم ظاهري (وفات456ه.ق) ابن تيميه (وفات728ه.ق) و ابوالاعلي مودودي (وفات1979م) شديدا ًمتأثربود. به طورکلي و اساسي، نظريات قطب در موارد زيرخلاصه و جمعبندي ميشود: قطب با اين فرض آغازميکند که سرانجام بشريت فرمانبر اسلام خواهدشد و جهان در آينده قلمرو اسلام خواهدگشت و گواه ما آنکه اين آيين، راه زندگي و کمال است.
انديشه سيدقطب، که بعدها هدايتکننده جنبشهاي اسلامي مبارزشد، بر سه محور بنيان نهاده شده است: جاهليت، عبوديت و حاکميت الهي. اين سه مفهوم به ترتيب، پاسخ به سه پرسش زير در انديشه قطب را تشکيل ميدهند:1- وضعيت فعلي ما چيست؟ يا در کجا قرار داريم؟ 2- وضعيت مطلوب کدام است و يا کجا بايد برويم؟3 – چگونه بايد وضعيت فعلي را به وضعيت مطلوب تبديل کنيم و يا چه بايد بکنيم؟ جاهليت: سيدقطب وضعيت موجود جهان، خواه جهان اسلام و خواه خارج از آن، جاهليت ميداند. هر جامعهاي که مسلمان نباشد، جاهلي است. به همين ترتيب است جامعهاي که چيزي جز خدا در آن مورد پرستش قرار ميگيرد. بدين ترتيب، بايد تمامي جوامع کنوني روي زمين را د رقلمرو جوامع جاهلي قرار دهيم. خلاصه، به گمان قطب، جهاني که ما در آن زندگي ميکنيم به طور کامل جاهلي است، مصر، منطقه خاورميانه و به طورکليجهان. عبوديت: مصادق عبوديت جامعهاي است که جاهل نيست و جاهليت الگوي رفتاري آن نميباشد. اما عبوديت يعني چه؟ گفته ميشود که سيدقطب عبوديت را تحت تأثير افکار ابوالعلاء مودودي، رهبر و بنيانگذار جماعت اسلامي در پاکستان، ارايه نموده است. مودودي کتابي با عنوان اصطلاحات چهارگانه در قرآن دارد که هدف آن بسط چهار مفهوم الله، الرب، العباده والدين است بر اساس تحليل مودودي و سپس تفسيرخويش، سيدقطب جامعهي مبتني بر عبوديت را جامعهاي ميداند که تسليم مطلق به اصول است: اعتقاد راستين به اسلام، يا تسليم مطلق در برابر اراده و قاهريت خداوند آغاز ميگردد.
حاکميت الهي: جامعهي مطلوبي که ويژگيهاي آن ارايه شد، تحقق نخواهد يافت، مگر اينکه حاکميت الهي به طور کامل تحقق يابد. به زعم سيدقطب، چگونگي تحقق اين حاکميت، در دو مرحله انجام ميشود: در مرحله ي اول، بايدگروهي که وي آنها را پيشتازان امت مينامد بوجود آيند و زندگياي جدا از وضعيت جاهليت براي خود به وجود آورند و ازطريق جهاداکبر تا ابد ادامه دارد، در پي تبديل جامعه جاهلي به جامعه ي داراي عبوديت باشند. حاکميت الهي از طريق روي آوردن به قرآن به دست ميآيد. از نظر سيدقطب، تنها حاکميت قانوني و مشروع در يک جامعهي خوب (اسلامي) حاکميت خداوند است. رژيم تنها ميتواند به نام خداوند، آن هم با اجراي قوانين الهي، به اعمال حاکمين بپردازد (موسوي ،1391:55 و 60 و 61و 62 و 63 و 64)

2-13-7 ابوالاعلي مودودي: (79-1903م)
از ديگر چهره هاي شاخص بنيادگرايي اسلامي ابوالاعلي مودودي پاکستاني است که تأثير فراواني بر سلفيهاي انقلابي جنوب آسيا در دهه 1960 گذاشت.
او که مؤسس جماعت اسلامي (1941) پاکستان هم بود اعتقاد داشت که مسلمانان قرن ها با قلم و شمشير فرمانروايي کردند اما به تدريج خسته شدند و روح جهاد در آنهاسرد شد. قدرت اجتهاد در آنها به سستي گراييد و در نتيجه رشد و پيشرفت آنها متوقف شد و مردم مغرب زمين در ميدان علم و عمل پيش افتادند و بر جهان چيره شدند. به نظر او همه ملت هاي مسلمان دچار بيماري ناشي از نفوذ فرهنگ الحاد و ماديگري غرباند و نياز به يک خيزش اسلامي جديد دارند. تنها روش صحيح اصلاح نيز بازآفريني جامعه صدراسلام بر اساس قرآن و سنت است. او معتقدبود که اسلام فقط يک عقيده محض نيست بلکه يک برنامه زندگي نيز هست. اعضاي گروه او طبق نظر او بايد ابتدا در کشور خود (پاکستان) يک نظام اسلامي ايجاد کنند و سپس به جهاد عليه حاکمان سرکوبگر و غيرمذهبي در سراسر جهان اسلام بپردازند. او در کتابهاي خود به تشريح کيفيت نظام اسلامي مطلوب پرداخته است. او به عنوان مثال معتقد بود اسلام يک نظام دمکراتيک نيست. چون در دمکراسي حاکميت سرانجام با مردم است اما اسلام بر حاکميت خدا تأکيد دارد. وقتي فرمان صريح خدا و پيامبر او وجود داشته باشد هيچ رهبر يا قانونگذاري حق ندارد کوچکترين تغييري در آن ايجاد کند. دولت بايد به دست کساني اداره شود که به احکام قانون الهي ايمان داشته باشند. منابع اين حکومت نيز عبارتنند از قرآن، احاديث پيامبر و خلفاي راشدين و فتاواي مجتهدين (عباس زاده فتح آبادي ،1388: 120). مودودي از آن چه که از مواضع کاپيتاليسم و سوسياليسم بر نيازها و حقوق فردي درک ميکرد، انتقاد ميکرد. او کاپيتاليسم و سوسياليسم را فاقد ارزشهاي قومي ميديد. از نظر او اينها جهان بينيهاي سکولاري بودند که قادر به رسيدگي به امور فردي و اجتماعي به طور رضايت بخش نبودند. او اعلام ميکرد که تنها اسلام بر اساس چشم انداز قومي است که ميتواند يک موازنه منطقي بين مطلوبيت کل جامعه و منافع فردي ايجاد کند. بنابراين مودودي اسلام را به عنوان جايگزيني براي کاپيتاليسم و سوسياليسم ميديد، که تمام فضيلتهاي هر دو سيستم را مجسم کرده و هيچ يک از نقايص آنها را ندارد هم چنين ديدگاه بين المللي مودودي تحت تأثيرچگونگي درک و تفسير او از مفاهيم اسلامي کليدي و اسلامگرايي قرار گرفته بود، که اولي اصول و آميزههاي ايمان بوده، و بعدي به تفاسير فرمولهاي ايدئولوژيکي خاص از جنبش هاي اسلامگرايي معاصر وابسته هستند. مودودي در برابر استفاده گسترده و تفسير خاص بسياري از اين مفاهيم مسوول شده است، که مخصوصاً تعدادي از آنها مرتبط با اين بحث هستند: جهاد، حکومت اسلامي، (شامل مباحث اقتصادي اسلامي)، اقليت و حقوق بشر (ولي نصر،2000:14 و 15 و 16).

2- 13-8 – ابن سلامه(1032و):
مفهوم پيکارجويانهجهاد از نظر ابن سلامه، و بنيادگرايي شديد عياض به عنوان يک فقيه برجستهي مکتب فقه مالکي، طرفداراني در نوشتههاي اسلامي اخير به دست آورده است. مخالفت عياض باسلسلهي موحدون به تبعيد و مرگ او منجرشد. دست زدن به جهاد از نظر اين امام مبارز به جز در شرايط و اوضاع و احوال غيرعادي، نه يک واجب کفايي بلکه واجب عيني است.

2-13-9- ابن حزم اندلسي(456-374ه):
وي تئوري و عمل بنيادگرايانه را در زندگي سياسي پر مخاطرهاش در پرآشوبترين دوران تاريخ اسپانياي اسلامي در هم آميخت. تأکيد ابن حزم بر خلوص و سادگي عقيدتي، و نيز طرفداري شجاعانهاش از جهاد، از مهمترين بخشهاي تفکراسلام گرايانه به حساب ميآيد.

2-13-10- محي الدين نووي (و،1278)
وي شافعي برجستهي طرفدار جهاد بود که دانشي استثنايي از حديث داشت و به عنوان يک سنت گراي آشتي ناپذيرمشهور بود. درستگاري نووي و تمايل او به مبارزه با قدرت حکومت بر سر تحميل مالياتهاي سنگين، سلطان بيبرس را به اخراج امام از دمشق واداشت. تعدادي از امامان بنيادگراي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد تيميه، احمدبن، نخستين، رأي Next Entries پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، جهان اسلام، نادرشاه افشار، ساختار قدرت