پایان نامه رایگان درمورد توسعه منطقه، سلسله مراتب، درآمد سرانه

دانلود پایان نامه ارشد

ارتباط مي نويسد :”از تعريف حوزه هاي همگن در رده بندي اجزاي يک سرزمين به انواع مختلف مي توان استفاده کرد .بدين تريتب وقتي ما ارتفاع را به عنوان يک شاخص در نظر ميگيريم،مي توانيم زمين را از لجاظ تيپ شناسي به سه دسته پست ،تپه اي و کوهستاني تقسيم کنيم .به کارگيري اين ابزار با 3 فرض همراه است؛ بدين قرار واحدهاي تشکيل دهنده سرزمين از لحاظ مشخصات يا معيارهاي انتخابي، متفاوت هستند مفهوم حوزه ي همگن ابزار بسيار مهمي،براي بسياري از کارها فراهم مي آورد که يکي از آن ها برنامه ريزي منطقه ايست.براي هرمنطقه مجموعه هاي بسياري از حوزه هاي همگن مي تواند تعيين شود .هرمجموعه ضوابط خاصي خواهد داشت، ازقبيل تراکم جمعيت،درآمد سرانه،زمين قابل زرع وبراي هريک از اين ضوابط تحليل گر مي تواند تيپ هاي معنا داري به وجود آورد. فضاي همگن به معناي مجموعه اجزاي تشکيل دهنده سرزمين خاصي است که به همان تيپ تعلق دارند فرق فضاي همگن با حوزه همگن در اين است که حوزه همگن شامل اجزاي يک تيپ است که به هم پيوسته مي باشند ،در صورتيکه اجزايي فضاي همگن راتشکيل مي دهند لازم نيست به هم پيوسته باشند .بدين ترتيب يک فضاي همگن ممکن است شامل چند حوزه همگن باشد .”(هيلهورست،1370: 100و101)
2-2-6-2. منطقه کارکردي52
“منطقه کارکردي برحسب پيوستگي وهمبستگي کاربردي ومتقابل اجزاءمتشکل آن قابل تعريف است.منطقه کارکردي محدوده اي جغرافيايي است که در آن نوعي وحدت کاربردي وهمبسگي بين اجزاء مشاهده مي شود. يک منطقه عملکردي ،اغلب شامل واحدهاي جمعيتي غيرهمگني مانند يک مرکزشهري وشهرهاي کوچک وروستاهاي اطراف آن است که از نظر عملکرد با يکديگر در ارتباط نزديک ومتقابل اند .” (زياري،62:1385)
“منطقه کارکردي ،ناحيه اي است جغرافيايي که اگر برمبناي معيارهاي معيني تعريف شود،درجه اي از انسجام کارکردي و وابستگي متقابل نشان مي دهد .گاه به اين نوع منطقه ،منطقه گره واره يا منطقه قطبي شده مي گويند که از واحدهاي نامتجانسي مثل شهرهاي بزرگ ،شهرهاي کوچک وروستاهايي که از نظر کارکردي با هم در ارتباطند تشکيل شده است .رابطه کارکردي معمولا به شکل جريان ها که با شاخص هاي اقتصادي اجتماعي مثل سفر به محل کار وسفر به محل خريد که مراکر اشتغال ويا خريد را به مراکر فرعي ديگر متصل مي کنند،مشخص مي شود ،بروز مي کند .
هوارد ابنزر يکي از اولين کساني بود که مفهوم منطقه گره واره را به کار برد.راه حلي که وي براي مساله ناحيه شهري بزرگي همچون لندن ارائه مي دهد ،مجموعه از شرکت هاي جديد که با شهر مرکزي در يک رابطه کارکردي قرار دارند،مي باشد .پاتريک گدس نيز وابستگي ورابطه متقابل عوامل موجود در منطقه را براي ساختن دياگرام محل زندگي-کار-خانواده به کار برد .گدس همچنين اصطلاح منطقه شهري را به کار برد که بزودي کاربرد وسيع تري از منطقه گره واره را يافت .ديکنسن،اسمايلز وگرين وهمکارانشان کارتحقيق درمورد مناطق گره واره را شروع کردند وکوشيدند تا با استفاده از روش هاي قياسي منطقه راتشخيص دهند .ديکنيسن کوشيد تا حدود منطقه گره واره ليدز را با تحليل توزيع روزنامه يورکشايرايونينگ که در ليدز منتشر مي شد تعيين کند.گرين تعداد سرويس هاي اتوبوسراني را براي تعيين حوزه نفوذ مرکز شهري مورد استفاده قرار داد .کريستالر ولوش روش استقرايي تري را به کار بردند وبر روابط سلسله مراتبي بين مراکز در درون يک منطقه کارکردي تدقيق کردند.”(گلسن،6:1980 )
“مناطق عملکردي يا گرهي براين نظريه استوار است که مردم براي فعاليت هاي خود به فضايي نيازمندند. حداقل اين فعاليت ها شامل امور اداري ،اقتصادي،سياسي،تفريحي واجتماعي است .محتوي اين موضوع در واقع روابطي است که از اين گونه فعاليت ها منتج مي شود ومستلزم حمل ونقل ويا ارتباط ميان جايگاههاي مختلف است .درواقع مفهوم گرهي برتفاوت هاي درون منطقه اي تاکيد مي ورزد.”(هيلهورست،2:1370)
“منطقه عملکردي منطقه است که نواحي مختلف تشکيل دهنده آن با يکديگر ارتباط وکنش و واکنش فراوان دارند وبا نواحي خارج از منطقه کمترارتباط دارند .”(اشکوري،43:1388)
2-2-6-3. منطقه برنامه ريزي53
“منطقه برنامه ريزي از نواحي همجوار يا غيرهمجوار تشکيل مي شود ،ممکن است اين مناطق در يکديگر تداخل داشته يا از يکديگر مجزا باشند،ونيز ممکن است که کل ناحيه مورد مطالعه يا قسمتي از آن را در برگيرد.”(زياري ،63:1385)
“مناطق برنامه ريزي را ميتوان برحسب هدف هاي برنامه ريزي شيوه هاي پيشنهادشده وتوسعه مورد انتظار تعريف کرد .براي تسهيل در کار،معمولا مرزهاي اداري،که جمع آوري اطلاعات آماري ونيز اجراي برنامه از طريق کانال هاي اداري موجود را آسان مي کنند به کار گرفته مي شوند.عيب بزرگ مناطق برنامه ريزي ،ناهماهنگي مرز بندي اداري با مرزبنديهاي ديگر مانند معيارهاي اقتصادي است ،به طوريکه تصميمات زيربنايي را براي اينگونه مناطق کم اثرمي کند. در اين گونه موارد تغييرمرزهاي اداري تنها راه حل واقعي است که به ندرت عملي مي شود.54”
مناطق شکلي يا کارکردي يا ترکيبي ازاين دو ،مي توانند چارچوب مفيدي براي نوع سومي از مناطق بنام منطقه برنامه فراهم آورند .تعاريف گوناگوني از منطقه برنامه ريزي ارائه شده است .”بودويل مناطق برنامه را بعنوان مناطقي که در آنها نوعي انسجام ووحدت در تصميميات اقتصادي مشاهده مي شود،تعريف مي کند. کيبل55، منطقه برنامه را به صورت ناحيه اي که به اندازه کافي بزرگ است که تغييرات اساسي درتوزيع جمعيت واشتغال در درون مرزهاي آن انجام پذيرد ودر عين حال آنقدر کوچک است که بتوان مسائل برنامه ريزي را درآن به صورت يک کل واحد مورد ملاحظه قرار داد ،تعريف مي کند.کلاسن56 اعتقاد دارد که يک منطقه برنامه علاوه برخصوصيات بايد آنقدر بزرگ باشد تاتصميمات مربوط به سرمايه گذاري درآن اقتصادي باشند وبتواند نيروي کار ضروري براي صنايع خود را تامين کرده ،ساخت اقتصادي متجانس داشته باشد وحداقل يک نقطه رشد ويک ديدگاه مشترک درباره توسعه ونوعي آگاهي مشترک درباره توسعه ومشکلات مربوط به آن راشامل شود .”(گلسن،7:1980)
2-2-6-4. منطقه کانوني57
“شکل خاصي از منطقه عملکردي است که داراي يک نقطه کانوني است ودر آن نقطه يک برتري منطقه اي ونوعي رهبري توسعه منطقه اي وجود دارد .به عبارت ديگر اگر ارتباط وکنش و واکنش بين نواحي مختلف يک منطقه وجود داشته باشد وعملکردهاي رهبري توسعه منطقه در يک ناحيه متمرکز باشد ،آن منطقه کانوني ناميده مي شود. در درون نواحي کانوني ممکن است مرزيت در سطوح متفاوت وجود داشته باشد که در اينجا سطح بندي مراکز کانوني يا رشد مطرح گردد.اگرچه بين چندمنطقه کانوني مجزا با يکديگر ارتباط ،کنش وواکنش وجود داشته باشد ،مجموعه هايي از مناطق را مي توان يک منطقه عملکردي دانست. حتي يک منطقه کانوني به علت ارتباطات وکنش هاي درون منطقه اي مي تواند يک منطقه عملکردي نيز باشد.”(اشکوري،44:1388)
2-2-7 . منطقه بندي58 وتحديد حدود مناطق
“منظور از منطقه بندي فرايند تعيين حدود مناطق است که باتوجه به هدف منطقه بندي ،معيارهاي به کار برده شده ،وداده هاي دردسترس ،اشکال گوناگوني به خود مي گيرد .درفقدان اطلاعات لازم براي تعيين حدود مناطق ومنطقه بندي ديدگاههاي کيفي وشهودي به کار آمده اند اما کاربرد اين ديدگاهها منجربه مرزهاي مبهم، متزلزل بين مناطق شده که به هنگام تدقيق بيشتر ابهام وبي دقتي بيشتري از خودنشان داده اند .به همين دليل تمايل براي استفاده از روش هاي کمي براي تعيين حدود مناطق روز به روز بيشتر شده است.” (گلسن،8:1980)
“اولين اقدام برنامه ريزي منطقه اي تعيين مرزهاي نظام فضايي است که با آن سروکار دارد .برنامه ريز اين کار را با تعيين جريان هايي که منعکس کنننده وابستگيهاي متقابل بين مکان فعاليت هاست ،انجام مي دهد.” (هيلهورست ،86:1370)
هيلهورست همچنين معتقد است که : “منطقه بندي تقريبا موضوع پيچيده اي است که به تعريف خود منطقه بستگي زيادي دارد .تقسيم کشور به نواحي همگن وعملکردي کاراصلي درمنطقه بندي است .واين نوع طبقه بندي بايد براساس اصول ومعيارهاي خاص انجام پذيرد . براي تعيين حدود مناطق ،از روش هاي مختلفي مي توان استفاده نمود .انتخاب روش اصولا به هدف منطقه بندي ،ضوابط مورد استفاده واطلاعات در دسترس بستگي دارد .منطقه بندي را عمدتا به 2منظور مي توان انجام داد: الف) تجزيه وتحليل ؛ ب ) برنامه ريزي .ضوابط منطقه بندي نيز عبارتند از: 1)وابستگي متقابل ؛2) تشابه. درمرزبندي مناطق قطبي شده ونواحي همگن ،برنامه ريزي منطقه اي سعي دارد که به درک فرايندهاي جاري اقتصادي – اجتماعي منطقه مورد نظر خودنائل شود. او در اين راه بدون نظراتي پيش ساخته ،درمورد اينکه مقصود از منطقه چيست ،ونيز بدون برداشتي از هدف هاي توسعه دولت وابزارهاي سياستي که دولت در اختيار دارد ، موفق نخواهد شد.”(همان،87)
جدول 2-1 انواع منطقه بندي
هدف

برنامه ريزي
تجزيه وتحليل

منطقه برنامه ريزي
منطقه قطبي شده
وابستگي متقابل

ضابطه
ناحيه طرح ريزي
ناحيه همگن
تشابه

ماخذ : هيلهورست،1371
“جان ارچارد : مناسب ترين منطقه بندي براي برنامه ريزي اجتماعي واقتصادي بايد داراي فضايي به عنوان يک کانون متحد سازنده باشد.گليه سرزمين هاي تابع را پوشش دهد وعدم تجانس وتضاد وتنوع اجزاء نظام منطقه بندي در آن چشمگير نباشد.
مارشال اي.ديماک: “منطقه بندي ،اجتماعي از عوامل محيطي ،اقتصادي،اجتماعي ومسکوني دروسعتي است مجزا از کل سرزمين که در آن آگاهي آشکار نسبت به نياز به برنامه ريزي مستقل وتجلي ويژگي هاي فرهنگي وميل به داشتن استقلال اداري وجود داشته ودر نظريه شناخته شده باشد ودرعمل به اجرا درآيد.”(اشکوري،42:1385)
“بنابراين تقسيم يک کشور به نواحي همگن وعملکردي کار اصلي در ناحيه بندي است واين نوع ناحيه بندي بايد براساس اصول ومعيارهاي خاصي انجام گيرد ناحيه بندي را مي توان به دوطريق انجام داد؛ 1)روش استقرايي يا تقسيمي.در اين روش قلمرو ملي براساس ويژگي ها يا روابط مشترک خاصي به واحد هاي کوچکتر تقسيم مي شوند ؛2)روش قياسي يا تراکمي .درآن واحدهاي فضايي کوچکتر براساس ويژگي ها يا روابط مشترک خاصي تجمع يافته وواحدهاي بزرگتر را به وجود مي آورند.”(حسين زاده دلير،135:1382)
“ميسرا، ساندرامو پراکاسارائو نوعي طبقه بندي ويژه نواحي برنامه ريزي را ارائه کرده اند که چنين محدوديتي را ندارد.آنها سه نظام برنامه ريزي نواحي راازهم متمايزمي کنند که سرانچام بايد در يک نظام کلي ترکيب شوند:
1.نواحي اقتصادي که براساس منابع بالقوه مشخص شده اند .
2.نواحي اجتماعي،که با انواع تفاوت هاي اجتماعي مشخص مي شوند وبه ويژه بر درجه وخصوصيت دوگانگي دردرون ناحيه اي تاکيد مي شود .
3.نواحي محيطي ،که براساس درجات متفاوت آسيب پذيري محيط-که به وسيله عواملي چون فرسايش ،آلودگي وپيشروي کوير نشان داده مي شوند – تعيين مي شوند.”((DHV,1979
“تقسيم يک سرزمين به مناطقي با مرزهاي معين را منطقه بندي سرزميني گويند .اهم معيارهاي منطقه بندي سرزمين را به شرح زير مي توان برشمرد :منطقه بندي در واقع استفاده منطقي ونظام پذير از توان هاي سرزمين در آينده بلند مدت است ودر آن ميزان بهره گيري توانهاي داخلي هر يک از مناطق مورد نظر است .
منطقه بندي روشي است که درآن ،برنامه ريزي فيزيکي،کاربري زمين را جهت منافع عمومي نظام مي بخشد وهدف اصلي آن، اختصاص دادن زمين به مصارف عمده در توسعه آينده سرزمين است .
عمده ترين معيارهاييکه برا يمنطقه بندي سرزمين ها بيان شده است عبارت اند از :
1- شرايط طبيعي :مانندکوه،دريا ،دشت،جنگل وبراين اساس سرزمين ها به مناطق ساحلي ،کوهستاني وجنگلي منطقه بندي مي شوند.
2- وسعت کشور : بعلت وسعت زياد ،کشورهاي بزرگ بايد به مناطق کوچکتر تقسيم بندي شود .
3-درجه همگني جامعه :اختلافات فرهنگي بارز ،مثل اختلافات نژادي،زباني و …..
4- شاخص هاي توسعه اقتصادي : بعبارت ديگر مناطق توسعه يافته ودر حال توسعه ومناطق محروم ويا مناطق کم درآمد وپردرآمد .
5- تحرک عوامل توليد : منظور

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد رفتار انسان، حوزه نفوذ Next Entries پایان نامه رایگان درمورد بازار کالا، سرچشمه ها