پایان نامه رایگان درمورد تصویرپردازی، خودآگاهی، یونان باستان، درمان بیماران

دانلود پایان نامه ارشد

فرد همراه مجرب صورت می گرفت ودر گروه دیگر ،یک مشاهده نگر غیر علنی که با زن حامله تعامل رودررونداشت،پایش را انجام می داد.در گروه حمایت مستقیم درمقایسه با گروه پایش غیرمستقیم ،میزان زایمان سزارین به طور قابل توجهی کمتر بود(8درصد در برابر 13 درصد)در مورد شیوع آنالژزی اپیدورال برای زایمان واژینال نیز چنین وضعیتی وجود داشت(8درصد در برابر 23درصد)(به نقل ازکانینگهم وهمکاران،2005ترجمه قاضی جهانی ،1384).
آنالژزی وتسکین بخشی در لیبر
هنگامی که انقباضات رحم ودیلاتاسیون سرویکس سبب ایجاد ناراحتی می شوند ،تسکین درد با یک نارکوتیک مانند مپریدین به اضافه یکی از داروهای آرامبخش مانند پرومتازین معمولا روشی مناسب است.با اجرای موفقیت آمیز برنامه آنالژزی وتسکین ،مادر باید بتواند در بین انقباضات به آرامی استراحت کند.در این حالت ،ناراحتی معمولا در اوج یک انقباض رحمی کارآمد احساس می شود ،اما درد عموما غیر قابل تحمل نیست.با انتخاب داروهای مناسب وتجویز داروهایی ازجمله مپریدین ،فنتانیل ،نالبوفین،بوتورفانول،مورفین باید این اهداف به صورت بی خطر دراکثرقریب به اتفاق زنانی که درمرحله لیبر قرار دارند حاصل شوند(کانینگهم وهمکاران،2005ترجمه قاضی جهانی، 1384).
اکسید نیترو41:مخلوط دست سازی از 50درصد اکسید نیترو واکسیژن ،دربسیاری از زنان آنالژزی رضایت بخشی را در جریان لیبر فراهم می کند، برخی از پزشکان این دوگاز را از قبل در یک سیلندر واحد مخلوط می کنند ودر یک روش دیگر،یک مخلوط کن دوگاز را از دومنطقه جداگانه مخلوط می کند وگازها از طریق دریچه ای به یک مدار تنفسی متصل می شوند ودریچه فقط هنگامی باز می شود که بیمار نفس می کشد(روزن42، به نقل ازکانینگهم وهمکاران، 2005ترجمه قاضی جهانی 1384).
آنالژزی (بی حسی)منطقه ای
در طول سالها ،انواع بلوکهای عصبی برای کاهش درد در جریان لیبر وزایمان ابداع شده اند.این روشها بدرستی آنالژزیکهای منطقه ای43 نامیده شده اند.
آنالژزی اپیدورال:با تزریق یک داروی بی حسی موضعی به داخل فضای اپیدورال یا پری دورال می توان درد ناشی از لیبر ووضع حمل از جمله زایمان سزارین را تسکین بخشید.این فضای بالقوه ،حاوی بافت آرئولی،چربی ،مجاری لنفاتیک وشبکه وریدی داخلی است.این عروق وریدی (شبکه وریدی داخلی) در حاملگی به حدی پرخون می شوند که فضای اپیدورال به طور قابل توجهی کاهش می یابد.ورود برای آنالژزی زایمانی ،معمولا از طریق فضای بین مهره ای وبا شیوع کمتر از طریق هیاتوس ساکرال وکانال ساکرال برای آنالژزی اپیدورال کودال44 ،صورت می گیرد.اگرچه می توان از یک بار تزریق استفاده کرد،تزریقات معمولا از طریق یک کاتتر ساکن ،تکرار می شوند،همچنین می توان تزریقات را از طریق پمپ ولومتریک با انفوزیون مداوم انجام داد(کانینگهم وهمکاران،2005ترجمه قاضی جهانی،1384).
تعاریف هیپنوتیزم
اولین تعریف هیپنوتیزم توسط جیمز برید ،جراح اسکاتلندی ارائه شد که کلمه هیپنوتیزم یا هیپنوز را به عنوان خلاصه شده عبارت (خواب عصبی)که در مقابل خواب طبیعی بود ابداع کرد.چرا که تصور می کرد که نوعی خواب است.کلمه هیپنوزیا هیپنوتیزم (خدای خواب یونان باستان است.بعدها جیمز برید متوجه شد که تعریف درستی ارائه نکرده است وتلاش کرد تا کلمه خواب را حذف کند ولی این مفهوم فراگیر شده بود.آخرین تعریف علمی هیپنوتیزم عبارت است از یک حالت ذهنی که در آن توجه شخص از موضوعات پیرامون کم شده وبر روی موضوع خاصی متمرکز می شود.اگر مرحله اول این کار یعنی کم شدن توجه از موضوعات پیرامون به خودی خود انجام شود ویک موضوع مورد توجه واقع شود هیپنوتیزم خودبه خودی اتفاق می افتد وموضوع تلقین شونده ،کنترل شده وآگاهانه نیست.اگر این مراحل توسط هیپنوتیزور انجام شود آنگاه هیپنوتیزم به صورت آگاهانه پیش می رود وتلقین لازم وهدف دار انجام خواهد شد.
مولفه های هیپنوتیزم
هرگاه مولفه های هیپنوتیزم مهیا شد هیپنوتیزم اتفاق می افتد.سه مولفه غالب در هیپنوتیزم شدن انسان ها عبارتند از:
-جذب شدن :جذب یک موضوعی شدن از قبیل فیلم جذاب ،نماز ،…..
-انفکاک :منفک شدن آگاهی از چیزهای غیرمهم در دور وبر
-تلقین پذیری :پذیرفتن پیشنهادها
هرچه جذب بیشتر باشد انفکاک بیشترخواهد بود.اگر هیپنوتیزم هدایت شده نباشد انفکاک از محور درمان پیش می آید وسوژه از اختیار درمانگر خارج شده وبه دنبال تداعی های ذهن خود خواهد رفت.درهیپنوتیزم ،تصویرپردازی هدایت شده به سمت برنامه درمانی انجام می شود.یعنی با توجه به هدف درمان ،تصاویرخاصی به سوژه القا می شود.همان طور که گفته شد اگر تصویرپردازی هدایت شده درست نباشد با وقوع انفکاک ،ذهن سوژه به هرجا که خودش می خواهد می رود.مولفه های ذکر شده سوژه را در حالت خلسه قرار می دهند . خلسه ، سطح اولیه ای است که از هیپنوتیزم قابل انتظار است.چون بعد از وارد شدن بیمار به خلسه ،باید وارد عمیق سازی شویم (برای درمان های خاص از قبیل جراحی ).برای درمان های ساده از قبیل سردرد،یک هیپنوتیزم سبک کافی است.برای انجام سایکودرام یا روان درمانی های تخلیه هیجانی ،هیپنوتیزم متوسط نیاز است. برای بازگشت سنی یا هیپنوآنالیز،هیپنوتیزم عمیق لازم است(فتحی ،فیاض صابری ،1390).
یک حالت خواب گونه است .دراین حالت ذهن هوشیار شخص آرام یا غیر فعال می شود وهیپنوتیزم کننده تلقیناتی را به ضمیر ناخودآگاه شخص القا می کند….وضعیت هیپنوتیزمی: سوژه ای که هیپنوتیزم شده است می تواند ازآنچه که پیرامون او اتفاق می افتد واز حالت خودش خیلی آگاه باشد،همه چیز را بشنود ودر عین حال،دریک حالت خواب گونه وشلی عمیق (ریلاکس45)به سر می برد.همچنین ممکن است سوژه ها حالت کرختی در بدن خود احساس کنند ونسبت به داشتن بدن خودآگاهی واضحی نداشته باشند( فتحی،1380).
محدوده توانایی شخص برای تجربه یک وضعیت تمرکز توام با توجه وگیرندگی توام با کاهش آگاهی محیطی وکاهش ارزیابی شناختی ،هم به حساسیت فرد نسبت به آغازگرهای درونی وهم به آغازگرهایی که توسط فرد هیپنوتیزم کننده یا محیط بیرونی یا هردو عرضه می شود بستگی دارد.تجربه تمرکز هیپنوتیزمی نیاز به همگرایی سه جز اساسی دارد که وجود همه آنها به درجاتی ضرورت دارد :جذب ،انفکاک وتلقین پذیری
1-جذب عبارتست از: توانایی کاهش دادن آگاهی محیطی برای تسهیل (توجه متمرکز)از باب تشبیه مانند نگاه کردن از ورای یک لنز دوربین عکاسی که موضوع مورد توجه با جزییات بیشتر دیده می شود اما به طور نسبی ارتباط آن با محیط پیرامونش نادیده گرفته می شود. ورود به حالت هیپنوز را تا حدی می توان شبیه به یک لنز بزرگنمایی روانشناختی در نظر گرفت که می توان روی موضوع بسیار مورد توجه متمرکز شود.هرچه توجه شدیدتر ومتمرکزتر شود،آگاهی از حضور در زمان ودر مکان کاهش می یابد.
2-انفکاک عبارتست از :جداشدن وتجزیه ذهنی اجزای هویت ،خاطرات ،ادراک ،هوشیاری یا پاسخهای حرکتی ،نسبت به آگاهی هوشیارانه معمول،هرچه میزان شخص در توجه متمرکز بیشتر باشد احتمال اینکه اطلاعات مربوط به پیرامون شخص،از دایره هوشیاری بیرون بلغزد بیشتر می شود.بنابراین اجزای خودآگاهی،آگاهی از زمان،ادراک وفعالیت بدنی ممکن است بدون هشیاری وآگاهی واقع شوند یا غیر ارادی بنظر برسند.
3-تلقین پذیری عبارت است از :تمایل به دریافت وقبول سیگنال ها واطلاعات ،توام با تعلیق نسبی قضاوت معمول نقادانه.شدت وقوت تمرکز در هیپنوزباعث تعلیق (ولی نه ازبین رفتن)اجزای بررسی کننده ذهن می شود که در حالت معمول به شخص اجازه می دهند در مورد پاسخ هایش قضاوت کند.تلقین پذیری به میزان انگیزه ،نفع وضرر ثانوی ودرجه ای که شخص می تواند روندهای شناختی خود را به حالت تعلیق درآورد،بستگی دارد.درمورد افرادشدیدا هیپنوتیزم پذیر،پاسخ فرد به ورودی های ارسال شده از جانب درمانگر،تقریبا اجباری به نظر می رسد ولی افراد کمتر هیپنوتیزم پذیر نیز ممکن است باز هم درجاتی از خودکار بودن را حس کنند(هربرت اشپیگل ،دیوید اشپیگل ومارسیا گرین لیف،2005).
تاریخچه هیپنوتیزم
درمورد قدمت هیپنوتیزم واستفاده از آن ،حداقل سه هزارسال تاریخ مکتوب داریم که در هردوره با کیفیت متفاوت،از هیپنوز به عنوان درمان استفاده می شده است.اولین تاریخ مکتوب در این مورد مربوط به یونان باستان که در دوره پیش سقراطی ،هیپنوتیزم توسط حکیمانی استفاده می شده است که به آن ها فرقه پارمنیدزمی گفتند.پارمنیدز، حکیمی بوده که دو قرن قبل از سقراط می زیسته است.در این فرقه درمانگر در حالت خلسه می رفت نه درمانجو.چون باور آنها این بود که عقل بشری نمی تواند بیماری ها را درمان کند لذا درمانگر یا حکیم یا رفتن به حالت خلسه وبرقراری ارتباط با دنیای فوق مادی ،اطلاعات لازم را دریافت می کرد وارائه می داد وبقیه می نوشتند.این همان ایده افلاطون است که به جهان مثل معتقد بود.درآن زمان برای کارهای مهم به حکیمان مراجعه می کردند از جمله برای لشکرکشی.البته حکیم در حالت خلسه ،اطلاعات را به صورت سمبولیک می گفت وافرادی بودند که این گفته ها را تعبیر وتفسیر می کردند ولذا مسئولیت متوجه حکیم نبود.چون حکیم فقط نقش پستچی را داشت ومسئولیت اتفاقات هم به عهده خدایان بود که لوح هارا به حکیم نشان داده بودند. استفاده از این روش هنوز درقبایل سرخ پوست آمریکا ویا قبایل افریقایی دیده می شود.البته این شیوه که درمانگر در خلسه قرار بگیرد به نوعی در قصه درمانی استفاده می شود.چون درمانگر باید نیمکره خلاق خود را فعال کند تا بتواند قصه مناسب وخلاقانه بسازد( فتحی ، فیاض صابری،1390).
هیپنوتیزم روش درمانی جدیدی نیست ،واز دیربازشناخته شده است.سلتز46 ازاقوام اروپای غربی و دروییدز )47کاهنان سلتی) هیپنوتیزم را بکار می بردند.مصریها پرستشگاههای خواب دایر کرده بودند که در آن اماکن تلقینات درمانی به بیماران داده می شد.دربخشهای زیادی از انجیل به پدیده هیپنوتیزم اشاراتی شده است.قبائل اولیه بشری نیز جادوگرانی داشتند که با اجرای مراسم خاص واستفاده از خواب درمانی وتلقین ،به درمان بیماران می پرداختند.تا قبل از اوائل قرن شانزدهم توجه خاصی به پدیده هیپنوتیزم نمی شد ،تا این که در این زمان پاراسلسوس48پزشک وکیمیاگر سویسی درباره میدان مغناطیسی توضیحاتی دادومنشا آنرا ستارگان می پنداشت ،ومعتقد بود انسان تحت تاثیر این نیرو قرار می گیرد.کریچر49(1646)ریاضی دان آلمانی درباره مغناطیس حیوانی توضیحاتی داد ،وآنرا عامل بیماریها در طبیعت می پنداشت ودرمان مغناطیسی را برای بهبود بیماریها پیشنهاد کرد. فران مسمر50 مبتکر هیپنوتیزم مدرن به حساب می آید ،واولین پزشکی است که هیپنوتیزم را درطب بکار برد.وی نظریات هل 51 و گاستنر 52 را درهم ادغام کرد ونظریه (مغناطیس حیوانی)را مطرح وآنرا به عنوان وسیله ای درمانی شرح داد.وی معتقد بود در هستی مایعی جریان دارد که می توان آنرا از بخشی به بخش دیگر بدن انتقال داد.او سطل آبی را مملو از براده های آهن بنام باکت53 ابداع کرد.سپس با حرکاتی دست خود را از روی بدن بیماران بطور ملایم عبورمی داد واین حرکات را پاس 54 نامید،که باعث ورود عده ای از سوژه ها به خلسه ای بسیار عمیق می گردید وتعدادی از این بیماران بدین ترتیب بهبود می یافتند.بدین ترتیب شهرت وی عالمگیر گردید.(به علت اعتراض بعضی از پزشکان با نفوذ فرانسه )پادشاه فرانسه هیئتی را به ریاست بنیامین فرانکلین مامور کرد تا ادعای مسمر را مورد بررسی قرار دهند.آن هیئت به این نتیجه رسید ،بین پزشک وبیمار هیچ گونه میدان مغناطیسی به وجود نمی آید وتاثیرات گزارش شده نوعی خیالپردازی است. پس از این گزارش ،مسمر به عنوان پزشکی شارلاتان معرفی گردید وکارهای او مردود شناخته شد ومانع فعالیت وی شدند وپس از آن در گمنامی بدرود حیات گفت.خوشبختانه عقاید مسمراز بین نرفت ویکی از مشهورترین دانشجویان او بنام مارکوییس 55 با نظریه مغناطیس حیوانی به کار خود ادامه داد.وی سمنامبولیسم مصنوعی را شرح داد وبا تلقین آرامش ونیز ایجاد حالتی شبه خواب (بجای حالت بحرانی مسمری)آنرا شرح داد.وی سرومعده را به عنوان اولین آماج فرآیند مغناطیسی در نظر گرفت.در همین تعدادی از پزشکان انگلیسی به مطالعه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد زایمان طبیعی، ایالات متحده، سلامت روان، زنان ایرانی Next Entries پایان نامه رایگان درمورد تحلیل طیفی، کاهش اضطراب، استراتژی ها، سیستم های مغزی