پایان نامه رایگان درمورد تحلیل طیفی، کاهش اضطراب، استراتژی ها، سیستم های مغزی

دانلود پایان نامه ارشد

رابطه درمانی می توان از این خصلت برای تسهیل ایجاد تغییر استفاده کرد وبه بیمار یاد داد که به گونه ای بر یک روال یا هدف مشخص متمرکز شود که بتواند تداعی های کهنه را نادیده بگیرد وافکار واحساسات جدید را آسانتر بپذیرد بنابراین استفاده از حالت هیپنوز میتواند تغییرات درمانی را سرعت بخشد. تحقیقات آزمایشگاهی وبالینی نشان داده است که هیپنوتیزم پذیری یک خصلت ثابت وقابل اندازه گیری است گرچه هیپنوتیزم پذیری در چرخه زندگی قدری تغییر می کند ،در سالهای انتهای کودکی به حداکثر می رسد وطی نوجوانی قدری تنزل می کند ،اما به صورت نسبی در کل دوران بزرگسالی ثابت می ماند ودردوران کهولت کاهش می یابد.یک مطالعه طولی 25 سال نشان داده است که یک همبستگی به میزان 7/0واحدآزمون –آزمون مجددبرای نمرات هیپنوتیزم پذیری به دست آمده براساس مقیاس درجه هیپنوتیزم پذیری دانشگاه استنفورد وجود دارد.علاوه بر کاربرد در انتخاب هیپنوز برای تسهیل درمان ،هیپنوتیزم پذیری معانی دیگری نیز دارد .هیپنوتیزم پذیری منعکس کننده یک همگرایی در پدیده های زیستی –روانشناختی است.تجربه هیپنوتیزمی روندی است که یک صفت را به وضعیت تبدیل می کند.می توان به صورت موثر ،اندازه گیری هیپنوتیزم پذیری رادر شرایط بالینی برای شروع وارزیابی تجربه هیپنوتیزمی ضمن تصمیم گیری بالینی برای تعیین نوع وجهت درمان انجام داد.درجه هیپنوتیزم پذیری بیمار می تواند اطلاعات سودمندی را به دست دهد درمورد اینکه فرد از چه راهی با خود ومحیط اجتماعی اش ارتباط برقرار می کند(اشپیگل وگرین لیف 2005).

انواع تکنیکهای هیپنوتراپی:
1-شل کردن عضلات به صورت پیش رونده2 -بی حسی عضلانی یا کاتالپسی 3-سکه 4-بالارفتن بازوی برگشته 5-کیاسون 6- طبیعت گرا 7-پرواز دست 8-تثبیت چشم 9-تکنیک اریکسونی 10-آگاهی حسی(فتحی ،فیاض صابری، 1390)
تجزیه وتحلیل طیفی توان ثبت فعالیت الکتریکی مغز
از زمان آغاز هیپنوز ،دانشمندان سعی کرده اند در مورد پایه نورولوژیک آن اطلاع بیشتری کسب کنند.مطالعات مربوط به EEG 81و تجزیه وتحلیل طیفی توان فعالیت الکتریکی مغز کمک چندانی به فهم فیزیولوژی هیپنوز نکرده است.با آنکه در اوایل تصور می شود هیپنوز نوعی خواب عصبی است ولی الان معلوم است که خواب وهیپنوز هیچ خصوصیت مشترک روانشناختی یا نورولوژیک ندارند.در حقیقت،الگوی فعالیت الکتریکی مغز کسی که هیپنوز شده بیشتر شبیه الگوی کسی است که کاملا بیدار ومتوجه است تا کسی که خوابیده است.ارنست هیلگارد وهمکارانش گزارش کرده بودند که در افراد دارای هیپنوتیزم پذیری بالا فعالیت ریتم آلفا افزایش نشان می دهد واین افراد چه در هیپنوز باشند چه نباشند همین الگوی آلفا را دارند.ولی مطالعات جدیدتر نشان داده که فعالیت ریتم تتا (خصوصا در ناحیه فرونتال)بهتر از ریتم آلفا می تواند افراد دارای هیپنوتیزم پذیری بالا را از افراد دارای هیپنوتیزم پذیری پایین ترافتراق دهد.با این حال،هیچ علامت خاصی که از نظر نورولوژیک بتواند هیپنوز را به عنوان یک وضعیت فی نفسه مستقل نشان دهد یافت نشده است.چند مطالعه 82PETنشان داده است که تغییرات ادراکی هیپنوتیزمی،بر فعالیت ناحیه قشری تداعی های اولیه حسی اثر می گذارد.در مطالعه تغییر هیپنوتیزمی دیدن رنگ،استفن کوزینگ وهمکارانش نشان دادند که اضافه کردن یا حذف کردن رنگ به تصویر ادراک شده ای که تحت تاثیر تجسم با راهنمایی های هیپنوتیزمی ایجاد شده است،با تغییرات قابل توجهی در میزان جریان خون ناحیه ای در شکنج های لینگوال وفوزیفرم همراه است واین همان جایی است که دیدن رنگ در آنجا پردازش می شود.هنگامی که تلقین افزودن رنگ به یک تصویر سیاه وسفید داده می شود جریان خون در این مناطق افزایش وهنگام حذف رنگ ،جریان خون کاهش می یابد.پیررین ویل وهمکارانش نشان دادند که تلقینات هیپنوتیزمی برای کاهش دادن ادراک درد منجر به کاهش درد وکاهش جریان خون در ناحیه حس بدنی در مغز می شود که همان مکانی است که درد ،پردازش می شود.همچنین آنها مشاهده کردند که تلقینات هیپنوتیزمی برای کاهش شدت درد باعث کاهش فعالیت ناحیه قشر سینگولیت قدامی 83می شود ولی بر قشر حس بدنی مغز اثر نمی کند.بنابراین آنها توانستند بین نواحی مربوط به ناخوشایندی وتالم وشدت درد تمایز بدهند واینکه هیپنوز می تواند هر دو فاکتور را بسته به نوع وطبع تلقینات هیپنوتیزمی تحت تاثیر قرار دهد.همچنین آنان دریافتند که آرام سازی هیپنوتیزمی ،با کاهش فعالیت در نواحی قشر اولیه وثانویه حس بدنی وقشر اینسولار خلفی خصوصا در نیمکره راست،همراه است.بنابراین ،تکنیک های تجسمی در تشخیص وتعیین دقیق تر ریز سیستم های مغزی که به انواع اختصاصی پردازش های ادراکی وشناختی مربوط به هیپنوز اختصاص دارند ،سودمند هستند.نقش نواحی قدامی مثلا لوب فرونتال نیز بواسطه این یافته تایید شده است که هیپنوتیزم پذیری با غلظت اسید هومووانیلیک در مایع مغزی-نخاعی مرتبط است ولذا احتمالا سیستم دوپامینی نقش خاصی درهیپنوز بعهده دارد(اسید هومووانیلیک یک متابولیت دوپامین است ودوپامین در ناحیه قشر فرونتال وگانگلیونهای پایه ای به فراوانی حضور دارد)خصلت خودکار واتوماتیکی که در رفتار حرکتی هیپنوتیزمی دیده می شود ممکن است بیانگر فعالیتهای گانگلیونهای پایه ای باشد که در حافظه دلالت ضمنی وفعالیتهای معمولی حرکتی دخیل هستند.آن مقدار تاثیری که داروها روی هیپنوتیزم پذیری دارند به نظر می آید به خاطر تجویز داروهای دوپامینرژیک نظیر آمفتامین باشد که باعث افزایش پاسخ هیپنوتیزمی می شوند در حالیکه داروهای مهاری نظیر آگونیست های بنزودیازیپینی سیستم گاباآمینوبوتریک اسید84 باعث کاهش هیپنوتیزم پذیری (جز در مورد بیماران بسیارمضطرب)می شوند.بنابراین یافته های کنونی تصویربرداری های مغزی وتحقیقات نوروترنسمیتری دلالت بر آن دارند که هیپنوز باعث فعالیت سیستم قدامی توجه (در لوب فرونتال85)می شود ومستقیما بر قشرهای اختصاصی حرکتی اثر می کند ،وهم برچیزهایی که ادراک می شوند وهم برچگونگی ادراک تاثیر می گذارد(اشپیگل وگرین لیف 2005).
سوتفاهم ها در موردهیپنوز
علیرغم این توصیه که افسانه ها اعتقاداتی هستند که هیچ بهره ای از واقعیت ندارند واشتباه محض هستند ،سوتفاهم ها وسو برداشت های زیادی در مورد هیپنوز وجود دارد که ارزیابی وروشن گری در مورد مهم ترین آنها ارزشمند است.
افسانه اول :هیپنوتیزم خواب است
اتفاقا برعکس ،هیپنوز حالتی از تمرکز توام با برانگیختگی وتوجه است .مطالعاتEEG نشان می دهد که حالت خلسه هیپنوتیزمی سازگار وشبیه با حالت بیداری توام با آرامش وراحتی است وبر مقیاس های EEG با حالت خواب ،ناسازگار ومتفاوت است.
افسانه دوم :هیپنوتیزم به بیمار تحمیل می شود
بهترین دانش در مورد هیپنوتیزم عبارت است از فعال شدن ظرفیت درونی برای تجربه یک حالت هیپنوتیزمی متمرکز.استفاده از یک تست هیپنوتیزم پذیری در ابتدای درمان باعث تقویت این مفهوم می شود که کار درمانگر ارزیابی میزان پاسخ دهی بیمار است نه تحمیل یا اجبار یک وضعیت ذهنی خاص به بیمار.نقش درمانگر این است که فرصتی را فراهم کند که طی آن افراد بتوانند ظرفیت هیپنوتیزمی خود را کشف وتعیین کنندوآن را فعال سازند.این فهم از هیپنوز هم به بیمار وهم به پزشک کمک می کند که چشم انداز مناسبی برای نقش هیپنوز به عنوان یک ابزار کمکی در استراتژی های اولیه رواندرمانی داشته باشند صرف نظر از آنکه بیمار بتواند بسیاری از پدیده های هیپنوتیزمی را تجربه کند یا نه.
افسانه سوم:فقط افراد ضعیف یا مریض هیپنوتیزم می شوند
این پیش داوری ناصحیح که فقط افراد ضعیف یا بیمار قابل هیپنوتیزم شدن هستند از زمان شارکو وژانه وجود داشته است.این درست است که بیماران مورد مطالعه این دو دانشمند ،اغلب دارای علائمی نظیر فلج تبدیلی ،وضعیت های فرار روانزا ،ومکانیسم های تخلیه هیجانی بوده اند که می توانند وضعیت های خودبه خود وبرنامه ریزی نشده محسوب شوند.با این حال اکثریت عظیمی از افراد دارای هیپنوتیزم پذیری بالا ،هیچ نوع بیماری روانپزشکی ندارند.بطور کلی ،در تحقیقات جدید،ظرفیت تجربه هیپنوتیزمی ،همراه با سلامت نسبی روانی بوده است.با این حال باید درمانگران در نظر داشته باشند که تقریبا 5% افرادسالم از نظر روان ،هیپنوتیزم پذیر نیستند.از سوی دیگر ،بعضی اختلالات روانپزشکی شامل اختلال استرس پس از سانحه واختلالات انفکاکی مرتبط با هیپنوتیزم پذیری بالا هستند .این اطلاعات نشان می دهد که همانند مقیاس های بالینی که به تشخیص افتراقی مناسب کمک می کنند،مقیاس هایی نیز برای اندازه گیری ظرفیت توجه متمرکز وارزیابی پاسخ درمانی وجود دارد.به عنوان مثال ،یافتن اینکه بیمار دارای هیپنوتیزم پذیری بالاست،تشخیص اسکیزوفرنی را غیر متحمل وتشخیص اختلال انفکاکی هویت یا سایکوز واکنشی گذرا را متحمل تر می کند،تفاوتی از نظر جنس فرد در رابطه با هیپنوتیزم پذیری وجود ندارد.
افسانه چهارم:هیپنوز درمان است
حالت خلسه همانند یک چشمه نور بسیار متمرکز شده است که می تواند جایی را کاملا روشن سازد وبه فرد امکان می دهد که جذب آن مطلب شود ،وگرچه هیپنوز یک حالت خوشایند وآرامبخش است ولی به خودی خود وذاتا درمان نیست.در حقیقت از هیپنوز می توان به خوبی برای تسهیل یک استراتژی اولیه درمانی استفاده کرد.
افسانه پنجم:هیپنوز خطرناک است
در خود حالت هیپنوز هیچ چیزی که ذاتا خطرناک باشد وجود ندارد ،هیچ کس در حالت هیپنوز گم نمی شود یا صرفابخاطر وارد شدن درهیپنوزی که توسط درمانگر واجد صلاحیت راهنمایی شده است، صدمه روانشناختی نمی بیند.در مقایسه با سایر درمانهای روانپزشکی که شامل عوارض داروها وقابلیت اشتباه درمانگر در کاربرد درمانهاست،هیپنوتیزم یک ابزار تسهیل کننده بی خطر وبی ضرردرمانی به حساب می آید.علاوه برآن ،هیپنوز صرفا با تصمیم درمانگر رخ نمی دهد ،هنگامی که فرد تمرکز شدید روی بعضی خاطرات شخصی خود یا وضعیت های بین فردی پیدامی کند ونیز در انواع پاسخ به استرسها ،حدود 75% مردم ممکن است به طور خودبه خود وارد درجات مختلفی از حالات خلسه هیپنوتیزمی شوند.واگر درمانگر نتواند هیپنوز خودبه خود را تشخیص دهد ارتباط بین درمانگروبیمار ممکن است مختل شود(اشپیگل وگرین لیف 2005).

موارد منع استفاده
بطورکلی ،استفاده رسمی از هیپنوز هنگامی که با قضاوت درست بالینی ودر شرایط هدفمند انجام شود بسیار بی ضرر است.با این حال ،در صورتی که درمانگر از ظرفیت هیپنوتیزمی بیمار غافل بوده یا بصورت غیر عامدانه با ندادن پاسخ درست به سوالات یا اظهار نظرهای بیمار ،در پاسخ هیپنوتیزمی بیمار تاثیر بگذارد ،ممکن است مشکلاتی در مورد استفاده از هیپنوز بروز کند .هنگامی که افراد با هیپنوتیزم پذیری متوسط تا بالا در شرایط استرس آورقرارگیرند یا اینکه فقط توجه خود را بر چیزی متمرکز کنند،بدون القای رسمی نیز وارد هیپنوز می شوند.بنابراین با توجه به میزان قابلیت هیپنوتیزم پذیری وتلقینات رسمی بعضی احتیاط ها را باید در نظر داشت.طبیعت هیپنوز،تاکید بر اهمیت هیپنوتیزم پذیری به عنوان یک صفت درافراد است. (که این توضیح باعث کاهش اضطراب بیمار در مورد کارآیی خودش یا اجبار درمانگر می شود)واینکه بیمارمی تواند تجربه هیپنوتیزمی را در هر زمانی که خودش بخواهد قطع کند،واینکه اهداف درمان هیپنوتیزمی به روشنی برای بیمار بیان شود.از چشم انداز بالینی هیپنوز نباید در جوی تهدیدآمیز یا اجباری استفاده شود.بیمار باز هم ممکن است کماکان حس کند که درمانگر اعمال فشار قابل توجهی بر او می کند،وآگاهی از این موضوع وتمایل به بحث در مورد آن ورفع نگرانی ها می تواند سودمند باشد.به بعضی از انواع بیماران باید با احتیاط نزدیک شد.بیماران شکاک یا پارانویید معمولا از هیپنوز اجتناب یا در مقابل آن مقاومت می کنند ممکن است این بیماران که ترس ها وشک های ناخودآگاه در آنان برانگیخته میشود با امتناع ار همکاری با القای هیپنوتیزمی در واقع اضطراب خود را کاهش می دهند.گاهی ممکن است بیماردر مقابل القای هیپنوز دچار یک تخلیه عاطفی خودبه خود شود.اگرچنین چیزی رخ داد ،مهم است که درمانگر با اکتشاف آرام وبازسازی تجربه تخلیه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد تصویرپردازی، خودآگاهی، یونان باستان، درمان بیماران Next Entries پایان نامه رایگان درمورد هیپنوتیزم درمانی، زایمان طبیعی، زنان باردار، کیفیت زندگی