پایان نامه رایگان درمورد تاب آوری، ناسازگاری، عزت نفس، سلامت روان

دانلود پایان نامه ارشد

نتایج منفی را به نتایج مثبت تبدیل کنند. نتایج مثبت یا انطباق مثبت یعنی رفتارهای شایسته و موفقیتآمیز اجتماعی زمانی که افراد در مراحل خاصی از زندگی خود با مشکل یا مسألهای روبرو میشوند. مثلاً فقدان آشفتگیهای روانی بعد از واقعه آسیبزای 11 سپتامبر ایالات متحده آمریکا.
نیومن(2002) تابآوری را نوعی الگوی انطباقی تعریف میکند که هنگامی که فرد از این منابع استفاده میکند و از آنها بهره میجوید تابآوری در فرد تقویت میشوند و چه این منابع در درون فرد باشند و چه منابع خارجی باشند، موجب ارتقاء فرد میشود و فرد را در برابر حوادث مصون میسازد.
مفهوم تابآوری به صورتهای مختلف تعریف میشود. راتر در سال 1987 به نقل از هالی(2000) بیان میکند که تابآوری به تفاوت افراد در پاسخگویی به خطر برمیگردد. وارنر(1989) به نقل از هالی(2000) این واژه را به صورت سازگاری یا مقابله موفقیتآمیز در برابر مواجهه با حوادث استرسزای زندگی تعریف میکند. جرمی مفهوم تابآوری را به معنای کنترل یا اقدام بر عوامل فشارزا قبل از اینکه به فرد آسیب برساند، به کار میبرد(فیتزپاتریک، کوئرنر، 2004).
مندل و همکاران(2006) تابآوری را انعطافپذیری مؤثر در برابر حوادث زندگی میدانند و بیان میکنند که تابآوری توانایی سازگاری مناسب در زمان در معرض قرار گرفتن در زمینههای استرسزا و خطرناک یا تهدیدهای مهم است. به عبارت دیگر آنها تابآوری را توانایی و بهبود و جبران و انعطافپذیری بعد از مواجهه با حوادث آسیبزا و تنشزا معرفی میکنند. اصولاً مندل و همکاران(2006) دو وجه را در مفهوم تابآوری مهم میدانند، یکی اینکه فرد حادثه آسیبزا و فشار و سختی را تجربه کند و دوم اینکه افراد در برابر این حوادث انعطافپذیر باشند و دست به جبران برای بازگشت به عملکرد و کارکردهای معممول خود بزنند.
تاب آوری نوعی مصون سازی در برابر مشکلات روانی اجتماعی بوده و کارکرد مثبت زندگی را افزایش می دهد که می تواند به وسیله فراهم نمودن افزایش مهارتهای اجتماعی تقویت گردد. مهارت هایی از قبیل برقراری ارتباط، مهارت های رهبری، حل مسئله، مدیریت منابع، توانایی رفع موانع موفقیت و توانایی برنامه ریزی (بابایی،1387).
به طور کلی با توجه به تعاریف مختلف از مفهوم تابآوری، تمام تعاریف در چندین وجه مشترک هستند: (1) تابآوری سطحی از مقابله با سختیها است یا درجهای است که افراد به مشکلات پاسخ میدهند. (2) تابآوری خاصیت و حس سبکی و راحتی به همراه دارد. به عبارت دیگر فرض میشود که افراد تابآوری را به صورت توانایی ترمیم بدبختیها و تحت نفوذ قرار دادن و فائق آمدن بر سختی بر اساس سطوح مختلف کارکردهایشان ارائه میدهند و (3) در تعاریف مختلف تابآوری توانایی برتر است که به افراد اجازه میدهد که بر بدبختیها و سختیها غلبه کنند(هالی،2000).
ظهور تابآوری
امی ورنر اولین نفری بود که واژه تاب آوری را در سال 1970 به کار برد. او بر روی یک گروه از بچه های ایالت کاوای هاوایی مطالعه کرده بود. کاوایی منطقه فقیر نشینی بود که تعداد زیادی از بچه های مورد مطالعه او با پدر و مادر های الکلی یا دچار بیماری های سلامت روانی بودند. تعداد زیادی از والدین از کار اخراج شده بودند و بچه ها در چنین محیط نامناسبی بزرگ می شدند و دو سوم آنها رفتارهای مخرب و یا بیماری هایمزمن در ده سال بعد از خود نشان می دادند. یک سوم باقیمانده رفتار مخرب از خود نشان ندادند و ورنر این گروه را تاب آور نامید. بچه های تاب آور و خانواده هایشان سعی کرده بودند که خود را متفاوت از دیگر بچه های غیر تاب آور و خانواده هایشان بسازند (ویکیپدیا ،2008).
از سال 1970 به بعد پژوهشهای علمی- اجتماعی بسیاری در زمینه فشار روانی و خطرات ناشی از آن انجام شده است. اهمیت مدیریت استرس و کاهش فشار روانی باعث گسترش این پژوهشها شده است. از آنجایی که تغییرات استرسزا میتواند هم تأثیرات مثبت و هم منفی در پی داشته باشد، مفاهیم زیادی در رابطه با استرس و چگونگی کنترل و کاهش آن مطرح شده است. یکی از این مفاهیم تابآوری است(مدی و خوشابا، 2005).
تابآوری و آسیبپذیری
تابآوری و آسیبپذیری بعنوان الگوی مفهومی، طی دهۀ گذشته توجه پژوهشگران و طراحان برنامه درمانی را به خود جلب کرده است. این مفهوم فرض میکند که تنیدگی تجربۀ فراگیر است؛ چگونه در طول زندگی فرد کمتر با محرکهای تنشزای تجربه شده شناسایی میشود و مقابله با محرکهای تنشزا بیشتر مرتبط با منابع موجود است. علاوه بر این، بر این فرض است که رویدادهای منفی زندگی، نه تجربیات بعیدی هستند و نه اجتنابناپذیر که منجر به بیبهرهگی زندگی شوند. البته، پژوهش تابآوری این سؤال را مطرح میکند که چرا برخی افراد که تحت شرایط ناسازگاری پرورش پیدا میکنند، به نظر زندگی سالم و مولدی دارند، در حالیکه برخی دیگر نمیتوانند بر ناسازگاریهای تجربه شدۀ زندگی معمول خود فایق آیند(بلوم، 2005). البته، گارمزی19 تابآوری را” توانایی بازیافت و نگهداشت رفتار سازگارانه پس از آسیب” تعریف میکند. ورنر و اسمیت(1982) تابآوری را توانایی تعدیل هم آسیبپذیری درونی(جسمی) (مثلاً، تنیدگی) و هم محرکهای تنشزای بیرونی تعریف میکنند(مثلاً، ناسازگاری خانوادگی).
در ابتدا تابآوری بعنوان شکستناپذیر بودن(گارمزی، 1985) و آسیبناپذیری(ورنر و اسمیت، 1982) تعریف شده است، ولی راتر(1993) بر این باور است که افراد تابآور علاوه بر ویژگیهای فوق مشخصههای دیگری را نیز دارند. از سوی دیگر، او معتقد است با وجود اینکه تابآوری بطور ضمنی نشان دهندۀ تغییر است، ولی میتواند یک عامل تدریجی نیز باشد. علاوه بر این، راتر(1993) نشان داد که باور غلط اینست که تصور شود تابآوری در هر شرایط مخاطرهآمیزی به یک میزان قابل کاربرد است و اینکه ویژگی درونی فرد بوده یا اینکه تغییرناپذیر است.
در واقع، مفهوم تابآوری بعنوان یک ویژگی شخصیتی، مولد تقابلی است و راتر(1993) چهار ویژگی برای تابآوری نام میبرد که به قرار زیر است:
• تابآوری، مواجهسازی با خطر است، نه اجتناب از آن؛
• خطرپذیری یا عوامل مؤثر حفاظتی ممکن است از تجربیات مرحلۀ ابتداییتر نشأت گرفته باشد؛
• عوامل خطرپذیری ممکن است به روشهای مختلف و در سنین مختلف بکار گرفته شود(مثلاً، کمبود وزنی در نوزادان عامل خطرساز است، درحالیکه اضافه وزنی در نوجوانان خطرساز است)؛
• لازم است که بیشتر به مکانیسمهای خطر توجه شود تا به عوامل خطر برای خطرپذیری؛ ممکن است یک موقعیت نسبت به موقعیت دیگر، حفاظتی باشد(مثلاً، بیماری کمخونی داسیشکل، پرخاشگری).

ارتباط بین تابآوری، مراحل رشد روانی، شناختی، اجتماعی و سلامت روان
پژوهش تکاملی بین سالهای 1970 تا 1980، جنبههای ناپیوستۀ رشد از قبیل روانی، شناختی، اجتماعی، اخلاقی در نوجوانان را مورد بررسی قرار داده است. برای شناسایی شاخصهای فراگیر رشد، پژوهشهای بسیاری صورت پذیرفت است؛ اما این نتایج مرهون فعالیتهای فزاینده بندورا(1979)، هارتر(1987) است که نشان دادند رشد، مستقل از محیط رخ نمیدهد، البته انطباق فرد با محیطهایی را نشان میدهد که فرد در آن زندگی میکند. در میان چنین الگوی تبادلی، سامروف و چاندلر(1975) اشاره کردند که نه تنها فرد با محیط انطباق پیدا میکند بلکه محیط نیز بطور مثبت یا منفی بر رشد اثر میگذارد. بنابراین، علاوه بر این سامروف و چاندلر(1975) نشان دادند که آسیب عضوی میتواند مانع از گرایش” خود- تعادلی” فیزیولوژیک شود. همچنین بندورا(1979) نشان داد که نوجوانان به صورت” وسیلهای” فرا میگیرند، بدین معنا که رفتار با پاداش و تنبیههایی شکل میگیرد که در محیطهای اجتماعی خاصی که بازتاب کنندۀ ارزشهای اجتماعی است رخ بدهد. علاوه بر این، تقلید از دیگران هم بر رفتار و هم بر خود- شناسایی اثر میگذارد. این فراگیری اجتماعی بر خود- کارایی استوار است. رشد فضای درونیساز شدۀ مهارگری نیز بر خود- کارایی متمرکز است. خصوصاً وقتی که فرد خود را(مثلاً، اثربخشی بر محیط خود یا افراد پیرامون خود) بموجب رفتارهایی که پاسخهای محیطی را استنباط میکنند یا نمیکنند، قوی ببیند. بدون پاسخهای محیطی، بازخورد، سپاس فرد و تجربۀ اثربخشی وجود ندارد. بنابراین با توجه به پژوهشهای صورت گرفته فضای درونی مهارگری، عامل حفاظتی مهمی در تابآوری نوجوانان و جوانان است.
این رویکردهای تکاملی سامروف، سافیر و براکاس(1987)، بندورا(1979) و سایرین فرایند رشد را آشکارسازی اجتنابناپذیری ویژگیهای پیش تعیین شده درنظر نگرفتند، بلکه بیشتر رشد را نتیجه ساخت اجتماعی خود میدانند که از طریق تعامل جاری فرد با بافتهای اجتماعی و با گروههای اجتماعی صورت میپذیرد(برگر، لاکینارین، 1966). تعاملی که سبب شد تا گوفمن(1959) نیز در پژوهشهای خود دریافت که فرهنگ نیز میتواند بر رشد نوجوانان اثر بگذارد و مراحل رشد و عوامل مؤثر بر آن در نوجوانان را به صورت زیر عنوان کرد:
• آنچه هستند؛
• درک آنها از خود؛
• چگونگی تصور آنها از خود.
ارتباط بین تابآوری و رشد نوجوانان منوط به فرایندهای تبادلی آنها است(استروفه و راتر، 1984) که همواره در چارچوب محیطهای حمایتی پرورش مییابد. با توجه به رویکرد تکاملی(رشدی)، تابآوری توانایی عهدهدار شدن تکالیف هر یک از مراحل متوالی تکاملی رشد بطور اثربخش است(گرینسپن، 1982).
گروتبرگ(1994) برای نشان دادن چگونگی اکتساب و تحقق(اتمام) تکالیف هر یک از مراحل رشد که بسیار مرتبط با تابآوری است از مراحل اریکسون استفاده میکند. او اشاره میکند که سه منبع اصلی تابآوری محیط تسهیلی بیرونی، نیروهای درونروانی و مهارتهای مقابلهای درونی هستند. این سه همان عناصر لازم در تحقق مرحلۀ مقتضی تکاملی هستند. در کودکان، به انجام رساندن مرحلۀ خودمختاری اریکسون(1950) مستلزم اینست که فردی” شیفتۀ شما باشد”(برونفنبرنر، 1977)، کسی که عشق بی قید و شرط نشان میدهد. نتیجتاً احساس محبوب بودن و حس اعتبار یا عزت نفس مثبت ایجاد میشود(بائوتریند، 1989). عزت نفس مثبت در نهایت سبب تابآوری میشود، گروتبرگ(1994) به همدلی(آگاهی و فهم شناختی هیجانات و دیدگاههای فرد دیگر و پاسخدهی نیابتی هیجانی) و رفتارهای معین اجتماعی که ماهیت تعاونی دارند(مثل همیاری، مشارکتی، سخاوت و همدلی) اشاره میکند. رفتارهای معین اجتماعی یکی از مشخصههای افراد تابآور است اما آنچه رفتارهای معین اجتماعی را متفاوت میسازد، بطور قابل توجهی بستگی به هنجارهای جامعه دارد.
بنابراین در نوجوانان تعاون با مطلوب اجتماعی، خانواده یا جامعه منجر به افزایش تابآوری می‌شود(راچمن، 1979). بلوم، رسینک و جرمین(1991) کارها و مسئولیتهای روزمره را برای تمایز عملکردهای مطلوب از نامطلوب دانستند. راتر(1979) نشان داد که چنین تجربیاتی در ارتقا دادن مکان کنترل درونی نوجوانان اهمیت زیادی دارد که این مکان کنترل درونی نیز کلید تابآوری است.
گروتبرگ (1994) عوامل مؤثر اجتماعی در رشد را بطور اجمالی بیان میکند:
• تسری رفتاری( مثلاً تأثیرات همسالان)،
• نهادی(مثلاً تأثیر سازمانهای اجتماعی)؛
• جامعهپذیری جمعی( مثلاً بزرگسالان بعنوان عوامل مؤثر در تغییر اجتماعی و الگوبرداری).
الگوی تابآوری و آسیبپذیری
ویژگی شخصیتی بسیار آشکار نظیر؛ سرسختی،خودخواهی،عزت نفس،قاطعیت و منبع کنترل در حد بالایی با تاب آوری مرتبط میباشد.(ویلسون،2005).کانر (2006) تاب آوری را به عنوان یک روش قابل سنجش توانایی غلبه براسترس تعریف میکند.به عبارتی دیگر، تاب آوری ویژگیهایی را توصیف میکند که در افراد زمانیکه در موقعیتهای ناخوشایند قرار دارند، پدیدار شده و حتی شرایطی را فراهم می کند که در این موقعیتهای ناخوشایند منجر به رشد و تعالی آنها شود. بنابراین، تاب آوری به روش اندازه گیری طاقت (بنیه)هیجانی اشاره دارد.
تابآوری توانایی فرد برای مواجهه با یک حادثه مضر است یعنی تابآوردن در برابر مشکلی قابل ملاحظه که نه تنها فرد بر مشکل غلبه کند بلکه به واسطه آن مشکل قویتر هم میشود.
نانهاندرسون تابآوری را شامل عوامل زیر میداند:
(1) فراهم سازی حمایت مهربانانه
(2) طراحی و ارتباط سازی برای افزایش امیدواری
(3) فرصتسازی برای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد تاب آوری، دوران کودکی، عوامل خطر، دوره نوجوانی Next Entries پایان نامه رایگان درمورد تاب آوری، ویژگیهای شخصیت، ویژگیهای شخصیتی، یژگیهای شخصیتی