پایان نامه رایگان درمورد امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

چرا که انسان از دعا کردن و خواندن خدا بايد از گناهان خود توبه کرده و آمرزش بخواهد تا بتواند حاجت هاي خود را بر زبان آورد. کسي که از اطاعت خدا سرپيچي مي کند، چطور مي تواند فقط در مشکلات و سختي ها او را بخواند به خصوص که دوري از گناه تاثير زيادي در استجابت دعا دارد که عکس آن نيز صادق بوده و گناه باعث عدم استجابت دعا مي شود ولي در عين حال استغفار، خود نوعي دعاست که شخص گناه کار از خداي مي خواهد قلم عفو برگناهانش کشيده، از سر تقصير او درگذرد.
2-6- اجابت و استجابت
2-6-1- معناي لغوي اجابت واستجابت
“اجابت” و “استجابت” از ريشه “جوب” به معناي قطع کردن و بريدن مي باشد. الجوب: قطعک الشيء کما يجاب الجيب (فراهيدي،1414،ص145وراغب،1404،ص126) بريدن و قطع کردن چيزي همانند بريدن يقه و گريبان را “جوب” گويند. فعل ماضي آن “جاب” است، مثل: جاب الثوب و اجتابه: قطعه. از مشتقات آن “الجواب” به معناي “رديد الکلام” برگرداندن کلام است که جمع آن “الجواب” مي باشد.(ابن منظور، 1363،1/123). فعل آن از باب “افعال” اجاب يجيب به معناي پاسخ دادن و جواب دادن است.(زمخشري، 1414،ص543وابن منظور،1363،1/123). مصدر آن “اجابه” است که همان برگرداندن کلام است. اجابت و استجابت به يک معنا هستند که در استجابت طلب اجابت و پاسخ مورد نظر است.(طبرسي،1406،2/538). اجابت از جوب به معناي بريدن است و جواب را از آن جهت جواب گويند که سخن گوينده با آن قطع مي شود، جواب از دهان گوينده جدا شده و به گوش شنونده نمي رسد لکن مختص به کلام بازگرديده است نه کلام اول. گفته شده استجابت به معناي اجابت است و حقيقت آن مهيه شدن براي جواب است ولي چون مهيا شدن در اغلب موارد از اجابت منفک نيست، استجابت را اجابت نيز گفته اند.(راغب،1404،ص467).
اگر در آياتي مانند آيه شريفه “وَيَوْمَ يَقُولُ نَادُوا شُرَكَائِيَ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ (الاسراء/52)؛ و [ ياد کن] روزي را که [خدا] مي گويد آن هايي را که شريک من مي پنداشتيد ندا دهيد پس آن‌ها را بخوانند [ ولي ] اجابتشان نکنند”. جنبه منفي استجابت آمده، به خاطر عدم تحقق انتظارشان از شرکاء است؛چراکه اين ها قدرتي بر اجابت ندارند، اما اجابت مي تواند با مخالفت باشد و نبايد حتما با قبول و موافقت همراه باشد. (الجزايري،1380، ص29).
اجابت را که قبول کردن معني مي کنند در واقع قطع و پايان دادن به سخن و خواست گوينده است خواه قولي باشد يا فعلي، مثل “أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ”. (البقره/186). خداوند با اعطاء مطلوب، سخن سائل را قطع مي کند.(قرشي،1364،2/231) معناي مجازي آن از نظر زمخشري قطع و طي کردن مسافت بيابان يا گذراندن تاريکي شب است. “جاب الفلاه واجتابها و جاب الظلام (زمخشري1414،ص324). يکي از اسامي خداوند “مجيب” اسم فاعل از اجاب يجيب است که خداوند سبحان دعا و سؤال را با عطا و قبول جواب مي دهد. (ابن منظور1363،1/123).
2-6-2- کاربردهاي گوناگون واژه اجابت و استجابت در قرآن
2-6-2-الف- يجيب
“أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ (النمل /62)؛ يا [کيست ] آن کس که درمانده را چون وي را بخواند اجابت مي کند و گرفتاري را برطرف مي کند”.
2-6-2-ب- اجيب
“وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي… (البقره/186)؛و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‏كنم پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند”.
2-6-2-ج-استجيبوا
“يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ (الانفال/24)؛اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چون خدا و پيامبر شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات مى‏بخشد آنان را اجابت كنيد”.
2-6-3- ارتباط اجابت (استجابت) با دعا
اجابت نتيجه دعاست و استجابت طلب آن است، که اگر جايي واجد شرايط لازم باشد خداوند آن را پاسخ مي گويد در استجابت، ما از خدا مي خواهيم که حاجت هايمان را برآورده سازد که اين طلب نيز به نوبه خود دعاست.
2-7-ابتهال
2-7-1- معناي لغوي ابتهال
اين واژه ريشه در “بهل” دارد. در معناي آن راغب مي نويسد: “اصل البهل کون الشيء غير مراعي و الباهل البعير المخلي عن قيده او عن سمه او المظي ضرعها عن صرار” (راغب،1404،ص236). “بهل”در اصل يعني رها بودن و تحت نظر نبودن چيزي است و “باهل” به شتري گفته مي شود که بدون قيد و بند و يا علامتي باشد يا شتري که پستانش را در کيسه کرده باشند.
2-7-2- مشتقات واژه ابتهال در قرآن
باهل فعل ماضي از باب فاعل يفاعل مفاعل است که مصدر آن “مباهله” مي باشد. المباهله الملاعنه(يکديگر را لعنت کردن) و اين در وقتي است که مردم در چيزي اختلاف پيدا کرده جمع شوند و بگويند: لعنت خدا بر ظالم از ما. (ابن منظور،1363،11/278). ابتهال في الدعاء اذا اجتهد في الدعاء: هنگامي که دعا با کوشش و تلاش همراه باشد ابتهال در دعا گويند و به شخصي که در دعا کردن تلاش مي کند ” مبتهل ” گفته مي شود که ام فاعل است. (ابن منظور،1363،11/278). ابتهال در دعا يعني تضرع و زاري در دعا (راغب،1404،ص137وابن فارس،1404،1/421) که برخي لغت دانان صفت اخلاص و اجتهاد را نيز اضافه مي کنند.(ابن منظور،1363،11/278). چنان که خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد: ” فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ (آل عمران/61)؛ پس هر که در اين [ باره] پس از دانشي که تو را [حاصل] آمده، با تو محاجه کند، بگو بياييد پسرانمان و پسرانتان، زنانتان و زنانمان و ما خويشان نزديک و شما خويشان نزديک خود را فرا خوانيم، سپس مباهله کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم”.
راغب مي گويد: بهل و ابتهال در دعا، استرسال [ رها شدن از تعلقات ] و تضرع و زاري است و کسي که ابتهال را [ در آيه فوق ] به لعن تفسير کرده براي آن است که استرسال [ رها شدن از قيود و تعلقات ] در آيه به جهت لعن است. (راغب،1404،ص235). آيه ذکر شده به آيه مباهله معروف است و مربوط به برخورد پيامبر اسلام با مسيحيان نجران مي باشد که داستان آن در کتب تاريخ اسلام و تفسير به تفصيل حکايت شده است. در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده است که ايشان فرمودند: “و الابتهال رفع اليدين و تمدها و ذلک عند الدمعه، ثم ادع ؛و ابتهال بالا بردن هر دو دست است و اين که آن را بکشي و اين موقع اشک ريختن است سپس دعا کن”. (کليني، 1365،4/229).
2-7-3- ارتباط ابتهال با دعا
با توجه به مفاهيم بازگو شده براي واژه ابتهال مي توان گفت که ابتهال اشاره به حالت خاص در دعا دارد و آن قسمتي است که انسان از تمام قيود و تعلقات رها شده و دعاي او همراه با تضرع و زاري باشد و چنين دعايي نيز به اجابت نزديک تر است.
2-8- تضرع:
2-8-1- معناي لغوي:
اين واژه از مصدر “ضرع” گرفته شده است و اصل کلمه تضرع، يعني “ضرع” بر نرمي و ملايمت در چيزي دلالت مي کند. (ابن فارس،1404،3/456). ضرع اليه يضرع، يعني: خضع و ذل. براي او فروتني نمود و خوار شد. به شخصي که خود را ذليل و خوار کند “ضارع” گفته مي شود چراکه ضعف و سستي خود را آشکار مي سازد. (ابن منظور،1363،11/125وابن فارس،1404،3/456) تضرع الي الله، يعني ابتهل اليه و تذلل؛به درگاه خدا ابتهال و تضرع و زاري کرد. (همان). استرضع له: تخشع له: فعل ماضي باب استفعال است؛يعني براي او فروتني نمود که اسم فاعل آن “المسترضع” مي باشد به معناي “الضارع” يعني خوار و پست. (همان). التضرع: التذلل و المبالغه في السؤال و الرغبه؛خواري و زاري و مبالغه و زياده روي در سؤال را تضرع گويند. (همان).
2-8-2-کاربردهاي گوناگون واژه تضرع در قرآن
2-8-2-الف- تضرع به مفهوم زاري و خاکساري(يتضرعون)
“وَلَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ (الانعام /42)؛و به يقين ما به سوى امتهايى كه پيش از تو بودند [پيامبرانى] فرستاديم و آنان را به تنگى معيشت و بيمارى دچار ساختيم تا به زارى و خاكسارى درآيند”.
2-8-2-ب- تضرع به مفهوم (تضرعا):
“قُلْ مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ (الانعام /63)؛بگو چه كسى شما را از تاريكيهاى خشكى و دريا مى‏رهاند در حالى كه او را به زارى و در نهان مى‏خوانيد كه اگر ما را از اين [مهلكه] برهاند البته از سپاسگزاران خواهيم بود”. ابن منظور در معني عبادت “تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً” مي نويسد: تدعونه مظهر من الضراعه و هي اشد الفقر و الحاجه الي الله؛منظور از خواندن خدا به تضرع اين است که “ضراعه” را که همان شدت فقر و نياز به خداست آشکار سازيد.
2-8-3- ارتباط تضرع با دعا
با توجه به اين معاني، تضرع، حالت خاص در دعاست که بيانگر واقعي بودن دعا و اصرار شخص بر دعاست. تضرع، بيان درماندگي و بريدن از غير و پيوند با خداست.درماندگي، گريه و زاري از آداب دعا و سبب استجابت آن نيز هست.
2-9- جايگاه ويژه دعا
2-9-1- تاکيد ويژه قرآن بر دعا
بخش گسترده اي از آيات قرآن به دعا و چگونگي آن پرداخته است و توصيه اکيدي درباره دعا و مبادرت به آن وارد شده است، در برخي از اين آيات کيفيت خواندن خدا بيان شده است و حتي بالاتر از آن برخي از اين آيات خود دعاهاي کاملي مي باشند که طرز دعا کردن و مناجات با خدا را به شيفتگان او تعليم داده و در مجموع از دعا انديشه اي کامل به دست مي دهد. “وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ (الغافر/60)؛ و پروردگارتان فرمود مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم در حقيقت كسانى كه از پرستش من كبر مى‏ورزند به زودى خوار در دوزخ درمى‏آيند”.
پس دعا در منطق قرآن “عبادت” است که خداوند ترک آن را تکبر ناميده و استنکاف از آن را تجاوز از مرز عبوديت و بندگي دانسته و تارکين دعا را به دخول در جهنم با خواري و ذلت تهديد فرموده است. خداوند تبارک و تعالي در آياتي از قرآن به مدح دعاکنندگان پرداخته و به دوام هم صحبتي با اهل ذکر و دعا ترغيب فرموده است. و در اهميت دعاي انسان همين بس که خداوند به رسولش فرمان مي دهد به مردم بگو: “قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا (الفرقان/77)؛بگو اگر دعاي شما نباشد پروردگارم هيچ اعتنايي به شما نمي کند در حقيقت شما به تکذيب پرداخته بوديد به زودي [ عذاب برشما ] لازم خواهد شد”. در اين آيه که تعريف قرآن از دعاست، “دعا” به عنوان عامل ارزش يافتن انسان معرفي شده است. اين امتياز ويژه اي است که خدا براي انسان قايل شده و همين، اميد و آرزويي است که سرمايه اصلي و توشه او در راه بس طولاني به سوي خدا مي باشد. بشر به اميد زنده است و انگيزه و تلاش و تحرک براي وصول به مقصود و معشوق را اميد در او زنده مي کند.
2-9-2- تاکيد پيامبر و ائمه بر دعا
راجع به فضيلت و اهميت دعا، اخبار و احاديث بي شمار است که در اين مجموعه مختصر همه آن ها را نمي توان آورد، به ويژه که هدف ما در اين پايان نامه بررسي “دعا از ديدگاه قرآن”مي باشد اما از آن جهت که اين سخنان و احاديث گوهربار از زبان بزرگاني نقل شده که خود، مفسر قرآن هستند، لازم دانستيم تعدادي از اين روايات را به عنوان نمونه بياوريم، از طرف شيعه و سني روايت شده که حضرت رسول فرمودند: “دعا مغز عبادت و پرستش است و کسي با دعا هلاک نمي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد مفهوم نما Next Entries پایان نامه رایگان درمورد امام صادق، پرستش عاشقانه، عالم ماده