پایان نامه رایگان درمورد امام صادق، سوره بقره

دانلود پایان نامه ارشد

(طالقاني،1358،1/205).
تقاضاي دوم ابراهيم و اسماعيل اين است که پروردگارا ما را تسليم و مطيع خود قرار ده تا پيوسته متوجه تو باشيم و روي از غير تو بگردانيم و تسليم اراده و اجراکننده فرامين تو باشيم، و در واقع اين دعا تذکري است از هدف نهايي بناي بزرگ کعبه، و اين درخواست ابراهيم وقتي بود که:” إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ (البقره/131)؛هنگامى كه پروردگارش به او فرمود تسليم شو گفت به پروردگار جهانيان تسليم شدم”.
و از فرزندان ما هم جماعتي را مسلم و منقاد فرمان خود قرار ده که پيوسته مردمي هم فکر و هم سو در جهت عبادت و بندگي تو باشند. کلمه “من” در آيه “وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ” (البقره/128) براي تبعيض است و مراد از امت، جماعتي هستند که مقصود و مقتداي خلقند و ايشان اهل بيت عصمت و طهارت مي باشند چنانکه از حضرت امام صادق روايت شده است که”مراد از امت، بني هاشمند”. (ابن مسعود،1380ق،1/61). اهميتي که اين دعاي ابراهيم دارد اينکه به تقاضاي ابراهيم خداوند ائمه طاهرين را که همان امت مسلمه هستند، به دعاي حضرت ابراهيم از ذريه ابراهيم قرار داده است. تقاضاي سوم ابراهيم و فرزندش اسماعيل اين است که مي گويند خدايا”أَرِنَا مَنَاسِكَنَا” راه دين و روش عبادت را به ما نشان بده، تعبير ارائه و نشان دادن، غير از تعليم و آموزش است که تنها نقشي است بر ذهن مخاطب، گويا از خدا راه هاي حقيقت پرستش و اسرار عبادت را طلب مي نمايند و بعيد نيست به مناسبت آيات قبل منظور از مناسک، احکام و اعمال حج باشد لذا در تفسير منهج الصادقين آمده: چون حضرت ابراهيم از بناي کعبه فارغ شد آن را طواف فرمود و حضرت اسماعيل نيز همراه پدر معظم خود طواف به جاي آورد و جبرئيل در روز هشتم ذي الحجه نزد حضرت ابراهيم آمد و مناسک حج را تعليم او نمود و عرفات و مشعر و مني را که نام سه موضع است و حجاج بايد در آن امکنه اعمال حج را به جا آورند معرفي و تعيين نمود و دستور داد که از آب زمزم سيراب شوند تا در مشعر و مني که آن زمان آب نبود تشنه نمانند و حضرت ابراهيم اعمال را از حضرت جبرئيل فراگرفت و بجا آورد.( ثقفي،1376،1/172). ابراهيم خود، به طريقه انجام اعمال ديني کاملا واقف بوده است، بلکه از خدا مي خواهد حقيقت اعمالي را که از وي به عنوان عبادت سرزده به او نشان دهد. همان طور که قبلا درباره معناي “اسلامي” که حضرت درخواست کرده بود مطالبي گفته شد، به دست مي آيد که حضرت در اين دعاي خود، فقط به ظاهر امور و داشتن اسلام ظاهري اکتفا نکرده است و مي خواهد به واقعيت آن برسد و در حقيقت خواستار نيل به مقام واقعي قرب الهي است. “وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ” در اين دعا حضرت از خداوند درخواست پذيرش توبه مي نمايند که حالت توجه و بازگشت به خداست و لازم نيست توبه از معاصي باشد چون آن ها معصوم و نبي بودند و توبه آن ها مي تواند در مورد ترک اولي باشد و يا به عنوان “حسنات الابرار سيئات المقربين”، چون که مقربين درگاه قرب الهي خوبي هاي نيکان را براي خود بدي مي دانند. از نيايش حضرت ابراهيم و آمرزش خواهي او برمي آيد که در راه حق و توحيد نيز، بيم غرور و خودفريبي مي رود و رهرو حق جو بايد هوشيارانه در جستجوي آسيب شناسانه رفتارهاي خود برآيد.(باقري فر،1381،ص62). بيان صفات جلال و جمال خدا به هنگام دعا و در اين نيايش که خدا را به توحيدپذيري و مهرباني ياد مي کند سبب مي شود که دعاکننده به اجابت اميدوار گردد و مورد لطف و بخشش پروردگار قرار گيرد. “رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِيزُ الحَكِيمُ”؛خدايا، در ميان آن ها پيامبري از خودشان مبعوث کن تاآيات تو را بر آن ها بخواند و آن ها را کتاب و حکمت بياموز و پاکيزه کن زيرا تو توانا و حکيمي. در دو آيه فوق ابراهيم و اسماعيل تقاضاي ظهور پيامبر اسلام را مي کنند و سه هدف براي بعثت پيامبر اسلام بيان مي نمايند. ابراهيم نيايشگر نگران آيندگان است، در دعاي خويش جامعه و جهان و آينده را در نظر دارد و بعثت خاتم النبيين را در حريم کعبه از خداوند طلب مي کند و اين دعا نيز به اجابت مي رسد. براساس همين دعا و مبتني بر اراده الهي در اين سرزمين پيامبري برگزيده مي شود که تعاليم حيات بخش او از تاريخ و جغرافياي جزيره العرب فراتر و به سراسر گيتي و هميشه تاريخ راه مي يابد و پيروان اين آئين توحيدي را به نيکبختي دنيا و آخرت رهنمون مي شود. در اين آيه حضرت ابراهيم و اسماعيل از خداوند تقاضا مي کنند که آن ها را در مسير دين الهي ثابت قدم بدارد. مراد به اسلامي که در اين جا مورد نظر است غير آن اسلامي است که خود آن جناب داشت و نظاير اين اختلاف مراتب در قرآن بسيار است پس اسلام مورد درخواست عبارت است از تمام عبوديت و اينکه بنده خدا هر آن چه دارد براي پروردگار تسليم کند. (طباطبائي،1363،1/394-392).
آن چه به انسان ها نسبت داده مي شود و اختياري او شمرده مي شود، تنها اعمال اوست و اما صفات و ملکاتي که در اثر تکرار صدور عمل در نفس پيدا مي شود، اختياري انسان نيست و مي شود به خدا منسوب شود، مخصوصا اگر از صفات فاضله و ملکات خير باشد، نسبت دادنش به خدا اولي است از نسبت دادنش به انسان و عادت قرآن نيز بر همين جاري است.(طباطبائي،1363،/394-393).
متن دعاي راسخان در علم [کساني که به آيات قرآن چه محکم و چه متشابه ايمان آورده و همه آن ها را از طرف خدا مي دانند]، نشان مي دهد که اهميت هدايت الهي به اندازه اي است که خردمندان نيز بعد از آن که به اين لطف الهي دست پيدا کردند از خدا درخواست مي کنند بعد از آن، دچار لغزش نشوند. اين درخواست يکي از آثار رسوخ خردمندان در علم است، چون خداي خود را آن طور که بايد شناخته و يقين کردند از ناحيه خود مالک هيچ نيستند. مالکيت منحصر در خداي عزوجل است و چون چنين ايماني دارند در هر حال بيم اين را دارند که دل هايشان بعد از رسوخ در علم به انحراف کشيده شود، لذا چنين درخواستي را مطرح کردند تا نعمت رسوخ در علم برايشان باقي بماند و همچنان خداوند آن ها را به صراط مستقيم هدايت کند. ايشان به حدي براي فراگيري علم و دانش و رسيدن به حقايق امور، اهميت قائل است که از خداوند مي خواهد هيچ جامعه اي را بدون رسول نگذارد تا امر يادگيري کتاب (قرآن) و حکمت در ميان آن ها ميسر باشد و به طور گسترده اي نيز رواج يابد.
نخست تلاوت آيات خدا برمردم که اين جمله اشاره به بيدارسازي انديشه ها در پرتو آيات جذاب الهي است که از مجراي وحي بر قلب پيامبر نازل مي گردد و ارواح خفته را بيدار مي کند. سپس تعليم کتاب و حکمت را هدف دوم برمي شمرد چراکه تا آگاهي حاصل نشود تربيت و پرورش حاصل نمي شود و آموزش کتاب آسماني و حکمت مقدمه تربيت مي باشد. آخرين هدف را مسئله “تزکيه” بيان مي دارد که در لغت به معني نمو و رشد دارد و به معني پاکسازي آمده است و به اين ترتيب تکامل وجود انسان در دو جنبه “علم و عمل” به عنوان هدف نهايي بعثت پيامبر معرفي شده است زيرا نيمي از شخصيت ما را عقل و خرد و نيمي را “غرائز و اميال” تشکيل مي دهد، به همين دليل ما به همان اندازه که نيازمند به تعليم هستيم نياز به تربيت داريم، هم خرد و انديشه بايد تعالي يابد و هم غرائز دروني ما به سوي هدف صحيحي راهنمايي شود. لذا پيامبران هم معلمند، هم مربي، هم آموزش دهنده اند و هم پرورش دهنده.
درخواست امنيت و يکتاپرستي
“وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ (ابراهيم/35)؛و [ياد كن] هنگامى را كه ابراهيم گفت پروردگارا اين شهر را ايمن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستيدن بتان دور دار”. اين دعا از جمله آخرين دعاهاي حضرت ابراهيم است که نظير آن به طور خلاصه در سوره بقره (126) نيز آمده است و نشان مي دهد حضرت دو بار اين دعا را از خدا نموده: يکي زماني است که مکه صورت شهر به خود نگرفته بود، بار ديگر مربوط به زماني است که مکه به صورت شهر درآمده بود. حضرت ابراهيم بعد از ترک هاجر و اسماعيل مکرر به آن ها سر مي زد، در حالي که هنوز به شکل شهر درنيامده بود و بار دوم وقتي که ديد مردم به آن ها روي آورده اند از جمله قوم “جرهم” از خداوند درخواست نمود که اين مکان را محلي امن قرار دهد و از ثمرات آن ساکنانش را روزي دهد، سپس که به شکل شهر درآمد اين خواسته را دوباره از خداوند تقاضا نمود. علامه طباطبايي در توضيح معناي امنيت مي نويسد: “مقصود از امنيتي که آن جناب درخواست کرده امنيت تشريعي است نه تکويني و مقصود اين است که به طور قانوني، امنيت اين شهر را تضمين کند، نه اينکه هر که خواست امنيت آن را بر هم زند، و همين امنيت هم بر خلاف آن چه شايد بعضي توهم کرده باشند نعمت بزرگي و بلکه از بزرگترين نعمت هايي است که خدا بر بندگان خود انعام کرده است” (طباطبايي1363،12/100-99). مراجعه به تاريخ نشان مي دهد که اين شهر و اهلش از بلاهاي زيادي که ديگر شهرها ديده اند مصون مانده اند که اين خود نعمت بزرگي است که خدا نصيب بندگان خود کرده است.از روايت عياشي از امام صادق استفاده مي شود مقصود از اين دعا اولاد اسماعيل هستند و منظور آن حضرت فرزنداني بودند که بايد به مقام نبوت و امامت برسند چون حضرت مي دانست اين مقام به کسي مي رسد که هرگز در مقابل بت سجده نکرده باشد و از خدا طلب نمود که به لطف خود قابليت ايشان را براي اين مقام حفظ فرمايد و مويد اين معني اينکه حضرت در دعا ابتدا به نفس شريف خويش نمود با اينکه به عنايت الهي معصوم بود. (ابن مسعود،1380،1/231). “واز پيامبر نقل شده که دعاي آن حضرت (ابراهيم) به من و برادرم علي (ع) منتهي شد و من و او هرگز براي بتي سجده نکرديم سپس خدا مرا به پيغمبري برگزيد و علي را وصي من قرار داد.” (طبرسي،1406،6/318).
امام باقر فرمود: ما بقيه عترت ابراهيم هستيم و دعاي آن حضرت براي ما بود بنابراين خداوند دعاي حضرت ابراهيم را در مورد يکتاپرستي به اجابت رساند و تمام انبياء بني اسرائيل و خاتم پيامبران و اوصياء او را از نسل آن حضرت قرار داد و تمام اولاد حضرت اسماعيل يا بسياري از ايشان را با اينکه در ميان اعراب بت پرست در مکه ساکن بودند به برکت دعاي اين پيامبر اولوالعزم محفوظ داشت.
4-5-1-4- مهمترين نکته تربيتي
مهمترين نکته تربيتي اين دعا اين است که حضرت امنيت و آباداني ورفاه اقتصادي را براي پرستش و يکتاپرستي مي خواهد و زندگي واقعي را در سايه خداپرستي مي داند، و اين دعاي خود را به عنوان يک پدري که دعايش نسبت به فرزندش مستجاب است، براي ذريه اش مي نمايد. در اين آيه ابراهيم درخواست يکتاپرستي براي فرزندانش مي نمايد و در آيه 128 بقره عرض مي کند آن ها را امتي قرار بده که تسليم اطاعت و بندگي تو باشند که هر دو يک مضمون است.
4-5-1-5- توجه دل ها،اقامه نماز، روزي ثمرات
“رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ (ابراهيم/37-36)؛پروردگارا من [يكى از] فرزندانم را در دره‏اى بى‏كشت نزد خانه محترم تو سكونت دادم پروردگارا تا نماز را به پا دارند پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرايش ده و آنان را از محصولات [مورد نيازشان] روزى ده باشد كه سپاسگزارى كنند”. علامه طباطبايي از تفسير قمي از امام صادق نقل مي کند: “حضرت ابراهيم در شام اقامت داشت، وقتي حضرت اسماعيل از هاجر متولد شد ساره زن دوم ابراهيم بسيار غمگين گشت، چون ابراهيم از او اولاد نداشت، و حضرت را براي داشتن هاجر اذيت مي کرد و غمگين مي ساخت لذا آن حضرت از اين پيشامد به خدا شکايت نمود و” فاوحي الله اليه: ان مثل المراه مثل الضلع العوجاء ان ترکتها استمتعت بها و ان اقمتها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد امام صادق Next Entries پایان نامه رایگان درمورد حجرالاسود