پایان نامه رایگان درمورد امام صادق، حضرت محمد (ص)، ظاهر و باطن

دانلود پایان نامه ارشد

فرزند صادقي در آخر ملت ها قرار ده که دعوت به توحيد و حق داشته باشد آن حضرت محمد (ص) مي باشد” (طبرسي،1406،7/194). اين دعاي حضرت ابراهيم داراي چند تقاضاي بسيار مهم است. از آيه “رَبِّ هَبْ لِي” اهميت صلاح و و صالح بودن به خوبي معلوم مي شود، منظور از صلاح اين است که انسان در راه اوامر الهي استقامت نشان دهد و قسمت بعد “وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ ” يعني مرا در ميان امت هاي بعدي مورد قبول و ستايش ايشان قرار ده که اين دعاي حضرت را، خداوند مستجاب فرمود. از اين جهت است که پيروان همه اديان، ابراهيم را ستايش مي کنند و نبوت او را قبول دارند. (طبرسي،1406،18/32).
ابراهيم در آيات قبل، نعمت هائي را که خداوند به او ارزاني داشته بيان مي کند. ذکر اين نعمت ها و الطاف الهي او را به سؤال و طلب از خدا وا مي دارد چراکه هرچه دارد از آن خداست و در برابر خداوند، وجودي فقير و حاجتمند است. ايشان در ابتداي دعايشان خداوند را با لفظ “رب” ندا مي کنند که اين باعث برانگيخته شدن رحمت و عنايت خداوند مي شود. علامه طباطبائي در معناي عبارت “هَبْ لِي حُكْمًا” مي نويسد: “منظور از حکم، اصابه نظر و داشتن راي مصاب در مسائل کلي اعتقادي و عملي است که جامع همه آن ها توحيد و تقوي مي باشد، و نيز در تطبيق عمل بر آن معارف کلي است”. (طباطبائي،1363،15/426). ايشان در معناي جمله “َأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ” با استفاده از معنائي که راغب در مفردات بيان کرده است نتيجه مي گيرد که صلاح، باقي ماندن و يا بودن هر چيزي است به مقتضاي طبع اصليش تا آن چه خير و فايده در خور آن است بر آن مترتب گردد، بدون اين که به خاطر فسادش چيزي از آثار نيک آن تباه گردد. لذا معناي کلام آن جناب را چنين بيان مي کند: پروردگارا، نخست موهبت حکم به من ارزاني بدار، و سپس اثر آن را که صلاح ذاتي است در من تکميل کن. (طباطبائي،1363،/427-426).
4-5-1-11- قلب سليم:
“وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ (الشعراء/91-86)؛و بر پدرم ببخشاى كه او از گمراهان بود و روزى كه [مردم] برانگيخته مى‏شوند رسوايم مكن روزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمى‏دهد مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بياورد و [آن روز] بهشت براى پرهيزگاران نزديك مى‏گردد و جهنم براى گمراهان نمودار مى‏شود”.
حضرت ابراهيم که کانون محبت و عاطفه است بعد از ستايش خدا به بزرگي و شايستگي براي عبادت و پرستش و بي خاصيت بودن خداياني که اقوام او مي پرستيدند طبق وعده اي که به عمويش براي طلب آمرزش در صورت ايمان او، داده بود عرض مي کند که خدايا عمويم را بيامرز که قبلا نيز شرح آن گذشت و اين حکايت از رحمت و رافت آن حضرت نسبت به خويشان و اقوام خود مي کند و نيز دعا فرمود که خداوند او را در دنيا از ارتکاب کاري که سبب رسوايي و خواري او در قيامت شود، که روز ظاهر شدن سرائر انسان هاست، حفظ فرمايد، روزي که هيچ مال و اولادي فايده ندارد و آنجا کسي داراي مالي نيست و هرکس به قدري گرفتار است که به ديگري نمي رسد فقط چيزي که به درد انسان مي خورد دل پاک و سالم از آلودگي ها و امراض دروني است. و اين سرمايه مهم يعني زندگي دنيا و اموال و نيرو هاي انساني در آن جا کمترين نتيجه اي براي صاحبانش نخواهد داشت و طبيعي است که ساير سرمايه هاي اين جهان که در رتبه هاي بعد از اين قرار دارند سود نخواهد بخشيد. ولي کسي که سالم از هر گونه شرک و کفر و آلودگي به گناه با قلب پاک و خالص به حضور خدا بيايد بيشترين بهره را خواهد داشت. امام صادق (ع) مي فرمايند: “القلب السليم الذي تلقي ربه و ليس فيه احد سواه؛قلب سليم، قلبي است که خدا را ملاقات کند در حالي که هيچ کس غير از او در آن نباشد” (فيضکاشاني،1358 ،ص345). امام صادق مي فرمايند: قلب سليم دلي است که سالم از محبت دنيا باشد و هر دلي که در آن شرک يا شکي باشد از درجه اعتبار ساقط است و مردم مامور به زهد در دنيا شدند براي آنکه دل هايشان براي آخرت فارغ باشد و ظاهر هر معصيتي پليدي و هر خلق فاسدي مرض است و منشا تمام مرض ها و معصيت ها و ريشه آن، محبت دنياست که پيامبر نيز فرمودند:(حب الدنيا راس کل خطيئه)(طبرسي،1406،8/194). علت اينکه خداوند سلامتي را مختص فرمود به قلب سليم، اين است که وقتي قلب سالم شد بقيه اعضاء و جوارح از فساد و خرابي محفوظ مي مانند و انحراف و فساد اعضاء و جوارح انسان به خاطر فساد و تباهي قلب است که تلمبه وجود انسان مي باشد.
4-5-1-12- برائت از کفار و توکل بر خدا
“قَدْ كاَنَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فىِ إِبْرَاهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُواْ لِقَوْمهِِمْ إِنَّا بُرَءَ ؤُاْ مِنكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ…. رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكلَّْنَا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنَا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُرَبَّنَا لَا تجَْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ وَ اغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الحَْكِيمُ (الممتحنه/5-4)؛قطعا براى شما در [پيروى از] ابراهيم و كسانى كه با اويند سرمشقى نيكوست آنگاه كه به قوم خود گفتند ما از شما و از آنچه به جاى خدا مى‏پرستيد بيزاريم به شما كفر مى‏ورزيم و ميان ما و شما دشمنى و كينه هميشگى پديدار شده تا وقتى كه فقط به خدا ايمان آوريد جز [در] سخن ابراهيم [كه] به [نا]پدر[ى] خود [گفت] حتما براى تو آمرزش خواهم خواست با آنكه در برابر خدا اختيار چيزى را براى تو ندارم اى پروردگار ما بر تو اعتماد كرديم و به سوى تو بازگشتيم و فرجام به سوى توست. پروردگارا ما را وسيله آزمايش [و آماج آزار] براى كسانى كه كفر ورزيده‏اند مگردان و بر ما ببخشاى كه تو خود تواناى سنجيده‏كارى”. حضرت ابراهيم و پيروانش به درگاه خداوند عرضه داشتند: خدايا ما از تمام کسان خود دست کشيديم و توکل بر تو نموديم و به تو رو آورديم و بازگشت ما به حکم و قانون توست، ما را زير دست کفار قرار نده که ما را مبتلا کنند به عذابي که بر اهل آن قابل تحمل نباشد و به ما بگويند اگر دين شما حق بود خدا ما را بر شما مسلط نمي کرد و ما را دشمن شاد نکن و طوري نباشد که آن ها بتوانند ما را از ما بگيرند و ما را بيامرز که تو تواناي درست کرداري و متوسل به خود را نجات مي دهي. (علي بن ابراهيم،1350،2/362-361).
4-5-2- حکمت و آداب دعا
“رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء (ابراهيم/38)؛ پروردگارا بى‏گمان تو آنچه را كه پنهان مى‏داريم و آنچه را كه آشكار مى‏سازيم مى‏دانى و چيزى در زمين و در آسمان بر خدا پوشيده نمى‏ماند”. چون معمولا عرض حال و بيان حاجت به کسي مي شود که آگاه از خواسته دل ها و اسرار باطن و عالم به احوال انسان ها نباشد و از طرفي دعا و طلب نياز از کسي مي شود که کرم و لطف و رحمتش بر همگان گسترده نباشد و نسبت به موجودات عالم مخصوصا انسان ها و بندگان شايسته عطا و بخشش نداشته باشد و ابراهيم با رعايت اين دو نکته بعد از عرض حال و دعا به درگاه خداي بي نياز که ذکر آن در آيات قبل گذشت، ادب دعا را ياد آوري مي کند و عرض مي نمايد: اي خداي ما، تو به ظاهر و باطن کار ما آگاهي و چيزي از اميال و آرزوها و نيازمندي ها بر تو پوشيده نيست و خود بر بندگانت ” ارحم الراحمين ” هستي و اين دعا و تضرع و توسل ها براي اظهار بندگي و فقر و نياز و احتياج به رحمت توست و چون خودت فرمودي دعا کنيد و حاجت بخواهيد ما عرض حاجت مي کنيم. امام صادق مي فرمايند: “ان الله تبارک و تعالي يعلم ما يريد العبد اذا دعاه و لکنه يحب ان تبث اليه الحوائج فاذا دعوت فسم حاجتک و في حديث آخر قال (ع) ان الله عزوجل يعلم حاجتک و ما تريد و لکن يحب ان تبث اليه الحوايج؛خداوند تعالي چيزي را که بنده مي خواهد مي داند ولي دوست دارد نزد او عرض حاجت کند وقتي او را خوانديد حاجت خود را نام ببريد. و در حديث ديگري آمده است خداوند از حاجت و اراده شما باخبر است ولي دوست دارد خواسته هاي خود را با او در ميان بگذاري”. (کليني،1344،2/472).
4-5-3- رمز استجابت دعا
ابراهيم خليل الله مي داند علم ذاتي خداوند به همه موجودات آسماني و زميني احاطه دارد و هيچ چيز از او مخفي نيست، نبوده و نخواهد بود، آن حضرت با شناخت کافي که از پروردگار عالم دارد او را به علم و اطلاع از موجودات آشکار و پنهان مي ستايد و با اينکه مي داند خداوند از خواسته هاي او با خبر است با قلب سليم دست نياز و تضرع به درگاه خالق هستي برمي دارد، خداوند هم همه دعاهاي خالصانه او را اجابت نموده و مهمترين چيزي که ابراهيم را به اهداف و حاجت هاي خود رساند اين بود که به تعبير قرآن “إِذْ جَاء رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ”(الصافات/85)با قلب پاک و خالي از شرک و ريا و دور از گناه و معصيت و بدون غل و غش به عبادت ايستاد و دل از غير خداکند و فقط به او متوجه شد که اين رمز استجابت دعاست”.
4-5-4 – سپاس و ستايش ابراهيم (ع)
“الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء (ابراهيم /39)؛سپاس خداى را كه با وجود سالخوردگى اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد به راستى پروردگار من شنونده دعاست”. بعد از اينکه ابراهيم از خداوند فرزند صالح و شايسته درخواست کرد و عرض کرد: “رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ، فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ”. (الصافات /101-100). در پي اين دعا خداوند در دوران 99 سالگي اسماعيل را که از اجداد پيامبر اسلام مي باشد از همسرش هاجر به ابراهيم عنايت کرد و در سن 112 سالگي اسحاق را که جد الانبياء بني اسرائيل است از خانم ديگرش به نام ساره که پيامبر زاده و دختر خاله حضرت بود به وي عطا کرد. (طبرسي،1406،6/319و ثقفي،1376،4/551). و اين بعد از آن بود که بر حسب عادت از اولاد مايوس شده بود يا اينکه قبلا از خداوند خواسته بود که به او فرزند شايسته و خلف صالح عنايت فرمايد لذا حمد و شکر نعمت الهي را به جاي آورد و اظهار داشت خداوند دعاي بندگان را اگرچه به طول انجامد، و مايوس شوند اجابت فرمايد و بعيد نيست که سميع به معني مجيب باشد مانند “سمع الله لمن حمده” خداوند ستايش ستايشگران و دعاي دعاکنندگان را اجابت مي کند و بي جواب نمي گذارد و هر وقت مصلحت بداند حاجت حاجتمندان را برآورده مي کند و کساني که اولاد دار نمي شوند نبايد از لطف و رحمت خدا مايوس شوند بلکه مانند ابراهيم خليل با دل پاک اطمينان به رحمانيت خداوند، دست به دعا و نيايش بردارند و آنچه را صلاح آن ها در آن است بخواهند حتي فرزند هم اگر خواستند، بگويند فرزند صالح و شايسته عطا کن که ابراهيم چنين کرد و خداوند در جوابش فرمود: “وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَقَ نَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ” و درباره اسماعيل مي فرمايد: “فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ” که در مورد امر خداوند به ذبح، تسليم و حليم بود و چون و چرائي نداشت و به پدرش عرض کرد “يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ” (الصافات/102) وقتي پدرش فرمود در خواب ديدم تو را قرباني کنم نظرت چيست ؟ عرض کرد پدرجان هرچه را ماموري انجام بده ان شاء الله مرا در اين امر از صابران خواهي يافت، اين همان معني فبشرناه بغلام حليم است که حلم و بردباري اسماعيل در مورد اطاعت امر خداوند در اينجا جلوه کرد و از امتحان الهي سرافراز بيرون آمد.
4-5-5- نکته تربيتي
شايسته است جوانان و نوجوانان عزيز در انجام دستورات ديني و اطاعت امر پروردگار عالم اسماعيل سيزده ساله را الگوي خود قرار دهند که براي انجام اعمال حج با پدر بزرگوارش و مادرش هاجر به مکه آمد و وقتي دستور خدا در مورد قرباني کردن او به گوشش رسيد با کمال ميل و بدون چون و چرا پذيرفت و چون اين کار را مورد رضايت خدا دانست آمادگي صد در صد خود را اعلام کرد و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد حجرالاسود Next Entries پایان نامه رایگان درمورد امام صادق