پایان نامه رایگان درمورد امام سجاد

دانلود پایان نامه ارشد

کس
يـک نظر ســـوي من غم‌خواره کن

چاره کـار من بيچــــــاره کــــــــن
گـرچه ضـايع کرده‌ام عمــر از گناه

توبه کـردم عمـر مــن از حــق بخواه
روز و شب بنشستـه در صد ماتمــم

تا شفــاعت خـواه بــاشي يـک دمم
از درت گر يـک شفـاعت در رسد

معصيـت را مهر طاعـــت در رســــد
اي شفـاعت‌خواه مشتـي تيـــره روز

لطف کـن شمـع شفـــاعت بـر فروز
ديده جـان را بقــــاي تـو بس است

هـر دو عـالم را رضاي تو بس است248
عطار در اسرار نامه نيز از شفاعت پيامبر سخن مي‌گويد و ايشان را شفيع و واسطه‌اي براي آمرزش امت خويش مي‌داند:
چـــــو رب الــعزه در اســرار آمـد

پيمبر نـيز در گــفتـــــار آمــــــــــد
که يارب امتـــــي دارم گنـــــهکار

به فضل خود زآتش‌شان نگـهــــدار249
1-8-6-3-2. شفاعت از خداوند در نيايش شاعران
همان‌طور که گفتيم شعراي عارف فارسي زبان در بيشتر مناجات‌هاي خود به‌صورت مستقيم از خداوند حاجت خواسته‌اند و از او طلب بخشش و گذشت داشته‌اند. عطار در بسياري از ابيات خود در الهي‌نامه بدون واسطه از خداوند طلب کمک و بخشش مي‌کند:
تــــــو اميـد مني انـدر قيـــــامــت

نـدارم گرچه جــــز درد و نــــــدامت
تــو اميـد منـي انــــدر صــــــراطم

به فضل خــــــويشتـن بخــــشي نجاتم
تو اميـد منـــي در پـــــاي مــــيزان

به لطف خويش بخشي جرم و عصيان250
مولانا نيز در اشعارش بدون واسطه از خداوند نيازها وخواسته‌هايش را مي‌خواهد. براي نمونه در ابيات زير عفو وگذشت را خواهان است
عـفو کن اي خــوب روي خوب کار

آنـچه گــفتم از جنـون انـدر گـذار251
دسـت گيـــر از دست ما، ما را بخــر

پـرده را بردار و پرده مـــا را مـــدر252
و بسياري ديگر از ابياتي که شاعران در مناجات‌هاي خود سروده‌اند، خواسته‌هاي خود را بي‎واسطه از حق خواسته‌اند.؛ ولي تعداد آنها در مقايسه با اشعاري که ذکر شد، بسيار کمتر است. آنها در اشعاري كه در ستايش و نعت پيامبر سروده‌اند به شفيع‌بودن پيامبر اقرار داشته‌اند
1-8-7-1. شكرگزاري در ادعيه شيعه
شکر در اصطلاح شناختن نعمت از منعم و خوشحال شدن و مصرف‌کردن آن در راهي که نعمت دهنده به آن خشنود است. يكي ديگر از انواع دعا شكرگزاري است. اين شكرگزاري در بيشتر ادعيه شيعه ديده مي‌شود. انسان وقتي در خلوت با خود مي‌انديشد، درمي‌يابد كه آفرينش او لطف پروردگار بوده و اگر اراده خداوند محقق نمي‌شد، او به وجود نمي‌آمد. همچنين نعمت‌هاي فراواني كه خداوند براي ادامه حيات به او بخشيده و او را در لطف و مرحمت خويش قرار داده است، يکي ديگر از دلايلي است که موجب شکرگزاري بشر در برابر معبود مي‌شود و آدمي با تأمل و تفکر متوجه مي‌شود که خود فقير محض است و خداوند غني مطلق، و هر چه دارد از اوست؛ بنابراين بايد از او سپاسگزار باشد و در همه حال و همه وقت او را عبادت كند و به خاطر نعمت‌هايش او را شاکر باشد.
نتيجه آنکه انسان در مناجات و رازونياز خود خدا را شكر مي‌كند و او را سپاس مي‌گويد. در كتاب نيايش عارفان آمده است كه “ادب عبوديت اقتضا مي‌كند به هنگام نيايش، نعمت‌هاي گوناگون الهي را به ياد آوريم و برشماريم و خداوند را شكر گوييم، اما عبد با معرفت نيك در خواهد يافت كه نعمت‌هاي حق بي‌شمار است و او ناتوان از شكر. اقرار به اين ناتواني خود از آداب بندگي است.”253
امامان معصوم نيز در دعاهاي خود همواره از خدا سپاسگزاري مي‌کردند و لحظه‌اي از شكرگزاري فروگزار نکرده‌اند. امام علي برترين عبادت را عبادتي مي‌داند كه براي شكرگزاري باشد: “گروهي از ترس دوزخ خدا را عبادت مي‌كنند و اين عبادت بزرگان است؛ جمعي به اميد بهشت خدا را عبادت مي‌كنند، اين عبادت بازرگانان است و عده‌اي براي سپاسگزاري خدا را مي‌پرستند و اين عبادت آزادگان است.”254
در دعاهاي شيعه مي‌توانيم اين نوع از مناجات را مشاهده کنيم. امام سجاد در مناجات الشاكرين ابتدا عجز خود را از اقامه شكر پروردگار اقرار مي‌كند و از نعمت‌هاي بي‌شمار خدا ياد مي‌كند و ناسپاسي خود را از وجود اين لطف و نعمت بيان کرده و اعتراف مي‌كند از ادراك نعمت‌ها ناتوان است، چه برسد به شمارش آنها و سپاس و شكرگزاري: “لك الحمد علي حسن بلائك و سبوغ نعمائك: براي توست سپاس بر حسن آزمايشت و فراواني نعمت‌هايت.”255
در مناجات الشاكرين اين مطلب را كه هر شكري خود شكر ديگري مي‌طلبد، اين چنين بيان مي‎كند: “فكيف لي بتحصيل الشكر و شكري اياك يفتقر الي شكر: پس چگونه مي‌توانم شكرگزارم و در هر شكري احتياج به شكر ديگري دارد.”256
بخش‌هايي از دعاي ابوحمزه ثمالي با شكرگزاري خدا آغاز مي‌شود و اين نشان‌دهنده بهترين نوع عبادت در دعاست كه انسان با فروتني تمام از خداي خويش سپاسگزاري مي‌كند، به خاطر نعمت‌هاي بي‌پاياني كه برايش خلق كرده و هرگاه از او چيزي خواسته فروگذار نكرده است: “الحمدلله الذي اناديه كلما شئت لحاجتي: سپاس خداي را كه هرگاه حاجتي خواهم او را ندا كنم.”257
امام عارفان خدا را شكر مي‌گويد، چون هرگاه بخواهد با او بدون واسطه گفتگو مي‌كند و مهم‌تر اينكه خدا از دوستي ما بي‌نياز است و به ما مهر مي‌ورزد: “الحمدالله الذي تحبب الي و هو غني: ستايش خداي را كه با من دوستي كند، با اينكه او از من بي‌نياز است.”258 امام حسين در دعاي عرفه خداوند را شکر مي‌فرمايد و پس از برشمردن نعمت‌هاي خداوند به سپاس و حمد او مي‌پردازد. نعمت‌هايي چون روزي‌رساندن به او در کودکي، رسوا نكردن خطاها، نعمت در بزرگسالي،‌ هدايت و راهنمايي، دادن مأوي،‌ پوشاندن، عافيت… و سپس مي‌فرمايد: “لك الحمد دائما و لك الشكر واصبا ابدا: پس حمد هميشه براي توست و از آن توست شكر ثابت و ابدي.”259
1-8-7-2. شكرگزاري در مناجات‌هاي شاعران
عارفان در اشعار خود در برابر حق و نعمت‌هايش شكرگزاري کرده‌ و به آن اقرار كرده‌اند كه زبان از حد شكرگزاري و سپاس ذات باري‌تعالي عاجز است:
چــــگونه شـكر تو گويــــد زبـانم

كه نيست آن حد دل يا حــد زبـانم260
سعدي مي‌گويد:
از دســــــت و زبــان كـــه بـرآيـد

كـز عهده شكرت بــــه در آيـــــد261
عطار درباره ناتوان‌بودن زبان از سپاسگزاري مي‌گويد:
چــگونه شـــــكر تـو گويــد زبانم

كه نيست آن حــد دل يا حد جانم262
شاعران در اشعار خود به اين نکته اشاره کرده‌اند که شکر نعمت، سبب فزوني نعمت مي‌شود. مولوي اين مطلب را در قالب بيتي بيان مي‌کند:
شکــــــر قــــــدرت قــــــدرتت افزون کند

جـــبر تـــــو انــکار آن قــــــدرت بـــــود263
يا در بيت زير مولانا عاقبت ناسپاسي حق را آتش جهنم بيان مي‌کند:
زان که بـــي‌شـکري بـود شـرم و شـنــــار

مــي‌برد بـــي‌شــــکر را در قـــــعر نــار 264

1-9. انواع دعا از منظري ديگر
اگر از زاويه ديگر به دعا بنگريم، مي‌توانيم به تقسيم‌بندي ديگري دست ‌يابيم. با اندکي تأمل در دعاهاي مختلف مي‌توان تفاوت‌ها و نوع درخواست‌ها و طرز بيان آنها را متوجه شد و اغلب مي‌توان تشخيص داد که گوينده اين دعاها تا چه اندازه به خداوند نزديک است. همچنين نوع خواسته‌ها بيانگر مقام و شخصيت او نزد خدا مي‌تواند باشد؛ بنابراين ادعيه را مي‎‌توان از اين زاويه تقسيم کرد که عبارت از:
?.دعاهاي بدوي؛ ?.دعاهاي پيامبرانه، ?.دعاهاي عارفانه.
1-9-1. دعاهاي بدوي
در دعاهاي بدوي دعاکننده تنها از خداوند طلب ماديات، آسايش و نعمت دارد كه بيشتر جنبه شخصي دارد و اگر هم فراشخصي مي‌شد،‌ باز هم از حد نيازهاي مادي بيشتر نبود و در نظر آنان دعا سودايي تاجرانه يا تقاضا براي دريافت عوض بوده است. براي نمونه بخشي از دعاي ريگ ودا را از كتاب مروري بر گستره دعاپژوهي مي‌آوريم: “در ازاي اين ثنابه بزرگ خاندان ما ثروت و جلال بخش.”265 اين نيازها بيشتر شامل شفاي بيمار،‌ طول عمر، كالاهاي مادي و توفيق در مهمات امور است.
1-9-2. دعاهاي پيامبرانه
در دعاي پيامبرانه ارزش‌هاي مادي که غايت دعاي بدوي بودند، با ارزش‌هاي معنوي جايگزين مي‌شوند. در دعاي پيامبرانه درخواست‌هايي مانند حفاظت از بلاياي طبيعي و دشمنان وسرگشتگي‌هاي فکري و خطاياي عقيدتي و بخشش گناهان و قرارگرفتن در کنف حمايت الهي و تکيه بر او ديده مي‌شود. ضمن برقراري ارتباط با خداوند و بيان عرض حال و شكايت از فقر، نياز و ناتواني خود به ستايش معبود پرداخته و به قدرت خداوند اعتراف مي‌كند و با بيان اطمينان قلبي دعاكننده به الطاف الهي از خدا، حوايج خود را مي‌خواهد: “افزون بر اينها دعا در بردارنده اظهار ضعف و وابستگي از طريق اقرار به گناهان است، از اين نظر دعاي پيامبرانه شبيه دعاي بدوي است كه در آن اعتراف به قدرت خداوند به اندازه اقرار فرد به ناتواني خويش مهم است.”266
بايد يادآور شويم که درباره گناه و انواع آن و همچنين گناه از نظر ائمه و معصومين، در قسمت اقرار به گناه در ادعيه شيعه به طور مفصل بحث شد؛ اما علاوه‌بر مراتب گناه و اين نکته که “حسنات الابرار سيئات المقربين”، به اين نكته نيز بايد توجه كرد كه دعاهايي كه از زبان پيامبران يا ائمه اطهار به ما رسيده است، نوعي نگاه آموزشي نيز در آنها مستتر است؛ به عبارت ديگر در اين دعاها بزرگان دين به ما مي‌آموزند كه چگونه دعا كنيم و چگونه خواسته‌هايمان را با خداوند در ميان بگذاريم، به همين دليل عبارت‌هايي مانند طلب بخشش براي گناهان را مي‌توان بسيار فراوان تفسير کرد، زيرا ما معتقد به عصمت ائمه هستيم و آنها را بري از خطا و اشتباه مي‌دانيم.
در دعاي پيامبرانه اشتياق به ديدار الهي ديده مي‌شود، زيرا همواره فاصله‌اي بين خود و خداي خود مي‌بيند و در اين انديشه است كه به ديدار خداوند نايل شود و همواره به قرب خدا اميدوار است و از خداوند خواهان است: “الهي فاجعلنا ممن اصطفيته لقربك و ولايتك و اخلصته لودك و محبك و شوقته الي لقائك: خدايا ما را از كساني مقرر دار كه برگزيده‌اي او را براي تقرب و ولايت خود و خالصش كردي براي مهر و دوستي خودت و تشويقش كردي براي ملاقات خود.”267
1-9-3. دعاهاي عارفانه
قبل از اينكه دعاي عارفانه را شرح دهيم به توضيحي درباره انسان عارف مي‌پردازيم. به گفته “الكسيس كارل”: “عارف هميشه آرزومند است كه روحش به جانب كسي يا چيزي پرواز کند كه آن را سرچشمه تمام آرزوهاي خود مي‌داند؛ نيروي پر عظمتي را طلب مي‌كند كه مردمان مذهبي نام او را خدا مي‌گويند.”268
مي‌توانيم بگوييم انسان عارف عاشق خداست. عشق در مرحله‌اي بالاتر از محبت است؛ زيرا درجاتي از محبت را همه افراد دارند، ولي همه افراد عاشق نيستند. انسان عارف عاشق خداست و همواره در تلاش است كه به خداي خود بپيوندد.
استاد مطهري راجع به درد عارف مي‌گويد: “درد عارف اعلام نياز فطرت عشق است كه مي‌خواهد پرواز كند و تا حقيقت را به تمام وجود لمس نكرده آرام نمي‌گيرد.”269
انسان عارف در فكر اين است که به نوعي با خدا ارتباط برقرار كرده و در نهايت با او پيوند و اتصال برقرار کند. با اين توضيحات مي‌توان گفت: در دعاي عارفانه ديگر درخواست نعمت‌ها، سلامتي و آسايش نيست، بلكه فقط خواهان پيوستن به معشوق است، زيرا عارف با مراقبه و رياضت، نفس خود را زير پا مي‌گذارد و اميال خود را فرو مي‌كوبد. دعاي عارفانه مراتب و مراحلي دارد که ضمن مراقبه، تمركز و تكرار يك ذكر، به مبدأ خير تفكر کرده و خود را در آغوش خداوند حس مي‌كند. گاهي دعا با زبان بيان نمي‌شود، بلكه از ذهن و قلب مي‌گذرد كه اين نوعي دعاي سكوت است و هسته اصلي دعاي عارف، خدا و روح است و عروج روح به سوي اوست.
تــــــو

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد امام سجاد Next Entries پایان نامه رایگان درمورد صفات خداوند، سلسله مراتب، قبض و بسط