پایان نامه رایگان درمورد امام سجاد، نفس اماره

دانلود پایان نامه ارشد

خسارتي بدتر از اين نيست که انسان از درگاه حق نااميد شود. خداوند در قرآن کريم مي‌فرمايد: “قال و من يقنط من رحمه ربه الا الضالون؛ فقط ره گم کردگان از رحمت حق نااميد مي‌شوند.”151 پس يأس از رحمت الهي و اعتماد به غير خدا سبب قطع اميد مي‌شود؛ اما اميد بايد با عمل توأم باشد و انسان اميدوار به انجام اعمال صالح مي‌پردازد و به لقاء پروردگار اميد دارد. در دعاي کميل مي‌خوانيم: “اللهم اغفر لي الذنوب التي تقطع الرجاء؛ خدايا ببخش بر من گناهاني که سبب نااميدي مي‌شوند.” 152
به غير از انواع گناهاني که ذکر شد، گناهاني هستند که به مقدار سير و سلوک، حرکت و رشد ما گسترش پيدا مي‌کنند و دقيق و عميق مي‌شوند. گناهاني که امامان معصوم از آنها استغفار مي‌کنند در حد فهم و درک ما نيستند، زيرا “حسنات الابرار سيئات المقربين” هر کس به اندازه سير و حرکتي که در راه حق انجام مي‌دهد و به سطحي از سلوک مي‌رسد، گناهانش نيز دقيق‌تر و عميق‌تر مي‌شود، حتي عبادت‌هاي مرحله قبل، براي او گناهان امروز مي‌شود و بايد از عبادت‌ها و اطاعت‌هاي گذشته خود استغفار کند. ذنوب فقط در حد غيبت و دزدي و دروغ و زنا نيست، بلکه کساني که در مسير سلوک الي‌الله گام برداشته‌اند، مي‌دانند که ذنوب به چه ميزان دقيق است؛ يعني حتي عباداتشان جزو ذنوب هستند و بايد از آنها استغفار کنند و از خداوند طلب گذشت کنند. “وامحق ذنوبنا مع امحاق هلاله واسلخ عنا تبعا تنامع انسلاخ ايامه”153 “حتي ينقضي عنا و قد صفيتنا فيه من الخطيئات و اخلقتنا فيه من السيئات.”154
اين دعا را کساني مي‌خوانند که حرکت خود را شروع کرده‌اند، به عجز رسيده‌اند و شرک‌ها و ذنوب پنهان را ديده‌اند، پس مي‌توان نتيجه گرفت: “هر لذتي جز ياد تو و هر خوشي جز قرب تو و هر شغلي جز طاعت تو ذنب است.”155
پس از ذکر انواع گناهان اينک به بررسي انواع شکواييه‌ها در ادعيه مي‌پردازيم.
1-8-4-2-1. اقرار به گناه
امامان معصوم در دعاهاي خود به گناهان اقرار کرده و از خداوند طلب بخشش مي‌کنند، زيرا همان‌طور که در قسمت انواع گناه ذکر شد هرچه مقام و مرتبه سالک بالاتر مي‌رود، ذنوب هم به همان اندازه حساس‌تر، دقيق و عميق مي‌شوند؛ بدين معنا که “حسنات الابرار سيئات المقربين” محسوب مي‌شود و درک ما از فهم آن عاجز مي‌شود .حضرت علي (عليه‌السلام) در دعاي نوراني کميل انواع گناهان را ذکر کرده و از خداوند طلب مغفرت مي‌کند: “اللهم اغفرلي الذنوب التي تهتک العصم، اللهم اغفرلي الذنوب التي تنزل البلاء؛ خدايا بيامرز گناهاني که نعمت‌ها را دگرگون سازد، خدايا بيامرز برايم آن گناهاني که بلا نازل کند.”156 در جايي ديگري از دعا، امام مي‎فرمايد: “اللهم لااجد لذنوبي غافرا و لا لقبائحي ساترا … خدايا براي گناهانم آمرزنده‌اي نيافتم و نه براي کارهاي زشتم پرده‌پوشي را… .”157
اميرالمؤمنين در فرازي از دعاي کميل که آمد هم به گناهان اعتراف مي‌کند و هم به آمرزنده‌بودن وپرده‌پوشي خداوند. امام سجاد در مناجات خمس عشره خطاها را مانند لباسي مي‌داند که سرتاسر وجودش را در برگرفته است: “الهي البسني الخطايا ثوب مذلتي: خداوندا خطاها جامه خواري در برم کرده.”158
سالار شهيدان امام حسين در دعاي عرفه دست نياز به درگاه باري‌تعالي دراز مي‌کند و به گناهان اعتراف مي‌کند: “واعف عنا وعافنا فقدمددنا اليک ايدينا فهي بذله الاعتراف موسومه؛ و بگذر از ما و به ما عافيت بده که مدد خواستيم به درگاهت، دست خود را دراز کرده و آن دست‌ها چنان است که به خواري اعتراف به گناه نشان‌دار شده است.”159
امام سجاد در دعاي ابوحمزه ثمالي به‌طور پيوسته و مداوم اقرار به گناهان مي‌کند و پس از هر اقرار، رحمت و نعمت‌هاي خداوند را ياد مي‌کند و پس از آن خود را نافرمان، غافل، بي‌شرم و … مي‌خواند و از خداوند خواهان پرده‌پوشي و گذشت است: “انا الذي عصيت جبار السماء: منم که نافرماني جبار آسمان را کرده‌ام”؛ “انا الذي اتهلتني فما ارعويت و سترت علي فما استحييت و عملت بالمعاصي؛ من کسي هستم که مهلتم دادي و به خود نيامدم و بر من پوشيدي، اما شرم نکردم و کردارم نافرماني بود”؛ “ادعوک يا سيدي بلسان قد اخرسه ذنبه: اي آقاي من مي‌خوانمت به زباني که گناهش کرده.”160
امام سجاد ابتدا گناهاني که انسان مرتکب مي‌شود، نام مي‌برد و سپس خداوند را با صفت ستارالعيوبي مي‌خواند و از او مي‌خواهد که تمام گناهان را به حسنات مبدل کند و دائماً ذکر خدا را بر زبانش جاري فرمايد: “و ما اجري علي لساني من لفظه فحش او هجر او شتم عرض او شهاده باطل او اغتباب مومن… .”161
با اين اعترافات انسان به خود مي‌آيد و با تفکر در اعمال خويش متوجه مي‌شود چقدر به خود ظلم کرده و نافرماني باري‌تعالي را مرتکب شده و ناچار در برابر ذات احديت به شکستگي و خضوع مي‌رسد و از غرور و تکبر دور مي‌شود، چون به حالت انکسار رسيد و خود را هيچ انگاشت، متوسل به خدا مي‌شود و از او طلب بخشش و رحمت مي‌کند و همه چيز را در دست قدرت خدا مي‌بيند که اين خود يکي از آثار دعا بر انسان است. همچنان که در دعاي مکارم الاخلاق از خدا مي‌خواهيم: “استصلح بقدرتک ما فسدمني: به قدرت کامله خود تباهکاري‌هاي مرا درست و اصلاح فرما.”162 اين فراز از دعا ضمن اعتراف به تباهکاري و فساد انسان، اصلاح و درستي عمل خود را از خداوند مي‌خواهد .
1-8-4-2-2. اعتراف به تقصير و کوتاهي اعمال
قسمتي از ادعيه شيعه اعتراف به کوتاهي در اعمال را شامل مي‌شود. اين بندگان خاص خداوند از قصور بندگي و عمل، زبان به شکايت مي‌گشايند و به درگاه خداوند منان شکوه سرمي‌دهند: “اللهم عظم بلايي و افرط بي سوء حالي و قصرت لي اعمالي و قعرت بي اغلالي و حبسي عن نفعي بعدا ملي: خدايا بسي بزرگ است بلايم و بدي حالم، از حد گذشته و اعمالم نارسا است و زنجيرهاي علايق مرا خانه‌نشين کرده و آرزوهاي دور و دراز مرا از رسيدن به منافعم بازداشته است.”163
در فرازي از دعاي کميل که در بالا ذکر شد، حضرت امير از کمي اعمال و آرزوهاي دراز شکايت مي‌کند و دليل کوتاهي خود را آرزو‌ها و علايق مي‌داند، زيرا هر آنچه غير از خدا در قلب انسان رخنه کند، انسان را از بندگي و طاعت حق باز مي‌دارد. به تعبير مولاي متقيان آرزوهاي غير از وصال معبود، آدمي را از منافعش باز مي‌دارد، زيرا منفعت و سود انسان در بندگي حق است و پيروي از نفس چيزي جز خسران و تباهي در پي ندارد: “يا الهي بعد تقصيري و اسرافي علي نفسي معتذراً، نادماً، منکسراً، مستقيلاً، مستغفراً، منبياً، مقراً، مذعناً، معترفاً، لا اجد مفرا فما کان من: اي معبود من در حالي به درگاهت آمدم که در باره‌ات کوتاهي کرده و بر خورد زياده‌روي کردم و عذرخواه و پشيمان و دل‌شکسته و پوزش‌جو و آمرزش طلب، طالب بازگشت گناهانم هستم و به گناه خويش اقرار و اعتراف دارم و راه گريزي از آنچه از من سر زده نيابم.”164
امام سجاد در مناجات خمس عشره توشه خود را در مسير الي‌الله کم و قليل مي‌داند و اميد، توکل و اعتماد به باري‌تعالي، او را در پيمودن مسير ياري مي‌کند: “الهي ان کان قل زادي في المسير اليک فلقدحسن ظني بالتوکل عليک:خداوندا! اگر توشه‌ام درسفر به درگاهت اندک است، ولي خوش‌بين هستم به اعتماد و توکل برتو.”165 “الهي کسري لا يجبره الا بلطفک و حنانک: خدايا نقصان وکسر من جبران نشود الا به لطف تو و عنايت تو.”166
1-8-4-2-3. شکايت از نفس
در بخش‌هايي از ادعيه شيعي، امام معصوم از نفس و آرزوهاي آن شکايت مي‌کند و براي پيروزي و غلبه بر آن به خداوند پناه مي‌برد و از او طلب ياري و کمک مي‌خواهد. پيروي از نفس انسان را از ياد خدا غافل مي‌کند و همين غفلت از ياد حق بزرگ‌ترين ظلم به خويشتن است. در بخشي از دعاي کميل که در ذيل مي‌آيد، حضرت اقرار به ظلم به خويش و ناداني مي‌کند: “ظلمت نفسي و تجرئت بجهلي: به خود ستم کردم و در اثر نادانيم دليري کردم.”
امام معصوم به زبان دعا درس بندگي و خاکساري را به ما شيعيان مي‌دهد و زبان دعا و مناجات را به ما مي‌آموزد که چگونه به درگاه حق شيون و ناله سر دهيم و از کرده‌هاي خود پشيمان شويم و تنها به در خانه او برويم و از او طلب آمرزش و مغفرت کنيم، زيرا تنها خدا ستارالعيوب است. امام زين‌العابدين نيزدر دومين مناجات از خمس عشره؛ يعني مناجات‌الشاکين، لب به شکوه و گلايه از نفس مي‌گشايد، نفسي که او را به بدي کشانده و به نافرمايي از خداوند و از آرزوهاي دراز؛ نفسي که پر هوس است و از بازي و سرگرمي سيري ندارد و همواره در غفلت و فراموشي انسان را به‌سوي گناه سوق مي‌دهد و نيز از شيطان شکايت مي‌کند که انسان را به بيراهه مي‎کشاند؛ شيطاني که از نفس پشتيباني مي‌کند و دوستي دنيا را زينت مي‌دهد و انسان را هر روز از خدا دورتر و دورتر مي‌کند؛ همچنين از دل سياه با وسوسه هاي گوناگون و از چشمي که از خوف پروردگار نمي‌گريد؛ در نهايت به خداوند پناه مي‌برد و از او مي‌خواهد که در برابر اين دشمنان او را ياري کند و عيب‌ها را بپوشاند و در برابر بلاها و نافرماني‌ها نگهدارش باشد: “الهي اليک اشکو نفسا بالسوء اماره و الي الخطيئه مبادره و بمعاصيک مولعه… خداوندا به درگاهت شکوه و گلايه دارم، از نفسم که به بدي مرا کشانده و به خطاکاري پيش رانده و مرا به نافرماني از تو کشاند… .”167
امام در اين مناجات موانعي را بازگو مي‌کند که انسان را از ياد خدا باز مي‌دارد و به انسان خاکي نهيب مي‌زند که مواظب نفس و شيطان و زيبايي‌هاي زودگذر دنيا باشد و همواره از خداوند طلب کمک و ياري کند که او را غرق در رحمت خود کند: “و خدعتني الدنيا بغرورها و نفسي بجنايتها و مطالي: دنيا با ظاهر فريبنده‌اش مرا فريب داده است و نفس اماره‌ام مرا به خيانت کشانده و به مسامحه گذراندم.”168
در دعاي روز سه‌شنبه آدمي از شر نفس اماره به خداي خويش پناه مي‌برد، نفسي که همواره او را به کارها و اعمال زشت مي‌کشاند: “واعوذ به من شرنفسي ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربي: و به او از شر هواي نفسم پناه مي‌برم، به‌درستي که نفس بسيار فرمان دهنده به بدي است، پروردگار من رحم کند.”169 در بخشي از دعاي مکارم الاخلاق که مي‌آوريم امام سجاد از خداوند مي‌خواهد آنچه باعث خلاصي او از دست نفس مي‌شود، از نفسش بگيرد وآ نچه از نفس سبب اصلاح او مي‌شود برايش حفظ کند، زيرا اگر نفس را خداوند نگهداري نکند و راهنمايش نباشد، هلاک خواهد شد: “اللهم خذ لنفسک من نفسي ما يخلصها ابق لنفسي من نفسي ما يصلحها فان نفسي هالکه او تعصمها: خدايا از نفس من براي خود بگير آن چه که موجب خلاصي او گرددوبراي خودم از نفسم به جاي گذار آن چه که را که اصلاحش کند، زيرانفس من هلاک شونده است مگر آنکه تو او را نگه داري.”170
با توجه به مطالبي که ذکر شد بيشتر شکواييه‌ها در ادعيه شيعه، شامل گناهان، کوتاهي در بندگي و عمل و درازي آرزوها و هوس‌هاي نفس است که او را از بندگي حق غافل کرده و به غير خدا مشغول مي‌کند. امامان معصوم ضمن اقرار و اعتراف به اين نمونه‌هاي ياد شده از خداوند منان طلب بخشش و رحمت مي کنند واز او ياري مي خواهند و طالب هدايت و راهنمايي باري تعالي مي باشند. حال ببينيم شاعران عارف فارسي زبان در مناجات‌هاي خود از چه اموري شکايت مي‌کنند.
1-8-4-3. شکوي و اقرار به گناهان در مناجات‌هاي شاعران
شکوه و شکايت در مناجات شعراي فارسي زبان نيز ديده مي‌شود. آنها در نيايش‌هاي خود ضمن رازونياز با خداي خويش، زبان به شکايت مي‌گشايند و با معبود خويش از چيز‌هايي سخن مي‌گويند که سبب دوري آنها از او مي‌شود. شکواييه‌هاي شاعران را مي‌توان به چند دسته تقسيم کرد.
1-8-4-3-1. دوري از معشوق
شاعران در قسمت‌هايي از مناجات‌هايشان از دوري معشوق گلايه مي کنند و از پروردگار مي‌خواهند اين فراق و جدايي را به پايان برساند و وصال يار را از او مي‌طلبند. مولوي مثنوي معنوي خود را با شکايت از دوري معشوق آغاز مي کند.
بشـنو از نـي چـون حـــکايت مــي‌کند

وز جــدايــي‌هـا شکــايت مـــي‌کنـــد
کـز نيـــستان چـون مرا بـــبريـــده‌انــد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد امام سجاد، کرامت انسان، عدل و انصاف Next Entries پایان نامه رایگان درمورد مي‌کند، ابيات، خويش، تــو