پایان نامه رایگان درمورد امام سجاد، نفس اماره

دانلود پایان نامه ارشد

هوس‌ها و آرزوهايي در خود نهفته دارد، خلق نيز حرف‌ها و شيطان وسوسه‌هايي دارد، پس سالک بايد در آغاز راه اين موانع را بشناسد و نيز راه‌هاي مقابله با آن را بياموزد.
“و قصرت بي اعمالي و قعدت بي اغلالي و حبسني عن نفعي بعد املي و خدعتني الدنيا بغرورها و نفس بجنايتها: و اعمالم نادرست و زنجيرهاي علايق مرا خانه‌نشين کرده و آرزوهاي دور و دراز مرا از رسيدن به منافعم بازداشته و دنيا با ظاهر فريبنده‌اش مرا فريب داده و نفس اماره‌ام مرا به خيانت کشانده است.” 840
در دعاي مناجات خمس عشره نيز امام سجاد اين موانع را نام مي‌برند: “الهي اليک اشکو نفسا بالسوء اماره و الي الخطيئه مبادره و بمعاصيک مولعه و لسخطک متعرضه تسئلک بي مسالک المهالک و تجعلني عندک اهون هالک کثيره العلل الطويله الامل… الهي اشکو اليک عدوا يضلّني و شيطانا يغويني قد ملاء بالوسواس صدري و احاطت هواجسه بقلبي يعاضد لي الهوي و يزين لي حب الدنيا: خداوندا به درگاهت شکوه و گله دارم، از نفسم که مرا به بدي کشانده و به خطاکاري پيش رانده و مرا به نافرماني تو و خشمت کشانده، و مرا به راه‌هاي نابودي برده و در برابر تو خوارترين هلاک شده به بار آيد پر بهانه است و آرزو دراز و… معبودا شکايت کنم به درگاهت از دشمني که گمراهم مي‌کند و شيطاني که به بيراهه کشاند مرا، همانا پر کرده از تشويش سينه‌ام را و هوس‌هايش به گرد دلم چرخيده و گرداگرد قلبم را فرا گرفته و پشتيباني از خواهش و هواي نفسم مي‌کند و دوستي دنيا را زينت مي‌دهد.”841
دنيا و جلوه‌هاي آن يکي از موانع و آفاتي‌ست که انسان را از پيمودن مسير باز مي‌دارد و تنها با ياري حق است که مي‌توان از آن رها و آزاد شد و به آن پشت نمود، زيرا دنيا طالبانش را هلاک مي‌سازد. سالک از دنيا و نيرنگ‌هايش به خدا پناه مي‌برد و از خداوند طلب زهد مي‌کند تا بتواند بر آنچه غير از خدا قلبش را تسخير کرده است، تکبير زند و از آرايش و زيورهايش خلاصي مي‌يابد: “الهي اسکنتنا دارا حفرت لنا حفر مکرها و علقتنا بايدي المنايا في حبائل غدرها فاليک نلتجي من مکائد خدعها و بک نعتصم من الاغترار بزخارف زينتها فانها المهلکه طلابها المتلغه حلالها المحشوه بالافات المشحوبه با النکبات الهي فزهدنا فيها و سلمنا منها بتوفيقک و عصمتک:
خدايا ما را در خانه‌اي مسکن دادي که گودال‌هاي نيرنگ را براي ما کنده و ما را با چنگال‌هاي آرزو به دام خود آويخته است و به‌سوي تو پناه آوريم از دام‌هاي فريب آن و به تو نگهداري شود از فريب‌خوردن به آرايش و زيورش، زيرا دنيا طالبانش را هلاک مي‌سازد و واردان دنيا را نابود مي‌کند. اين دنيا پر از بلا، آفت، رنج و نکبت است، خدايا ما را زهد عطا کن در آن و سالم بدار ما را از آن به توفيق نگهداري خودت.”842
همين‌طور در دعاي ابوحمزه ثمالي نيز از نفس و روزگار شکوه سر مي‌دهد و آنها را از موانع و خطرات سلوک الي‌الله برمي‌شمارد: “واَري نفسي تخادعني و ايامي تخاتلني: و مي‌بينيم نفسم مرا گول مي‌زند و روزگارم فريبم مي‌دهد.”843
هر چيز که سالک را از ياد خدا و عبوديت باز دارد و به فراموشي از ذکر حق منتهي کند، مانع و آفت است و گناه محسوب مي‌شود، خواه در صفات انسان باشد خواه در اعمال وي؛ به همين دليل امامان معصوم در ادعيه خويش از بسياري گناه شکوه کرده و از خداوند طلب آمرزش و مغفرت مي‌کنند و از گناهان خود و موانع و مصيبت‌ها به خداوند پناه مي‌برند: “الهي حقق رجايي و امن خوفي فان کثره ذنوبي لا ارجو فيها الا عفوک: خدايا! درخت اميدم را به بار بنشان و ترسم را به امنيت مبدل ساز، زيرا با اين گناهان فراوانم اميدي جز عفو تو ندارم.”844
و از او مي خواهند که صفات نکوهيده را به صفات پسنديده مبدل کند، زيرا اين صفات خود منبع و منشأ گناهان بزرگ هستند و مانع رسيدن به قرب حق مي‌شوند: “و ابدلني من يغضه اهل الشنان المحبه و من حسد اهل التبغي الموده و من ظنه اهل الصلاح الثقه و من عداوه الادنين الولايه و من عقوق ذوي الارحام المبره و من خذلان الاقربين النصره و…: و مبدل ساز براي من کينه کينه‌توزان مرا به دوستي و محبت، و حسد اهل ستم را به دوستي، و بدگماني مردم شايسته را به اطمينان و اعتماد، و از دشمني نزديکانم به دوستي، و از آزار و عقوق ارحام و خويشاوندانم به احسان و از خوار‌کردن نزديکان من به ياري و دوستي… .”845
به غير از موانعي که نام برده شد اين موانع و آفات را مي‌توان با توجه به آموزه‌هاي ائمه اطهار از منظري ديگر بررسي و تقسيم بندي کرد، چنانچه در ادعيه از زبان معصومين به آنها اشاره شده است:
الف. موانع و آفات کلي و دست اول؛ ب. موانع و آفات دست دوم.
5-6-1. موانع و آفات کلي و دست اول
در بخشي از دعاي مکارم الاخلاق امام مي‌فرمايند: “واکفني ما يشغلني الاهتمام به و استعملني بما تسألني غدا عنه و استفرغ ايامي فيها خلقتني له واغنني و اوسع علي في رزقک و لا تفتني با النظر و اعزني و لا تبتلني بالکبر و عبدني لک ولا تفسد عبادتي بالعجب و اجر للناس علي يدي الخير و لا تمحقه بالمن و هب لي معالي الاخلاق و اعصمني من الفخر: و از من آنچه اهتمام مرا به آن مشغول کرده کفايت کن و مرا مشغول دار به آنچه فرداي قيامت به آن بازخواست کني و روزهايم را تنها به‌خاطر آنچه براي آن خلقم کردي فارغ ساز و مرا بي‌نياز کن و بر من گشايش ده روزي خودت را و مرا در فتنه نگاه نينداز و عزتم ده و مرا به صفت تکبر مبتلا مساز و مرا به عبادت خودت وادارم ساز و عبادتم را به صفت ناپسند خودبيني تباه مساز و کار خير مردم را به دست من جاري کن؛ ولي با منت‌گذاري من آن را از بين مبر و پايه‌هاي بلند اخلاق را نصيبم کن و مرا از فخرکردن نگه دار.”846
با دقت در اين بخش از دعا مي‌توان موانعي که انسان را از توجه به حق باز مي‌دارند، چنين برشمرد:
الف. اهتمام به غير حق و عمل در غير مسير حق؛ ب. اشتغال به غير اهم؛ ج. اکتساب دنيا؛ د. درگيري.
5-6-1-1. اهتمام به غيرحق و عمل در غير مسير حق
اهتمام به غيرحق و عمل در غير مسير حق؛ يعني فراموش‌کردن هدف، و هدف چيزي نيست مگر عبوديت و بندگي و اين فراموشي يعني فراموشي سلوک.
اهتمام به غيرحق سبب لغزش‌هايي مي‌شود و سالک همه چيز خود را مي‌بازد و در دام شيطان اسير مي‌شود و چه بسا راه ديگري غير از حق را برمي‌گزيند و از مسير حق منحرف مي‌شود. سالک تا به ايمان و يقين کامل دست پيدا نکنند، در کشاکش بين نفس و شيطان گاهي به غيرحق مي‌پردازند، پس بايد سالک در تمام مسير به خداوند پناه برد و از او مدد طلبد.
“اسئلک بحقک و قدسک واعظم صفاتک و اسمائک ان تجعل اوقاتي من الليل و النهار بذکرک معموره و بخدمتک موصوله و اعمالي عندک مقبوله حتي تکون اعمالي و اورادي کلها وردا واحدا و حالي في خدمتک سرمدا: از تو مي‌خواهم به حق خودت و به ذات مقدست و به بزرگ‌ترين صفات و نام‌هايت، قرار دهي اوقاتم را در شب و روز به ياد خودت معمور و آباد گرداني و همواره در خدمت تو مستدام و کردارم را مقبول درگاهت گرداني تا اعمال و کردار و گفتارم همه يک جهت براي تو باشد و حالم هميشه در خدمتت پاينده.”847
سالک بايد تمامي اوقاتش را با ذکر حق سپري کند و تنها بندگي حق را کند. او نبايد عبادتش تنها براي پاداش و يا دوري از عقاب باشد، بلکه نيتش بايد قرب و لقاء و رضا و رضوان حق باشد و تمام اوقاتش را با ذکر حق پر کند و اين امر به سادگي به دست نمي‌آيد، مگر با تلاش و کوشش و از همه مهم‌تر با ياري‌گرفتن از حق.
“قوّ علي خدمتک جوارحي و اشدد علي العزيمه جوانحي و هب لي الجد في خشيتک و الدوام في الاتصال بخدمتک حتي اسرح اليک في ميادين السابقين…: نيرو ده براي انجام خدمتت اعضاي مرا و دلم را براي عزيمتت به سويت محکم گردان و عطا فرما براي من کوشش در ترس و خشيتت و مداومت در پيوستن به خدمتت را تا تن و جان را در ميدان‌هاي پيشتازان به‌سويت برانم….”848
5-6-1-2. اشتغال به غير اهم
انسان سالک براي رسيدن به حق بايد کوتاه‌ترين و نزديک‌ترين راه را برگزيند، پس بايد دل را فارغ از غيرحق کند و تنها محرک و انگيزه او الله باشد؛ بنابراين بايد ابتدا در نيت صادق باشد و براساس سنت حرکت کند و در اين راه مهم و اهم را بررسي کند و به اهم مشغول شود و اگر دو کار نزد خدا پسنديده باشد، بايد آن را انتخاب کند که پسنديده‌تر است. او بايد آن کاري را انجام دهد که بيشتر هوس‌ها و نفس انسان را سرکوب کند. اگرسالک به بهانه نزديکي و عبادت خداوند، از اوامري سرباز زند که اهميت بيشتري دارد، شيطان او را به کاري کم اهميت‌تر مشغول مي‌کند؛ نتيجه آنکه در اين باره نيز بايد از خداوند ياري طلبد تا او را به کارهاي با اهميت و اهم مشغول کند.
“واکفني ما يشغلني الاهتمام به واستعملني بما تسألني غدا منه و استفرغ ايامي فيما خلقتني له: و کفايت کن از من آنچه اهتمام بدان مرا مشغول کرده و مشغول دار مرا بدانچه فردا مرا بدان بازخواست کني و روزهايم را تنها به‌خاطر آنچه براي آن خلقم کردي فارغ ساز.”849
5-6-1-3. اکتساب دنيا
در عرفان شيعي سالک از دنيا نمي‌برد و گوشه عزلت نمي‌گيرد، تا فارغ از مسئوليت‌ها و وظايفي که بر عهده دارد فقط به ذکر و عبادت مشغول شود، بلکه او بايد در دنيا و با تعامل با دنيا و خلق، به وارستگي و تقرب نايل شود، به همين خاطر خطر دنيا و جلوه‌ها و فريبندگي‌هاي آن مدام در کمين اوست و هر لحظه احتمال آن مي‌رود که او را از سلوک باز دارد و از راه حق منحرف کند، اين است که در ادعيه شيعه از دنيا و آنچه در آن است به خدا پناه برده و از پروردگار مي‌خواهيم ما را از اين خطر و آفت در امان دارد: “الهي اسکنتنا دارا حفرت لنا حفر مکرها و علقتنا بايدي المنايا في حبائل غدرها فاليک نلتجي من مکائد خدعها و بک نعتصم من الاغترار بزخارف زينتها: خدايا ما را در خانه‌اي مسکن دادي که گودال‌هاي نيرنگ را براي ما کنده و ما را با چنگال‌هاي آرزو به دام خود آويخته است و به‌سوي تو پناه آوريم از دام‌هاي فريب آن و به تو نگهداري شويم از فريب‌خوردن به آرايش و زيورش.”850
امام سجاد، امام عارفان، در فرازي ازمناجات الزاهدين که در بالا آمد؛ به شيوايي، دنيا و زيورهاي آن را توصيف کرده و از آن به خدا پناه برده است، زيرا بدون ياري و کمک باري‌تعالي سالک به مقصد نخواهد رسيد.
در دعاهاي ديگر نيز اين موضوع به چشم مي‌خورد: “و خدّعتني الدنيا بغرورها: دنيا با ظاهر فريبنده‌اش مرا فريب داده است.”851
جلوه‌هاي دنيا آدمي را مي‌فريبد و او را آلوده به دنيا و دارايي‌هايش مي‌کند: “و ايامي تخاتلني: و روزگار فريبم دهد.”852
5-6-1-4. درگيري‌ها
“مسئوليت عارف سالک تنها تمتع از هدايت نيست که نطق به هدايت و رساندن پيام به ناس و نصرت راه افتادگان و ولايت و سرپرستي هجرت کنندگان نيز هست: “اللهم انطقني بالهدي و… مسئوليت او، مسئوليتي است تا گستره‌اي که بهائم و بقاع را نيز شامل مي‌شود: انکم مسئولون حتي عن البهائم و البقاع. هر کجا که جاي پاي خداست، و کجاست که نيست، مسئوليتي بر شانه سالک دارد.”853
سالک چون در دنيا و با مردم زندگي مي‌کند و با آنها معاشرت دارد، از اين آفت نيز دور نخواهد بود و خطر اينکه خلق و حرف‌هاي آنان او را از مسير بازدارند بسيار است و نيز به‌خاطر مسئوليت‌هايي که در رابطه با خلق و مشکلاتي که براي خلق خدا وجود دارد بر عهده دارد، نمي‌تواند خود را از دنيا و خلق آن جدا ببيند و در اين حين احتمال خطا و کشاکش و درگيري وجود دارد، پس بايد هر گامي که برمي‌دارد خالصانه براي حق باشد و تنها به او عشق بورزد نه براي جلب توجه و رضايت مردم.
“اللهم طهّر قلبي من النفاق و عملي من الرياء: خدايا پاک گردان دلم را از نفاق و کردارم را از رياء”854
5-6-3. آفت‌ها و موانع دست دوم
“در سلوک از اسفل سافلين و از فروترين مراتب تا بلندترين آسمان‌هاي قرب و رضا و رضوان، سالک با آفات و موانع بسيار روبرو مي‌شود هر آنچه به او

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد مي‌شود، تمحيص، مي‌کند، کساني Next Entries پایان نامه رایگان درمورد ظاهر و باطن، منازل سلوک، عشق و محبت، عالم مثال