پایان نامه رایگان درمورد امام سجاد، نفس اماره، صفات خداوند، رفتار انسان

دانلود پایان نامه ارشد

لغزش‌ها و دوري از آرزوهاي دراز انسان را بيشتر متوجه ذکر و ياد خدا مي‌کند. کارل گوستاديانگ- يانگ روان‌شناس و پروفسور معروف عقيده دارد: “طبيعت آدمي طوري ساخته شده است که خودبه‌خود به خدا طور “ديناميک” در خود احساس عطش و پرستش مي‌کند؛ ازاين‌رو اگر به صراط مستقيم توحيد هدايت نشود در برابر معبودهاي کاذب (بتها و…) سر تعظيم فرود مي‌آورد و تا آن عطش دروني خود را سيراب کند.594
دعا عطش فطري پرستش را فرو مي‌نشاند و مسير درست را به او مي‌نماياند، در نتيجه دعا پرده‌ها را کنار مي‌زند و انسان خود را چنان‌که هست مي‌بيند؛ يعني کاستي‌ها و کمبودهايش را متوجه مي‌شود؛ آفت‌ها و موانعي را که باعث مي‌شود انسان از فطرت خود دور بماند مي‌شناسد و موانعي مانند حرص، آز، غرور، تکبر و کج فکري‌ها.
با برداشتن اين موانع کم‌کم متخلق به اخلاق الهي مي‌شود و ظرفيت و تحملش در برابر سختي‌ها و ناملايمات بيشتر مي‌شود و کم‌کم به جايي مي‌رسد که به رضاي حق راضي مي‌شود و هيچ چيز ديگر رضايت او را جلب نمي‌کند. در کتاب نيايش دکتر علي شريعتي درباره نيايش آمده است: “به وسيله نيايش است که انسان به خدا مي‌رود و خداوند در انسان ورود مي‌کند.”595

4-4.آثار تربيتي دعا
4-4-1. رفتارسازي و فعاليت‌هاي عملي
يکي از آثاري که ادعيه بر روي شخص مي‌گذارد تغيير رفتار است، به‌طوري که وقتي ما چيزي را ياد مي‌گيريم بايد در رفتار و اعمال خود نشان دهيم؛ يعني هنگامي که صورت رفتار انساني به خود گرفت، يادگيري کامل شده است. براي مثال هنگام دعا که رو به‌سوي محبوب مي‌ايستيم و از او حاجت مي‌خواهيم، انسان به فقر و بي‌چيزي خود پي مي‌برد و متوجه مي‌شود که هرچه هست از آن خداست و ولي‌نعمت و روزي‌دهنده همه موجودات خداي مهربان است و خود را نيازمندترين افراد به شمار مي‌آورد، پس معرفتش به بي‌نيازي و کمال خداوند بيشتر مي‌شود، در اين زمان خود را عبد پروردگار مي‌بيند و به عبوديت خداوند سر مي‌سپارد، رفته رفته اين رفتار در او ريشه مي‌دواند تا جايي که ربوبيت را تنها از آن خدا مي‌داند و بندگي را وظيفه خود. در همه وقت در برابر خداوند اعتراف به بندگي و پرستش مي‌کند و بنده موحد خدا مي‌شود. يکي از آثاري که دعا در فرد به جاي مي‌گذارد بندگي محض باري‌تعالي است.

4-4-2. دوري از گناهان و خواهش‌هاي نفساني
از ديگر آثار تربيتي دعا دوري از گناهان و خواهش‌هاي نفساني است، به‌گونه‌اي که وقتي بنده خود را در برابر خالق مهربان حاضر مي‌بيند و خدا را بر اعمالش ناظر، هيچ‌گاه به خود اجازه نمي‌دهد در محضر پروردگار عصيان کند و از فرمان‌هاي او سرپيچي کند و به گناه دست بزند، بلکه از گناه و پليدي پرهيز مي‌کند، حتي از کرده‌هاي خود پشيمان مي‌شود و رو به درگاه پروردگار طلب بخشش و توبه مي‌کند و از اعماق دل از او مي‌خواهد که از گناهانش بگذرد و توبه‌اش را بپذيرد، پس فرياد بر مي‌آورد که:
“هذا مقام الهارب اليک من النار… و يعترف بذنبه و يتوب الي ربه هذا مقام البائس الفقير… هذا مقام المهموم هذا مقام الغريب الغريق هذا مقام المستوحش الفرق هذا مقام لايجد لذنبه غافر غيرک يا الله يا کريم.”596
4-4-3.به انسان بيداري مي‌بخشد
ادعيه حاوي نکات فراواني هستند. در جايي بحث از نعمت و رحمت خداوند است و در جايي ديگر سخن از عذاب، آتش و قهر خداوند و آگاهي انسان از معاد، روز قيامت، گردنه‌ها و فراز و نشيب‌هايي که در آن روز گرفتار آنها مي‌شود؛ بنابراين دعا در انسان حالتي از خوف و رجا به وجود مي‌آورد؛ يعني از طرفي چشمه‌هاي اميد را در دل انسان روشن مي‌کند و از طرف ديگر خوف و وحشت روز جزا را خاطرنشان مي‌کند؛ بنابراين باعث مي‌شود نه تنها شخص به خواب غفلت فرو نرود و خود را سرگرم لذت‌هاي زودگذر نکند، بلکه به فکر توشه و سرمايه‌اي براي آخرتش باشد و چون به خود مي‌آيد و مي‌بيند سرمايه‌اش اندک است باز با تضرع و زاري رو به‌سوي معبود مي‌کند و از او طلب مغفرت و بخشش مي‌کند و از او مي‌خواهد گرفتار عذابش نکند: “الهي لا تؤدبني بعقوبتک و لا تمکربي في حيلتک: خدايا مرا به عقوبتت عذاب نکن و با حيله‌ات با من مکر نکن.”597
پس ضمن سپاس از نعمت‌هاي خداوند از او عاجزانه مي‌خواهد عفوش کند: “الهي ربيتني في نعمک و احسانک صغيرا و نوّهت باسمي کبيرا فيا من رباني في الدنيا باحسانه و تفضله و نعمه و اشارتي في الاخره الي عفوه و کرمه: خدايا به نعمتت و احسانت در کوچکي پرورشم دادي و نام مرا در بزرگي‌ام شهرت دادي؛ اي که مرا در دنيا به احسان و فضل و نعمتت پروريدي و در آخرت به گذشت و کرمت اشارات فرمودي.”598

4-4-4.درس محبت و عشق
دوستي خدا خالص‌ترين و پاک‌ترين دوستي‌هاست، زيرا او بدون آنکه به بندگانش محتاج باشد به ايشان مي‌بخشد و عطا مي‌کند و از خطاهايشان مي‌گذرد. هنگامي که آدمي دعا مي‌کند، محبوب بي‌نيازي را صدا مي‌زند، زيرا سرتاسر وجود خود را نيازمند خدا مي‌بيند؛ ولي خداوند در عين بي‌نيازي به او پاسخ مي‌دهد و به درددل‌هايش گوش مي‌دهد و نيازهايش را برآورده مي‌سازد و انسان را از لطف و رحمت خويش بهره‌مند مي‌کند؛ اين نهايت خلوص در دوستي است، پس به انسان نيز مي‌آموزد در دوستي‌هايش صادق باشد و تنها براي منافع شخصي به کسي محبت نکند و بر سر او منت نگذاريد. سراسر دعا درس عشق و دوستي است، زيرا دعا گفتگو را به انسان يادآوري مي‌کند که خداوند به بندگانش بي‌منت مي‌بخشد و بي‌پايان نعمت عطا مي‌کند و خطاها را ناديده مي‌گيرد.
“الحمد الله الذي تحبب الي و هو غني عني: ستايش خداي را که با من دوستي کند با اينکه از من بي‌نياز است.”599
4-4-5. قدرشناسي و شکرگزاري
ديگر آثار تربيتي دعا سپاس و شکرگزاري است؛ زيرا بخش‌هايي از ادعيه درباره سپاسگزاري از حق‌تعالي است. انسان با خواندن اين قسمت‌ها ناخودآگاه به ياد نعمت‌هاي فراوان خالق مهربان مي‌افتد و خود را غرق در نعمت مي‌بيند و از اينکه از اين همه لطف غافل است، اظهار شرمساري مي‌کند، در نتيجه به سپاس و شکرگزاري مشغول مي‌شود و با شمردن يک‌يک نعمت‌هاي خداوند از او قدرداني مي‌کند.
قسمت‌هايي از ادعيه شامل برشمردن نعمت‌ها و شکرگزاري آنها است؛ ولي روايات زيادي از پيامبر و ائمه درباره شيوه‌هاي دعاکردن به ما رسيده تا بهتر بتوانيم دعا کنيم و اينکه از خداوند به واسطه رحمت و نعمت‌هايش قدرداني و سپاسگزاري کنيم.
4-4-6. متخلق‌شدن به اخلاق الهي
وقتي انسان اسامي خداوند را در ادعيه مي‌خواند و تکرار مي‌کند همين تکرار صفات پسنديده روح انسان را آماده پذيرش صفات الهي مي‌کند، زيرا روح انسان آمادگي پذيرش صفات خوب و بد را دارد و بر زبان‌آوردن و تأمل در صفات و اسماء حسناي حق‌تعالي باعث مي‌شود آمادگي پذيرش آنها را پيدا کند و با توجه و دقت در هر يک از صفات خداوند سبب مي‌شود آثار تربيتي متناسب با آن صفات در روح او پديدار شود، زيرا انسان در هر گرفتاري و حالتي باتوجه به نيازش يکي از اسماء و صفات خداوند را تکرار مي‌کند، براي مثال در هنگام توبه، تواب و غفوربودن خداوند و در هنگام نعمت خواستن صفت فضل و احسان و کرم خداوند را ذکر مي‌کند و با توجه به اين صفات روحش به آرامش مي‌رسد. او سعي مي‌کند خود را با اين صفات هماهنگ کند و رفته رفته اين صفات در او شکل مي‌گيرد و مانند ملکه‌اي براي او مي‌شود و در رفتار و اعمالش نيز گذشت و احسان و نيکوکاري نمودار مي‌شود، پس هر چه دامنه اين اسماء در زندگي‌اش بيشتر شود متخلق به اخلاق الهي مي‌شود و در نهايت انساني مي‌شود که خداوند مي‌پسندد.
“يا غافر الذنب يا قابل التوب يا عظيم المن يا قديم الاحسان: اي آمرزنده گناه، اي پذيرنده توبه، اي بزرگ نعمت اي ديرينه احسان… .”600
با نام‌بردن چنين اسمايي اضطراب، نگراني، يأس و نوميدي از روح و قلب انسان رخت برمي‌بندد و اميد و توکل و ايمان و آرامش جانشين آنها مي‌شود، پس روح آرام بسيار کارآمدتر از روح مشوش و مضطرب است و با اميدي روزافزون به وظيفه خود که همان عبادت و بندگي است مشغول مي‌شود: “ما خلقت جن و الانسان الا يعبدون: جن و انس را نيافريديم مگر اينکه مرا عبادت کنند”601
4-4-7.شناخت نفس اماره
امامان در ادعيه مختلف از ائمه معصومين همواره از نفس اماره شکايت مي‌کنند و از او به خدا پناه مي‌برند. سالک با خواندن ادعيه و مناجات‌ها به کيفيت نفس اماره واقف مي‌شود، زيرا در دعا به توصيف آن پرداخته شده است و يادآوري مي‌کند که چگونه انسان را از خدا غافل مي‌کند و براي رسيدن به بهره‌هاي دنيوي و هوس‌هاي انساني وادار به گناه مي‌کند، پس توجه‌کردن به اين گزينه باعث مي‌شود انسان از خطرات نفس آگاه شود و با توجه و بيداري کامل به عبادت پروردگار بپردازد و با پا گذاشتن بر روي هوس‌هاي انساني و شهوت‌ها او را زبون و پست کند و روح به مقامات بالا عروج کند.
امام سجاد در مناجات الشاکين کيفيت عملکرد نفس را بيان مي‌کند که انسان را از خواب غفلت بيدار مي‌کند: “الهي اليک اشکو نفسا بالسوء اماره و الي الخطيئه مبادره و بمعاصيک مولعه و لسخطک متعرضه تسلک بي مسالک المهالک و تجعلني عندک اهون هالک، کثيره العلل، طويله الامل، ان مسّها الشرّ تجزع و ان مسّها الخير تمنع مياله الي اللعب و اللهو مملوه بالغفله و السهو تسرع بي الي الحويه و تسوفني بالتوبه:
خدايا از نفسي که پيوسته به بدي فرمان مي‌دهد و به خطا روي مي‌کند و به نافرماني تو، آزمند است و در معرض خشم تو قرار مي‌گيرد به تو شکايت آورده‌ام؛ نفسي که مرا به راه‌هاي نابودي مي‌کشاند و در پيشگاه تو مرا پست‌ترين هلاک‌شده مي‌کند؛ نفسي بهانه‌ساز و درازآرزو، اگر شري به او رسد بي‌تابي مي‌کند و اگر به چيزي دست يابد بلندپرواز و خويشتن‌بين شود. پيوسته به لهو و لعب مايل و غرق بي‌خبري و فراموشي است، با شتاب به‌سوي مسکنت (گناه) مي‌برد و توبه‌ام را به تأخير مي‌اندازد.”602
مي‌بينيم امام سجاد در بخشي از مناجات الشاکين که ذکر شد به توصيف نفس مي‌پردازد؛ نفسي که بدون در نظرگرقتن عواقب کار، انسان را به تمايلات و آرزوهاي زودگذر دنيوي مي‌کشاند؛ او را فريب مي‌دهد و گناه را در نظر او لذت‌بخش جلوه مي‌دهد و به بدي‌ها دعوت مي‌کند، پس سالک بدون کمک حق مغلوب نفس مي‌شود و از او شکست مي‌خورد، زيرا تنها خداوند است که مي‎تواند او را در مبارزه با نفس به پيروزي رساند. دکتر محمد فنايي اشکوري نفس را اين‌گونه تعريف مي‌کند: “نفس مرکز يا توده کشش‌ها و تمايلات است که بدون در نظرگرفتن جهات منفي و عواقب سوء طالب چيزي مي‌شود و انسان را به سوي آن مي‌کشاند. کار نفس فريفتن است. فريب نفس اين است که لذت گناه را برجسته وآثار سوء آن را پنهان مي‌کند.”603
انسان با توجه و تأمل در اين ادعيه به يقطه مي‌رسد و به او يادآوري مي‌کند از آرزوهاي دور و دراز دوري کند و در برابر سختي‌ها صبور باشد و موفقيت‌ها را از خود نداند، بلکه از جانب خدا بداند و به لهو و لعب مشغول نشود و از گناهان توبه کند، پس اين چنين از بي‌خبري و غفلتي که نفس او را در دام آن مي‌اندازد، رهايي مي‌يابد.
4-4-8. شناخت شيطان
از ديگر آثار دعا شناساندن ماهيت شيطان به سالک است. در ادعيه به توصيف شيطان مي‌پردازد و فرد را از وساوس و حيله‌هاي او آگاه مي‌کند. امام سجاد در مناجات الشاکين پرده از چهره پليد شيطان بر مي‌دارد و به انسان تلنگر مي‌زند و يادآوري مي‌کند: اين شيطان است که دنيا را در نظر او مي‌آرايد و او را فريب مي‌دهد و از خالق هستي غافل مي‌کند:
“الهي اشکو اليک عدوا يضلني و شيطانا يغويني قد ملاء بالوسواس صدري و احاطت هوا جسه بقلبي يعاضدني الهوي و يزين لي حبّ الدنيا و يحول بيني و بين الطاعه و الزلفي: الهي از دشمني که گمراهم کند و شيطاني که فريبم دهد به تو شکايت آورده‌ام همانا که با وسوسه سراسر سينه‌ام را فرا گرفته است و اوهامش قلبم را احاطه کرده است، هوا و هوس مرا کمک مي‌کند و دوستي دنيا را در نظر مي‌آرايد و ميان من و طاعت حق و آخرت تو جدايي مي‌افکند.”604
بنابراين ادعيه، شيطان را دشمن قسم خورده معرفي مي‌کند و شخص را در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد عاشق و معشوق، کمال مطلق، ناخودآگاه Next Entries پایان نامه رایگان درمورد امام سجاد، ظلم و ستم، معرفت و محبت، عدل و داد