پایان نامه رایگان درمورد اقتصاد کشور، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

اي به فاکتورهاي اقتصادي اجتماعي که در زيست منطقه گرايي مهم هستند نشده است .اين تعريف گه گاه به گونه اي مورد استفاده قرار مي گيرد که معناي زيست منطقه از آن تعبير مي شود .
تومالتي 1994 – “زيست منطقه را بعنوان ناحيه اي جغرافيايي که مرزبندي آن بر اساس عناصر طبيعي و به گونه اي است که الگوهاي مهم اقتصادي منطقه را در برگيرد،تعريف مي کند.اين تعريف در ترويج اهميت الگوهاي اقتصادي را براي معرفي يک زيست منطقه پيشتاز است .گرچه اين تاکيد از ديدگاه اکولوژيکي ناقص به نظر ميرسد .”(Ball,1994:29)
شاپيرو-1996 : ناحيه اي جغرافيايي که برخي از ويژگي هاي غالب منطقه را در بردارد.از قبيل اشکال زمين ،گياهان وجانوران بومي ،يا يک سيستم زه کشي آب ،که به نظر مي رسد آن را از ديگر مناطق اطراف متمايز مي کند . (Shapiro,1996:14-16)اين تعريف تاحدود زيادي شبيه به تعريف سيل و مبتني برآن مي باشد .
الکساندر1996 – “ناحيه اي تعريف شده برمبناي محدوده يک سيستم رودخانه اي ،يعني يک جويبار يا يک نهر آب. ” (Ball,1999:29)اين توصيف بيشتر به يک توصيف ژئومورفولوژيکي نزديک است تا تعريفي از زيست منطقه .
ديفندرفر و بيرچ1997- “توسعه کامل ترين شکل بروز استعدادهاي يک قلمرو سرزميني از طريق اتکا به سيستم هاي توليد محلي که مبتني بر منابع محلي هستند .بدون آسيب رساندن به بيوسفر.و اين امر در گرو درک مردم از مفاهيم عميق/بلندمدت اکولوژيکي توليد در مقابل اهداف کوتاه مدت اقتصادي است.”(Differnderfer & Birch,1997)
مک گينس 1999- “زيست منطقه ها ساختارهايي براي تعريف فرهنگ و اجتماع محلي مي باشند تا پديده هايي صرفا زيست جغرافيايي. مرزهاي زيست منطقه اي تعريف دوباره اي از ويژگي هاي فرهنگي ،اکولوژيکي و فيزيوگرافيک والگوهاي تغيير کاربري زمين در منطقه مي باشند . اين مرزها بايد نشات گرفته از تعلقات ساکنان بومي منطقه و کنش و واکنش متقابل آنها با مکاني که در آن زندگي مي کنند باشند .”(McGinnis,1999)
زمانيکه به تعاريف متفاوت زيست منطقه ها از نقطه نظر افراد گوناگون نگاه مي کنيم به اين نتيجه مي رسيم که به رغم وجود اشتراکات زياد در تعاريف متفاوت اما هيچگاه اجماع کلي در اين مورد وجود نداشته است واين موضوع را مي توان تا حدود زيادي به تفاوت ساختار زيست منطقه ها در نواحي مختلف دنيا از سويي و از سوي ديگر به تکامل مفهوم زيست منطقه گرايي در طول زمان نسبت داد .در سير توالي زيست منطقه ها اولين تعاريف برداشت هاي مشترکي از مفهوم زيست منطقه با بوم منطقه را به ذهن متبادر مي کرد اما با گذشت زمان نقش عناصر فرهنگي ،اقتصادي با تاکيد بر اجتماعات انساني مهمترين تفاوت زيست منطقه از بوم منطقه گرديد .
“اما آنچه اهميت دارد اين است که مجموعه تئوري وتکنيک با قائل شدن اهميت فراوان براي ماهيت زندگي اجتماع محلي، شهروندي عمومي، سبک زندگي شخصي، برنامه ريزي منطقه اي مديريت اکوسيستم وآموزش ائتلافي حول مفهوم زيست منطقه هستند.”(3 (Thayer,2003:
2-3. منطقه بندي در ايران (مروري بر تجارب منطقه بندي کشور)
2-3-1 . سابقه منطقه بندي در ايران
“نخستين خطوط تفکيک سرزمين در ايران از تلفيق طبيعت وفضاي سکونتگاهي انسان شکل گرفت زيرا اقوام آريايي در مهاجرت خود به ايران که از هزاره اول قبل از ميلاد آغاز شده بود .باتوجه به تقسيمات درون قومي خود که شامل مادها،پارسها وپارت ها بودند به ترتيب در نواحي مرکزي وشمال غرب ،غرب وجنوب وجنوب غربي وشمال شرق وشرق مستقر شدند.اين تقسيم بندي نزديک به 2400 سال داراي کاربرد اساسي در مديريت سرزميني در ايران بود.
ايران در دوران مادها به سه قسمت تقسيم شده بود که اسامي آنها به شرح زير است :
ماد کوچک(آذربايجان)، ماد بزرگ(عراق عجم وکردستان)، اگيانا(ري وولايات اطراف آن). دياکونوف مي گويد:کشور به ماد اتروپاتن،ماد سفلي وماد پارتاکنا تقسيم مي شده است .
در دوران انوشيروان و در عهد ساساني ايران به چهار پاذوکس تقسيم شده بود .پاذوکس به رئيس يا امير ناحيه گفته مي شد ودر پارسي ،پاذوسبان ودر عربي فاذوسبان يا فادوسبان حوانده مي شد .درواقع محدوده واحد هاي سياسي اداري را يک پاذوکي ومسئول اداري – سياسي آن واحد را پاذوسبان مي گفتند. اين چهار پاذوکس عبارت بودند از باختر(ايالت شمال)، نيمروز(ايالت جنوب) خوراسان(ايالت شرق)وخوروران(ايالت غرب).”(احمدي پور ،1382)
تنوع قوميت ها ،منابع واقليم در سرزمين پهناور ايران ،سبب شده است تا منطقه بندي سرزمين در ادوار مختلف تاريخي جزئي تفکيک ناپذير از اهداف اصلي حکومت ها باشد .تقسيم ايران هخامنشي به ساتراپ ها توسط داريوش اولين تجربه ايران از تقسيم سرزميني بود که حکايت از ديرينه بودن اين سنت در اداره امور کشور دارد .
“تقسيمات سرزميني در ايران باستان از يک سو متاثر از وضعيت فضايي- مکاني سرزمين ايران بود. از طرف ديگر تعيين شده از سوي پادشاه که در راس تشکيلات اداري وکشوري قرارداشت. مقصود از اين تقسيمات نيز گاهي مبتني بر ماليات (عامل اقتصادي – اجتماعي) بود وگاه مبتني بر عامل نظامي(سياسي – نظامي).”(شيرازي وديگران ،22:1382)
“قانون تشکيل ايالات وولايات ودستورالعمل حکام” به عنوان اولين قانون مصوب در مجلس قانون گذاري کشور که در رابطه با تقسيمات کشوري وضع گرديد اولين تجربه ايران معاصر در امر منطقه بندي سرزميني بود .در اين قانون آمده است :
“ماده1 – مملکت محروسه ايران براي تسهيل امور سياسي به ايالات وولايات منقسم مي گردد .
ماده2 – ايالت قسمتي از مملکت است که داراي حکومت مرکزي وولايات حاکم نشين جزء است وفعلا منحصر به 4 ايالت آذربايجان،کرمان وبلوچستان،فارس وبنادر وخراسان مي باشد .
ماده3 – ولايت قسمتي از مملکت است که داراي يک شهر حاکم نشين وتوابع باشد اعم از اينکه حکومت آن تابع پايتخت يا تابع مرکز ايالتي باشد.” (قانون تشکيل ايالات و ولايات ،2:1325)
مهمترين تلاشهاي صورت گرفته در امرمنطقه بندي کشور را با در نظرگرفتن ماهيت وهدف از اجراي آنها در قالب چهار گروه تحت عنوان :
منطقه بندي سياسي – اداري ،
منطقه بندي هاي طبيعي،
منطقه بندي هاي اجرايي
منطقه بندي هاي برنامه ريزي
طبقه بندي کرده ايم.اين گروه بندي در جدول شماره 2-2 ارائه شده است :
با مرور منطقه بنديهاي صورت گرفته مي توان گفت تمام اين تقسيمات به جز تقسيمات کشوري وتقسيمات ايالتي ،که برگرفته از اهداف سياسي – اداري دولت هاي وقت مي باشد، منطقه بندي هايي غير سياسي هستند که به منظور پي گيري اهداف برنامه ريزي وتوسعه مطرح شده وهرگز مقصود از اجراي آنها نايل شدن به اهداف سياسي يا تشکيل واحدهاي جديد سياسي – اداري نبوده است .

طرح ها
دسته بندي بر اساس مقاصد
رديف

تقسيمات کشوري
منطقه بندي ايالتي

طرح هاي مطالعاتي سياسي – اداري

1

منطقه بندي بتل
منطقه بندي طرح کالبدي ملي
منطقه بندي ستيران
منطقه بندي کلان کشور
منطقه بندي گزارش ملي توسعه انساني

طرح هاي مطالعاتي برنامه ريزي

2
منطقه بندي آموزش و پرورش
منطقه بندي جهاد سازندگي
تعيين مناطق محروم
تعيين مناطق خدمات رساني
منطقه بندي طرح جامع کشت
منطقه بندي طرح جامع توليد وتوزيع پروتئين
منطقه بندي مخابرات
منطقه بندي وزارت نيرو

طرح هاي مطالعات اجرايي

3

منطقه بندي جاماب
منطقه بندي اهلرز

طرح هاي مطالعاتي طبيعي

4
جدول شماره 2- 2 : دسته بندي طرح هاي مطالعاتي منطقه بندي بر اساس اهداف سازماني مطرح شده
ماخذ : مطالعات پژوهش

2-3-2. مهمترين منطقه بندي ها
2-3-2-1 . منطقه بندي هاي طبيعي
2-3-2-1-1 . منطقه بندي اهلرز
“پروفسور اکارت اهلزر در کتاب خود ايران را به6منطقه تقسيم کرده است .لازم به ذکر است که سطح بندي روستاهاي کشور در سال 1372توسط بنياد مسکن انقلاب اسلامي عملا همان تقسيم بندي پروفسور اهلرز است که ايران را به 6 منطقه تقسيم کرده است .
1.منطقه پست ساحلي خزر ؛
2.منطقه کوهستاني و پايکوهي البرز؛
3.منطقه آذربايجان ؛
4.منطقه مرکزي وشرقي ؛
5.منطقه کوهستاني و پايکوهي البرز ؛
6.منطقه ساحلي خليج فارس ودرياي عمان ؛”(وثوقي ،1370)
2-3-2-1-2. منطقه بندي جاماب
در سالهاي بعد از انقلاب طرح جامع آب در تلاش براي رفع تضاد ميان مصرف کنندگان اصلي آب يعني کشاورزي، صنعت وشهرهايي که تغيير الگوي زندگي را تجربه مي کردند عنوان شد .
نيازي که در پي آن تهيه طرح جامع آب در دستورکار قرار گرفت اينگونه بيان شده است :1تزريق درآمدهاي نفت در اقتصاد کشور و واردشدن الگوهاي مصرفي جديد ،باعث شده است که مصرف سرانه مواد غذايي در سالهاي اخير به سرعت بالا رود واين موضوع همراه با افزايش جمعيت به نحو بي سابقه اي برحجم مصارف غذايي افزوده است .براي تامين اين مصارف ،به ويژه بعلت سياست هاي خودکفايي ،استفاده از منابع آب ،به صورت سياستي عمده درآمده است.
در بيان هدف از اجراي اين طرح نيز آمده است : هدف از طرح جامع آب ،ايجاد هماهنگي بين کليه منابع ومصارف يا امکانات ونيازهاي يک حوزه با استفاده از مجموعه اي از تاسيسات وسياست هاي بهينه اي است که از طريق اجرا واعمال آنها مي توان به عمران چند منظوره حوزه ومالا سطح کشور دست يافت واز منابع بالقوه آب هر حوزه در تامين نيازهاي اقتصادي واجتماعي آن حوزه بهترين استفاده را به عمل آورد .
از آنجا که طبيعت خاص منابع آب ،مطالعه آنها در قالب حوزه هاي آبريز را ايجاب مي کند ،لذا در بسياري از موارد اصلح آن است که نخست موارد و بخشهاي مزبور مستقل از يکديگر در چارچوب حوزه هاي مربوطه مطالعه شوند و سپس نتايج نهايي بدست آمده از يکايک حوزه ها در هرمورد با هم جمع شده ومجموعه هاي حاصله معيارهاي قضاوت نهايي قرار گيرند .
در اين طرح ،بخشهاي متعددي از جمله شهرنشيني ،کشاورزي،صنعت ومعدن وانرژي مطرح اند به علاوه در بخش کشاورزي زيربخش هايي از قبيل خاک،زراعت ،مرتع وجنگل وآبزيان نيز وجود دارند، که هرنوع تغييري در نحوه استفاده از انها بر روي ميزان بهره برداري از منابع آب کشور تاثير خواهد گذاشت. 89
طرح جامع آب کشور، به عنوان يک ضرورت وگام اوليه وبه منظور در دست داشتن يک طرح هادي که راهنما ومصحح برنامه ريزيها وطراحيها واجراي طرح هاي توسعه منابع آب کشور قرارگيرد تهيه شده وبراساس نتايج بدست آمده ،چارچوب ها ومباني برنامه هاي توسعه منابع آب کشور بدست آمده است .اين طرح مبتني برشناخت منابع ومصارف آب در وضع موجود ،برآورد نيازمنديها ومصارف مختلف آب ،وامکانات توسعه منابع آب کشور در دراز مدت است .
با توجه به مشخصات توپوگرافيک، کشور ايران از نظر جريان آبهاي سطحي به شش حوزه آبريز اصلي به شرح زير تقسيم گرديده است :
حوزه آبريز درياي خزرشامل مناطق شمال آذربايجان،دامنه هاي شمالي رشته کوه البرز از طوالش تا کپه داغ وهمچنين بخشي از دامنه هاي شرقي وشمالي زاگرس مي باشد کليه رودخانه هاي واقع در اين محدوده به سمت درياي خزر جريان دارند .
حوزه آبريز خليج فارس ودرياي عمان شامل قسمت عمده ارتفاعات ودامنه هاي غربي ،جنوب غربي وجنوبي رشته کوه زاگرس ونيز دامنه هاي جنوبي کوههاي بشاگرد بوده وکليه رودخانه هاي واقع در اين محدوده چه از طريق خاک عراق وچه مستقيم ،به خليج فارس ودرياي عمان جريان دارند .
حوزه آبريز درياچه اروميه که شامل دامنه هاي شمالي زاگرس ونيز دامنه هاي شرقي کوههاي واقع در مرز ايران وترکيه و دامنه هاي جنوبي وغربي کوه سهند مي باشد .کليه رودخانه هاي واقع در اين حوزه به سمت درياچه مزبور جريان دارند .
حوزه آبريز فلات مرکزي شامل کليه مناطق کشور است که جريان آب آنها به سمت باتلاق ها وشوره زارها وکويرهاي مرکزي جريان دارند .
حوزه آبريز شرقي شامل مناطقي از کشور است که جريان آب انها به سمت درياچه ها ،باتلاق ها وشوره زارهاي وافع در داخل يا مرز بين ايران وکشورهاي افغانستان وپاکستان مي باشد .
حوزه آبريز صحراي قره قوم بخشي از شمال شرقي ايران را شامل مي شود که آبهاي جاري آنها به سمت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد عدم تمرکز، جامعه مدرن، توسعه منطقه Next Entries پایان نامه رایگان درمورد کانون توجه، حوزه نفوذ، بندر عباس