پایان نامه رایگان درمورد افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

طالبان به وجود آورد که در اتحاد اوليه آنان نقش به سزايي داشت (مهري و همکاران، 1393: 20).
4-2-5- قوميت و درگيريهاي قومي:
افراطيگري کنوني در مناطق شمال غرب پاکستان، تماماً از درون قوميتگرايي پشتون متولد نشده است بلکه اين تفکرسلفي، وهابي بوده است که بستر قوميت را جهت ترويج تفکرات تندروانه خود مناسب ديده و در جهت توسعه سلفيگري از آن بهره سوءگرفته است. موج خشونتيکه اکنون پاکستان را درمينوردد، از مناطق قبايلي اين کشور نشئت گرفته است، به گونهاي که حتي اين شرايط ممکن است در نهايت موجب اضمحلال ساختارهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي اين کشور و فرو غلطيدن آنها در خشونت تمام عيار شود. از طرفي،خشونت فرقهاي و مذهبي، که به صورت ادامه دار تاکنون، سياستهاي کشور پاکستان را مختل کرده است، از سياست هاياسلامگرايانه نادرست و مناقشه برانگيز ژنرال محمدضياءالحق، نشئت گرفتهاست که در طول دوران تصدي او از سال 1977تا 1988، آغاز و استمرار يافت. اين سياستها به گروههاي مذهبي در اين کشور، قدرت زيادي بخشيد و در عمل باعث گسترش جزمانديشي و تعصب مذهبي در ميان تودههاشد. فرهنگهاي مختلف در پاکستان با ايدئولوژيهاي متفاوتي همراه هستند که اغلب برتري فرهنگ خود را ترغيب ميکنند. اکثر پاکستانيها به گروه قومي هندوآريايي تعلق دارند. اين گروههاي قومي عمده به گروههاي قومي کوچکتري تقسيم ميشوند. پنجابيها 68/44 درصد، سنديها 36/17 درصد، پشتونها36 /12درصد، سيرايکيها 38/8 درصد، مهاجر اردو 57/5 درصد، بلوچها 57/3 درصد و ساير اقوام 08/6 درصد از جمعيت را تشکيل ميدهند. پاکستان در نواحي قبيلهاي که به صورت فدرال اداره ميشود و رهبران قبيلهاي آن مناطق از طالبان حمايت ميکنند، با بي ثباتي هايي روبه رواست. پاکستان براي سرکوبي ناآراميهاي محلي، مجبوربه استقرا رنيروهاي ارتش خود در اين نواحي شده است. اين درحالي است که آتش بس اعلام شده بين رهبران قبيلهاي و دولت پاکستان، ثبات لازم را به منطقه باز نگردانده است. پاکستان به لحاظ مذهبي، به ويژه در مناطق قبايلي فدرالي (فتا) مجاور افغانستان راديکالترشد. لازم است اشاره گردد بيشترجنبشهاي قومي در دهههاي پاياني قرن بيستم، در پاسخ به تهديدات محيط سياسي داخلي مانند حذف، انکار و يا تبعيض ظهوريافتهاند. بوزان معتقد است که هويت ملي، اغلب از داخل کشور چند قومي مورد تهديد قرارميگيرد. وجود شکافهاي ريشهدار، امکان انسجام نيازها، ارزشها و علايق مشترک ملي را بيشاز آن مقدار که از قبل وجود داشته است، نميدهد و هرگروه قومي، هويت جمعي خاص خود را بر اساس ارزشها و علايق گروهي، به جاي علايق ملي، ايجاد ميکند (واعظي ،1390: 219 و 220 و 28
7 و 288 و 29 و 295 و 367).

4-1- آمار خشونتهاي هدفمند عليه جوامع مذهبي در پاکستان ژانويه2012- ژوئن2013
(ذوالقرنين خان ،2013: 6)

تلفات
مجموع حملات
تعداد زخمي
تعداد کشته شدگان
تعداد حملات
838

635
77
شيعه
36

11
37
مسيحيان
39

22
54
احمدي
4

2
16
هندوها
0

1
3
سيک ها
195

46
16
گروه هاي ديگر
1108

717
203
جمع

4-2-6- قوميتهاي تشکيل دهندهي جامعهي پاکستان:
جامعهي پاكستان با چند گانگي فرهنگي و ناهمگوني قومي توصيف ميشود .اشتراك سرزميني و زباني ويژگي اصلي گروههاي قومي پاكستان به شمار ميرود. آنگونه كه گيرتز توصيف ميكند؛ از لحاظ عملي گروههايقومي در پاكستان، خاستگاه فرهنگي دارند و در اين ميان، دين و مذهب در گروههاي قومي انسجام و همبستگي شديدي را ايجاد كرده است. پاكستان به گروههاي متفاوت زباني ، نژادي تقسيم ميشود و ويژگيهاي مختلف قومي جزء عوامل اصلي واگرايي و منازعات در اين كشور محسوب ميشوند. در پاكستان، قوميت بنگال از نظر فرهنگي، زباني و اقتصادي داراي انگيزهي جدايي طلبانه بوده است در حالي كه قوميت پشتون داراي سابقهي تاريخي طولاني مدت است. فرهنگ قبيلهاي و سرزميني بر قوميت بلوچ حاكم است. همچنين هم بستگي زباني و فرهنگي در قوميت سندي پر رنگتر به نظر ميرسد. جامعهي پنجاب با حفظ تمام سمبلهاي قوميتي، قدرتمندترين قوميت در پاكستان به شمار ميرود. ديگر گروهقومي تشكيل دهندهي كشور پاكستان مهاجرها هسنتد كه با هويت زباني و منحصر به فرد در صحنهي ملي ظاهر ميشوند. طبق گزارش آمارگيري 1998م جمعيت پاكستان به گروههاي مختلف قومي و زباني مختلف تقسيم ميشود، كه در نمودار زير انعكاس داده شده است.

(شکل4-1) گروه هاي قومي تشکيل دهنده کشورپاکستان
با اين تفاسير، امروزه درگيريهاي قومي شديدي را ميتوان در ايالت پنجاب ديد. جايي كه گروه سيرايكي زبان براي جدايي مرزهاي قلمرو خود در ستيز با گروههاي پنجابي است. اين تنش هاي پنهان همچنين در ايالت خيبر پختونخواه (اين ايالت قبلاً با عنوان ايالت سرحد معروف بود) جايي كه گروه هزارا79 درست به همان دليل در حال جنگ هستند، نيز وجود دارد. قوميتهاي ساكن در بلوچستان نه تنها بين خودشان در حال جنگ هستند بلكه با دولتمركزي نيز در حال جنگ هستند. بدترين حالت درگيري قومي در ايالت سند ديده شده است. شايان گفتن است كه فقط در سال 2011م به خاطر نزاعهاي قومي در پاكستان بيش از 2000 نفر قرباني شدند در اين ميان، شهر كراچي به عنوان قطب صنعتي پاكستان بيش از پيش درگير اين قبيل منازعات قومي بوده است و بيشترين قربانيان منازعات قومي در طول ساليان متمادي را در بر گرفته است (کوشکي و حسيني ،1393: 69 و 71 و 72). در نگاهي واقع بينانه بايد پذيرفت که مجموعه متعددي از عوامل و محرکها در بحرانسازي مناطق قبايلي نقش دارند که در اين ميان ايدئولوژي جهادگر، پايدارترين و محرکترين عنصر مخاصمه و بيثباتي است. بدون ترديد، ايدئولوژي مبارزه جو و خشن، متصلبترين لايه مباني رفتاري راديکالهاست که تغيير و تبديل آن نيز اگر ممکن باشد، پرهزينه و زمان براست. اصرار رهبران و عناصر قبيلهاي بر استمرار هويت سنتي و اصيل خود، موجب تعصب شديد آنها نسبت به حفظ موجوديت نظام باورها و هسته معنايي هويت قبيلهاي و احتراز از نابودي هويتي شده است. لذا احساس تهديد هويتي قبايل ازسوي امريکا و پاکستان، موجب واکنشهاي خشونت بار آنها عليه سيستم سياسي اين کشور شده است. ورود پاکستان به جبهه ضدتروريسم امريکا موجب رويارويي دو طيف قدرتمند در پاکستان شده که به سبب آن جهادگران مدعي مبارزه براي شريعت، رودرروي ارتش قدرتمند مدعي دفاع از تماميت ارضي کشوراسلامي پاکستان قرار گرفتهاند. بدون ترديد ماهيت کنشگري آي. اس. آي، اقوام پشتون و طالبان محلي پاکستان، داراي تمايزات قابل توجهي است و نميتوان انگيزهها و اهداف اين سه ضلع بحران را يکسان پنداشت. از آنجا که ارتش پاکستان و شاخه امنيتي آن آي. اس. آي حفظ يکپارچگي ملي را جزو وظايف ذاتي خود ميداند، همواره تلاش کرده است از پشتونيزه شدن جنگ با افراطگرايي جلوگيري کند؛ به گونهاي که پشتونهاي غيرطالباني از صدمات جنگ در امان مانده اما افراطگرايان سرکوب شوند. در مقابل، طالبان همواره در مناطق قبايلي تلاش ميکندحملات ارتش عليه خود را جنگ ارتش و پشتونها و حتي منازعه و تقابل قوميت پنجابي و پشتون معرفيکند (واعظي ،1390: 243).

4-2-6- بررسي زمينههاي تاريخي افراطگرايي فرقهاي در پاكستان:
پاکستان از زمان استقلال خود تحت فشار مسائل سياسي، اقتصاد ي، اجتماعي و رواني متنوع و مختلفي قرار داشته و در طول اين سالها با مشکلات عديدهاي دست و پنجه نرم کرده است و دولتهاي وقت از برخورد جدي براي حل برخي از آنها ناتوان بودند. يکي از اين مسائل برخوردها و درگيريهاي فرقهاي و گسترش روز افزون آنها است که تقريباً به صورت يک بيماري مزمن در پاکستان ظاهر شده است. فرقهگرايي و تروريسم داخلي نشأت گرفته از فعاليت گروههاي پر شمار مذهبي، خود بحثي قابل تأمل است. تنشهاي مذهبي و فرقهاي در اين کشور به اشکال گوناگون ظهور يافته است که از جمله، تنش مذهبي ميان بعضي از مذاهب اهل سنت و شيعيان اثني عشري که از سال 1984به بعد ماهيت خشونتآميز به خود گرفته و تنش ديگر بين بريلويها و ديوبنديهاي تندرو که به وهابيت معروف شدهاند (صراف يزدي وهمکاران ،1390: 81 و 82). افراطگرايي يکي ازپديدههاي روبه رشد، سرنوشت ساز و تعيينکننده عصر حاضراست. اين پديده به گونهاي روزافزون بر تحولات ملي ومنطقهاي و جهاني اثرگذاشته و تفسير و تحليل رويدادهاي سياسي، امنيتي، اجتماعي و اقتصادي امروز بدون توجه به اين پديده و در نظرگرفتن ابعاد مختلف آن به ناچار ناقص و نارسا است. افراطگرايي فرقهاي در کشور پاکستان در اواخر دهه 1970 م ظاهر شده، در دهه1980 م افزايش پيدا کرده و در دهه 1990م استمرار يافته است. بنابراين، در اين قسمت، پس از ارايه تعريفي از افراطگرايي فرقهاي، به معرفي فرقههاي مذهبي پاکستان پرداخته ميشود و در ادامه به رويکردها به افراطگرايي فرقهاي در پاکستان اشاره ميگردد.

4-2-6-1- تعريف افراطگرايي فرقهاي:
تعريف افراطگرايي دشوار است، اما ميتوان گفت که افراطگرايي يکي از صورتهاي پديداري بنيادگرايي است. البته افراطگرايي، بعدي بيش از بنيادگرايي در خود دارد که آن را از بنيادگرايي متمايزميکند. اين بعد، در واقع خشونت است. افراطگرا لقبي است که به آن دسته از افراد يا گروههايي ميدهند که عموماً به منظور تحميل باورها، ايدئولوژي يا ارزشهاي اخلاقي خود به ديگران به خشونت متوسل ميشوند. واقعيت آن است که همه بنيادگراها افراطگرا نيستند و بنيادگرايي لزوماً پديدهاي خشن نيست. بنابراين، آن دسته از بنيادگراها که براي رسيدن به اهدافشان از خشونت استفاده ميکنند، افراطگرا هستند. خشونت، در اينجا، به معناي نيرويي غالباً شديد تعريف ميشود که به منظور وارد آوردن صدمه يا آسيب جراحتبار يا کشنده، به افراد يا گروههايي که دشمن شمرده ميشوند، مورد استفاده افراطگرايان قرارميگيرد. هدف خشونت افراطگراها بر انگيختن گروه هدف به پاسخي نامتناسب، تندرو کردن ميانهروها و ، در درازمدت، جلب حمايت از اهداف جاه طلبانهشان است. افراطگراها، با موفقيت گروه حاميان خود را بزرگتر ميکنند، بر شمار سربازاني که ميخواهند در نهضت آنها بجنگند ميافزايند؛ منابع مالي و ديگر منابع خود را توسعه، و قدرت کلي خود را افزايش ميدهند. آنها، که به دنبال قدرت يا نفوذ سياسي و اجتماعي هستند، از خشونت بر ضد تشکيلات حکومتي و مردمي استفاده ميکنند تا ترس را به مردم القا کنند و ناشايستگي آنهايي که قدرت را در دست دارند، نشان بدهند. بنابراين، اکثر خشونتهاي افراطي، آن گونه که بسياري تصور ميکنند، غيرانتخابي و غيرعقلاني نيست. بلکه توسل افراطگراها به خشونت، اغلب، هدفمند و حسابگرانه است. يکي از عرصههاي تجلي افراطگرايي، در ميان فرقههاي مذهبي است. اين گونه از افراطگرايي بر هويت انحصاري يک گروه مذهبي تأکيد و تمرکز دارد و سايرگروهها را اشکال ناروا يا انحرافي از آن مذهب و بنابراين، مستحق خشونت ميداند. اين خشونت براساس تقويم مذهبي و در مکانها و زمانهاي مقدس اعمال ميشود. همچنين، علاوه بر عموم پيروان يک فرقه، شخصيتهاي مهم و تأثيرگذار آن فرقه هدف اين نوع خشونت قرار ميگيرند. اقليتهاي مذهبي پاکستان، و حتي بخشي از گروه اکثريت، در سه دهه اخير قرباني اين خشونتهاشدهاند.

4-2-6-2- فرقههاي پاکستاني:
فرقه، زيرگروه يک گروه مذهبي بزرگتراست. تقسيمات فرقهاي بيشماري در پاکستان وجود دارد. مسلمانان پاکستان، که اکثريت 95 درصدي جمعيت آن را تشکيل ميدهند، به دو فرقه سني و شيعه تقسيم ميشوند. سنيها با 75 درصد و شيعيان با تقريباً 20 درصد جمعيت، به ترتيب، اولين و دومين فرقه بزرگ مذهبي پاکستان محسوب ميشوند و ساير مذاهب، از جمله مسيحيت، آيينهندو وسيک، در ميان کمتر از 5 درصد ساکنان اين سرزمين رواج دارد. اين فرقههاي مذهبي به لحاظ اعتقادي يکپارچه نيستند و هر يک در درون خود تقسيماتي دارد. مسلمانان سني پاکستان عموماً پيرو مکتب فقهي حنفي هستندکه خود به دو فرقه فرعي ديوبندي و بريلوي تقسيم ميشود. در اين ميان، بيشتر آنها پيرو سنتهاي بريلوي هستندکه فرقهاي ميانه رواست. فرقه فرعي اهل حديث از ديگرفرقه هاي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، فرهنگ و تمدن، جهان اسلام Next Entries پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، روشنفکران