پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، فرهنگ و تمدن

دانلود پایان نامه ارشد

آمريکا و متحدين نظامي آن ميبينند (سليماني و خالديان ،1391: 169 و 170 و 171 و 183). اصول عقيدتي اين گروه برگرفته از انديشهي وهابيت و تفکر ديوبندي در شبه قارهي هند ميباشد (عليخاني ،139.: 67 و 68). حکيم الله محسود، توانسته بود گروههاي شبه نظامي قبايلي را يکپارچه سازد. تحريک طالبان پاکستان، در حدود 5هزار جنگجودارد. پيوند گروههاي مذکور از نظر ايدئولوژي، نيروي انساني و عملياتي با القاعده قطعي به نظرميرسد. اين وضعيت فقط در درون مناطق قبايلي محصور نشده بلکه بازتاب آن در قالب بمبگذاريها، حملات انتحاري، ترور مقامات سياسي و امنيتي و حملات چريکي به ارتش پاکستان ظاهر شده است. در اين ميان حملات فرقهگرايانه تروريستها به شيعيان، بيش از ساير موارد تلفات جاني در پي داشته است. عقب نشيني القاعده و طالبان به عقبه راهبردي خود در مناطق قبايلي پس از اشغال افغانستان، اين منطقه را ميعادگاه تمام گروههاي خشونت طلب اعم از قومي، فرقهاي و ايدئولوژيک جهادگر تبديل کرده است. يک کاسه شدن بسياري از عناصر اسلام گرا در کمربند قبايلي، موجب گرد هم آمدن اسلامگرايان راديکال نامتجانس ساير نقاط دنيا در يک حوزه جغرافيايي و قومي شد. اين وضعيت منابع مالي و انساني در دسترس راديکالها را افزايش داده و رديابي کانالهاي ارتباطي و مالي آنها را براي دولت غيرممکن ساخته است. آموزههاي فرهنگي و اعتقادي قبايل پشتون که برپايههاي مکتب ديوبنديسم استوار شده است، پشتوانه فکري و شناختي مؤثري را در ترويج و تقويت جهاد در اين منطقه به دست ميدهد. شالودههاي ديوبنديسم که بر جهاد با استعمار انگليس در شبهقاره بناشد، امروزه مورد بازخواني و بازيابي کارکردي ديگري از سوي پيروان القاعده و طالبان قرار گرفته است. ميتوان ادعا کرد که انديشهجهاد و جغرافياي پشتوني، به نقطه تماس و ارتباط جنگجويان بينالمللي تبديل شده و موجب تلفيق نسل دوم القاعده با طالبان محلي پاکستان، در انديشه و عمل شده است (واعظي ،1390: 237 و 238). هر چند اکثريت اعضاي جنبش را، مبارزان راديکال از قبايل پاکستاني تشکيل ميدهند، ولي تعدادي از قوميتهاي عرب، ازبک، افغاني، چچن و ديگر شبه نظاميان در بين آنها حضور دارند. منابع مالي اين جنبش عبارتنند از: کمکهاي مالي داخلي و بينالمللي، انجام فعايتهاي غيرقانوني از جمله: آدم ربايي براي باجگيري، سرقت، اخذ ماليات، جريمه، اخاذي و و جوه حاصل از ساير سازمانهاي تروريستي و بهرهبرداري از منابع طبيعي (ساناجمال وام احسن ،2015: 1 و 2).

(جدول3-1) وضعيت جنبش طالبان پاکستان
نام گروه
مکتب فکري
سال تأسيس
بنيانگذار
جغرافياي حضور و نفوذ
اهداف
رويکرد
پيوندهاي درون شبکهاي
تحريک طالبان پاکستان
ديوبندي وهابيت
2007
بيتالله محسود
مناطق هفتگانه قبايلي
جهاد دفاعي
تأسيس امارت مبتني بر شريعت
ضد دولت
فرقه گرا
همکاري عملياتي با القاعده و لشگر جهنگوي

تفکر ديني طالبان در حقيقت همان تفکر ديوبندي است که نسخه بدل «وهابيگري» در شبهقاره هند به شمار ميرود. جهت روشن شدن بهتر مباني فکري طالبان و ديوبندي، چند محور در مورد انديشه آنان به طورخلاصه مورد بحث قرار ميدهيم و در ادامه مبحث، در خصوص اين محورها ،توضيح بيشتري ارايه خواهد گرديد.
3-11-1- مباني فکري طالبان و ديوبندي: (رشيدي و شاه قلعه ،1391: 98) و (عارفي ،1378: 202 و 203 و 204 و 205).

(جدول3-2) مباني فکري طالبان و ديوبندي
رديف
محورها و انديشه ها
توضيحات
1

احياي مدل خلافت
مهمترين اصل در انديشهي سياسي ديوبندي و ساير گروههاي بنيادگراي افراطي، از جمله طالبان، احياي اصل خلافت در نظام سياسي اسلام است.
2

مبارزه با نوآوريهاي مدنيت غربي
مخالفت با مفاسد فرهنگ و تمدن غربي در کل، يکي از شعارهاي اساسي تمامي گروههاي اسلامي است؛ اما آنچه بنيادگراي افراطي از نوع طالبان را از بقيه گروههاي اسلامي جدا مي سازد، نفي مطلق مدنيت غربي به وسيله آنهاست.
3

بازگشت به عصر قبل از تجدد و تفسيرسخت گرايانهي مفاهيم ديني
يکي از پيچيدگيهاي اساسي در بينش طالبان به طوراعم، روح تعبدگرايي و قداست بخشي نسبت به دستاوردهاي کلامي و فقهي پيشينيان است.
4

خود حق پنداري ستيزگرايانه
بنيادگرايي افراطي از نوع وهابي، با توسل به حربه ي تکفير، به مبارزه با تمامي مذاهب و فرق اسلامي غير از خود رفته و به جزخويشتن، ساير گروهها را يکسره بر باطل و حتي کافرمي پندارد.

3-11-2- روابط طالبان پاکستان با گروههاي بنيادگرايي افراطي:
اين گروه به طورقابل توجه با گروههاي ديگر در مناطق مختلف پاکستان و افغانستان و همچنين آسياي مرکزي رابطهي تنگاتنگ دارد و از لحاظ تشکيلاتي و عملياتي هميشه در حال تبادل اطلاعات ميان گروههاي ديگر است (احمدي ،1391: 29). طالبان و نيروهاي القاعده در مناطق پشتونشين پاکستان، مستقر شدند. بيشتر مردم ايالت سرحد و مناطق قبايلي، پشتون هستند. ايالت بلوچستان و شهرکراچي در ايالت سند، نيز جمعيت پشتون چشمگيري دارند. بيش از 3ميليون پشتون در مناطق قبايلي، 28 ميليون در ساير بخشهاي پاکستان و 15ميليون پشتون در افغانستان زندگي ميکنند. حکومت ايالت سرحد و بلوچستان هم در دست ائتلاف مجلس متحد عمل قرارگرفته بود که طيف غالب آن، حامي يا هوادار طالبان بودند. دولت پاکستان بر مناطق قبايلي، کنترلي تعيين کننده نداشت و اين منطقه به صورت محلي توسط سران قبايل اداره ميشد؛ بنابراين، اين کمربند پشتونشين که در شمال غرب و غرب پاکستان کشيده شده و هم مرز با افغانستان است به محلي مناسب براي استقرارطالبان و سازماندهي مجدد نيروهاي آنها براي انجام عمليات در افغانستان تبديل شد. حضور نيروهاي طالبان و سايرگروههاي ستيزه گر در خاک پاکستان، دو تحول اساسي را در پيداشت: يکي طغيان طالبان و ديگري طالباني شدن مناطق قبايلي و بخشهايي ديگر از پاکستان؛ هر يک از اين دو رويداد، به هر صورت مستقيم يا غيرمستقيم، به تشديد افراطگرايي فرقههاي در پاکستان منجرشده است. پيروزي اوليه نيروهاي ائتلاف در افغانستان ديري نپاييد و با تلاشهاي طالبان براي مبارزه با اشغالگران و سرنگوني حکومت جديد افغانستان به طغيان کشيده شد. خيلي زود مشخص شد که طالبان و القاعده به طور کامل شکست نخوردهاند؛ آنها در ايالتهاي سرحد، بلوچستان و مناطق قبايلي در امتداد مرز با افغانستان به سازماندهي مجدد خود پرداختند؛ پناهگاههاي آنها در پاکستان براي آغاز و تداوم اين طغيان حياتي بود. حضورطالبان و ديگر گروههاي جهادي در خاک پاکستان برايشان فرصتهاي زيادي به همراه داشت؛ آنها توانستند راهبردهاي خود را گسترش دهند، از ميان قبايل، شبکه مدارس ديني و اردوگاههاي آوارگان افغان عضوگيري کنند، با حاميان خود در سراسرجهان تماس برقرارکرده، منابع مالي جذب کنند و شايد مهم تر از همه اين که از مرکزعمليات رزمي ايالات متحده فاصله داشته باشند (محبوبي، و همکاران ،1392: 5). طالبان پاکستان در مواقعي در ماموريتهاي برون مرزي با القاعده همکاري ميکنند. آنها هدف و دستور کار نهايي خود را با القاعده، جهادجهاني قراردادهاند. در سال2007 بيش از50 عمليات انتحاري بوسيله طالبان و گروههاي وابسته به آنها انجام شد؛ در حالي که شمار اين عمليات ها در پاکستان بين سالهاي2001 تا 2007 به کمتر از30 مورد ميرسيد. از جمله فعاليتهاي برون مرزي که گروه طالبان با همکاري القاعده داشته ميتواند به طرح عمليات مايع در سال2006 اشاره کرد. در اين طرح قرار بود مواد مايع منفجرهاي در حداقل10هواپيما که از انگلستان به آمريکاميرفت، منفجر شود. اين طرح بوسيله پليس بريتانيا قبل از اين که عملياتي شود خنثي و کشف شد و تمام افراد مظنون بازداشت شدند. همچنين گروه طالبان با همکاري القاعده عملياتهاي مختلف را در آلمان، دانمارک و اسپانيا در سال 2007 و 2008 برنامهريزي کرده بودند که همگي خنثي شدند. با توجه به پيوند تشکيلاتي ميان طالبان و القاعده، آنها با حمايتها و کمکهاي خود به القاعده باعث رشد اقدامات تروريستي و خشونت آنها در مناطق مختلف و رشد بنيادگرايي افراطي خواهند شد. آنها همچنين با جذب و آموزش تندرويان چچني و اويغور با همکاري القاعده ميتوانند تهديدي عليه امنيت روسيه و منطقه قفقاز محسوب شوند. طالبان پاکستاني از طريق خاک افغانستان و با همکاري طالبان افغانستان بسياري از حملات و اقدامات تروريستي را عليه نيروهاي خارجي و افرادسرشناس افغان انجام ميدهند. پليس هند، اقدامات تروريستي که در نوامبر سال 2008 باعث کشته شدن 195نفر از افراد بيگناه شد را به گروه لشکر طيبه نسبت داده است. اين گروه يکي از عناصر تشکيل دهنده طالبان پاکستاني شده است (احمدي وخاني ،1391: 30 و 31 و 33). بررسي دقيق گروه‌هاي فرقه‌اي‌ تروريستي در پاکستان، حاکي از تعامل و ارتباط مستمر عناصر جهادي اين فرق با مدارس ديني اهل‌سنت در اين کشور دارد، به‌ گونه‌اي که کارشناسان مختلف اذغان دارند، تمامي بنيان‌گذاران و حاميان انگيزشي و مالي اين گروه‌ها مرتبط با مدارس ديني افراط‌گرا مي‌باشند، در جدول ذيل، گروه هايي که زير چتر تحريک طالبان پاکستان، جبههي متحدنظامي تشکيل داده اند، آورده شده است.

(جدول3-3) گروه هاي متحد نظامي تحريک طالبان پاکستان (سليماني وخالديان ،1391: 183).
نام گروه
مکتب فکري
سال تأسيس
بنيانگذار
جغرافياي حضور و نفوذ
اهداف
رويکرد
پيوندهاي درون شبکهاي
لشگرجنگهوي
وهابيت
1996م
رياض بسرا
سراسر پاکستان
فرقه گرايي و تاسيس حکومت فرقهگرا
ضدشيعي
ارتباط با طالبان افغان و القاعده
سپاه صحابه
ديوبندي
1985م
حق نوازجنگهوي
پنجاب و سايرايالات
جلوگيري از رشد تشيع
ضد دولتي
ضد شيعي
همکاري با تحريک طالبان پاکستان و لشگرجنگهوي
جيش محمد
سلفي
ديوبندي
2000م
مولانامسعوداظهر
کراچي و کشمير
استقلال کشمير و
تضعيف قدرت هند
ضد هندي
ضد دولتي
ضد آمريکايي
همکاري با لشگرجنگهوي و سپاه صحابه
حرکه المجاهدين
سلفي
1998م
مولانافضل الله الرحمن خليل
کشمير
ترويج جهادبين المللي
ضد هندي
ضدآمريکايي
پيوند با جيش محمد، گروه عمرخالد
لشکر طيبه
اهل حديث
1989م
حافظ محمد سعيد
پنجاب و کشميرآزاد
آزادسازي کشمير از سلطهي هند
ضد هندي
ضد آمريکايي
پيوندباالقاعده وحمايت ازگروه مجاهدين هند
جنبش اجراي شريعت محمدي
وهابي
سلفي
1992م
مولاناصوفي محمد
دره سوات
اجراي شريعت طالباني
ضد آمريکا و ناتو
ضد دولتي
همکاري با طالبان افغان و القاعده
شبکه حقاني
طالبانيسم
1990م
مولوي جلال الدين حقاني
وزيرستان شمالي
ولايت بکتيا
فرست
جنگ عليه نيروهاي غربي
مخاالف دولت حامدکرزاي و همسو با ارتش پاکستان
همسو با طالبان و القاعده
القاعده
وهابيت
1998
اسامه بن لادن
سراسر جهان
جهاد عليه مسيحيان و يهوديان
ضد آمريکايي

3-11-3- ردهبندي گروه تحريک طالبان پاکستان:
3-11-3-1- گروه محسود75:
اين گروه هستهي تحريک طالبان پاکستان را تشکيل ميدهد و از عناصر آن ميتوان بيت الله محسود را نام برد. در سراسر نواحي قبيله نشين فدرال فعاليت دارند. جهاد عليه دولت پاکستان از اهداف آنان ميباشد.

3-11-3-2- طالبان مقامي يا محلي:76
اين گروه، از گروههاي مولوي نذير(در وزيرستان جنوبي) و گل بهادر (در وزيرستان شمالي) تشکيل گرديده و اهداف اصلي آنها، حمايت از جهاد در افغانستان ميباشد.

3-11-3- 3-طالبان پنجابي77
اين جناح از گروههاي فرقهاي متمرکز در داخل پاکستان بوده و اهداف آنان جهاد عليه هند با موضوع کشميرميباشد (ساناجمال وام احسن ،2015: 3 و 5 و 6 ).

3-11-4- ويژگيهاي فکري و انديشههاي سياسي طالبان پاکستان:
ويژگيهاي فکري و انديشههاي سياسي طالبان را ميتوان در موارد زير خلاصه کرد:

3-11-4-1- اجراي شريعت:
يکي از پيچيدگيهاي اساسي در بينش طالبان به طور اخص و بنيادگرايي افراطي به طوراعم، روح تعبدگرايي و قداست بخشي نسبت به دستاوردهاي کلامي و فقهي پيشينيان ميباشد. بنيادگرايي افراطي، دوران صدراسلام و ميانه را دورهي طلايي و مصون از هر نوع خطا تلقي نموده و راجع به تفاسير و تأويلهاي ديني اين دوره، اعتقاد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، سپتامبر 2001 Next Entries پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، جهان اسلام