پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، سپتامبر 2001، باراک اوباما، واقعه 11 سپتامبر

دانلود پایان نامه ارشد

بنلادن ميگفت، مواجه شد. مشرف با انتخاب گزينهاول پاکستان، بعد هر چيز ديگري تصميم به همکاري با آمريکا درائتلاف ضدتروريسم گرفت. پس از اين تصميم مشرف، آمريکا از پاکستان به عنوان سرپل عمليات نظامي عليه طالبان و القاعده ياد کرد و در همين راستا اولويتهاي سياستخارجي خود را در روابط با اسلامآباد که موجب انعقاد تحريمهايي بر اثر آزمايش اتمي و حکومت نظامي در پاکستان شده بود، لغو کرد و به حمايت از اين کشور پرداخت. بنابراين حوادث 11 سپتامبر 2001 و تحولات پس از آن سبب بهبود روابط آمريکا در نبرد با تروريسم لقبگرفت و آمريکا هم از پاکستان خواست مرزهاي خود را با افغانستان مسدود و فعاليتها و ترددهاي اعضاي القاعده و طالبان به داخل و اطراف پاکستان را متوقف کند، اخبار محرمانه و اطلاعات جمعآوري شده سازمان اطلاعات پاکستان در مورد اسامهبنلادن، سازمان القاعده و طالبان را در اختيار آمريکا بگذارد و به آمريکا اجازه استفاده از حريمهوايي پاکستان براي عمليات تهاجمي عليه افغانستان و استقرار نيروهايآمريکايي در پاکستان براي دستگيري اسامهبن لادن را بدهد. مقامات اسلامآباد با اتخاذ راهبرد اتحاد با آمريکا در پروژه افغانستان موفق شدند به حجم تحريمهاي اعمال شده عليه پاکستان پايان بخشند. ارزش کمکهاي اقتصادي و مالي آمريکا به پاکستان به لحاظ همراهي اسلامآباد با واشنگتن، از سال 2001 تا 2008به رقمي حدود 9 ميليارد دلار ميرسد که براي تقويت وضعاقتصادي و نظامي دولت پاکستان بسيارحياتي بود. در راستاي راهبرد مبارزه با تروريسم، ژنرال مشرف ممنوعيت برخي سازمانهاي مذهبي را اعلام کرد و دستورتعطيلي برخي مدارس مذهبي را که محل تعليم گروههاي افراطي بودند صادر کرد. وي همچنين جمعآوري اعانه از سوي سازمانهاي مختلف براي تأمين بودجه گروههاي به اصطلاح جهادي را ممنوع و اعلام کرد با هر شخص، گروه يا سازماني که معلوم شود در تروريسم داخلي يا خارج از کشور دخالت داشته، قاطعانه برخورد ميکند و هيچ سازماني اجازه نخواهد داشت به نام کشمير به اعمال تروريستي دست بزند. تصميم قاطع پاکستان در همراهي آمريکا عليه تروريسم به دليل ترس ازآمريکا و مشوقهاي اقتصادي آمريکا، آن کشور را به متحد کليدي آمريکا پس از 11 سپتامبر 2001 تبديل کرد. مشرف حتي چند پايگاه هوايي در ايالتهاي سند و بلوچستان از جمله پايگاه شمسي، دالبندين و پايگاهشهباز را در اختيار ارتش آمريکا قرارداد تا براي حمله به رژيم طالبان استفاده شود. ژنرالکليم سعادت، فرمانده وقتنيرويهوايي پاکستان، در شهريور 1383 اعلام که نيروهاي ارتش آمريکا در برخي پايگاههاي هوايي اين کشور مستقر و مجازند تا زماني که بخواهند، در آنجا باقي بمانند. نيروهاي نظامي آمريکا علاوه بر استقرار در چند پايگاه هوايي فوق، از بنادر کراچي، پسني و جيواني نيز استفاده ميکنند. چارچوب مناسبات پاکستان و آمريکا در دوران رياست جمهوري پرويزمشرف (2008-2001) به اقتضاي تحولات افغانستان، درچارچوب مدل متحد راهبردي شکل گرفت. اما در فرداي پيروزي آصفعليزرداري به عنوان رييسجمهور قانوني پاکستان از حزب مردم در9 سپتامبر 2008، چارچوب مدل يادشده به نوعي محدودتر شد و به صورت پاکستان و آمريکا؛ متحد راهبردي مشروط درآمد؛ زيرا آمريکا ادامه همکاري و تعامل با پاکستان را مشروط به کسب اجازه از اسلامآباد براي تهاجم به مناطق قبايليشمال و غرب آن کشور کرد. گفته ميشود رييس جمهور پاکستان در سفر به آمريکا و پس از حضور در اجلاس مجمععمومي سازمان ملل و ملاقات با مقامات واشنگتن اين شرط را پذيرفت. البته بعد از استعفاي ژنرال مشرف از رياستجمهوري، فشارگروهها و احزاب طرفدار طالبانيسم در پاکستان بر دولت جديد شدت گرفت. آنها از دولت جديد خواستند به ادامه راه مشرف پايان دهد و از جنگ عليه طالبان و القاعده دست بردارد؛ اما دولت جديد پاکستان همچنان به حضور فعال در ائتلاف عليه تروريسم ادامه داد. دولت جديد پاکستان در راستاي مبارزه با تروريسم، يگانهاي نظامي را به مناطقمرزي اعزام و عملياتهاي متعددي عليه طالبان در مناطقمرزي خود با افغانستان اجرا کرد. در اکتبر 2008 دولت پاکستان به تجهيز و تسليح قواينظامي ضدطالبان در مناطق شمالي اين کشور اقدام کرد. در نقشهي زير عملياتهاي نظامي پاکستان عليه طالبان در سرحدات مرزي قابل ملاحظه است.

(نقشه 4-1 عملياتهاي نظامي پاکستان عليه طالبان در سرحدات)

عمدهترين حوزههاي همکاري پاکستان با ايالات متحده آمريکا عبارتنند از:
• همکاريهاي اطلاعاتي، نظامي و لجستيکي در زمينه مبارزه باتروريسم؛
• انجام عمليات مشترک در مناطققبايلي پاکستان به منظور سرکوب عناصر القاعده و طالبان؛
• همکاري در امورهستهاي و بحث عدم انتقال دانش فني به سايرکشورها از جمله ايران؛
• همکاريهاي آموزشي؛

4-5-4- همکاري سازمانهاي اطلاعاتي آمريکا و پاکستان (سيا و آي. اس.آي) در جنگ عليه تروريسم:
تحليلگران و کارشناسان سيا معتقد بودند که آي. اس. آي با درگيري عميق و مداوم در افغانستان مهمترين سازماني است که ميتواند آمريکا را در جنگ عليه طالبان و حمله به شبکه القاعده ياري رساند. بنابراين 10 روز بعد از واقعه 11 سپتامبر، هيأتي اطلاعاتي- امنيتي از آمريکا به اسلامآباد رفت تا درباره نيازهاي جاسوسي و نظامي آمريکا بحث کند. البته دولت پاکستان قبل از اين براي همکاري به آمريکا چراغ سبزنشان داده بود. به محض آغاز نبرد آمريکا در افغانستان، مشرف، محموداحمد، رييس آي. اس. آي را که از حاميان اصلي طالبان بود، برکنار و سپهبد حسن-الحق را به جاي او منصوب کرد که با ديدگاه وي بيشتر همسويي داشت. حسنالحق مدت ششماه آي. اس. آي را از عناصري که تصور ميشد هرگونه پيوندي با طالبان داشتهاند، پاکسازي کرد. با وجوداين، نسبت به صادق بودن آي. اس. آي در جنگ عليه تروريسم ترديد وجود داشت. اين ترديدها زماني قوت گرفت که عبدالحق از فرماندهان ائتلاف ضدطالبان و از مهرههاي کليدي راهبرد جنگ فرسايشي سيا عليه طالبان، به دست طالبان دستگير و اعدام شد. گزارشهاي سازمان هاي جاسوسي روسيه و انگليس نشان داد که آي. اس. آي نقش اساسي در دستگيري وي داشته است. به هرحال با وجود نگرانيها، سازمان آي. اس. آي گذرگاهي بود که ايالاتمتحده از رهگذر آن توانست به سادگي بر طالبان غلبه کند. روابط نزديک سازمان اطلاعات و امنيت پاکستان با طالبان و القاعده به آمريکا امکان داد تا با استفاده از اطلاعات اين سازمان، ضربات اساسي به طالبان وارد کند. بعد از 11سپتامبر 2001 همکاري ميان اين دو سازمان محکمترشده است. نيروهايامنيتيو اطلاعاتي پاکستان با همکاري سازمان اطلاعات آمريکا موفق شده-اند شماري از اعضاي طالبان را بازداشت کنندکه بين آنها بازداشت ملاعبدالغني برادر معاون ملا عمر، بازداشت ملاعبدالسلام، والي قندوز در دولت پيشين طالبان، و ملاميرمحمد از فرماندهان شبه نظاميان طالبان در افغانستان، و کشتهشدن محمدحقاني، فرزند جلالالدين حقاني، در وزيرستانشمالي طي حمله موشکي آمريکا بيش از سايرين در رسانهها بازتاب داشت و اين ارتباط تنگاتنگ، آمريکاييها را بسيار خرسند کرد. به نوشته روزنامهداونپاکستان، اسلام آباد به سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا (سيا) اجازه داده است مقري در کراچي داير کند؛ اطلاعاتي که از اين مقرجمعآوري ميشود به بازداشت اعضاي طالبان و القاعده منجر شده است. البته سيا نيز براي تعميق اين روابط، بهاي بسياربالايي ميپردازد. روزنامه لسآنجلس تايمز نوشته است که سيا از سال 2001 تاکنون مبالغ هنگفتي براي دستگيري افرادمظنون، به آي . اس. آي پرداخته است. آي. اس. آي نيز در جريان نبرد عليه تروريسم دچار خسارتهاي جدي شده است. تصفيه اعضاي نزديک به گروهطالبان يک طرف قضيه است. طبق گزارشهايي از شمال افغانستان، حدود 1500 جهادي پاکستان يا مأموران اطلاعاتي نزديک به آي. اس. آي بعد از پيروزي آمريکا در افغانستان در دوران رياست جمهوري مشرف کشته شدهاند. پرويزمشرف ميگويد: چنين وضعيتي براي پاکستان تأسفبار، اما در جنگ آزادي اجتناب ناپذيربود.

4-5-5- تأثير راهبرد «افپاک87» اوباما بر تداوم همکاريهاي ضدتروريستي با پاکستان:
با روي کارآمدن باراک اوباما جوهره و هستهاصلي راهبرد وي در جنوبآسيا به پيروزي رساندن راهبرد مبارزه با تروريسم در حوزه افغانستان و پاکستان اعلام شد. وقتي آمريکاييها به اهداف خود در منطقه دست نيافتند، به اين نتيجه رسيدند که بايد راهبردي جديد براي منطقه طراحي کنند. جديد با آمدن اوباما شروع نشده است، بلکه آمريکاييها قبل از راهپيداکردن اوباما به کاخسفيد، آن را طراحي کردهبودند. ژنرال پترائوس، فرمانده اصلي آمريکاييها در افغانستان و عراق، دوهفته قبل از انتخابات رياستجمهوري آمريکا، کار افغانستان را کليد زد و با سفر به اين کشور اين موضوع را مطرح کرد. در نتيجهي چنين تغييرنگرشي، راهبرد جديد آمريکا با عنوان افپاک توسط باراک اوباما در 27 مارس 2009 اعلام شد. راهبرد افپاک داراي هفت بند اساسي زير است:
• مشکل اصلي در خاک پاکستان است، لذا بايد القاعده و شبکههاي وابسته به آن را در پاکستان نابود کرد.
• بايد نيروهاي نظامي آمريکا و ائتلاف را تقويت و نيروهاي تازه نفسي را به منطقه اعزام کرد.
• افزايش تعداد نيروهاي مورد نياز ارتش افغانستان به 134000 نفر و پليس به 82000 نفر؛
• تلاش براي تفکيک و جدايي بين نيروهاي ميانهرو از نيروهاي تندرو و مذاکره با آنان؛
• تقويت سازوکارهاي سياسي و کمک به تقويت نهادهاي مدني افغانستان؛
• اصلاحات حکومتي در افغانستان و مبارزه با فساد در حکومت؛
• توسعه همکاريهاي منطقهاي و جلب همکاري کشورهاي منطقه براي تثبيت اوضاع افغانستان؛
در واقع، منطقهگرايي و مهارافراطگرايي در پاکستان از تاکتيکها وتکنيکهاي جديد آمريکا در ارتباط با پاکستان در دوره اوباما است. به گزارش شبکه اطلاع رساني افغانستان، واشنگتن پست فاش کرد که اوباما در نامهاي به آصفعليزرداري، رييس جمهورپاکستان، تلاش کرد او را با تهديد و تطميع به همسويي بيشتر با سياستهاي فزونخواهانه واشنگتن ترغيب کند. بنابراين، آمريکا و پاکستان در دوره اوباما و زرداري هم چنان در جبههاي متحد عليه طالبان و القاعده عمل کردهاند، به گونهاي که حتي حملات آمريکاييهابه مناطق قبايلي پاکستان در اين دوره به اوج خود رسيده است. اين حملات از سال 2004 تا ژوئيه 2008 به طورموردي در ايالت سرحد و بلوچستان پاکستان صورت ميگرفت، اما يکباره در ژوئن 2008 نخستين حملات منظمهواييآمريکا به شمال پاکستان آغاز شد. بر اساس آمارهاي منتشرشده، هواپيماهاي بدون سرنشين آمريکايي در سال 2008 حدود 36 نوبت، در سال 2009 بيش از 50 نوبت (415 نفر کشته) و در سال2010 نيز بيش از 118 نوبت (650 نفر کشته) مناطق قبايلي پاکستان را هدف قرار دادهاند.

(نمودار 4-2 تعداد حملات سالانه هواپيماهاي بدون سرنشين آمريکا به پاکستان از سال 2004 تا
ژوئن) 2010 (سليماني و خالديان ،1391: 160 و 161 و 162 و 163 و 164 و165 و 166 و167 و 168).

جمعبندينهايي اين فصل:
از آن جا که، چارچوبنظري اين پژوهش بر مبناي جامعهشناسيتاريخي قرار گرفته است و در جامعهشناسيتاريخي، تأثير متقابل گذشته و حال، وقايع و فرآيندها و کنشگري و ساختاريابي مورد بررسي قرارميگيرد؛ بر اساس همين چارچوب، جنبش طالبان پاکستان مورد تحليل تاريخي قرار گرفت و بيان گرديد: طالبان متشکل از افرادي است که منشاء اصلي آنها، مدارسمذهبي پاکستان بوده و عمدتاً از بين قبايلپشتون يارگيري نمودهاند. وجود منطقه پشتوننشين بين پاکستان و افغانستان به عنوان حوزهي اصلي فعاليت طالبان بر شدت تحولات در اين کشور افزوده است. طالبان به مفهوم عامكلمه، در جامعه پاكستان ريشه دوانده و دستکم در 20 درصد اين جامعه )اهل سنت افراطي) پايگاه اجتماعي دارد. بديهي است اين پشتوانه و اين عقبه در كنار حاميان منطقهاي وبينالمللي ميتواند طالبان را به نيرويي قدرتمند تبديل كند و شكلگيري و رشد طالبان نيز در پرتو عواملداخلي،منطقهاي و بينالمللي است. شاه وليالله دهلوي، سر سلسله نهضت بيدارى اسلامى در شبه قاره كه مكتب بنيادگراى ديوبندى نيز متأثر از افكار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، سپتامبر 2001، قطعنامه 1373، سازمان ملل Next Entries پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، جهان اسلام، امام صادق، دانشگاه تهران