پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، سپتامبر 2001، قطعنامه 1373، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

پذيربوده و نسبت به ديگرفرقهها و مذاهب ميزان قابلتوجهي از مدارا را از خود نشان داده است. در واقع رشد افراطگرايي مذهبي، طبعاً نشأت گرفته از جامعهپاکستان يا آن نوع اسلامي که در اينجا ريشه دوانده نيست، بلکه وقايعي نظير جهاد عليه شوروي در افغانستان و حمايت گسترده از احزاب و گروههاي مذهبي پاکستان در هنگام همکاري نزديک آنها با ارتش و غرب است که موجب تقويت آن شده است. تخلفات سياسي و اقتصادي همهگيرداخلي، پاکستان را از زمان استقلال به ستوه آورده و تا حدودي به [گسترش] گرايشات افراطي کمک کرده است. بنابراين اکثر تحليلگران موافقند که راه پيشرو براي مبارزه با ستيزهجويي در بستر رشد دموکراسي و سنت دمکراتيک قرار دارد. اينگونه استدلال ميشودکه چنين توسعهاي بيشتر حمايت ستيزهجويان اسلامي راديکال را از بين خواهد برد (واعظي ،1390: 369 و 370). فضاي جهاني شکل گرفته پس از حمله شوروي به افغانستان کمک شاياني به رشد طالبانگستري در پاکستان کرد، زيرا جهاد در افغانستان مهمترين مؤلفه در رشد بنيادگرايياسلامي در پاکستان بوده است. اشغال افغانستان توسط شوروي، پاکستان را به کانون سد نفوذ امريکا و غرب در برابر نفوذ کمونيسم و مبارزه عليه آن تبديل کرد. استدلال سازمان سيا اين بودکه از اين طريق ميتوان شوروي را به خروج از افغانستان وادار کرد و نگاه مسلمانان به ويژه اعراب را از موضوع اشغال فلسطين و اقدامات اسراييل منحرف ساخت. براين اساس روابط سازمان سيا وآي. اس.آي مستحکم شدوارسال کمک هاي نظامي به پاکستان براي آموزش و سازماندهي مبارزان عليه شوروي و اشغال افغانستان در دستور کار کاخسفيد قرار گرفت. در همين راستا باتزريق ثروت نفتي عربستان و امارات، هزاران مدرسه و محافلمذهبي براي تربيت جهادگراناهل تسنن در پاکستان تأسيس شد. شايان ذکراست که شاگردان اين مدارس به افغانها محدود نميشدند، بلکه شهروندان پاکستاني نيز در اين مدارس به تحصيل وآموزش پرداختند. اکثر اين مدارس در مناطق پشتونشين قبايلي و ايالت سرحد پاکستان تأسيس شدند و اولين آموزههاي فکري طالبان نيز در اين مدارس شکل گرفت. اين روند از يک سو و اقدامات به ظاهر اسلامگرايانه ضياءالحق براي مشروعيت بخشيدن به حكومت نظامي خود از سوي ديگر، باعث ايجاد پيوند مكتب جهادگر ديوبندي شبه قارههند و مكتب سلفيگري عربستان از طريق مدارس مذهبي شد. جنگ افغانستان به مجاهدين جوانعرب، پاكستاني، هندي و مسلماناني از آسيايمركزي و خاوري فرصتي بزرگ براي آشنايي داد. اين جنگجويان كه از كشورهاي گوناگون بودند، در جريان جنگ با يکديگر همنشين شدند. همين همنشيني و آشنايي زمينه را براي پيوندهاي شبكهاي ميان آنان پس از جنگ فراهم آورد. جنگ افغانستان به جنبش جهادي، ديدگاهها و آرمانهاي جهاني داد به سخن ديگر، تخم جهاد فراملي در دهه 1980 در خاك بارور افغانستان كاشته شد (شفيعي و همکاران، 1389: 198).

4-5- سطح بينالمللي:
در سطح بينالملل نقش غرب به رهبري ايالاتمتحده در ايجاد و گسترش طالبان مطرح است. حضور غرب و در رأس آن آمريکا در افغانستان و پاكستان به بهانه جنگ با روسها و آزادسازي افغانستان انجام گرفت، اما به نظر ميرسد آنها اهدافي طولاني مدت داشتند. ايجاد بحران مديريت شده درنقطهاي که کانون اتصال چين، روسيه و ايران به شمارميرود، در بلند مدت براي غرب ابزاري مناسب به منظور كنترل اين قدرتها فراهم ميآورد. وجود بحران مديريت شده و دولتهاي ضعيف به نوعي تضمين حضور بلندمدت غرب در منطقه بود. آمريکا در دوران ضياءالحق براي مقابله با نيروهاي اشغالگر شوروي در افغانستان حاضر به كمك به گروههاي جهادي شد كه اگرچه در افغانستان عليه شوروي مبارزه ميکردند، پايگاه اصليشان در پاكستان قرار داشت و به دليل تحصيل در مدارس ديني از نظر آبشخور فكري متأثر از مكتب ديوبندي و وهابيت بودند. لذا در اين مقطع غرب، به ويژه آمريکا، مشوق رفتار خشونت آميز بين گروههاي با تفكرطالبانيستي در پاكستان بود. نكته حايزاهميت ديگر اين كه بلوك غرب به مدت چندين سال با دشمني مشترك به نام كمونيسم روبرو بود و از غيرتي به نام کمونيسم براي شکلگيري هويتي واحد به نام بلوك غرب بهره ميبرد. اما با شكست و فروپاشي شرق، مهمترين عاملي كه كشورهاي مختلف غربي را با هم در يک جبهه قرارداده بود، از بين رفت. بدين ترتيب، مساله بنيادگرايي اسلامي به عنوان غيريتي جديد مطرح شد. پس از حمله انتحاري به ساختمان تجارت جهاني در سپتامبر 2001 و نشانه رفتن انگشت اتهام آمريکابه سوي القاعده به عنوان مقصر اصلي و تصميم اين كشور مبني بر مقابله با اين گروه در افغانستان و پاكستان، ميزان دخالت آمريکا در پاكستان افزايش يافت و راهبرد اعلامي آمريکا مبارزه با بنيادگرايياسلامي و طالبان نام گرفت. با افزايش حضورنظامي ايالات متحده در منطقه، در پاكستان نيز همانند بسياري ديگر از مناطق جهان، رويکرد گروههاي بنيادگرا به اقدام خشونت آميز واكنشي در قبال افزايش نفوذغرب، اعم از فرهنگي و سياسي، بوده است. لذا به هراندازه كه مداخله غرب در پاكستان افزايشيافته، به همان نسبت نيز انجام اقدامات خشونتآميز توسط گروههاي بنيادگرا بيشتر شده است. در واقع يکي از زمينههاي گسترش طالبانيسم در پاكستان همين احساسات ضدآمريکايي و ضد غربي است. با تحركي اين احساسات ميان عموم هيچ جرياني به اندازه گروههاي تندرو در منطقه احساس خرسندي نميکنند، زيرا هر چه بيشتر ميتوانند از ميان مردم عضوگيري كنند (شفيعي وهمکاران، 1389: 201 و 202).

4-5-1- بررسي روابط آمريکا و پاكستان پس از حوادث 11 سپتامبر:
با وقوع حوادث ۱۱ سپتامبر 2001 و متهم شدن بن لادن و طالبان به تروريست، آمريکا رهبري مبارزه عليه تروريسم را به عهده گرفت و خواستار ائتلاف جهاني عليه آن شد. در اين ميان پاكستان بيش از هر كشوري مورد توجه آمريکا قرار گرفت؛ به گونهاي كه آمريکا از ژنرال مشرف، رئيس جمهور وقت پاكستان، خواست به اين ائتلاف بپيوندد. مشرف با پذيرش اين درخواست وارد جبهه متحدآمريکا عليه القاعده و طالبان شد. در جريان اين نبرد هرچند رژيم طالبان در افغانستان سقوط كرد، اما فعاليتهاي آنها ادامه يافت، به گونهاي كه در شرايط كنوني سرزمين پاكستان نيز از ناحيه گروههاي طالباني به شدت نا امن شده است.

4-5-2- راهبرد و تدابير آمريکا در مبارزه با تروريسم پس از حوادث 11 سپتامبر:
درك ماهيت رفتارآمريکا و بازخواني و تطبيق راهبردهاي سياسي امنيتي اين كشور در چند دهه اخير نشان ميدهد همواره خط سير مشخص و ثابتي در آنها مشاهده ميشود كه حول محوري خاص چرخيده است. اهميت اين موضوع زماني افزايش مييابد كه حتي در جريان تغيير رؤساي جمهور و تيمهاي سياسي آنها نوعي تداوم و پيوستگي در خطوط محوري راهبرد آمريکا در مناطق مختلف مشاهده ميشود. اين وضعيت را شايد بتوان با استفاده از مفهوم راهبرد كلان آمريکايي تشريح و تحليل كرد. راهبرد آمريکا در دوره جنگ سرد مبارزه با ايدئولوژي و آثار كمونيسم بودكه سياست خارجي آمريکا در بطن آن شكل گرفت، اما به نظر ميرسد اين راهبرد با توجه به واقعيات حاكم بينالمللي و داخلي به مبارزه با تروريسم تغيير ماهيت داده و هدف محوري آن نيز مبارزه با اسلام راديکال است. لذا ميتوان شالوده و جوهره راهبردهاي آمريکا در جنوب آسيا را عين گفتمان مبارزه با تروريسم دانست. آمريکاييها معتقدند خاورميانه بزرگ و جنوب آسيا و محافل ديني آن به علت آموختن احكام ديني و ايجاد حس تنفر در مخاطبان خود، بزرگترين كانون تروريسم ضد غربي در جهان هستند. دولت آمريکا در پي حوادث 11 سپتامبر 2001 توانست به فاصله يک روز پس از اين اتفاق قطعنامه 1368 و سپس قطعنامه 1373 را از شوراي امنيت بگذراند. شورايامنيت سازمان ملل با صدور قطعنامه 1368 ضمن تهديد آميزخواندن اينگونه اقدامات تروريستي براي صلح و امنيت بينالمللي، براي آمريکا حق دفاع مشروع قائل گرديد و همكاري بين المللي در مبارزه با تروريسم را خواستار شد. مهمترين واكنش قانوني ايالات متحده آمريکا در قبال حوادث 11 سپتامبر، تصويبقانوني ضد تروريستي با عنوان قانون 2001 اتحاد و انسجام آمريکا در فراهم آوردن ابزارهاي لازم براي توقف و منع تروريسم مجلس نمايندگان آمريکا اين لايحه را تصويب كرد و در 26 اكتبر2001 به قانون تبديل شد. طبق اين قانون، نهادهاياجرايي و قضايي ازاختيارات بازداشت و بازجويي افراد برخوردارند. همچنين دكترين بوش در نبرد با تروريسم تصريح ميکند كه دولت آمريکا از هرگونه ابزارنظامي و حملات غافلگيرانه بايد استفادهكند تا تروريسم را نابود و كشورهاي داراي سلاح اتمي را تعديل كند و حاميان تروريسم را براي هميشه شكست دهد اين رهنامه مقررميکند كه بهترين دفاع از خود توان تهاجمي است و آمريکا بايد صلحجهاني را از طريق حذف ديکتاتورها و ايجاد جوامع باز و دموكراتيکي برقرار سازد. با آغاز حمله آمريکا به افغانستان، راهبرد سياسي، نظامي و امنيتي آمريکا در پاكستان، در راستاي اهداف آمريکا در افغانستان و متناسب با آن وضع شد. در حال حاضر برداشتها، نگرشها و تحليل هاي استراتژيستهاي آمريکايي به تهديدزا، امنيتزدا و مظهر طالبانيسم قلمداد ميشود و ذهنيتي منفي پشت پرده اين راهبردها نمايان است. بنابراين، محورهاي شاخص راهبرد نظامي امنيتي آمريکا بعد از حوادث 11 سپتامبر 2001 در پاكستان به شرح ذيل مطرح است:
• استراتژيستهاي آمريکايي معتقدند كه جنوب آسيا موجب شکلگيري لرزشهاي جهاني به لحاظ امنيتي شده است و احتمالاً در آينده نيز خواهد شد در حال حاضر پاكستان به ژئوپوليتيکي تروريسم در منطقه تبديل شده است و تا زماني كه اين تهديد پابرجا باشد، حضور و سيطره آمريکا نيز تداوم خواهد يافت.
• آمريکا بايد هم چنان تنها ابرقدرت نظامي جهان باقي بماند و در هر نقطهاي از جهان كه اراده كند، نيروهاي نظامي خود را به كار گيرد؛ چنان که در راهبرد امنيت ملي 2010 آمريکا آمده است که به کساني که به دنبال پيشبرد اهداف خود با ايجاد ترور و کشتار بيگناهان هستند، ميگوييم که حالا روحيه ماقويتراست و قابل شکستن نيست. شما نميتوانيد بيشتر از ما زنده بمانيد و ما شما را مغلوب خواهيم کرد.
• مطالعه اسناد مربوط به راهبرد امنيت ملي آمريکا در سالهاي 2006 و 2008 و 2010 که در پرتو راهبرد مبارزه با تروريسم تهيه شدهاند، نشان ميدهد که مهمترين اولويت امنيتي آمريکا جنگ با تروريسم، جلوگيري از گسترش افراطگرايي مذهبي وسلاحهاي هستهاي و کشتارجمعي است که پاکستان درحال حاضر تمام اين معضلات را يکجا در خود جمع کرده و يکي از کشورهاي بي ثبات و بحرانزاست.
• تلاش براي پايان دادن به سياستهاي دوگانه پاکستان در قبال مسايل مربوط به افغانستان و کشمير؛
• مقابله با طالبانيسم و پيشگيري از طالبانيزه شدن پاکستان؛
• طبق راهبردپتک مخملين آمريکا، پاکستان بايد يا متحد با آمريکا براي مبارزه باتروريسم در تمام ابعاد آن همکاري و همراهي کند، يا فشارهاي مستقيم و غيرمستقيمنظامي آمريکا را تحمل کند.

4-5-3- تأثيرحوادث 11سپتامبر 2001بر روابط پاکستان و آمريکا:
با وقوع حوادث تروريستي 2001 و تصميم آمريکا براي مجازات عاملان اين حوادث و آشکارشدن ارتباط تعدادي از افراد با مليت پاکستاني از جمله خالدشيخمحمد، ژنرال محموداحمد وعمرشيخسعيد با تروريستها، دولت پاکستان در مقابل اولتيماتوم آمريکا براي همکاري ضدتروريستي با اين کشور قرارگرفت. جورجبوش روز 15 سپتامبر 2001 رسماً اسامهبنلادن را عامل تهاجم تروريستي معرفي کرد و گفت: زمان آن فرا رسيده است تا تروريستها را از لانه هايشان بيرون کشيم و محاکمه کنيم. ايالاتمتحده بعد از اعلان بنلادن به عنوان مظنوناول حملات 11سپتامبر، کار گسترده در هر دو جبههنظامي و سياسي را آغاز کرد و از حمايت و همبستگي جهاني نيز برخوردار شد. اما آنچه براي ايالات متحده در حملهاي نظامي به افغانستان اهميت داشت، همکاري جبهه مخالف طالبان در افغانستان و مهمتر از آن همسويي دولت پاکستان به عنوان حامي اصلي طالبان در جريان نبرد عليه تروريسم بود. آمريکا شايد براي نخستين بار به واقعيت عملي آنچه احمدشاه مسعود در مورد به هم پيوستگي پاکستان، طالبان و اسامه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، جهان اسلام، ساختار قدرت، روابط قدرت Next Entries پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، سپتامبر 2001، باراک اوباما، واقعه 11 سپتامبر