پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، جهان اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

شريعت براي پاسخ دادن به مقتضيات جديد نيست (احمدي و خاني ،1391: 27). از جمله عوامل اساسي رشد مدارسمذهبي در پاکستان قدرتيابي ژنرال ضياءالحق، يک ديوبند علاقمند به وهابيت ميباشد. ازآن جا که توسعه مکتب سلفي در سراسر جهان اسلام به کمک دلارهاي نفتي يک هدف اساسي و بلندمدت براي عربستان سعودي محسوب ميگرديد، ضياء توانست ازاين طريق مدارس مذهبي را زيرچتر حمايتهاي سعوديها ببرد. در دوران حکومت ضياءالحق، براي نخستين بار درتاريخ پاکستان، حکومت به حمايت مالي از توسعه آموزش هاي مذهبي اقدام نمود و حتي پرداخت زکات جهت تأمين هزينه مدارس مذهبي براي شهروندان اين کشور الزاميگرديد. موازات اين مهم، ژنرال ضياء دستور داد مدارک تحصيلي اين مدارس معتبر شناخته شود و دستگاههاي دولتي به ويژه ارتش موظف به جذب اين نيروها در سمتهاي مختلف شدند. حتي براي مدتي ارتقاء درجه نظاميان به اين بستگي داشت که آنها فرايض را کاملاً به جاآورده و در مدارس مذهبي دورههايي را گذرانده باشند (شفيعي و محمودي ،1391: 83 و 84). براي درک بهتر از وضعيت مدارس پاکستان بايد به ارتباط اين مدارس و احزاب راديکال اين کشور نيز توجه شود. در حقيقت مدرسههاي مذهبي پاکستان به عنوان بازيگران سياسي مهم، روابط نزديک و آشکاري نيز با احزاب مذهبي اين کشور دارند. بسياري از افراد حاضر در کادر مدارس مذهبي، در حقيقت اعضاي عالي رتبه بخشهاي ملي و يا استاني و هم چنين احزاب مذهبي ميباشند. گاهي اوقات از دانشآموزان اين مدارس تحت عنوان قدرت خياباني احزاب مذهبي که در خدمت منافع ولي نعمتان سياسي خود ميباشند، نام برده ميشود. همچنين از نظرمالي، بسياري از مدرسههاي مذهبي پاکستان توسط احزاب سياسي اين کشور مانند علماي اسلام که ارتباط نزديکي با طالبان دارد، حمايت ميشوند. در مجموع، دلايلي نظير گستردگي و عمق ارتباط مدارسمذهبي پاکستان باطالبان و ساير گروههاي تروريستي، تزريق آموزشهاي اسلامي راديکال به دانشآموزان، تلاش اينمدارس براي تشويق جهاد و اعزام نيرو به افغانستان جهت کمک به طالبان و تحريک دانشآموزان براي اجراي عملياتهاي تروريستي، موجب افزايش جايگاه پاکستان در فرآيند مبارزه با تروريسم گرديده است و همکاري اسلام آباد جهت مبارزه با آموزهها و اقدامات مدارس مذهبي اين کشور، در راستاي استراتژي در نبردي با تروريسم، را بيش از پيش ضروري ساخته است.

(جدول 3-4) پراکندگي مدارس بر اساس تقسيمات فرقهاي به ترتيب زير است:
نام فرقه
پراکندگي مدارس
ديوبندي
64%
بريلوي
25%
اهل حديث
6%
شيعه
3%

(جدول 3-5) سطوح مدارس ديني پاکستان (اژدر ،1390: 33 و 34)
سطح
مدت دوره براساس سال
توضيحات
مقدمات
5

متوسط
3

عالي معمولي
2

عالي پيشرفته

عالم
2
اين پايه معادل ليسانس علوم انساني و پايان دوره سطح حوزه است.
عالم ممتاز
2
اين پايه معدل فوقليسانس علوم انساني است.
تجديدعالي
1

يکي ديگر از فرق مذهبي مؤثر در ايجاد پديده طالبان پاکستاني ، فرقه وهابيت ميباشد. پس از استقلال پاکستان چند عامل مهم در ترويج انديشه وهابي در پاکستان مؤثر افتاد که مهمترين آنها رابطه با عربستان بود. اين روابط از دوره حکومت ذو الفقار علي بوتو وارد مرحله نويني شد و در دوره ژنرال ضياء الحق به اوج خود رسيد. در زير به تشابهات جنبش طالبان و وهابيت پرداخته ميشود.
3-13- مشابهت هاي طالبان و فرقهي وهابيت:
طرز تفکر و انديشهي گروه طالبان، در بسياري از موارد، با نوع انديشهي فرقه وهابيت مشابهت دارد. ذيلاً به چند مورد اشاره ميگردد:

3-13-1- تصاحب قدرت:
تشکيل حکومت و به دست گرفتن قدرت، يکي از اهداف اساسي بود که از طرف گروه طالبان اعلام شد و در تحقق آن، از تمام امکاناتي که در اختيارداشت، استفاده نمود تا اين که آن خواسته را عملي کرد. در انديشهي وهابيت نيز، رسيدن به حکومت جايگاه خاص خود را دارد (رجايي،1388: 172). از طرفي هر دو نهضت توانستند مردان زيادي را بسيج کنند که آمادگي آن را داشتند براي اهدافي مثل فتح کشور، براندازي حکومتهايي که به نظرشان غيراسلامي بودند و ايجاد دولت اسلامي، از بذل جان نيز دريغ ورزند (پيترمارزدن ،1379: 88).

3-13-2-اجراي شريعت:
ويژگي ديگري که گروه طالبان داشتند، اين بود که خود را به اجراي شريعت ملزم ميدانست. درست همانند وهابيون. هر دو گروه، جرايم و جنايات زيادي را مرتکب شدند؛ به نام اجراي شريعت. بسياري از رفتارهاي غيرانساني و ضدبشري خود را، به عنوان اجراي شريعت توجيه نمودند؛ در حالي که هيچ ربطي؛ به شريعت و اسلام نداشتند (رجايي،1388: 172). هر دو نهضت ادعاميکنند که فقط تفسير آنان از اسلام، تفسير درستي است. حق اجتهاد که توسط وهابيون به شدت تأکيد و حمايت ميشد، به صورت عامل تفکيک ناپذيري از آيين طالبان درآمد. تعصب شديدي که در ايدئولوژي وهابيون در اجراي مناسک مذهبي و ممنوعيت موسيقي و رقص متجلي شده بود، در طالبان نيز به چشم ميخورد (پيترمارزدن ،1379: 88).

3-13-3- حکومت ازآن خدا است:
طالبان و وهابيان، معتقد هستندکه حکومت، مطلقاً، از آن خدا است. همانطور که خداوند سبحان ميفرمايد: ان الحکم الاالله در همين اساس بود که گروهطالبان، در نظام حکومتي خود، هيچگونه اساسنامه و يا آيين نامهاي نداشتند؛ چون، قانونگذاري و تدوين هرنوع آييننامه را حرام و دخالت در کار خداي ميدانستند.

3-13-4- برگشت به سيره سلف:
انديشه برگشت به سيره سلف، با تفسيرخاصي که فقط، به وهابيت مربوط ميشود، اعتقاد مشترکي است که هر دو گروه، به آن باور داشته و اصرار ميورزند. بر اساس همين باوراست که وهابيون و طالبان بسياري، از رفتارها و حتي استفاده از وسايلي چون: تلويزيون، گرفتن عکس و… را حرام ميدانند و استدلالشان اين است که چنين رفتارهايي در زمان سلف وجود نداشته؛ از اين رو، بدعت و حرامند.

3-13-5- تكفير مخالفان:
چنانکه وهابيت، تمام کساني را که با رفتار و منش آنان مخالف باشند، کافر و مشرکشان ميداند، گروه طالبان نيز، تمامي مخالفان خود را به کفر و شرک متهم نموده و دشمن اسلام و خدا قلمدادميکنند (رجايي،1388: 173). و بالاخره همان طور که وهابيها در عربستان سعودي مخالف نهادهاي مدني، مانند احزاب، مطبوعات و رسانههاي آزاد و برگزاري انتخابات هستند، طالبان نيز خواهان اجراي همين الگوبودند و همين راه را در پيش گرفتند (سرافراز،1390: 114).

جمع بندي نهايي ازمطالب گفته شده:
همانگونه که پيشتراشاره گرديد، چارچوب نظري اين رساله بر اساس جامعهشناسي تاريخي است. جامعه شناسي تاريخي مطالعهي جامعه، پديده ها و مسايل اجتماعي و تغييرو دگرگونيهاي آنها در بسترزمان است. با وجوداين، تحريک طالبان پاکستان، را نميتوان بدون يک چشمانداز تاريخي تحقيق و پژوهش نمود. پس از لحاظ تاريخي تحريک طالبان پاکستان و طالبان افغانستان به هم پيوندخوردهاند. غالب طالبان پاکستان همانند طالبان افغانستان، پشتونهايي هستند که در مناطق شمال غربي پاکستان، در مرز با افغانستان، زندگي ميکنند. از مهمترين مواردي که در ايجاد و توسعهي طالبان مؤثرافتاده، مسئلهي قوميت و گروه قومي پشتون و هم چنين وجودمدارس مذهبي است، به ويژه اين که طالبان پاکستان از مناطققبيله ايپاکستان و قوم پشتون برخواسته اند. جنبش طالبان پاکستان، به عنوان يک جنبش برخاسته از جامعهي پشتون منطقهي قبايلي، آن هم از دلمردماني روستايي و غيرشهري، که داراي تعلقات سني و قبيلهاي شديدتري هستند، نميتواند از تأثيرپذيري فرهنگ قبيلهاي به دور باشد. هفت منطقه قبيله نشين در مرزشمالغرب پاکستان، حوزه زيست قبايل مختلف قوم پشتون محسوب ميشود. اين جغرافياي قومي- قبيلهاي، امروزه پس از قرن ها ساختار سنتي قدرت را همچنان حفظ کرده است. مناطق خودمختاري قبيلهاي پاکستان که جمعيت آن بيش از 5 ميليون نفر برآورد ميشود، فقط 2درصد جمعيت پاکستان را داراست. مساحت اين منطقه بيش از 27هزار کيلومترمربع (5/3درصد خاک پاکستان) بوده و از غرب به خط مرزي ديوراند با افغانستان، از شمال به ايالاتخيبر، ازشرق به ايالتپنجاب و از جنوب به ايالت بلوچستان محدودشده است. اوضاع نابسامان اقتصادي و فقراقتصادي به عنوان مهمترين چالشهاي اقتصادي پاکستان بخصوص در شمال اين کشور ميباشدکه تا حدودي نيز از سوءمديريت نظام سياسي داخلي هم نشأت گرفته است، به عاملي تأثيرگذارجهت رشد افراطيگري تبديل شده است؛ به گونهاي که شبه نظاميان طالبان بيشتر در مناطقمرزي پاکستان با افغانستان که اکثراً توسعه نيافتهاند، مستقرند. در پاکستان هماهنگي کاملي ميان آموزههاي راديکاليسم و بسترهاي ايدئولوژيک وجود دارد، بهطوري که پديدهي طالبانيسم از ترکيب ايدئولوژي فرقههاي مذهبي ديوبندي و وهابيت ايجاد شده است. پس از تجزيه پاکستان از هند، فرقه ديوبندي توانست در مناطق شمال پاکستان گسترش يابد. از ديگر فرقههاي مؤثر در ايجاد طالبان پاکستان، فرقه وهابيت ميباشدکه پس از استقلال کشور پاکستان، نقش عربستانسعودي بسيار پررنگ بوده و اين موضوع از دوره حکومت ذوالفقارعلي بوتو وارد مرحله نويني شد و در دوره ژنرال ضياءالحق به اوج خود رسيد. مدارس مذهبي پاکستان نقش غيرقابل انکار در گسترش افراطگرايي ايفا مينمايد. آمار موجود نشان ميدهد جمعيت ساکن در مناطق قبايلي داراي سطح سواد پايين و عمدتاً داراي بافت قومي- قبيله اي است. به لحاظ مذهبي در کنار اکثريت مطلق اهلسنت که عمدتاً پشتون حنفي و پيرومکتب ديوبندي هستند، فقط در حدود 7 درصد شيعه مذهب ميباشند که عمدتاً در منطقه قبيلهاي کٌرمايجنسي به سر ميبرند. مذهب حنفي و متعصب ساکنان قبايلي با سنتهاي قبايلي پشتون نيز آميخته شده است. طالبان پاکستان از لحاظ جغرافيايي متعلق به مناطق قبيلهاي خودمختار فتا و ايالت سرحدشمالي هستند، تحريک طالبان پاکستان، يک گروه فراگير ازجناحهاي مختلف طالبان ميباشد. در دسامبر 2007شورايي شامل 40 نفر از رهبران ارشد گروههاي جنگجو که حدود 50هزار مردجنگي در اختيار داشتند، در پيشاور پاکستان تشکيل اين جنبش را اعلام کردند. اين شورا تصميم به متحدشدن تحت پرچمي واحد گرفت. بيتالله محسود از منطقه وزيرستانجنوبي به عنوان رييس تحريک طالبان پاکستان، مولانا حافظ گل بهادر از وزيرستان شمالي به عنوان نائب امير و مولانا فقيرمحمدماجور به عنوان فرد سوم در فرماندهي منصوب شدند. اينشورا نه تنها نمايندگيهايي از هفت گروه قبيلهاي فتا دارد، بلکه در ايالت سرحد، سوات، ديراسماعيلخان، کوهستان بونر و ملکند نيز نمايندگيهايي دارد. اجراي شريعت و هم چنين انجام جهاد دفاعي در برابر ارتش پاکستان و اتحاد عليه نيروهاي ائتلاف در افغانستان؛ از اهداف اين جنبش ميباشد. بعضي ازگروهها از جمله لشکرجهنگوي (طالبان پنجاب)، سپاه صحابه، جيشمحمد، القاعده، حرکتالمجاهدين و حرکتالانصار، لشکرطيبه، جمعيت علماي اسلام، جنبش نفاذشريعتمحمدي (طالبان سواد)، شبکهحقاني، طالبانمحلي، افرادفراريطالبانافغانستان و…زير چتر تحريکطالبانپاکستان جبهه متحد نظامي تشکيل دادهاند. طالبان، معجوني از تفکر ديوبندي و وهابي ميباشند. عواملي همچون، احياي مدلخلافت، مبارزه با نوآوريهايمدنيتغربي، بازگشت به عصر قبل از تجدد و تفسير سختگرايانهي مفاهيم ديني و خودحق پنداري ستيزگرايانه مباني فکري طالبان و ديوبندي را تشکيل ميدهند.

فصل چهارم

علل وعوامل مؤثر بر شکل گيري طالبان پاکستان

4-1- مقدمه:
در فصول گذشته، به مباحث جنبشهاي اسلامي، ويژگيها، علل و عوامل ظهورآنها، مباني نظري و فکري بنيادگرايياسلامي، پيشگامان و چهرههاي شاخص بنيادگرايي اسلامي و تأثير آموزههاي ديوبندي، سلفي و وهابيگري بر بسترهاي فکري طالبان اشاره شد و هم چنين تأکيد گرديد، در پاکستان هماهنگي کاملي ميان آموزههاي راديکاليسم و بسترهاي ايدئولوژيک وجود دارد، به طوري که پديدهي طالبانيسم از ترکيب ايدئولوژي فرقههاي مذهبي ديوبندي و وهابيت ايجاد شده است. هم چنين، تاريخچه شکلگيري جنبش طالبان پاکستان با استفاده از روش جامعهشناسيتاريخي، يعني ربط گذشته، حال و آينده؛ انجام مقايسه بين پديدههاي تاريخي؛

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد آموزش و پرورش، جهان اسلام، حقوق زنان، حقوق بشر Next Entries پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، فرهنگ و تمدن، جهان اسلام