پایان نامه رایگان درمورد استان خراسان، شهرستان قوچان، شهرستان کاشمر

دانلود پایان نامه ارشد

براي ايالت،حاکم براي ولايت، نايب الحکومه براي بلوک. خراسان وسيستان يکي از بخش هاي 27گانه کشور بود که داراي 18ولايت و چندين بلوک به شرح زير بود .
1.ولايت مشهد 2.ولايت سرخس 3.ولايت دره گز 4.ولايت قوچان 5. ولايت بجنورد 6.ولايت نيشابور 7.ولايت جوين 8.ولايت سبزوار 9. ولايت اسفراين 10.ولايت جام 11.ولايت باخرز وخواف 12.ولايت تربت حيدري 13.ولايت ترشيز 14. ولايت فروس وگلشن(تون وفردوس) 15.ولايت قائنات 16.ولايت شاهرود 17.ولايت سمنان ودامغان 18.ولايت سيستان.” (کيهان،1369:183)
در سال 1316 قانوني به نام قانون تقسيمات کشوري تصويب شد که مطابق اين قانون تقسيمات کشوري به پنج درجه استان ،شهرستان،بخش ،دهستان و قريه درآمد که حاکم اين واحدها به نام استاندار،فرماندار،بخشدار،دهدار و کدخدا ناميده مي شدند که براساس همين قانون براي کشور 10 استان و49 شهرستان پيش بيني گرديد .مجددا در همين سال قانوني از مجلس گذشت وخراسان يکي از استان هاي کشور محسوب شدوبه نام خراسان نامگذاري گرديد. مرکزآن مشهد وداراي 7 شهرستان به نام هاي سبزوار، بيرجند،تربت حيدريه، مشهد، قوچان، بجنورد وگناباد شد.
درسال 1329 استان خراسان داراي 11 شهرستان ،45 بخشداري،و180 دهستان،45 بخشداري و180 دهستان.6413آبادي بود .که شهرستان ها عبارت بودند از 1.شهرستان بجنورد 2.شهرستان بيرجند 3.شهرستان تربت حيدريه 4.شهرستان دره گز 5.شهرستان سبزوار 6.شهرستان فردوس 7.شهرستان قوچان 8.شهرستان کاشمر 9.شهرستان گناباد 10.شهرستان مشهد 11.شهرستان نيشابور .
در نقشه تقسيمات کشوري سال1335استان خراسان داراي 12شهرستان به نامهاي مشهد، قوچان، بجنورد، نيشابور، سبزوار، تربت جام، تربت حيدريه، کاشمر، گناباد، فردوس، طبس و بيرجند است .در سال 1339 براساس ماده قانوني که از تصويب مجلس گذشت مقرر شد استانها به اسامي اصلي وتاريخي خود خوانده شوند .در اين زمان استان خراسان داراي 15 شهرستان و25 بخشداري شد.در ماده 12 همين قانون نيز يک نوع تقسيمات جديدي به نام فرمانداري کل به وجود آمد که کشور شامل 14استان و6 فرمانداري کل گرديد در اين زمان خراسان داراي 15شهرستان و25 بخشداري شد که طي اين تقسيمات در خراسان شهرستان هاي شيروان،اسفراين ودره گز تشکيل وبه ترکيب سال1335 اضافه شدند.
از سال 1339 تا 1354تغييراتي در محدوده بخشها وشهرستان هاي خراسان حاصل نشد تا اينکه براساس مصوبه هيئت وزيران بخش باخرز از شهرستان تربت جام جدا وتبديل به فرمانداري باخرز گرديد وبا مصوبه ديگري شهرستان باخرز به شهرستان تايباد تغيير نام داد ونيز شهرستان قاينات تشکيل شد که بدين ترتيب تا پايان سال 1359خراسان داراي 17 شهرستان 53بخشداري و210 دهستان گرديد .
“از اين زمان به بعد با مصوبه هاي هيات وزيران متعاقبا تغييراتي در تقسيمات داخلي استان به وجود آمد. تا اينکه بعد از مدتها بحث در مورد تقسيم خراسان بزرگ ،”درمصوبه مجلس در تاريخ 29/2/ 1383 استان خراسان به استان خراسان شمالي با مرکزيت بجنورد،خراسان رضوي با مرکزيت مشهد و خراسان جنوبي با مرکزيت بجنورد تقسيم شد.”(طرح ناحيه مشهد،1383: 42)
“محدوده استان خراسان در طول چند دهه اخير ،علي رغم ايجاد تغييرات زياد در تقسيمات استاني کشور (افزايش ده استان به 29 استان) برخلاف بسياري ازاستان هاي کشور عملا تغييرات چنداني نداشته است وحدود کلي آن در چارچوب همان تقسيمات کشوري سال1316 باقي مانده است .به نظر مي رسد که يکي از علل مهم اين امر هويت تاريخي خراسان ونقش مذهبي شهر مشهد بوده است .اما در سال 1380 با جدا شدن شهرستان طبس وپيوستن آن به استان يزد ،تغيير مهمي در محدوده استان اتفاق افتاد که نقطه عطفي در اين زمينه به شمار مي رود. در اين تحول با توجه با وسعت شهرستان طبس(حدود55000 کيلومترمربع)نزديک به 18 درصد از مساحت کل استان کاسته شد،يعني از حدود 303000 کيلومتر مربع به حدود 248000 کيلومتر مربع تقليل پيدا کرد.اگرچه تغييرات در محدوده استان خراسان درطول چند دهه گذشته زياد نبوده ولي در تقسيمات داخلي استان به طور طبيعي تغييرات متعددي صورت گرفته است،به طوريکه تعداد شهرستان هاي استان از 7شهرستان درسال 1310به 25شهرستان وپس از تقسيمات استاني صورت گرفته به 25شهرستان در سال 1390 افزايش يافته است .”(همان،43)
در جدول تحولات تقسيمات سياسي واداري خراسان به طور خلاصه ارائه شده است
جدول شماره 4-1 تحولات تقسيمات اداري – سياسي خراسان درطول تاريخ
وضعيت سياسي اداري خراسان
دوره تاريخي
ايالت پارت يا خراسان يکي از 30 ايالت امپراطوري ايران
دوره هخامنشي
استان خراسان(خاور زمين) يکي از چهار استان اصلي(شمالي،جنوبي،غربي،شرقي)
شهرهاي مهم :خوارزم بخارا سند،گرگان،زابلستان
دوره ساساني
يکي از ايلات دولت هاي اسلامي بامرزهاومراکز مختلف
شهرها وولايات مهم :مرو،بلخ،هرات،نيشابور،غرنين،سبزوار،توس ومشهد
سده هاي ميانه اسلامي
خراسان يکي از چهار والي نشين اصلي (عراق،فارس،آذربايجان،خراسان)
شهرهاي مهم : مشهد،هرات،مرو و نيشابور

دوره صفوي
تجزيه خراسان بزرگ وجداشدن افغانستان وترکمنستان
تصويب قانون ايالات وولايات (خراسان يکي از چهارايالت اصلي)
شهرهاي مهم : مشهد ، سبزوار،نيشابور،بيرجند،تربت حيدريه

دوره قاجار
تقسيم کشور به 10 استان در1316(خراسان استان نهم با 7شهرستان)
افزايش تعداد استان ها درسال هاي مختلف تا 30 استان
ثبات نسبي مرزهاي استان وافزايش شهرستان ها وشهرها
تبديل استان به 3 استان (خراسان شمالي،خراسان جنوبي وخراسان رضوي) در سال 1383

دوره معاصر
ماخذ : طرح توسعه وعمران ناحيه مشهد
4-2 . پيشيه فرهنگي منطقه خراسان110
4-2-1 . قبايل و طوايف
خراسان همواره داراي تمدن وفرهنگ بوده که گاه داراي حکومت مستقل وگاه به عنوان ايالتي از ايران زمين ويا به عنوان مرکز حکومت هاي مهاجمين داراي مقامي برتر بوده است .
نظر به موقعيت مساعد طبيعي وآب وهواي مناسب ،منطقه خراسان در طول تاريخ مردم بسياري از اقوام وطوايف که يا به صورت مهاجرت ويا به صورت جنگ وتهاجم به اين منطقه وارد شدند پس از پايان يافتن جنگ ومخاصمات در پهنه خراسان باقي ماندند .
هوخشتر در 612 سال قبل از ميلاد سکاها را از منطقه شرقي ايران وخراسان آن روزگار بيرون راند که تبعا تعدادي از آن هاباقي ماندند .بعدها بهرام دوم ساساني پس از مدتها جنگ آنها را مطيع ساخت .
اشک اول موسس سلسله اشکاني در 249 سال قبل از ميلاد با قبيله خود که با پارت مشهور است در ايالت پارتيا (خراسان )پرچم برافراشت .
هونهاي سفيد معروف به هياطله در سال 425 بعد از ميلاد به منطقه خراسان سرازير شد .پس از شکست فيروز ساساني از آخشونور حکمران آنان ،اين قوم در ساحل چپ رود جيحون در اراضي وسيعي از شرق ايران ساکن شده وحکومت مستقلي بوجود آوردند .
تعدادي از ترکها که با انوشيروان ساساني هم پيمان بودند وخزرها که از وي شکست خوردند در اين منطقه اقامت نمودند .
بعضي از قبايل عرب در سال 54 هجري شمسي در اين منطقه کوچانده شدند که در نقاط مختلف خراسان از جمله نيشابور وسبزوار اسکان يافتند .
قبيله اي از ترکمنها به رياست سلجوق که پس از حنگ با غزنويان وغارت در اين منطقه سکني گزيدند
بازماندگاني از مهاجمان مغول وتاتار که در مدت 278 سال از سال599 تا 877ه.ش ايران وتمام خراسان بزرگ را زير سيطره خود داشتند در اين منقه سکني گزيرپدند .
ازبکان قبيله ديگر مغولان بودند که از نسل شيبان پسر پنجم جوحي فرزند چنگيز مي باشد .اين عده در خراسان باقي ماندند واعقاب انها خاندان امير بخارا و خان خيوه هستند که هنوز در آن مناطق سکونت دارند .
لزگي ها طايفه ديگري هستند که هنگام لشکر کشي نادر اين قبيله وحشي از داعستان ،بشروان واطراف آن تاخت وتاز کرده وعده اي از آنها نيز در خراسان باقي ماندند .
گروهي از افاغنه در تهاحمات تاريخي افاغنه ونبردهاي احمدخان ابدالي در اين ناحيه ماندني شدند ونيز طوايفي از بربر ها مقارن اين احوال به خراسان امده ودر آن اقامت گزيدند .
نادر در ايام سلطنت خود ايل زند را از اطراف ملاير به خراسان کوچ داد ودر زمان کريم خان زند بيشتر آنها به محل سابق وجلفاي اصفهان بازگردانده شدند ولي عده اي در خراسان باقي ماندند .
قاجاريه در اصل جزء ايل قاجار واز ترک هايي بودند که همراه سپاه هلاکو به ايران آمده بودند وتعدادي از آنها در خراسان سکني گزيدند .
4-2-2. مذهب در منطقه خراسان
ايرانيان باستان در اين منطقه پيش از زرتشت ،ميترا و آناهيتا راستايش مي کردند وبنا به سنت آرين هاي خيلي قديم اجداد خود را مي پرستيدند .
در دوران هخامنشيان آزادي مذهب وجود داشت .پادشاهان اوليه اشکاني مذهب ايرانيان باستان پيش از زرتشت را داشتند ولي در اواسط دوره اشکاني وذهب زرتشت در اين منطقه رواج گرفت وبعضي شاهان بدان گرويدند .
در دوران ساسانيان يکي از سه آتشکده بزرگ زرتشتي در خراسان بود .در دوران ساسانيان مذهب ماني در منطقه خراسان رواج گرفته وسپس به ترکستان وچين وتبت سرايت کرد .در اين دوره بعضي مذاهب خارجي مانند مذهب بودايي به خراسان وارد شد وآثار وجود مذهب بودايي در نواحي خاوري ايران عهد ساساني در بلخ کشف شده ودير نوبهار که توسط چيني ها براي مسافراني که به هند سفر مي کرده اند در اين ناحيه احداث شد،اخيرا کشف شده است .اين دير به وسيله اجداد برامکه اداره مي شد که فرزندان آنها مدتها قلمرو حکومت اسلام را اداره مي کردند .ظهور ماني موسس مذهب مانيکانيسم در زمان شاپور اول ساساني در منطقه اتفاق افتاد .
مزدک که يکي از روحنيون زرتشتي بود،مذهب وآيين جديدي را در اين منطقه اظهار نموده ورواج داد وقباد ساساني به مذهب وي گرويد .
در زمان انوشيروان ساساني اغماض وتسامح مذهبي نسبت به مسيحيان اين خطه معمول گشت ونستوريان که از نظر عيسويان فرقه ضاله وانشعابي محسوب شده ومورد تعقيب قرار گرفته بودند ومورد حمايت واقع شدند وانوشيروان از نظر سياسي در برابر مسيحيت روميان از آن ها حمايت مي کرد .کليساهاي آنها که کليساي ايراني ناميده مي شد در شهرهاي هرات ومرو و سمرقند داير شد .
المقنع پيامبر نقابدار بين سالهاي 152-156 در اين منطقه ادعاي نبوت نمود و4 سال آسياي مرکزي از جمله خراسان را در تصرف داشت ولي عاقبت در محاصره افتاد .
فرقه ديگري نيز در همين دوران در خراسان وباختر ايران وعراق ظهور کردند که به زنديق ها معروف شدند .اسلام از سال 14 تا 31 ه.ش در منطقه خراسان توسعه يافت و در زمان حضرت امام رضا (ع) دين اسلام در اين منطقه تسلط کامل پيدا کرد .
4-3 . جغرافياي طبيعي منطقه111
اين استان از مناطق خشک ونيمه خشک کشور به شمار مي آيد ولي تحت تاثير عوامل جغرافيايي مختلف،از تنوع اقليمي برخوردار است .نواحي مرتفع،زمستان هاي سرد وتابستان متعدل ونواحي کم ارتفاع زمستان هاي نسبتا سرد وتابستان هاي گرم وخشک دارند .
مهمترين عوامل موثر دراقليم منطقه عبارت است از توده هاي هواي موثر درمنطقه،عرض جغرافيايي ،ارتفاعات وجهت قرارگيري آنها،وجود درياي خزر وکويرها مي باشد. مهمترين جريان هاي ورودي به منطقه عبارت اند از :
1.جريان هاي هواي پرفشار سيبري که در اوخر فصل پاييز تا اوايل بهار از طريق شمال شرق وارد منطقه مي شوند وتا حدودي شمال خراسان را تحت تاثير قرار مي دهند .
2.جريان هاي کم فشار مديترانه اي که ابتدا برروي اقيانوس اطلس شکل مي گيرد وبا هواي گرم ومرطوب مديترانه اي با تلفيق توده هاي هواي مرطوب درياي خزر با افزايش رطوبت به طرف منطقه حرکت مي کند وبارش هاي زمستاني را به دنبال دارد .اين توده هاي هوا در نواحي بياباني رطوبت خود را از دست مي دهند .
3.توده هاي کم فشار حرارتي بياباني که منشا آن عربستان و کويرهاي مرکزي وصحراي قراقوم است .اين توده هاي هوا در افزايش دما تاثير فراوان دارد وبه دليل رسوبت بسيار اندک فاقد باران زايي ومعمولا با گردوغبارهمراه است .
به طورکلي درجه هوا دراستان از سمت شمال وشمال غرب به سمت جنوب وجنوب شرق افزايش مي يابد که با بارندگي نسبتي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره تعهد مستمر، تعهد سازمانی Next Entries پایان نامه درباره سابقه خدمت، حقوق و دستمزد، سلسله مراتب