پایان نامه رایگان درمورد اجرای مجازات، قانون مجازات، مجازات اسلامی، انقلاب مشروطه

دانلود پایان نامه ارشد

(آشوری،77: 10)، مجازات از پا به جهاز شتر آویختن در مورد مجرمینی اعمال میشد که در شهر مرتکب دزدی میشدند. روش اجرای این مجازات بدین گونه بوده که آنها را به جهاز شتر آویزان میکردند و شکمشان را پاره میکردند و سپس در کوچهها به گردش در میآوردند و جار میزدند که این شخص به علت ارتکاب فلان جرم، به حکم شاه این چنین مجازات میشود.12 لازم به ذکر است که اجرای چنین مجازاتهایی توسط فرّاشان و میرغضبان انجام میشد و تابع قاعدهی خاصّی نبوده است. دستگاه حاکم در این باره، اختیارات وسیعی داشته است و به هر طریقی که میخواست مجرمان را مجازات میکرد (تاج زمان، 1351: 57).
یکی از افراد هیئت نمایندگان سیاسی انگلستان که در عهد شاه عباس به ایران آمده بودند، ضمن وقایع نوامبر 1628 به کیفرهای معمول در آن دوران اشاره میکند، مینویسد: امروز اعدام مردی را دیدم، شنیدم که در همین روز شش یا هفت نفر دیگر را نیز اعدام کردند که یکی را به جرم دزدی، با قمه شکم دریده بودند. متوجه شدم که مردم شهر به آن منظره زننده با همان وصفی نگاه میکردند که گویی سگی را دار زده باشند و در حقیقت از نظاره آن لذت میبردند و تماشا میکردند؛ جلاد بعد از انجام دادن کارش، از مردم که به تماشا ایستاده بودند پول خواست و با اصرار میگرفت (راوندی، 1368: 234).
مجازاتهای که از عهد شاه اسماعیل اول در ایران متداول گردیده بود، یا به همان صورت اصلی و یا به شکل کاملتری در مورد مجرمین این عصر به کار میرفت. در مورد اعمال خلافی، کیفر برحسب درجه و مقام اجتماعی گناهکار فرق میکرد. مثلا اگر یکی از علمای دین یا قضات یا کلانتران مرتکب خلافی میگردید، ممکن بود ریشش را بسوزانند و اگر ریش نداشت، او را وارونه به خر سوار میکردند و در میدان و بازار شهر میگردانیدند. گاه گرانفروشان و کسبه متقلب را به مجازات تخته کلاه محکوم میکردند؛ یعنی تخته مدوری را که میانش بقدر گردن آدمی سوراخ داشت و دوتکه میشد بر روی گردن گناهکار میگذاشتند و دو تکه را به هم قفل میکردند و وی را به این نحو در میان کوی و بازار حرکت میدادند، و در این قبیل موارد مشتی از اراذل و اوباش با دادن دشنامهای رکیک او را دنبال میکردند (همان، 231).
تاورنیه جهانگرد فرانسوی مینویسد: از عادات شاه عباس این بود که میخواست از همه چیز و همه جا آگاه باشد، و چون به گزارشهای وزیران خود اطمینان نداشت با تبدیل لباس به گردش میرفت و از دکانها خرید میکرد تا مطمئن شود که کمفروشی و تقلب در وزن نمیکنند، از آن جمله شبی به لباس روستائیان از دیوانخانه خارج شد و به بازار رفت، از یک دکان نانوایی نانی خرید و از دکان کبابی گوشت کباب شدهای گرفت و به کاخ شاهی بازگشت، در دیوانخانه امر کرد تا ترازو آوردند و نان و گوشت را در حضور وی کشیدند، از نان پنجاه و هفت درهم و از گوشت چهل و سه درهم کم بود. شاه عباس به چند تن از حاضران که در کار نظم شهر و نرخ اجناس مسئول بودند، مخصوصاً به داروغه اصفهان خشمگین شد، به طوری که میخواست شکمهای ایشان را پاره کند، اما به شفاعت جمعی از بزرگان از گناه ایشان جشم پوشید. سپس فرمان داد تا در میدان اصفهان شبانه تنوری ساختند و سیخی بلند فراهم کردند، بامداد روز دیگر، نانوا و کبابی را به دستور وی گرفتند و گرد شهر گردانیدند، کسی پبشاپیش ایشان فریاد میکشید که این نانوا و کبابی امروز به جرم کمفروشی در میدان شهر پخته و کباب خواهند شد.
پس از آن، خباز را در تنور افکندند و کبابی را به سیخ کشیدند و آوازه این سیاست در تمام ایران منعکس شد. و همچنان از سیاست شاه عباس به هراس افتادند که از آن پس دیگر کسی با احکام او جرات مخالفت نداشت (همان، 231).

1-2-5-4 بعد از صفویه تا انقلاب مشروطه
در این دوره دست قضات در صدور حکم به هر مجازاتی تحت عنوان تعزیر باز بوده و از این نظر حمایت کامل حکّام را داشتند. ازآنجا که مجازات به عنوان تعزیر صورت میگرفت، قضات تابع هیچ قاعده و اصلی نبودند و طبق احساسات و اعتقادات و منافع شخصی خود رای میدادند (صانعی،1372: 97) .در خصوص نحوهی اجرای تعزیر ذکر شده است که مجرم را برهنه میکردند و در ملأعام میآوردند و گناهش را جار میزدند. در این مورد باید گفت اجرای مجازات در ملأعام و به این طریق یکی از غیر انسانیترین شیوههای اجرای مجازات بوده است چرا که باعث نقض کرامت و شأن انسانی مجرم شده و آبروی او را در میان مردم زیر سوال میبرد. در مورد شیوهی اجرای مجازاتها در این دوره نقل شده است که حدّی که برای سیاست لازم میبینند بایستی در ملأعام و در حضور همهی مردم اجرا کنند. و قاضی مکلف بود آن را اجرا کند. به نظر میرسد این امر برای جلوگیری از تکرار جرم توسط مجرم، ارعاب و ایجاد وحشت در میان مردم و مهمتر از همه، حفظ قدرت حاکمه بوده است(راوندی، 1368: 88).
پروفسور جاکسون که در سال 1905 در ایران بوده است، نقل میکند که مجازاتها در این کشور به طور وحشیانهای صورت میگیرد. او که خود در یکی از مراسم اجرای مجازات حضور داشته نقل میکند: “همین که محکوم را به میدان آوردند، شگرد میرغضب چنگالهای آهنین در منخرین وی فرو برد و با سختی سر او را به طرف عقب کشید، همان میرغضب با یک ضربه شمشیر سر او را از بدن جدا کرده و برای اینکه زودتر جان بدهد، جسد او را چندین دفعه محکم به زمین کوبید و عجب اینکه جمعیت تماشاچی از این عمل تاثری بروز نداد. همچنین در شیراز به حکم والی، زبانهای سه نفر نانوا را که نان را قدری گرانتر از نرخ معمول فروخته بودند، از بیخ بریدند. این نوع مجازاتهای سخت، کمتر صورت میگیرد و آنچه بیشتر رواج دارد چوب و فلک است”(راوندی، 1368: 234).
به طور کلی، آنچه مسلم است اینکه وضع جرایم و مجازاتها در ایران قبل از مشروطه تابع قاعدهی خاصّی نبوده و قضات تحت عنوان تعزیر، مجازاتهای مختلفی را بر محکوم بار میکردند و در این باره نیز از توسّل به شیوههای غیر انسانی بیمی نداشتند و اجرای مجازات عمومأ در ملأعام اجرا میشدند و مخاطب این نمایش افراد غیر مجرم بودهاند تا از اجرای مجازات عبرت بگیرند.
1-2-5-5 پس از مشروطیّت تا انقلاب سال 1357
با تصویب قانون مجازات عمـومی در سال 1304 که از قانون 1810 فرانسه اقتباس شده بود، واضعین آن کوشیدند تا اجرای مجازاتها هم وسیلهی تامین منافع اجتماعی شود و هم با عدالت تطبیق نماید(صانعی، 1372: 108). در این قانون و قوانین متفرقهی دیگر به طور پراکنده از اجرای مجازات در ملأعام یا به طور علنی سخن به میان آمده است. برای مثال، در مورد نحوهی اجرای شلاق طبق تبصرهی مادهی 173 قانون اصلاحی کیفر عمومی مصّوب 1322، دادگاه مقرّر میداشت که در صورت اقتضاء، کیفر شلاق در ملأعام اجرا شود. دار زدن نیز در این دوره تا سال 1334 در انظار عمومی در میادین مرکز شهر صورت میگرفت و با اصلاح آیین نامهی کیفر اعدام در سال 1343، این کیفر در زندان در محّل مخصوصی اجرا میشد. ماده17 قانون اقدامات تامینی و تربیتی مصوب 21/2/1339 نیز مقرر داشته است:”هرگاه منافع عمومی یا منافع مدعی خصوصی ایجاب نماید دادگاه صادر کننده حکم دستور انتشار حکم را پس از قطعیت به هزینه محکومعلیه صادر مینماید”.
1-2-5-6 دورهی استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به مادهی 485 الحاقی به قانون آیین دادرسی کیفری 1351 که مقنّن اجرای حکم در ملأعام را ممنوع اعلام نکرده بود، عموم محکومان به اعدام را در میادین حلق آویز میکردند. مرتکبان قاچاق مواّد مخدر به صورت مسلحانه نیز در صورت مصلحت، طبق نظر دادگاه در محّل زندگیشان در ملأعام اعدام میشدند (طبق مادهی 11 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدّر1367).
با این حال، به نظر میرسد یکی از مصادیق اجرای مجازات در ملأعام در قانون مجازات اسلامی در بخش حدود، مادّهی 87 میباشد. طبق این ماده” مرد متاهلی که قبل از دخول مرتکب زنا شود به حدّ جلد، تراشیدن سر، تبعید به مدّت یکسال محکوم خواهد شد”. بنابراین ماده، حد جلد از جمله مجازات حدی محسوب میشود که معمولا در ملأعام اجرا میشود.
اکنون نیز چند سالی است که افرادی تحت عنوان شرور و اراذل و اوباش در محلّههایی که مرتکب شرارت شدهاند به عنوان مجازات، ساعتها در حالی که مشخصّات فردی آنها از گردنشان آویزان است یا کلاه بوقی بر سر گذاشتهاند یا نیمی از سرشان تراشیده شده است و یا اینکه لباس زن برآنها پوشاندهاند در مقابل عموم مردم به نمایش گذاشته میشوند در حالی که هیچ متن فقهی و قانونی صریحی در این باره مشاهده نشده است.
مطلب قابل توجهّی در یکی از مقالات قدیمی در خصوص مجازات در ملأعام بیان شده است که ذکر آن در اینجا خالی از فایده نیست. امروز دیگر در جوامع مترقّی، مجازات در ملأعام متروک گردیده و مجرم را وارونه سوار استر کردن و سر او را تراشیدن و در میادین سنگسار کردن یا کلاه بوقی بر سر گذاشتن و در شهر گردانیدن منسوخ گردیده است (گارو،1344: 35). نکته اینجاست که در زمان نگارش این مطلب(سال1344) اجرای مجازات در ملاءعام با توسّل به چنین روشهایی که امروزه احیاء شده است، در زمرهی مجازاتهای متروک و منسوخ قرار گرفته است. بنابراین، باید در عصر جدید برای صدور حکم به چنین مجازاتهایی در مورد مجرمین، نهایت دقّت به عمل آید و طبق ضوابط و قواعد خاصّی آن هم در جرایم خاصّی، انجام گردد.
1-2-6 سایر کشورها
اشاره به سابقهی تاریخی اجرای مجازات در ملأعام در حقوق موضوعه برخی از کشورها در مقایسه با حقوق ایران خالی از فایده نیست. زیرا، علاوه بر آشنایی با نحوهی عمکرد کشورها در این خصوص، با امکان مقایسهی میان کشورهای مختلف و ایران ارزیابیهای بعدی نیز میسّر خواهد شد. بنابراین به مواردی که مجازات در ملأعام اجرا میگشته یا مصادیقی را که میتوان در زمرهی مجازاتهای علنی به حساب آورد، اشاره میشود.

1-2-6-1 انگلیس
با بررسی منابع مختلف در خصوص اجرای مجازات در ملأعام میتوان پی برد که این مجازات در این کشور چندان رواج نداشته ولی اکثر مجازاتها به صورت علنی و در ملأعام اجرا میگشته است. به عنوان مثال، در مورد مجازات شلاّق که از جمله مجازاتهای خوارکننده محسوب میشده، آمده است که این مجازات در فرانسه و بریتانیای کبیر و بسیاری از کشورهای اروپایی شبیه مراسمی تحقیرآمیز بود که علیه بزهکاران به عنوان نمونهای عبرت انگیز به کار میرفت (مارتینژ ،1385: 89). قانون کیفری انگلستان همهی وحشیگریهایی را که انگلیسیان سرسخت برای جلوگیری از قانونشکنی فطری بشر لازم میشمردند تجویز کرده بود؛ هرگاه محکومی را به پشت ارابهها میبستند و در خیابانهای شهر تازیانه میزدند، تماشاگران به جلاد مزد اضافی میدادند تا سختتر تازیانه بزند (همان، 139) بنابراین، علاوه بر مجازت اصلی شلّاق نسبت به مجرم، با شناساندن او به افراد مختلف جامعه به همراه تحقیر او در انظار عمومی، نوعی مجازات مضاعف بر مجرم تحمیل میشد. در مورد مجازات گرداندن مجرم در شهر، نقل شده است (همان، 52) که در انگلستان، زنان را بر گاری قرار میدادند و آنها را در محّل وقوع جرم میگرداندند یا در مواردی، محکوم را در حالی که جلوتر از جارچی میرفت در کوچه پس کوچههای شهر به گردش در میآوردند.
کیفرهای وحشیانه در ملأعام مردم را درندهخو میساخت. هنگام اعدام که مجرم هنوز جامه به تن داشتند، مجرم را میدریدند و امحا و احشای آنان را در برابر دیدگانشان میسوزانیدند، سپس آنان را سرمیبریدند و تکه تکه میکردند. در همه محلات لندن چوبههای دار برپا شده بود و بر بسیاری از آنها لاشههای محکوم را میآویختند تا طعمههای پرندگان شوند. گاهی نیم ساعت طول میکشید تا محکومی بر چوبهدار جان دهد. به محکومان برای آنکه کمتر درد بکشند عرق مینوشانیدند و مامور اعدام اگر خوشرو و مهربان بود پاهای آنان را میکشید تا زود بمیرند. سنگدلی تماشاگران و جنایتکاران روزهایی را که محکوم به دار کشیده میشد چون روزهای جشن میساخت. مردم برای تماشای محکومانی سوار بر ارابه بسوی چوبههای دار میرفتند، در راه صف میبستند؛ دکهها و دستفروشان جین و نان زنجبیلی، گردو و سیب به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد اجرای مجازات، ارتکاب جرم، بازدارندگی، تعیین مجازات Next Entries پایان نامه رایگان درمورد اجرای مجازات، بازدارندگی، امیرالمومنین، نظام کیفری اسلام