پایان نامه رایگان درمورد اجرای مجازات، ارتکاب جرم، مواد مخدر، قانون اساسی

دانلود پایان نامه ارشد

ارتکابی در نهاد افراد و جامعه پدید میآمد. به همین جهت به محض آنکه فردی مرتکب خطایی میشد، قوانین ظالمانه، انتقام و قصاص در موردش به مرحله اجرا در میآمد تا بدینوسیله سزای اعمال بدکارانه خود را ببیند.
متأسفانه امروزه بعضاً هنوز این روش نادرست ادامه دارد و سنتطلبان، قصد از مجازات را اعمال شکنجه و آزار میدانند و به هیچوجه در پی اصلاح بر نمیآیند در حالیکه اگر دستگاههای عدالت و سازمانهای پرورش و توسعه آن به نظریات جرمشناسان توجه نمایند، دیگر قصه آزار و ایذا صرف بزهکاران منتفی میگردد و کسی مورد رنج آزار قرار نمیگیرد و با خشم و نفرت سرکوب نمیشود بلکه دنیایی از امید به رویش گشوده میگردد که به جای تحمیل شکنجه و آزار، با وسایلی که در آن وجود دارد از او مجدداً یک انسان خوب ساخته میشود و سازگار و با سلامت کامل از نو به اجتماع و آغوش آن رجعت میکند و همه افراد را از وجود خود مستفیذ میسازد.
امروزه همه کوشش جرمشناسی مصروف آن میشود که چشمان بسته فرشته عدالت را باز نماید و شمشیر را کَفَش بگیرد و لباس سرخ و وحشتناک و کسوت آتشین و پر شعلهای را که نشانه خشم، کینه، انتقام و وحشت است از بر دادستان بیرون بکشد و گرههای چهره اخمآلود و عبوس او را از هم باز نماید و به لحن و کلامش نرمش ببخشد و بالاخره قوانین خشن و منجمد را از رکود و انجماد و حالتستیزهجوئی بدرآورد و همه کسانی را که در کسوت داوری رفتهاند به این حقیقت واقف سازد که باید در راه اصلاح بزهکار کوشید تا جرم از میان برود و نباید در پی آزار و ایذاء او برآمد، زیرا بدین ترتیب نه تنها سازندگی ایجاد نمیشود بلکه در طی دوران شکنجه و اعمال سنتی دیگر، از مجرم موجود سبعی آفریده میشود که پس از بازگشت به اجتماع، درندهخوتر از موقع ارتکاب جرم، به جان افراد و اجتماع میافتد و به صورت وحشتناکی انتقام بیعدالتی تحمیل شده را میگیرد.
امروزه به وسیله جامعهشناسیجنایی که یکی از زیر شاخههای جرمشناسی است این واقعیت به خوبی اثبات شده است که اگر اصلاح اساسی و عمیق و مدبرانه صورت گیرد، همیشه جنبه بازآفرینی و خلقت دوباره دارد و بزهکاری که به صورت انسانی و با روشهای مدبرانه مورد اصلاح قرار میگیرد محققاً انسان دیگری میشود که پس از بازگشت به اجتماع با سازگاری کامل، زندگانی شرافتمندانهای برای خود فراهم میآورد و دیگر به اعمال بزهکارانه خود را آلوده نمیسازد و در دام تباهی و فساد گرفتار نمیشود.
با این مقدمه به بررسی اجرای مجازات در ملأعام با توجه به نظریههای جرمشناسی میپردازیم:
2-3-2-1 دیدگاه تعامل گرا و اجرای مجازات در ملأعام
دیدگاه بر چسبزنی عموماً کار را با تکبه بر این مقدمه آغاز کرده است که جرم و رفتار مجرمانه فرایندی اجتماعی است؛ کانون توجه این دیدگاه، معطوف به ماهیت کنش متقابلی است که میان مجرم، بزهکار و مقامات دستگاه قضایی به وقوع میپیوندد. نظریهپردازان بر چسبزنی همچنین مدعیاند که اصولاً این اعمال نظام جزایی و مقامات آن است که تعین میکند چه چیزی را باید جرم محسوب داشت. به بیان دیگر در نگاه آنان، مجرمانه خواندن رفتار یا مجرم شمردن فردی خاص، بسته به افرادی است که در عمل چنین بر چسبی را وارد میآورند. ادعای آنان این است که عنوان رسمی جرم را افرادی بر یک رفتار مینهند که قدرت وارد آوردن بر چسب را دارند ( ویلیامز، 1386: 152).
این نظریه نقش اجتماع یا جامعه محلی را در بوجود آمدن حیات و شغل مجرمانه تعریف میکند. به این ترتیب که میگوید بزهکاری معمولاً با رفتارهای ساده شروع میشود و به خاطر عدم پاسخ صحیح از طرف جامعه به این جرایم ابتدائی، با گذشت زمان دید جامعه نسبت به این فراد عوض میشود، مجرم بودن در نهاد این افراد تثبیت میشود و دامنه این جرایم گستردهتر شده و جامعه حساسیت خود را بدون انگیزه اصلاح و صرفاً با هدف سرکوب گسترش میدهد و به تدریج میزان تسامح و تساهل خود را نسبت به این مجرمین که جامعه بوجود آمده است کم میکند (وایت، 1392: 190).
در این نظریه جامعه برای مقابله با این شخص، با اقدامات نسنجیده خود یک مجرم میسازد، مثلاٌ ما در کشور خود، هرچند وقت یک بار شاهد طرحهایی در غالب جمعآوری اراذل و اوباش هستیم، افرادی که به دلیل مشکلاتی که، خارج از وجود شخص میباشد از جمله نیازهایی که یا جامعه باید به آن جواب میداد و نداده و یا خانواده فرد، بر چسبهای ناهنجاری را از همان دوران طفولیت خورده و در بزرگسالی با اقدامات بعدی مجرمیت را در نهاد آنها تثبیت میکند؛ در این حین جامعه با هدف ارعاب سایرین و از بین بردن ابهت این اشخاص، آنها را به صورتی غیر انسانی و موهن در کوچه و بازار میچرخاند.
اعمالمجازاتدراینقالب (اجرای مجازات در ملأعام)بانظریهجرمشناسیتعاملگراکهازرشتههایجرمشناسیواکنشاجتماعیاستتطابقبيشتریدارد. به موجباینتئوریکهبهمطالعهتعاملهاوکنشهایمتقابلميانفردوجامعهمیپردازد،جامعهدررفتارافرادنقشبسيارمهموقطعی دارد. برابراینتئوریواکنشاجتماعیموجباتبرچسبوانگخوردنازناحيهجامعهبهفردرافراهممیکند کههرکدامازاجزانظامعدالت کيفریازجملهپليسدادسرا دربرچسبخوردنمجرمنقشموثریدارند.
یکی از تاثیرات اجرای مجازات در ملأعام بر اساس نظریه بر چسبزنی آن است که هرگاه بر شخصی برچسب مجرمانهای وارد آید و او را از سنخی خاص از مجرمین به همگان معرفی کند، حتی افرادی که در رفتارهای همسان با او در گیرند، اما چنین بر چسبی نخوردهاند، با او برخوردی متفاوت پیشه خواهند کرد. مثلاٌ در مورد دو مجرمی که جرم مشابهی مرتکب شدهاند ولی مجازات یکی جرای نقدی و دیگری شلاق در ملأعام است، افراد جامعه، شخصی را که مجازات او در ملأعام اجرا شده است را مجرمتر میدانند؛ قضاوت افراد جامعه نسبت به شخص بر اساس عمل دستگاه قضایی است.
نتیجه دیدگاه بر چسبزنی این است که با عملکرد اشتباه دستگاه قضا در مورد مجرمین که شاید بر حسب اتفاق مرتکب جرم شده باشند، میتواند موجب شکل گرفتن هویتی جدید در واکنش به وارد آمدن بر چسب منفی در شخص باشد و مجرمیت را در فرد تثبیت کند. یعنی ابتدا بدنامی، همراه با وارد آمدن برچسب حاصل میآید؛ و دیگر آنکه، نوع نگاه دیگران به شخص که بدنام میشود، عمدتاً متکی بر یک ویژگی خاص منش43یا یک الگوی رفتاری خاص است. (همان: 193) ویژگی یا الگویی که شالوده آن را محتوای همان بر چسب منفیِ آغازین تشکیل میدهد.
برای نمونه ممکن است برچسب منفی یاد شده، اصطلاح اراذل و اوباش، زورگیر، و غیره باشد؛ آن هم بدین سبب که ادعا شده پرخاشگری کرده یا مبادرت به کیفقاپی کرده است. در اینجا هنگامی این بر چسب منفی به تعریفی جمعی و غالب در پاسخ به این پرسش بدل شود که: او چگونه فردی است؟، شخص مورد نظر در معرض بدنامی قرار میگیرد. از آن پس، هر فردی به شکل متناسب با مضمون آن بر چسب، در برابر او واکنش نشان میدهد. در پی حاصل آمدن بدنامی و با گذشت زمان، این احتمال پدید میآید که فرد، خود را به آن بر چسب جدید پایبند سازد و آنگاه، هویت خود را به شکلی متناسب با آن تغییر دهد. حاصل آنکه در دیدگاه بر چسبزنی، وارد آمدن بر چسب معمولاً پیامد منفی به بار میآورد.
نتیجه اینکه اجرای مجازات در ملأعام میتواند در بر چسب زدن به افرادی که میتوان با یک سری اقدامات اصلاحی مناسب، منابع از ارتکاب مجدد جرم توسط آنها شد، مجرمینی بوجود میآورد که هویت خود را با آن جرم میشناسند و حتی این عمل میتواند بر روی افراد سست بنیاد که از لحاظ شخصیتی مشکل دارند، موجب غرور و افتخار به شمار آید که جرم چهرهای نشاطبخش و هیجانانگیز برای آنها جلوه کند.

2-3-2-2 نظریه فشار و اجرای مجازات در ملأعام
نقطه شروع نظریه فشار، این تصور است که جرم اصولاً پدیدهای اجتماعی است. این دیدگاه مدعی است موجبات شکلگیری جرم را باید در درون اجتماع جست. به بیان دیگر، طبق نظریه فشار اعمال و ارزشهای مجرمان را اصولاً نیروها و عوامل فراگیر موجود در سطح جامعه تعیّن میبخشد،نظریه فشار استدلال میکند ترتیبات ساختارِ اجتماعیِ ویژهای با نرخهایِ بالایِ جرم همبستهاند؛ یعنی، آنها به جایِ تأکید بر تغییرِ مجرمان و بزهکاران پس از پیدایششان، بر تغییر بخشِ نسبتا سادهای از نظامِ اجتماعی در جامعه تاکید میکنند (وایت، 1392: 142).
نگارشهای مختلف نظریه فشار، واکنشهای مناسب در برابر جرم را از نوع افزایش فرصتهامیدانند، یعنی تدبیری که با هدف کاهش فشارهای اجتماعی صورت میگیرد و میتواند در قالبهای گوناکونی مانند برنامههای آموزشی، طرحهای اشتغالزایی و همچنین برنامههای تفریحی و سرگرمی برای افراد و گروههای فوقالعاده محروم انجام بپذیرد (وایت، 1392: 142). یکی از راهبردهایی که این نظریه، آن را در مسیر کاهش جرم مورد توجه قرار داده، دوباره جامعهپذیر کردن مجرم در خصوص هدفها و وسایل و شیوههای مرسوم اجتماعی است.
مطابق این دیدگاه اجرای مجازاتهای بدنی و به خصوص اجرای مجازاتهایی موهن و غیر اخلاقی که موجب تخریب شخصیت فرد میشود، نه تنها موجب جامعهپذیری شخص نمیشود، بلکه موجب تباهی فرد میشود. برای اصلاح مجرم و جلوگیری از ارتکاب جرم توسط افراد جامعه طبق این دیدگاه، باید ساختار جامعه را اصلاح کرد؛ در همین رابطه مطالعهی ادوین ساترلند و کرسی44مفهوم همنشینی افتراقی را برای توصیف علت شکلگیری جرم در جامعه بیان کردند؛ و برای آن راهکارهایی ارائه دادند که مجازاتهای بدنی و موهن نقشی ندارد. مثلاً ایجاد اشتغال برای جوانان، ایجاد مراکز تفریحی و رفاهی که جوانان بتوانند اوقات فراغت خود را در آن سپری کنند.
به نظر میرسد در کشور ما، علت بسیاری از جرایم خارج از اراده مرتکب است و ناشی از ساختار جامعه است، چیزی که حکومت کمتر به آن توجه میکند؛ و صرف، اجرای مجازات اسلامی، صرفنظر از علت و مشکلات موجود در جامعه را، راهگشای رهایی از جرایم میداند. قوه قضاییه به عنوان سازمانی که بر اساس قانون اساسی یکی از وظایفش پیشگیری از ارتکاب جرایم است45، بر مجازاتهای بدنی و آن هم به این صورت که در ملأعام اجرا شود، اعتقاد دارد. با هدف ارعاب عمومی و برای پیشگیری از جرایم.
یکی از مشکلات جامعه امروزی این است که در کالبدشکافی جرایم، صرفا به اجرای مجازات اکتفا و بسنده شده است، در حالی که مهمتر از اجرای مجازات از دید جرمشناسی، پیشگیری از وقوع جرم میباشد. اگر ما علل ارتکاب جرم را به علل درونی و بیرونی تقسیم کنیم، عدم اشتغال و بیکاری جوانان و نیز عدم وجود سرگرمیهای سالم و کمبود این سرگرمیها در جامعه، موجب رخوت و ناامیدی قشر جوان به ادامه زندگی در جامعه شده است. این معضل را بایستی با معضل گرایش جوانان به مشروبات الکلی و مواد مخدر سنتی و شیمیایی اضافه کرد و به حدی که جوانان با مصرف اینگونه مواد، و زایل شدن عقل و خردشان، مستعدتر و آمادهتر برای ارتکاب جرم میشوند. هنگامی که جوانی نسبت به آینده خود، ناامید باشد، از لحاظ روانشناسی، این جوان بسیار پذیرای مرگ و قطع زندگی میشود. حال اگر چنین فردی با این شرایط روحی و روانی و مصرف مشروب یا مواد مخدر، مرتکب قتل گردد، با علم به اینکه مجازات چنین عمل شنیعی اعدام است، به نتیجه دلخواه خود که سلب حیات خود است، خواهد رسید. شاید بتوان افرادی را که محکوم اعدام و قصاص شده و در حین اجرای حکم، چهره خندانی دارند را از این دید، نگریست.
اجرای مجازات در ملأعام و پافشاری حکومت بر اجرای آن، مطابق اصول نظریه فشار این شائبه را به ذهن میرساند که، حکومت برای نشان دادن این نکته که در جلوگیری از جرایم مصمم است، و علت وجود جرایم را حضور افرادی میداند که مستحق سنگینترین مجازات است؛ و ذهن افراد جامعه از مشکلات ساختاری جامعه منحرف کند.

2-3-2-3 جرمشناسی بالینی و مجازات در ملأعام
جرمشناسی در یک تقسیم بندی کلی و به اعتبار اینکه یکی از رشتههای علوم مرکب تلقی میشود، به دو شاخه تقسیم شده است؛ جرمشناسی نظری که موضوع آن تبیین عمل و اقدام جنایی یا عوامل و فرایندهای ارتکاب جرم است، و جرمشناسی کاربردی که به تعبیر ژان پیناتل- جرمشناس فرانسوی- فقط شامل جرمشناسی بالینی، یعنی جرمشناسی اصلاح و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد اجرای مجازات، کرامت انسان، کرامت انسانی، دادگاه صالح Next Entries پایان نامه رایگان درمورد حقوق بشر، حقوق بشری، اجرای مجازات، ارتکاب جرم