پایان نامه رایگان درمورد آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

استغاثه مي کنند و از او طلب مغفرت مي نمايند هر چند شاعران عارف نيز با زبان شعر به اقرار و اعتراف گناهانشان پرداخته اند ولي انواع گناه را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار نداده اند و معلوم نيست گناه از نظر ايشان چيست. تنها به لفظ گناه و يا لغزش بسنده کرده و از خداوند طلب گذشت و عفو نموده اند. همان طور که در فصل يک نمونه هايي از اقرار به گناه شاعران ذکر شد.
در اين نمونه ها شاعران فقط به جرم و گناه خويش اقرار نموده اند و به انواع و گستردگي آن اشاره اي نکرده اند.
در مورد دعاي شفاعت و شفيع قرار دادن کسي نزد پروردگار در اغلب دعاها مانند دعاي توسل و زيارت جامعه کبيره امامان حضرت محمد و يا ديگر ائمه را به عنوان شفيع و ميانجيگر بين خود و خدا قرار داده اند هر چند که در بخشي از دعاهاي مختلف مانند دعاي کميل يا ابو حمزه ثمالي امام معصوم شفيع غير خدا نمي شناسد و بدون واسطه از او در خواستش را مي طلبد. شاعران در مناجات هايشان مستقيما از خداوند طلب حاجت نموده اند؛ مگر در بعضي جاها که به شفيع بودن پيامبر ايمان داشتند.
با توجه به بخش هايي از ادعيه و مناجات هاي شاعران مي توان گفت مفهوم شفاعت را در ادعيه بيشتر حس مي کنيم و با آن مأنوس هستيم تا در مناجات هاي شاعران.
* در ادامه ي بحث انواع دعا را از زاويه ديگر بررسي نموديم و به تفاوت ها و شباهتهاي ميان آن ها پي برديم که شامل دعاي بدوي، پيامبرانه و عارفانه بود و به اين نتيجه رسيديم که دعاي پيامبرانه بر خلاف دعاي بدوي فرا تر از موضوعات مادي و دنيوي مي باشد و يک نوع تخليه روحي استو غير از طلب و درخواست، نوعي آموزش به مردم درآن نهفته است و دعاي عارفانه با يک سري آداب و رسوم و تحمل رياضت براي رسيدن به خير مطلق و کمال حقيقي همراه است. ولي هدف هر دو يعني دعاي پيامبرانه و عارفانه به يک چيز ختم مي شود؛ تقرب و نزديکي به خداوند يگانه.
* در فصل دوم تلاش کرديم ابتدا تعريفي از اسماء و صفات حسناي حق تعالي ارائه کنيم و سپس انواع اسماء الحسني (اسماء فعلي و اسماء ذاتي ) و تفاوت آن با صفات حسني بيان شد و به اين نتيجه رسيديم که خداوند وجود نابي است که همه ي کمالات وجودي را داراست و همه ي صفات وجود حقيقي و خالي از نقص،منحصرا از آن خداست. صفات حق شامل جماليه و جلاليه اند و اين صفات چون در ذات واحد حق هستند هر جا صفات جماليه تجلي کند صفات جلاليه در باطن آن مخفي و نهفته اند و بالعکس.
* در ادامه اسماء حسناي ذات اقدس حق تعالي از ديدگاه عرفان و قرآن بررسي شد از نظر قرآن هر اسم حسنايي مخصوص خداست مگر اين که خداوند به اراده خود آن را در افرادي متجلي نمايد و از نظر عرفا اسماء حسناي پروردگار واسطه هايي براي محور اعيان موجودات و حدوث حوادث بي شمار در آن ها هستند. بنابراين هر چه در جهان به چشم مي خورد از آثار حق است و عين واقعيت و از اسماء حقيقي هستند؛ پس هر آن چه بيان کننده کمال است به خداوند نسبت دارد و نقص و نيستي و زشتي از او سلب مي شود.
* در مورد تعداد اسماء الحسني اختلاف عقيده وجود دارد و رويات متعددي در مورد آن بيان شده است که بعضي 99 و بعضي 360 و يا 1000 و 4000 اسم را براي خداوند ذکر کرده اند که روايات آن را در فصل دوم آورديم و نتيجه اي که مي توان از اين روايات گرفت اين است که نمي توان براي ذات اقدس حق تعداد مشخصي اسم و صفت در نظر گرفت؛ زيرا خداوند تجليات و تعينات متعدد و بي نهايتي دارد و چون تجلياتش بي نهايت است اسامي او نيز مي تواند بي نهايت باشد.
بعضي از اين اسامي از بسامد بيشتري در ادعيه و مناجات ها برخوردارند و بعضي ديگر کمتر به کار رفتهاند که در فصل دوم نام هايي که از بسامد بالا برخوردار بودند ذکر شد و نسبت نام خدا با خواسته اي که دعا کننده داشتبيان گرديد.
* مقايسه اي بين اسماء و نسبت خواسته ها در ادعيه و مناجات ها صورت گرفت و به اين نتيجه رسيديم که در ادعيه و مناجات هاي شاعران بين اسم حسني با خواسته نسبت و مطابقت وجود دارد و نمونه هاي آن را به طور مفصل شرح داديم اما همانطور که در فصل دوم ديديم در بعضي از مناجات هاي شاعران بين خواسته و نام پروردگار نسبتي وجود نداشت.
ويا به جاي آن که مستقيما خدا را با آن صفت يا نام صدا بزنند،از معناي اسم در ابيات استفاده کرده بودند و از او طلب حاجت نموده اند .
* هم چنين در ادعيه نسبت به نيايش هاي عارفان از اسامي بيشتري استفاده شده است و ادعيه از يک نظم خاصي در محور عمودي و افقي برخوردار هستند؛ در صورتي که بين ابيات از نظر عمودي انسجام و نظام معنايي وجود ندارد.
در بعضي ابيات نيز شاعر به تناسب وزن و يا قافيه آن نامي از اسامي پروردگار را آورده است و تناسب بين اسم حق و خواسته وجود ندارد .
* در فصل سوم نسبت خداوند به بندگان بيان گرديد. براي بيان نسبت خداوند با بندگانش ديدگاه فلاسفه و متکلمين و عرفا بررسي شد.
* عرفا پايه و اساس آفرينش را عشق مي دانند و عشق خداوند را مقدم بر تمام محبت ها و معتقدند که محبت هاي ديگر فروعي از محبت هاي حق تعالي است و چون خدا عاشق انسان و انسان عاشق خداست آدمي تلاش مي کند تا خود را شبيه خدا يي کندکه او را دوست مي دارد و سعي مي کند متخلق به اسماء الله و صفات باري تعالي شود.
تا انسان خدا را نشناسد نمي تواند عاشق او گردد و لازمه ي معرفت حق شناخت خود اوست .پس هر کس نسبت به معرفت و شناختي که از خود و خدايش دارد او را مي خواند و ميپرستد و با او گفت و گو مي کند؛ نتيجه آن که امامان معصوم چون واصلين به حق اند و از همه بيشتر خدا را شناخته اند و با معشوق يکي گشته اند دعاها و گفت و گوهايشان با پروردگار خالصانه تر و جامع تراست.
* از نظر فلاسفه رابطه بين خدا و آفرينش انسان علت و معلولي است و براي شناخت خدا عقل را وسيله قرار داده اند.آن ها هدف آفرينش را بر مبناي فياضيت الهي دانسته اند.
* بالاخره متکلمين معتقدند که عالم حادث است و خداوند آن را موجود آورده پس عالم و انسان صانعي دارد که خداوند صانع و فاعل آن هاست دو چيزي که به وجود مي آيد مفعول نام دارد و هر مفعول نيازمند فاعل است بنابراين خداوند علت تامه موجودات و هم علت فاعلي آن هاست و از راه منطق و عقل به شناخت خداوند مي پردازند.
اما چون ائمه اطهار و شاعران عارف عاشق خداوند بودند و به معرفت حق تعالي نايل گرديده اند، خود را در برابر ذات اقدس الهي حقير و فقير و ناتوان مي دانند و خدا را قدرت لا يتناهي و غير قابل و صف و ستودن مي دانند در نتيجه در ادعيه شيعه خضوع و خشوع در برابر حق،عجز و ناتواني مخلوق در برابر خالق، جهل و ناداني در برابر علم پروردگار و در نهايت اميد به فضل و کرم رحمت خالق مهربان و کريم را شاهد هستيم ؛
* در فصل چهارم به بررسي نظام اخلاقي در ادعيه شيعه و مناجات ها پرداخته شد. قبل از بررسي نظام اخلاقي لازم آمد که ابتدا آثار دعا بر انسان روشن شود آثاري چون تاثير بر جسم و روح انسان و آرامش و عطوفت و مهرباني در اخلاق و نمايان شدن سجاياي اخلاقي در افرادي که از ايمان بالايي برخوردارند و با خضوع و خشوع خدا را مي خوانند و با او راز و نياز مي نمايند هم چنين آثار تربيتي دعا بر انسان روشن گرديد که شامل فعاليت هاي عملي،دوري از گناهان و خواهش هاي نفساني،بيدار کردن انسان،آموختن درس محبت و عشق و آموزش محبت و عشق و آموزش قدر شناسي و شکرگزاري متخلق شدن به اخلاق الهي شناخت نفس عماره و انسان و دادن آرامش روان و آثار اجتمايي هستند.
* پس از آن نظام اخلاقي را تعريف کرديم و جايگاه آن را در بين نظام هاي ديگر روشن نموديم و نتيجه گرفتيم که نظام اخلاقي با تمام نظام هاي ديگر مرتبط است و وقتي نظام هاي ديگر شکل بگيرند نظام تربيتي و اخلاقي شکل مي گيرد و مبناي نظام اخلاقي، قرآن و خداوند است؛ زيرا خداوند بر خوب و بد انسان آگاه است و سعادت و شقاوت بشر در دست اوست . در نتيجه با پيروي از اين نظام اخلاقي مي توان برنامه اي جامع و گسترده براي سعادت انسان پايه ريزي کرد و به سعادت و رستگاري رسيد و به اين نکته پي برديم که نظام اخلاقي مبتني بر ترکيب و تبديل است و آدمي براي پي ريزي يک نظام اخلاقي بايد شناخت و معرفت و عشق و احساس به حق داشته باشد و هر عملي که انجام مي دهد بايد براي رضاي حق باشد .
* پس از آن مراتب و مراحل نظام اخلاقي در ادعيه شيعه و مناجات هاي شاعران بيان شد و با هم مقايسه گرديد و به اين نتيجه رسيديم که ادعيه شيعه سراسر برخوردار ازاصول و روش ها و شيوه هاي نظام مندي هستند که انسان را به اخلاق اسلامي رهنمون مي کنند و اگر حالت دعايي آن ها را برداريم کتابي مي شوند با موضوع اخلاق اسلامي که در آن راه و روش برخوردار شدن از صفات پسنديده را آورده اند و سالک با استناد و ياري گرفتن از اين ادعيه مي تواند به بندگي حق نايل شود.
* شاعران عارف نيز در مناجات هايشان برخي از احکام و مراحل نظام هاي اخلاقي اشاره کردهاند مانند ياري خواستن از خدا براي دوري از اهتمام به غير حق، طلب يقين از پروردگار، مبارزه با نفس و درخواست هدايت از حق و تبديل بدي ها به نيکي ها و درخواست رحمت از حق و هم چنين طلب عفو از خدا و ياري از او در برابر موانع و آفت ها ولي در نيايش هايشان مانند ادعيه به صورت منسجم از اين مراحل ياد نکرده اند و نميتوانند الگوي عملي براي مخاطب باشند.
* در فصل پنجم سلوک عاشقان و عارفان در ادعيه و مناجات ها بيان شد. ابتدا ضرورت سلوک، هدف از سلوک و مراحل و مراکب و موانع سلوک در ادعيه و از ديدگاه اسلام بررسي گرديد و سپس ضرورت وهدف و مراحل و موانع سلوک از ديدگاه عرفا وديگران بيان شد.
* از نظر فلاسفه هدف از سلوک رسيدن به معرفت وحکمت است تا ذات ربوبي حق را بشناسند.اهل اشراق به سلوک مي پردازند تا شاهد جمال وجلال حق شوند وهدف علماي اخلاق تخلق به اخلاق الله است ودوري از صفات نکوهيده ومتصف شدن به صفات الهي؛ اما هدف از سلوک از ديدگاه قرآن عبوديت است تا آدمي به عبوديت وبندگي حق نايل شود واين عبوديت منجر به قرب الهي گردد که اين هدف همان هدف امامان شيعه است که در ادعيه از خداوند طالب آنند.
* در ادامه مراحل سلوک از ديدگاه اسلام وقرآن با ديدگاه عرفا مقايسه گرديد.اين مراحل، ضمن اين که شباهتهايي با هم دارند در مواردي نيز با هم متفاوت هستند. به عنوان مثال، در تعاليم اسلامي بلا و سختي ها از جانب خدا مي رسد و موجب تصفيهي روح انسان ميگردد اما عرفا معتقد به تحمل رياضت با گسستن از ماديات و دوري از تعلقات دنيوي هستند که به اختيار عارف سالک انجام مي گردد و موجب بروز کرامات در عارف ميشود.
* همچنين در تعاليم اسلامي با تأسي به روش ائمهي اطهار طي سلوک ميکنند اما عارفان معتقدند که بايد براي طي اين مسير دست ارادت به پير و مرشدي بدهند که اين مسير را پيموده است و آداب خاص آن را ميداند.
* از طرفي در اسلام براي جلب رضاي حق بايد به دستگيري و راهنمايي مردم اهميت داد و اين مستلزم حضور در اجتماع و معاشرت با مردم است. در صورتي که در عرفان به عزلت و گوشهگيري تأکيد شدهاست.
* البته لازم به ذکر است که بين اين دو ديدگاه شباهتهايي هم وجود دارد؛ از جمله تأکيد به مراقبت نفس از گناه و جلب رضاي حق وتلاش براي وصول به قرب الهي.

* در مورد موانع سلوک ضمن مقايسه ادعيه شيعه ومناجات هاي شاعران به اين نتيجه رسيديم که :
در ادعيه شيعه به تفصيل از موانع سير و سلوک و خطرها و آفتهاي اين راه سخن گفته اند و از طولاني بودن و سختي راه شکوه ها و شکايتها کرده و به خداوند متعال پناه برده اند.
ايشان در دعاهاي خويش ضمن نام بردن آفت هاي اصلي يعني شيطان، نفس، خلق، دنيا، عاملها و خطرهاي ديگري را براي پويندگان اين راه ذکر کرده اند تا سالکيني که در مراحل بالاتري از سلوک گام برداشته اند، دچار عجب و غرور و درگيري و حتي مشغول به کارهاي کم اهميت نشوند زيرا هرچه سالک خاص تر مي شود و به مقام بالاتري مي رسد موانع بيشتري او را تهديد مي کند.
اين موانع عبارتند از:اکتساب دنيا، اهتمام به غير

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد شخصیت حقوقی، شرکت های تجاری، قانون مدنی، حق مالکیت Next Entries پایان نامه رایگان درمورد نهج البلاغه، صفات خداوند، فلسفه علم، امام صادق