پایان نامه رایگان درمورد گروه کنترل، افراد فعال

دانلود پایان نامه ارشد

ه دويدن و گرم کردن و در ادامه دويدن با سرعت 5/4 متر بر ثانيه بود. آزمودني بايد هر 20ثانيه مسير 90 متري را طي نموده و در هر 20 ثانيه در مکان مشخصي باشد. سرعت و نحوه گذراندن اين پروتکل توسط دستگاه بيپر و يک کمک آزمون گر کنترل شد. شاخص خستگي، مقياس 6-20 امتيازي بورگ RPE و عدم توانايي فرد در نظر گرفته شد. شرايط پيشآزمون عينا در پسآزمون تکرار گرديد.
براي تجزيه و تحليل دادهها از نرم افزار SPSS نسخه 18 استفاده شد. براي تعيين نرمال بودن توزيع دادهها از آزمون شاپيرو ويلک; براي مقايسه نتايج بين پيشآزمون و پسآزمون گروه کنترل و گروه کف پاي صاف، مقايسه پيش آزمونها بين دو گروه و نيز براي بررسي ميزان تغييرات بين گروهي، از آناليز واريانس چند متغيره استفاده شد.
1-7. محدوديتهاي پژوهش
1. عدم اطلاع از ميزان انگيزش افراد شركت كننده در پژوهش
2. اختلاف در خستگي پذيري هر آزمودني و عدم اندازهگيري دقيق ميزان خستگي فيزيولوژيکي
3. ريکاوري عضلات پايين تنه بعد از خستگي در حين راه رفتن و هنگام نصب مارکرها
6. عدم کنترل سرعت آزمودنيها هنگام راه رفتن
1-8. تعريف عملياتي واژهها
صافي کف پا: از طريق ارتفاع استخوان ناوي و محاسبه مساحت پرينت پاي افراد و با استفاده از فرمول صافي کف پا مشخص شد.
*100 AI=B/(A+B+C)

خستگي : تقريبا 20 دقيقه دويدن مستمر در داخل سالن سر پوشيده با ريتم مشخص
دامنه حرکتي مفاصل: بر حسب درجه و با استفاده از سيستم VICON و بطور ديناميک تصوير برداري شد . سپس با نرم افزار NEXUS محاسبه گرديد.
خستگي عملکردي: با ناتواني در اجراي حرکت مورد نظر اندازه گيري ميشود.

فصل دوم

پيشينه تحقيق

2-1. مقدمه
اين فصل شامل دو بخش مباني نظري و پپيشينه تحقيق ميباشد. در بخش مباني نظري، مباني مهم و پايه مربوط به آناتومي و بيومکانيک پا و کف پا و عملکرد عضلات درگير در اين ساختارها و بيومکانيک راه رفتن، و در بخش پيشينه تحقيق مقالات معتبر و مرتبط با موضوع آورده شده است. مروري بر ادبيات تحقيق به ما نشان ميدهد که برخي از انحرافات ساختاري در اندام تحتاني باعث ايجاد حرکات غير طبيعي پا در راه رفتن ميشود؛ که ميتواند بر توانايي و قابليت ورزشي افراد تاثير منفي بگذارد. پاسچر پا توسط چينش و راستاي استخوانهاي پا نسبت به هم تعيين ميشود و بهصورت قابل توجهي بين افراد متغير ميباشد. انحراف پا از پاسچر نرمال، عملکرد پا و اندام تحتاني را در راه رفتن تحت تاثير قرار داده و باعث بروز صدمات در اندام تحتاني ميشود (McPoil, 1995). از لحاظ نظري، چينش پاسچري پا با حرکات غير طبيعي پا درحين گيت در ارتباط است. پاهاي صاف، بهطور ويژهاي داراي عملکرد متفاوتي ميباشند که از اين تفاوتها ميتوان به اورژن طولانيتر پاشنه، چرخش داخلي بيشتر درشت ني، افزايش ابداکشن جلوي پا، کاهش کارايي راه رفتن و کاهش جذب شوک اشاره نمود (Tweed et al., 2008; Williams et al., 2001). هانت و اسميت در سال 2004، در مطالعهاي نشان دادند که افراد داراي کف پاي صاف حين راه رفتن، در قسمت عقب پا در 21 درصد فاز استانس در بازه زماني مشخص بيشتر پلنتار فلکشن دارد. همچنين نشان دادند که در صفحه عرضي، قسمت جلوي پاي افراد داراي صافي کف پا در تمام فاز استانس، بيشتر تمايل به ابداکشن دارد. همچنين در افراد داراي پاي صاف، عضله درشت نئي قدامي در فاز تماس پاشنه با زمين، نسبت به افراد معمولي فعاليت بيشتري دارد. آنان بيان کردند که در لحظه 80 درصدي فاز استانس، عضلات دوقلوي خارجي و نعلي در اين افراد فعاليت بيشتري را از خود به نمايش ميگذارند و در اوايل فاز استانس عضله نازک نئي طويل فعاليت عضلاني کمتري را نشان ميدهد (Hunt, 2004). پاول و همکاران در سال 2011، در مطالعهاي نشان دادند که افراد داراي صافي کف پا در قسمت عقب پا ميزان اورژن بيشتري نسبت به افراد معمولي و افراد داراي گودي کف پا از خود نشان ميدهند و اين امر در حالي است که از لحاظ مدت زمان رسيدن به حداکثر اورژن، هيچ تفاوتي بين افراد اين گروهها وجود ندارد. همچنين در مفصل بين عقب و وسط پا، افراد داراي صافي کف پا ميزان حداکثر اورژن بيشتري نسبت به افراد معمولي و داراي گودي کف پا دارند. از لحاظ مدت زمان رسيدن به حداکثر ميزان اورژن در اين ناحيه بين اين افراد تفاوتي وجود ندارد. آنها همچنين نشان دادند که در ناحيه مفصل بين وسط و جلوي پا، افراد داراي صافي کف پا حداکثر ميزان زاويه اورژن بيشتري را نسبت به افراد داراي پاسچر پاي طبيعي و گود از خود نشان ميدهند و مدت زمان رسيدن به حداکثر اورژن در افراد داراي صافي کف پا از افراد داراي پاسچر پاي طبيعي و پاي گود ديرتر است (Powell et al., 2011). لوينگر و همکاران در سال 2011، طي مطالعهاي نشان دادند که افراد داراي کف پاي صاف در فاز استانس راه رفتن، در جلوي پاي خود آبداکشن بيشتري و در عقب پاي خود چرخش داخلي بيشتر و تمايل به اورژن بيشتري در عقب پا را نسبت به افراد معمولي نشان ميدهند. همچنين در انتهاي فاز استانس افراد داراي کف پاي صاف، حداکثر پلنتار فلکشن بيشتر در جلوي پا و حداکثر آداکشن کمتري در جلوي پاي خود نسبت به افراد داراي پاي طبيعي از خود نشان ميدهند (Levinger et al., 2011). جورج س. مورلي و همکاران در سال 2009، در مطالعهاي با عنوان “پاسچر پا فعاليت الکتروميوگرافي عضلات انتخابي اندام تحتاني را حين راه رفتن تحت تاثير ميگذارد” نشان دادند که طي راه رفتن، در افراد داراي صافي کف پا، از مرحله تماس پاشنه تا صاف شدن پا، عضله درشت نئي قدامي نسبت به افراد معمولي فعاليت بيشتر و عضله نازک نئي طويل فعاليت کمتري را نشان ميدهد. همچنين نشان دادند که در فاز ميداستانس- پروپالژن، عضله نازک نئي طويل در افراد داراي پاي صاف فعاليت کمتر و عضله درشت نئي خلفي فعاليت بيشتري را نسبت به گروه داراي پاي طبيعي نشان ميدهند (Murley et al., 2006). با توجه به مطالعات مرور شده توسط محقق، ميتوان اينگونه نتيجه گرفت که افراد با صافي کف پا داراي حرکات اضافي از قبيل اورژن اضافي و پرونيشن بيش از حد در نواحي مختلف پا در حين راه رفتن ميباشند. براي جبران اين حرکات اضافي، عضلات عمل کننده روي اجزاي مختلف پا متحمل فعاليت بيشتري ميشوند تا بتوانند از حرکات اضافي جلوگيري کرده و يا به جبران اين حرکات اضافي بپردازند ( esmaeili, 2012)
2-2. آناتومي و ساختار پا
پاي انسان ساختار مکانيکي پيچيده و چند مفصلهاي است که در عملکرد اندام تحتاني نقش مهمي بر عهده دارد (Ledoux et al., 2002). پا و اندام تحتاني بايد نيروهاي برشي2، پيچشي3، کششي4 و فشاري5 را به هنگام راه رفتن و يا در حالت ايستاده به خوبي توزيع و پخش کند. عدم توزيع مناسب اين نيروها منجر به ايجاد ناکارآمديهاي مکانيکي شده و باعث ايجاد آزردگي در طولاني مدت و توليد زخمهاي کف پايي ميشود (Monterio et al., 2010). پاي انسان انتهاييترين بخش زنجيره حرکتي انسان در حال حرکت است و بهعنوان تنها منبع تماس بدن انسان با محيط ميباشد. در تماس پا با زمين اين اندام داراي سه عملکرد مهم و حياتي ميباشد. اول: سازگاري با ناهمواري هايي زمين و حفظ تعادل، دوم : جذب ضربه و تحمل کننده وزن بدن و سوم: توليد حرکت و انتقال نيروهاي جلو برنده. بهعلاوه سطح زيرين آن نقش بسيار مهمي در سيستم حس عمقي ايفا مي کند(Scott et al., 2007). ساختار پا و مچ، ساختاري پيچيده ميباشد که شامل 26 استخوان نامنظم، 30 مفصل سينوويال، بيش از 100 ليگامنت و 30 عضله که روي پا عمل ميکنند، ميباشد. بيشتر حرکات پا در سه مفصل سينوويال: تالوکرورال6 (مفصل واقعي مچ)، ساب تالار7 و ميدتارسال8 انجام ميشود. پا به سه بخش تقسيم ميشود: 1. جلوي پا9 که از استخوانهاي کف پايي10 و انگشتان11 تشکيل شده، 2. پاي مياني12 که از استخوانهاي ناوي13، تاسي14 و سه استخوان ميخي15 تشکيل شده و 3. عقب پا16که از استخوانهاي قاپ17 و پاشنه18 تشکيل شدهاست (شکل 1-2). حرکات پا در سه محور انجام ميشوند که بيشتر اين حرکات در قسمت پاي عقب انجام ميشود (Hamill and knutzen ,2009). نکته جالب در مورد پاها اين است که حدود يک چهارم استخوانهاي بدن در پاها قرار دارند.
2-3. مفاصل پا
پا از 30 مفصل سينويال تشکيل شده است که توسط بيش از 100 ليگامنت به همديگر متصل شده است که در اين قسمت به بررسي مهمترين اين مفاصل ميپردازيم.

2-3-1 مفصل تالوکرورال (مچ پا)
مفصل بين سر تحتاني مجموعه درشتني و نازکني با استخوان قاپ است که از انواع مفصل سينوويال لولايي ميباشد. اين مفصل داراي يک محور منفرد ميباشد که اجازه حرکات دورسي و پلنتار فلکشن را به فرد ميدهد. اين مفصل بيشتر براي پايداري طراحي شدهاست تا حرکت. مفصل مچ به هنگام جذب نيروهاي بزرگ توسط اندام، هنگام توقف و چرخش و در بسياري از حرکات که بهطور روزمره انجام ميدهيم ثابت و استوار ميشود. سطوح مفصلي مچ پا داراي انحناي شبيه و مطابق به هم ميباشد که اين امر به ثبات بيشتر مفصل کمک ميکند – شکل 2-2 (Pamela & Cynthia, 2005).

شکل 2- 1. مفصل تالوکرورال (مچ پا).
2-3-2. مفصل ساب تالار
مفصل قاپي پاشنهاي يا ساب تالار(شکل2-3)، مفصلي است که از ترکيب سه سطح مفصلي جداگانه (سطح قدامي، خلفي و مياني) قاپ از بالا و پاشنه از طرف پايين شکل مييابد. اين سطوح باهم اجازه انجام حرکت سه صفحهاي در يک محور را به مفصل ميدهند. علت اين امر اين است که محور مفصل ساب تالار بهصورت مورب از قسمت خلفي-جانبي سطح کف پا به جلو و به سطح مياني خلفي قاپ ميرود و در همين راستا ادامه پيدا ميکند. اين محور نسبت به صفحه افقي حدود 42 درجه و در صفحه ساجيتال حدود 16 درجه انحراف دارد (شکل 2-4).

شکل 2- 2. محور مفصل ساب تالار.

شکل 2- 3. وضعيت محور مفصل ساب تالار، نسبت به صفحه افقي (بالا) و نسبت به صفحه ساجيتال (پايين).
حرکات سه محوره مفصل ساب تالار سوپينيشن19 و پرونيشن20 ناميده ميشوند. پرونيشن حرکتي ترکيبي از حرکات مختلف است که در زنجيره حرکتي باز در حاليکه پا از روي زمين بلند شده است، شامل حرکات: اورشن پاشنه، ابداکشن جلوي پا و دورسي فلکشن و در زنجيره حرکتي بسته شامل حرکات: اورشن پاشنه، آداکشن قاپ و پلنتار فلکشن ميباشد. سوپينيشن ترکيبي از حرکات مختلف ميباشد که در زنجيره حرکتي باز شامل حرکات: اينورژن پاشنه، آداکشن جلوي پا و پلنتار فلکشن و در زنجيره حرکتي بسته شامل حرکات: اينورژن پاشنه، ابداکشن قاپ و دورسي فلکشن ميباشد (شکل 2- 5) (Hamill and knutzen ,2009 Karatsolis et al., 2009; ).

شکل 2- 4. سوپينيشن (راست) و پرونيشن (چپ).
پرونيشن مفصل ساب تالار حرکت بسيار مهمي است که در جذب شوک، توزيع و تعديل نيروهاي بين پا و سطح تماس نقش مهمي را بر عهده دارد (Karatsolis et al., 2009; Khamis & Yizhar, 2007).
2-3-3. مفصل ميدتارسال
اين مفصل در واقع از دو مفصل تشکيل شده است، مفصل پاشنهاي- تاسي در قسمت خارجي و مفصل قاپي- ناوي در قسمت داخلي پا؛ که اين دو مفصل در ترکيب با هم مفصلي S شکل را تشکيل ميدهند. اين مفصل به حرکات اينورژن و اورژن، ابداکشن و آداکشن و پلنتار فلکشن و دورسي فلکشن در مفاصل ساب تالار و مچ کمک ميکند (Hamill and knutzen ,2009).
2-4. قوسهاي پا
ساختار مفاصل پا به گونهاي است که سه قوس را شکل ميدهد، قوس طولي داخلي، قوس طولي کناري و قوس عرضي (شکل 2- 6). قوس طولي داخلي شامل استخوانهاي پاشنه، قاپ، ناوي، استخوان ميخي داخلي و اولين استخوان کف پايي ميباشد. قوس طولي کناري شامل استخوانهاي پاشنه، تاسي و پنجمين استخوان کف پايي ميباشد. قوس عرضي نيز بهوسيله استخوان تاسي و استخوانهاي ميخي شکل يافته و تا سر استخوانهاي کف پايي ادامه پيدا ميکند، اين قوس در ناحيه سر استخوانهاي کف پايي آنجا که سر اين استخوانها در وضعيت تحمل وزن با زمين تماس پيدا ميکنند، ناپديد ميشود (Oatis, 2009). قوسهاي کف پايي وظايف ويژهاي بر عهده دارند: آنها از اعصاب، عروق

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد مفصل زانو، سرعت راه رفتن، کنترل حرکت، روش پژوهش Next Entries پایان نامه رایگان درمورد نقطه مرجع