پایان نامه رایگان درمورد نیروی کار، ادبیات تحقیق، صنعتی شدن، تحرک اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

پذیری دارای تاثیرات مثبت هستند( کامانی47 و کاپلو48 ،1990). می توان نتیجه گیری کرد که، تراکم مکانی49 و تخصص یافتگی بخشی مسائلی هستند که در ادبیات تحقیق به کرات به آنها پرداخته شده است. به علاوه خوشه ای کردن پدیده ای است که در کشورهای کمتر توسعه یافته نیز تقریباً گستردگی دارد.اگرچه خوشه ای کردن به خودی خود منافع کمی را به دنبال دارد ( اشمیتز ،1992). اما به هر حال شرطی لازم برای تحولات بعدی به شمار می آید که خود به سه عامل دیگر مربوط می شود.

2-2-2-2 عوامل فرهنگی و اجتماعی
اکثر ناحیه های صنعتی ایتالیا فرآیند دگرگونی از مناطق روستایی به مناطق صنعتی که بدون وقفه و از طریق انتقال مستمر نیروی کار روستایی به صنعت صورت گرفته است را تجربه کرده اند. مطابق با نظر فوآ(1983)، این فرآیند باعث بوجود آمدن برخی ویژگی های اجتماعی گردید که در اکثر ناحیه های ایتالیا متداول هستند و سیستم سازمانی و اقتصادی نواحی را به شدت تحت تاثیر قرار می دهند. در مرحله نخست ، خانواده در جوامع روستایی نقش مهمی را در سازماندهی فعالیت های اقتصادی بر عهده دارد. این مساله در مورد ناحیه های صنعتی ایتالیا نیز در طول فرآیند صنعتی شدن مصداق دارد. خانواده استمرار واحد اجتماعی قوی ای را در درون آن مشاغل صنعتی و روستایی میان اعضا که شامل زنان و جوانان نیز می شود، تضمین می کند. علائه بر این خانواده امنیت و حمایت را برای اعضا فراهم می آورد و کانونی مهم برای انتقال مهارت و اصول دقیق اخلاق کار از نسلی به نسل دیگر تلقی می شود ( پچی 1973و 1980). تریجیلیا (1990) می نویسد: به نظر میرسد سخت کار کردن قانون ناحیه صنعتی است که به شکل ساعات کاری طولانی و سازماندهی انعطاف پذیر نیروی کار در این ناحیه ها نمود پیدا می کند.
دوم اینکه، خاستگاه روستایی که اکثر کارگران نواحی صنعتی آن را دارا می باشند همسانی اجتماعی خاصی را در آنان پدید می آورد که باعث تسهیل برقراری روابط بین کارگران و کارفرمایان که از طریق خاستگاه و ارزش های اجتماعی مشترک با یکدیگر مرتبط هستند می شود. وجود این پیشینه اجتماعی مشترک از پیدایش اتحادیه گرایی کارگری و روابط متعارض در ناحیه های صنعتی که در شهرهای صنعتی و شرکت های بزرگ ایتالیایی موسوم است جلوگیری می کند( تریجیلیا، 1989).
به علاوه روابط موجود در ناحیه های صنعتی همچنین از طریق میزان بالای تحرک اجتماعی در این نواحی تسهیل می شوند. تحرک اجتماعی موجود در این ناحیه ها تغییر شغل را برای کارگران بسیار آسان می کند. آنها می توانند به آسانی موقعیت کارگری خود را ترک کرده و با تاسیس شرکت به موقعیت کارفرمایی غیر وابسته دست یابند و سپس شرکت تاسیس شده را تعطیل کنند و دوباره به موقعیت کارگری پیشین بازگردند. بانیاسکو و ترجیلیا (1984و 1985) بر نقش این الگوی اجتماعی خاص در فرآیند صنعتی شدن در ناحیه صنعتی باسانو50 در ونتور و والدلسا51 در توسکانی تاکید می کنند.
جنبه مهم دیگری که باید لحاظ شود همسانی سیاسی است که در بسیاری از ناحیه های صنعتی ایتالیا قابل تشخیص می باشد. مناطق مرکزی بیشتر تمایل به سمت (جناح) چپ دارند در حالی که در مناطق شمال شرق شاهد گرایشات قوی فرهنگ کاتولیک هستیم. به عقیده تریجیلیا (1986) وجود خرده فرهنگ سیاسی قوی در حفظ ساختار اقتصادی – اجتماعی که قبلا به آن اشاره کردیم، بسیار موثر بوده است. در دو مطالعه موردی که از آنها نام بردیم، بانیاسکو و تریجیلیا (1985 و 1984) چگونگی تاثیرگذاری خرده فرهنگ های سیاسی مختلف بر فرآیند توسعه صنعتی را در 2 ناحیه تجزیه تحلیل می کنند. این دو ناحیه عبارتند از : ناحیه باسانو که تحت الشعاع فرهنگ کاتولیک قرار دارد و دیگری والدلسا که تحت تاثیر فرهنگی سوسیالیستی است. آنها به این نتیجه رسیدند که هر دو حرکت موجود یعنی حرکت کاتولیکی و حرکت سوسیالیستی در دفاع از جامعه محلی از طریق شکستن مرزهای طبقاتی و به وجود آوردن بعد جامعه ای عریض تر تاثیر زیادی داشته اند.

3-2-2-2 عوامل سازمانی و اقتصادی
عوامل سازمانی و اقتصادی محور این مطالعات به شمار می آیند. در این بخش به ارائه بخشی از اصول کلیدی که در ادبیات تحقیق مشخص کننده ناحیه صنعتی نمونه آرمانی هستند، می پردازیم و عوامل عمده اقتصادی و سازمانی کلیدی زیر را شناسایی کنیم:
تخصص یافتگی چشمگیر در زمینه تولید در سطح محلی ، سیستم تولید تخصص یافته محلی ، کل تولید ملی و گاهی تولید بین المللی در آن بخش از صنعت را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد.
درجه بالایی از تقسیم کار بین شرکت ها
با وجود تعداد زیادی از عاملان محلی و نبود شرکتی غالب یا پیشرو ،روابط بین شرکت ها با توجه به موازنه موجود بین رقابت و همکاری قابل بررسی و شناسایی می باشند.رقابت به صورت افقی و بین شرکت های هم تراز صورت می گیرد.
میزان تخصص و مهارت های کارگران بیانگر مرجعی است که در تعیین میزان دانش عمومی که به طور کلی در دسترس ناحیه می باشد بسیار موثر است.
وجود سیستمی کارآمد از روابط رو در رو بین عاملان اقتصادی که گردش اطلاعات در زمینه فناوری ، بازار، عرضه کنندگان و دیگر مولفه ها را تسهیل می کند و هزینه های مبادله را کاهش می دهد.
وجود شبکه52 های با سابقه و تخصص یافته از عاملان اقتصادی که تولیدات نواحی را در بازارهای نهایی خود عرضه می کنند.یکی از موارد شناخته شده در این زمینه که اغلب در ادبیات تحقیق ذکر شده است ، پراتو53 می باشد.پراتو ناحیه نساجی است و شبکه ای از واسطه ها که به ایمپاناتوری معروف هستند سفارشات بازار بین المللی را ثبت نموده و این سفارشات را بین تولید کنندگان محلی تقسیم می کنند(1980، IRPET).

4-2-2-2 عوامل سیاستگذاری و نهادی
این بخش نقش مداخله نهادی در توسعه و رشد ناحیه های صنعتی را بررسی می کند. مساله مهم فهم این موضوع می باشد که آیا می توان نواحی صنعتی را به عنوان نتیجه یک اقدام برنامه ریزی شده در نظر گرفت؟ یا اینکه مداخلات نهادی تنها در تقویت رشد ناحیه ها ایفا می کند؟ بروسکو54 (1990) دو الگوی ناحیه صنعتی با اسامی “شماره 1″ و ” شماره 2″ را از هم متمایز می کند. الگوی ناحیه صنعتی 1 به مرحله آغازین رشد که اصولا به طور خودانگیخته می باشد اطلاق می شود.در الگوی ناحیه صنعتی شماره 2 بروسکو نیاز مداخله نهادی که قبلا وجود نداشته یا در صورت وجود آشکار نبوده است را بررسی و شناسایی می کند. اشمیتز55 (1992) با ارجاع به مورد بادن ورتمبرگ56 می نویسد ” اگرچه سیاستگزاری های دولت محلی باعث ایجاد سازماندهی صنعتی که به بازده جمعی مشهور شده منتهی نگردید اما با وجود این نمی توان ادعاهای موجود را مبنی بر اینکه سیاستگذاری ها صنعت را در رویارویی با چالش های دهه 90 یاری کرد، به طور کامل رد کرد”.
با وجود اینکه دشواری هایی بر سر راه ارزیابی سیستماتیک نقش موثر نهادهای خصوصی و دولتی در ناحیه های صنعتی وجود دارد، می توان چند اصل سیاستگزاری را با توجه به این مساله استخراج نمود:
نمی توان ناحیه صنعتی را از طریق مداخله سیاستگزاری بالا به پایین ایجاد کرد. ناحیه های ایتالیای سوم و موارد اروپایی موجود دارای سیاستگزاری صنعتی از سمت پایین در سطح محلی یا منطقه ای هستند.
در بسیاری از موارد انجمن های کارفرمایی و دیگر نهادهای نزدیک به بنگاه ها در فراهم آوردن خدمات نقش موثری دارند.
همکاری بین گروه های خصوصی و دولتی در تعریف نیازهای شرکت ها و اجرای ابتکارات نهادی راه حلی است که همواره اتخاذ شده است.
3-2-2 ویژگی مشترک خوشه ها
با توجه به تعاریف فوق و همچنین سایر تعاریف موجود که مجال بیان آنها وجود ندارد . می توان از ویژگی هاي اشاره شده در تعاریف مختلف، ویژگی هاي مشترک زیر را برای خوشه ها بر شمرد(دل انگیزان، 1384) :
1. تمركز در یك منطقه جغرافيايي
2. وجود ارتباط درون بنگاهي و درون صنعتي بين بنگاههاي عضو
3. در طول هم قرار گرفتن بنگاهها در درون خوشه؛
4. وجود سازمانهاي غيرتجاري در كنار بنگاه هاي تجاري درون یک خوشه
5 . همکاري57 بين بنگاه ها و انجام اقدامات مشترك و جمعي
6. وجود رقابت58 بين اعضا
7. هم رشته بودن بنگاه ها در یك شاخه با دسته صنعتي خاص (تشکيل زنجيره ي
ارزش)
8 . وجود تهدیدها و فرصت هاي مشترك براي بنگاه هاي درون خوشه
9. پيداش خدمات تخصصي فني، مدیریتی و مالي در خوشه
10 . وابستگي به یك منطقه خاص جغرافياي –اقتصاد
11 . كارا یي جمعي و بهره برداري از صرفه هاي اقتصادي بيروني
3-2 رهیافت های نظری و تحلیلی توسعه منطقه ای خوشه گرا
پیدایش ایده “خوشه صنعتی ” به سال 1890 میلادی بر می گردد که برای اولین بار از طرف آلفردمارشال در انگلستان ارایه شد (Marshal, 1980). وی در مشاهدات خود از مناطق شفیلد و لانکشیر بریتانیا گزارشی از صرفه جویی های ناشی از هم مکانی در درون نواحی با بنگا ه های کوچک هم پیوند ارائه کرد . در این بررسی که به نظریه “ناحیه صنعتی ” معروف شد، وی دو عامل همجواری صنایع تخصصی مرتبط به هم و خوشه بندی صنعتی یک یا شاخه های متعددی از یک صنعت رادر این صرفه جویی ها مؤثر می دانست . سه بحث عمده او درباره ناحیه صنعتی این بود که تمرکز در یک مکان موجب شکل گیری بازار نیروی کار محلی می شود؛ هم مکانی به تجمعات صنعتی امکان می دهد که نهاده های یک صنعت با تنوع بیشتر و هزینه پایین تری صورت پذیرد؛ دانش درچنین تجمعاتی به آسانی سرریز می شود . اما این ایده، تا دهه 1980 میلادی صورت تحقق به خود نگرفت. دراین دهه، نظریه ” ناحیه صنعتی مارشالی ” دوباره احیا ء شده و عناصر جدیدی به نظریه مارشال اضافه شد . خاستگاه اصلی این نظریه در ایتالیا، که بعدا به “ایتالیای سوم ” معروف شد، توسط نظریه پردازانی نظیر پیوره و سابل59 ( 1984 )، گاروفولی60( 1984 )، بروسکو( 1982 ) و … دوبارهمطرح شد که از آن بعنوان نظریه ناحیه صنعتی برآمده از ایتالیا نیز نام برده می شود.در آن زمان این مسأله مشخص شد که در حالی که در جنوب فقیر (موسوم به ایتالیای دوم ) وایتالیای اول در شمال ثروتمند، با توجه به تمرکز صنایع بزرگ با بحران عمیقی روبروست ،نواحی بنگاه های کوچک و متوسط در “ایتالیای سوم ” رشد سریعی را نشان می دهند . تجربیات این منطقه نشان می داد که وجود صرفه های هم مکانی و کیفیت روابط رسمی و غیر رسمی،روابط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در نواحی بعنوان عامل تعیین کننده در رشد ، پویایی وموفقیت این مناطق بسیار مؤثر بوده است . این نظریه در مدت کمی طرفداران زیادی را در مناطق مختلف جهان به ویژه در آمریکای شمالی پیدا کرد. مدتی بعد با بهره مندی از نظریات قبلی، مکتب کالیفرنیا در این منطقه توسط نظریه پردازانی نظیراسکات61 و استورپر62 (اسکات، 1988 ؛ استورپر، 1995) ظهور پیدا کرد که به روابط بین نوآوری، سازمان صنعتی و مکان تأکید می کرد . آنها در نظریه خود تحت عنوان “فضاهای صنعتی جدید “بحث می کردند که بنگاه های صنعتی، در پاسخ به شرایط متغیر بازار، استراتژی “عدم ادغام عمودی” را اتخاذ کردند . خارجی شدن روزافزون تولید، همجواری فضایی را برای به حداقل رساندن هزینه های معامله تشویق می کرد . تشدید فضاهای صنعتی جدید عمدتاً از طریق تحلیل ساختارهای سازمانی در حال تغییر و روابط داده و ستانده (وابستگی متقابل تجاری ) اتفاق می افتد.گروه دوم از محققان از یک دیدگاه نسبتاً متفاوت بحث می کردند که موفقیت اقتصادی نواحی ویژه ایتالیای شمال شرقی و مرکزی -که بعنوان “ایتالیای سوم”شناخته می شدند- ناشی از تغییرات در حال تکوین تولید انبوه به”تخصصی شدن منعطف” بود(بروسکو، 1982 ؛ پیوره و سابل، 1984) . بر عکس تلاش های اسکات برای تولیدیک مدل اقتصادی بر اساس هزینه های معامله، مکتب”تخصصی شدن منعطف ” به اهمیت حمایت های اجتماعی و نهادی وسیع تر تأکید می کرد . یک خط سوم از کار توسط کروگمن63 مطرح می شود که به اهمیت “افزایش برگشت به مقیاس ” بمثابه عامل حیاتی برای شکل گیری مزیت های منطقه ای و محلی تأکید می کرد . او همچنین به خصلت درن زای این مزیت ها توجه داشت که در یک مکان ویژه ایجاد می شوند. علاوه بر این ها، در طی دهه 1990 میلادی، خوشه های

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد تخصص گرایی، سیاست صنعتی، خوشه صنعتی، زیرساخت ها Next Entries پایان نامه رایگان درمورد خوشه های صنعتی، توسعه منطقه، توسعه منطقه ای، خوشه بندی