پایان نامه رایگان درمورد نقطه مرجع

دانلود پایان نامه ارشد

مي‌دهد. در سرعت معمولي راه رفتن، هر دوره از حمايت دوگانه حدود 11% از چرخه راه رفتن را اشغال مي‌کند، که به صورت کلي حدوداً 22% از يک چرخه راه رفتن کامل را تشکيل مي‌دهد. بنابراين بدن در حدود 80% از چرخه، فقط با يک اندام حمايت ميشود. معمولاً ارزشي در حدود 10% براي هر مرحله حمايت دوگانه استفاده مي‌شود (;Neumann, 2002Levangie & Norkin,2005;Oatis,2009).
در واژه شناسي براي راه رفتن دو نوع تقسيم بندي وجود دارد که مراحل اصلي راه رفتن را به چند مرحله جزئيتر تقسيم ميکند (شکلهاي 2-9 و 2-10)، که يکي از آنها تقسيم بندي سنتي و ديگري از RLA (مرکز ملي توانبخشي Rancho Los Amigos) مشتق شده است. در هر دو تقسيم بندي، وقايعي تعريف شده که ابتدا و انتهاي هر يک از مراحل جزئي را مشخص ميسازد. وقايع معلوم کننده حدود مراحل اصلي در هر دو واژه شناسي سنتي و RLA در شکل 2-9 نشان داده شدهاست که شامل تماس اوليه پاشنه (در واژه شناسي سنتي و RLA) يا تماس پاشنه يا برخورد پاشنه (در واژه شناسي سنتي) و جدا شدن انگشتان در هر دو واژه شناسي، ميباشد. در هر دو تقسيم بندي، براي مشخص نمودن وقايع و مراحل، سيکل راه رفتن را به درصدهايي تقسيم کردهاند. هر دو واژه شناسي رويدادهايي را تعيين مي‌کنند که شروع و پايان زير شاخه هاي تعريف شده را نشان مي‌دهد (;Neumann, 2002Levangie & Norkin,2005;Oatis,2009). در شکلهاي زير مقادير مربوط به راه رفتن طبيعي قيد شده است.
شکل 2- 8. مرحله استانس سيکل راه رفتن مربوط به اندام تحتاني راست با مقايسه بين روش سنتي و RLA.وقايع نشان دهنده زير مراحل مربوط به هر يک از دو واژهشناسي تصوير شدهاند و به صورت درصدي از يک سيکل کامل راه رفتن بيان شدهاند.
تماس پاشنه با زمين به لحظهاي اشاره دارد که در آن پاشنه اندام مرجع با زمين برخورد ميکند (شکل 2-11). تماس اوليه (در واژهشناسي سنتي و RLA) به لحظهاي اشاره ميکند که پاي اندام مرجع با زمين تماس پيدا ميکند. در راه رفتن طبيعي نقطه تماس پاشنه ميباشد اما در راه رفتن غير طبيعي اين امکان وجود دارد که تمام پا يا انگشتان در ابتدا با زمين تماس برقرار کنند.

شکل 2- 9. مرحله نوسان سيکل راه رفتن مربوط به اندام تحتاني راست با مقايسه بين واژهشناسي سنتي و RLA. تفاوتها کم ميباشند.

شکل 2- 10. تماس اوليه به لحظهاي اشاره ميکند که در آن قسمتي از اندام مرجع با سطح اتکا تماس پيدا ميکند. اگر ابتدا پاشنه تماس يابد ممکن است تحت عنوان تماس يا برخورد پاشنه نام گذاري شود. برخورد پاشنه راست در اين شکل، آغاز مرحله استانس راه رفتن براي اندام تحتاني راست را تشکيل ميدهد.
2. صاف شدن پا (در واژهشناسي سنتي) در راه رفتن طبيعي بلافاصله بعد از تماس اوليه در لحظه تقريبي 7 درصدي سيکل راه رفتن اتفاق ميافتد و اولين لحظهاي است که حين راه رفتن پا روي زمين صاف خواهد شد (شکل 2-12).

شکل 2- 11. صاف شدن پا بلافاصله پس از تماس اوليه اتفاق ميافتد و عبارتست از لحظهاي که در آن پا روي زمين صاف ميشود.
3. مرحله مياني استانس (در واژهشناسي سنتي) لحظهاي است که در آن وزن بدن مستقيما روي اندام تحتاني متحمل وزن واقع ميشود (شکل 2-13) که اين مرحله در نقطه حدود 30 درصدي سيکل راه رفتن اتفاق ميافتد.

شکل 2- 12. مرحله مياني استانس، نقطهاي است که در آن وزن بدن بهطور مستقيم از روي اندام تحتاني اتکا عبور ميکند.
4. جدا شدن پاشنه از زمين (در واژه شناسي سنتي) لحظهاي است که در آن پاشنه اندام مرجع از زمين جدا ميشود (شکل 2-14)، که معمولا در نقطه 40 درصدي سيکل راه رفتن اتفاق ميافتد.

شکل 2- 13. جدا شدن پاشنه از زمين نقطهاي است که در آن پاشنه اندام مرجع از سطح اتکا جدا ميشود.
5. جدا شدن انگشتان (در واژه شناسي سنتي و RLA) لحظهاي است که در آن انگشتان پا از زمين جدا ميشوند (شکل 2-15) که معمولا در نقطه 60 درصدي سيکل راه رفتن اتفاق ميافتد.

شکل 2- 14. جدا شدن انگشتان لحظهاي است که در آن فقط انگشتان اندام مرجع (پاي راست) در تماس با زمين قرار دارد.
2-11. مراحل تشکيل دهنده فاز استانس
برخورد پاشنه يا ضربه پاشنه به لحظه اي که پاشنهي پاي راهنما به زمين ضربه مي‌زند، اشاره دارد (شکل 2-16). در راه رفتن معمولي، پاشنه نقطهي تماس اوليه است. در راه رفتن غير طبيعي احتمال دارد به جاي پاشنه، کل پا يا پنجه تماس اوليه را با زمين برقرار کنند. واژهي برخورد اوليه براي اشاره به اين رويداد استفاده ميشود (;Neumann, 2002Levangie & Norkin,2005;Oatis,2009).

شکل 2-15: برخورد اوليه به لحظهاي که در آن هر قسمتي از پاي راهنما با زمين برخورد کند، اشاره ميکند. اگر پاشنه اول باشد، به عنوان برخورد پاشنه يا ضربه پاشنه اشاره ميشود(;Neumann, 2002Levangie & Norkin,2005;Oatis,2009).
.
2. پاسخ به بارگذاري (در واژه شناسيRLA) يا مرحله پذيرش وزن، در تماس اوليه آغاز شده و زمانيکه اندام سمت مقابل در انتهاي مرحله اتکا روي دو پا از روي زمين بلند ميشود، پايان ميپذيرد. اين مرحله حدود 11 درصد سيکل راه رفتن را شامل ميشود. مرحله فوت فلت51 در راه رفتن معمولي بعد از برخورد اوليه در حدود 7% از چرخه راه رفتن رخ ميدهد (شکل 2-17). اين اولين لحظه در طي استانس است که پا بر روي زمين صاف ميشود.

شکل 2-16: فوت فلت بعد از ضربه پاشنه رخ ميدهد و به عنوان لحظهاي که در آن پا روي زمين به صورت صاف قرار ميگيرد، تعريف ميشود (;Neumann, 2002Levangie & Norkin,2005;Oatis,2009).
3. مرحله ميد استانس يا مياني استانس (در واژه شناسي سنتي) با صاف شدن پا در نقطه 7 درصدي سيکل راه رفتن آغاز شده و با بلند شدن پاشنه در نقطه حدود 40 درصدي سيکل راه رفتن، به پايان ميرسد. مرحله ميداستانس در واژه شناسيRLA با جدا شدن اندام مقابل از زمين در حدود 11 درصد سيکل راه رفتن آغاز شده و زمانيکه بدن مستقيماً بر بالاي سطح اتکا واقع ميشود (در حدود نقطه 30 درصدي راه رفتن) به پايان ميرسد. در نتيجه مرحله ميد استانس در روش RLA درصد کوچکتري را نسبت به روش سنتي بهخود اختصاص ميدهد.

شکل 2-17: ميداستانس لحظهاي است که در آن وزن بدن مستقيماً روي پاي حمايت کننده قرار دارد (;Neumann,2002 Levangie & Norkin,2005;Oatis,2009).
4. مرحله پاياني استانس (مربوط به واژه شناسي RLA) از زمانيکه بدن در نقطه حدود 30 درصدي سيکل راه رفتن بهطور مستقيم بر روي اندام اتکا قرار ميگيرد شروع و درست قبل از تماس اوليه اندام سمت مقابل که در لحظه حدود 50 درصدي سيکل راه رفتن ميباشد، خاتمه مييابد. جدا شدن پاشنه52 زماني است که در آن پاشنهي پا زمين را ترک ميکند (شکل 2-19)، معمولاً حدود 40% راه رفتن.

شکل2-18: جدا شدن پاشنه لحظهاي است که در آن پاشنهي پا (پاي راست در دياگرام) زمين را ترک مي‌کند (;Neumann,2002 Levangie & Norkin,2005;Oatis,2009).
5. مرحله پروپالژن با بلند شدن پاشنه در حدود لحظه 40 درصدي سيکل راه رفتن شروع و با بلند شدن انگشتان در لحظه حدود 60 درصدي سيکل راه رفتن، خاتمه مييابد. جدا شدن پنجه53 لحظهاي است که پنجهي پا زمين را ترک ميکند (شکل2-20)، معمولاً حدود 60% چرخه راه رفتن.

شکل 2-19 : جدا شدن پنجه لحظهاي است که پنجهي پا زمين را ترک ميکند (;Neumann, 2002Levangie & Norkin,2005;Oatis,2009 ).
2-12. رويدادهاي مرحله نوسان
1. مرحله پروپالژن (در واژه شناسي RLA) شامل 10 درصد انتهايي مرحله استانس بوده و با تماس اوليه پاي مقابل، شروع (لحظه حدودي 50 درصدي سيکل راه رفتن) و با بلند شدن انگشتان (در لحظه حدود 60 درصدي سيکل راه رفتن) به پايان ميرسد.
2. شتاب گرفتن54، يا مرحله نوسان اوليه55 (T)، وقتي که پنجه زمين را ترک ميکند شروع شده و تا ميانه نوسان ادامه مييابد؛ يا، نقطهاي که در آن اندام نوسان کننده دقيقاً زير بدن قرار گرفته باشد (شکل2-21) (;Neumann, 2002Levangie & Norkin,2005;Oatis,2009).
تاب اوليه56 هنگامي که پنجه زمين را ترک ميکند شروع شده و تا حداکثر خم شدن زانو ادامه دارد.

3 . ميانه نوسان57 حدوداً هنگامي که پا دقيقاً از زير بدن عبور مي‌کند رخ ميدهد، يا از پايان شتاب گيري تا شروع کاهش سرعت. ميانه نوسان (RLA) دورهاي از حداکثر خم شدن زانو تا قرارگيري درشت ني به صورت عمودي را پوشش ميدهد (شکل 2-22).

4 . کاهش سرعت58 ، يا مرحله پاياني نوسان59، پس از ميانه نوسان رخ ميدهد. هنگامي که اندام سرعت خود را براي آماده سازي برخورد پاشنه کم مي‌کند. نوسان نهايي60 (RLA) شامل دورهاي از لحظهاي که در آن درشت ني در حالت عمودي قرار دارد، تا لحظهاي دقيقاً قبل از برخورد اوليه است (شکل 2-23).

شکل2-22 : مرحله کاهش سرعت. هنگامي که اندام براي برخورد اوليه آماده ميشود (;Neumann,2002 Levangie & Norkin;2005,Oatis,2009 )
2-13. استرايد، استپ، کدنس
طول استرايد، فاصله خطي بين دو رويداد موفق است که به وسيلهي يک پا در طي راه رفتن انجام ميشود. به صورت کلي، طول گام توسط اندازهگيري فاصلهي خطي بين دو ضربهي متوالي پاشنه يک پا حاصل ميشود (شکل 2-24). در طي يک چرخه راه رفتن، طول يک استرايد پيموده ميشود و شامل همه رويدادهاي چرخه راه رفتن ميباشد. همچنين امکان دارد طول گام توسط رويدادهاي ديگر همان پا اندازهگيري شود، مانند جدا شدن پنجه؛ اما در راه رفتن نرمال، معمولاً دو ضربه پاشنهي موفق استفاده ميشود. يک استرايد شامل دو استپ ميباشد: استپ راست و استپ چپ. به هر حال، طول استرايد معمولاً دو برابر طول يک استپ نيست، زيرا ممکن است طول استپ راست و چپ نابرابر باشد. طول استرايد به صورت گستردهاي بين افراد مختلف، متفاوت است. دليل اين امر تأثيرپذيري اين شاخص از عواملي مانند طول پا، قد، سن، جنس و ديگر متغيرها ميباشد. طول استرايد ميتواند به وسيلهي تقسيم طول استرايد بر طول پا يا کل قد فرد نرمالايز شود. (;Neumann,2002; Larsson et al,1980 Levangie & Norkin,2005;Oatis,2009 ).
شکل 2-23. طول استرايد، طول و پهناي استپ و زاويه پا نشان داده شدهاند. مرکز پاشنه به عنوان نقطه مرجع براي اندازهگيري پهناي استپ استفاده شده است (Neumann,2002)

مدت زمان استرايد به مقدار زماني که براي انجام يک استرايد طول ميکشد، اشاره ميکند. مفهوم مدت استرايد و مدت چرخه راه رفتن يکسان است. يک استرايد براي فرد بالغ حدوداً 1 ثانيه طول ميکشد (Levangie & Norkin,2005). تغييرات پيچيدهاي در زمان استرايد طي راه رفتن آرام، معمولي و سريع مشخص شده است که به صورت آماري با تغييرات در زمان صدها استرايد قبلي رابطه داشته است. به نظر ميرسد اين تغييرات ويژگي راه رفتن نرمال باشد (Hausdorff,1996).
طول استپ فاصلهي بين دو نقطه برخورد موفق از دو پا ميباشد. معمولاً از ضربه پاشنه يک پا تا ضربه پاشنه پاي ديگر اندازهگيري ميشود (شکل 2-24). امکان دارد مقايسه طول استپ چپ و راست نشانهاي از تقارن راه رفتن فراهم آورد. مشابهت بيشتر طول استپ، نشان دهنده تقارن بيشتر راه رفتن مي‌باشد (Sekiya, 1997). طولهاي استپ و استرايد مستقيماً به قد ايستاده فرد وابسته هستند، بنابراين طول مطلق استپ و استرايد، اگرچه مکرراً گزارش شدهاند، اما براي تفسير مشکل هستند. اين اندازهها ميتواند به وسيلهي قد ايستاده يا طول پا براي مقايسه اندازهها بين افراد مختلف نرمالايز شود (Judge,1996;Chen et al,2003). زمان استپ به مقدار زمان صرف شده طي يک استپ مفرد اشاره دارد. اندازهگيري معمولاً در واحد ثانيه به ازاي يک استپ بيان ميشود. هنگامي که در پا ضعف يا درد وجود داشته باشد، امکان دارد در سمت تحت تأثير مدت استپ کاهش يابد و در سمتي که تحت تأثير قرار نگرفته (قويتر) يا سمتي که کمتر درد دارد، افزايش يابد ( Levangie & Norkin,2005).
کدنس تعداد استپ برداشته شده توسط فرد در واحد زمان ميباشد. کدنس ممکن است به عنوان تعداد استپها به ازاي ثانيه يا دقيقه اندازهگيري شود، اما در حال حاضر معمولترين، فرمول زير مي‌باشد:
زمان / تعداد استپ = کدنس
طول استپ کوتاهتر در هر سرعت مشخصي منجر به افزايش کدنس مي‌شود.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد سرعت راه رفتن، مفصل زانو Next Entries پایان نامه رایگان درمورد مفصل زانو، سرعت راه رفتن، روش پژوهش