پایان نامه رایگان درمورد سرعت راه رفتن، سطح معنادار، گروه کنترل

دانلود پایان نامه ارشد

گرفتند که براي اين منظور از معاينات زير استفاده کرديم.
3-3-2-1 شاخص قوس76:
براي به دست آوردن اين شاخص از روشهاي متفاوتي ميتوان استفاده کرد، که ما در اين مطالعه از فوت پرينت77 استفاده کرديم. در اين روش مساحت کف پاي فرد بوسيله پودر کربن صنعتي روي صفحه A4 ثبت ميشد و سپس فايل اسکن شده اين اثر در محيط نرم افزار Autocad وارد و مورد آناليز قرار ميگرفت. بدين ترتيب که طول پا به سه قسمت مساوي تقسيم شده و مساحت هر سه قسمت حاصله بطور جداگانه محاسبه ميشود. اين روش شاخصي با عنوان شاخص قوس پا، ارائه ميدهد. براي طبقه بندي کلي ساختار پا، اين روش مقياسي را در اختيار ما قرار ميدهد که بر اساس آن ميتوان پا را به سه حالت کلي گود، نرمال و صاف طبقه بندي کرد (Murley et al., 2009a).
1. کف پاي گود AI ≤ 21%
2. پاي داراي قوس نرمال 21% AI 28%
3. کف پاي صاف AI ≥ 28% (شکل 3-2).

شکل 3- 1. نواحي سه گانه کف پا و دستورالعمل محاسبه شاخص قوس.

شکل 3- 2. طبقه بندي انواع پا براساس شاخص قوس.

شکل 3-3 پرينت پاي گروه کف پاي صاف و تقسيم بنديها و مساحت و محيط بخشهاي مختلف پا

شکل 3-4 . نحوه محاسبه مساحت در نرم افزار Autocad
3-3-2-2. ارتفاع ناوي نرمالايز شده 78
اين شاخص تعيين کننده ارتفاع استخوان ناوي نسبت به طول محور بريده شده پا ميباشد. در اين روش تعريف ارتفاع ناوي برابر است با فاصله سطح تماس پا با زمين تا برجستگي استخوان ناوي و تعريف طول محور بريده شده پا برابر است با فاصله عمودي بين اولين مفصل کف پايي- انگشتي تا خلفي ترين بخش پاشنه (شکل 3-5). با تقسيم ارتفاع ناوي بر طول محور بريده شده پا، يک شاخص بهدست ميآيد. در اين مورد براي شاخص بهدست آمده مقياسي تعيين شده است که بر اساس آن اعداد بين 30/0-24/0 داراي پاي نرمال ميباشند. هر چقدر ميزان اين نسبت کمتر باشد (24/0≤ NNHt) کف پاي شخص صافتر ميباشد و هرچه ميزان اين نسبت بيشتر باشد (30/0≥ NNHt) کف پاي شخص گودتر است (Murley et al., 2009).

شکل 3-5. بالا: ارتفاع ناوي (H) و پايين : طول محور بريده شده پا (L). با تقسيم H/L اين شاخص بهدست ميآيد.
3-3-2-3. افت ناوي79
براي اندازهگيري افت ناوي، ابتدا از آزمودنيها خواسته شد روي يک صندلي قرار گرفته و پاي خود را در حالت بي وزني قرار دهند و سپس پاي فرد در حالت طبيعي مفصل ساب تالار قرار داده ميشد، به طوري که محقق انگشت شست را در قسمت جلو و زير قوزک داخلي پا قرار ميداد و فرد به آرامي پا را به سمت داخل و خارج ميچرخاند تا انگشت اشاره و شست محقق در يک راستا قرار بگيرد. در اين حالت ابتدا زائده استخوان ناوي علامت زده ميشد و سپس فاصله بين برجستگي استخوان ناوي با سطح زمين به وسيله خطکش اندازهگيري ميگرديد. در انتها از آزمودني خواسته ميشد که بايستد و در اين حالت فاصله برجستگي استخوان ناوي با سطح زمين اندازهگيري ميشد. در صورتيکه اختلاف اين دو حالت بين 5 تا 9 ميلي متر بود، کف پاي فرد نرمال و اگر اختلاف بين اين دو حالت بيشتر از 10 ميليمتر به ثبت ميرسيد، کف پاي فرد صاف در نظر گرفته ميشد و چنانچه اختلاف بين دو حالت کمتر از 4 ميليمتر بود، کف پاي فرد گود فرض ميگرديد (لطافتکار و همکاران، 1391).

شکل 3- 6. نحوه اندازهگيري افت استخوان ناوي.
در اين مطالعه شرط لازم براي ورود به گروه دچار کف پاي صاف دارا بودن نمرات مربوط به صاف بودن به کف پاي صاف در هر سه شاخص توضيح داده شده بود. افراد حاضر در گروه شاهد نمرات مربوط به افراد نرمال را بايد در هر سه شاخص دارا ميبودند.
3-3-3. مشخصات آزمودنيهاي شرکت کننده در پژوهش
مشخصات آزمودنيهاي شرکت کننده در اين پژوهش، پس از انجام معاينات لازم، در جدول 3-1 نشان داده شده است. افراد شرکت کننده در گروههاي مختلف اين پژوهش در متغيرهاي قد، وزن و سن هيچ اختلافي نداشتند. اختلافات موجود بين گروهها در شاخصهاي مربوط به ساختار کف پا بود.

جدول 3- 1. مشخصات دموگرافيکي آزمودنيهاي شرکت کننده در پژوهش. علامت (ه) بيانگر اختلاف بين
گروههاي مبتلا به کف پاي صاف و گروه نرمال ميباشد.:P˂0.05(().
متغيرها
گروه پاي صاف
گروه نرمال
تعداد (نفر)
10
10
سن (سال)
16/2 ± 4/24
32/2 ± 86/25
جرم (کيلوگرم)
43/17 ± 93/81
93/26 ± 13/78
قد (سانتيمتر)
31/4 ± 26/177
71/27 ±6 /168
افت ناوي (ميليمتر)م
3 ± 2/15
24/1 ± 6/6
شاخص قوس پاش
93/2 ± 33
58/1 ± 66/24
ارتفاع ناوي نرملايز شدها
01/0 ± 19/0
029/0 ± 28/0

3-4. متغيرهاي تحقيق
3-4-1 متغيرهاي مستقل
1. سطح پوشش پا که شامل حالت پاي برهنه براي تمامي گروهها ميباشد.
2. پروتکل خستگي که بعد از پيشآزمون روي افراد اعمال ميشد.
3-4-2 متغيرهاي وابسته
ميانگين دامنه حرکتي مفاصل ( زاويه مچ، زانو و ران در سه زيرفاز تماس پاشنه، ميانه استانس و بلند شدن پنجه در مرحله استانس)
ميانگين پارامترهاي سري زماني آزمودني ( کدنس، زمان گام برداري و قدم گذاري، زمان حمايت يگانه و دوگانه، طول گام و قدم و سرعت راه رفتن)

3-5 ابزار اندازهگيري
تعداد چهار دوربين تجزيه و تحليل حرکتي (Vicon Motion System, UK) جهت جمع آوري اطلاعات استفاده شد (شکل3-8). فاصله دوربين ها از آزمودني، زمانيکه آزمودني در وسط مسير راه رفتن قرار داشت 5/4 متر بود. طول فضاي گامبرداري 10 متر و فضاي کاليبريشن به ابعاد 300*150*200 سانتيمتر در مرکز مسير گامبرداري تعريف شد و براي کاليبره کردن از يک وند 5 مارکري استفاده شد(شکل 3-7). جمع آوري اطلاعات براي مسير سه بعدي مارکر ها به قطر 14 ميليمتر با فرکانس نمونه برداري 200 هرتز صورت گرفت. از نرم افزار هاي Vicon Nexus (شکل 3-9) ، Polygan ، excel ، spss براي تجزيه و تحليل اطلاعات کينماتيکي استفاده شد. اطلاعات نيروي عکس العمل زمين توسط دو صفحه نيرو(Kistler Instruments, Sweden) با فرکانس نمونه برداري 1000 هرتز که در مسير گامبرداري تعبيه شده بود، جمع آوري شد. قد (سانتيمتر) و وزن (کيلوگرم) آزمودنيها با متر ديواري و ترازوي الکترونيکي اندازهگيري شد. براي اندازهگيري افت ناوي و ارتفاع ناوي از يک خط کش 30 سانتيمتري فلزي و براي محاسبه طول محور بريده شده پا و مساحت کل پا و قسمتهاي تقسيم شده آن از نرم افزار AutoCad استفاده شد. عرض زانو توسط کاليپر اندازهگيري گرديد و طول پاي شخص، فاصله مرکز تا مرکز دو مارکر نصب شده روي قوزک خارجي و تاج خاصرهاي قدامي فوقاني، در نظر گرفته شد.

شکل 3- 7. L wand و مارکرهاي مورد استفاده

شکل 3- 8. فضاي آزمايشگاه و محل قرارگيري دوربينها در نرم افزار و در آزمايشگاه

شکل 3- 9. محيط نرم افزار vicon

3-6. روش اجراي پژوهش
آزمودنيها با اعلام موافقت در شرکت در آزمون پس از انجام معاينات لازم و شناسايي، وارد آزمايشگاه ميشدند. بعد از ارائه خلاصهاي از آزمون و مراحل آن، ويژگيهاي آنتروپومتريکي آزمودنيها، شامل قد، وزن، عرض زانو، عرض مچ پا و پرينت پا اندازهگيري شد. سپس آزمودنيها براي انجام پروتکل خستگي آماده مي شدند. آماده سازي براي نصب مارکر شامل تراشيدن موهاي پاها و ضد عفوني کردن محل توسط الکل بود. سپس ناحيه مورد نظر را با الکل کاملا تميز کرده و بدين ترتيب پوست فرد براي نصب مارکرآماده ميشد. در اين مطالعه مارکرها روي تاج خاصرهاي قدامي-فوقاني و قدامي-خلفي، وسط ران، کنديل خارجي استخوان ران، وسط ساق، قوزک خارجي، پاشنه و انتهاي دومين استخوان کف پايي فرد در دو سمت چپ و راست نصب شد (شکل 3-10). قبل از اعمال پروتکل خستگي از فرد يک تريال استاتيک در حالت ايستادن نرمال گرفته شد و از آزمودني خواسته شد تا در 5 تريال جداگانه با سرعت انتخابي در مسير مورد نظر راه برود. بلافاصله پس از اجراي و پروتکل خستگي و نصب مارکرها،مجددا يک تريال استاتيک گرفته شد و از آزمودني خواسته شد تا در 5 تريال جداگانه با سرعت انتخابي در مسير مورد نظر راه برود. از هر 5 تريال در پيش آزمون و پس آزمون 3 تريال منتخب براي آناليز مورد استفاده قرار گرفت. شرايط اجراي پيش آزمون و پس آزمون کاملا يکسان بود. در هر يک از تريالها به دليل جدا شدن يک يا چند مارکر، تريال مجددا تکرار ميشد اما چون جاي مارکر مشخص باقي ميماند از اجراي تست استاتيک اوليه صرف نظر گرديد. براي مشخص نمودن لحظه برخورد پاشنه و بلند شدن پنجه از نمودار نيروي عکس العمل زمين در مچ پا که توسط صفحه نيرو سنج ثبت ميشد استفاده شد (شکل 3-11).

شکل 3- 10 مارکرهاي نصب شده روي اندام تحتاني.

شکل 3-11. راه رفتن در مسير، لحظه برخورد پاشنه و بلند شدن پنجه
3-7. تجزيه و تحليل دادههاي کينماتيکي
دادههاي مربوط به زواياي مفاصل با استفاده از نرم افزار تجزيه و تحليل حرکتي (Vicon Motion System, UK) شکل (3-12) و دادههاي مربوط به متغيرهاي سري-زماني با استفاده از نرم افزار Polygan آناليز شدند. فيلترهاي مورد استفاده در اين تحقيق شامل: Apply Woltring filtering routine و Butterworth Filter (Analog Devices) و (Butterworth Filter (Model Outputs بودند. سپس در محيط نرم افزار VICON ابتدا مارکرها تعريف و سپس تست استاتيک اوليه pipeline گرديد( Static Plug-in Gait) و در نهايت تريالهاي ديناميک (Dynamic plug_in gait) با اعمال فيلترهاي فوق، pipeline گرديده و وارد محيط نرم افزار POLYGON شدند.

شکل 3-12. نمايي از نرم افزار vicon هنگام تجزيه و تحليل دادهها و فيلترينگ

3-8. روشهاي آماري
دادهها بهوسيله نرم افزار SPSS، نسخه 18 تجزيه و تحليل شدند. براي تعيين نرمال بودن توزيع دادهها از آزمون شاپيرو ويلک; براي مقايسه نتايج بين پيشآزمون و پسآزمون گروه کنترل و گروه کف پاي صاف، مقايسه پيش آزمونها بين دو گروه و نيز براي بررسي ميزان تغييرات بين گروهي، از آناليز واريانس چند متغيره استفاده شد. سطح معناداري برابر با 05/0=α در نظر گرفته شد.
3-9. پروتکل خستگي
مقياس درک فشار تکنيکي است که براي کمي کردن شدت فعاليت ورزشي، يا تنظيم شدت فعاليت ورزشي و سطح خستگي مورد استفاده قرار ميگيرد (بورگ 1998). در اين مطالعه از مقياس 6 تا 20 رتبهاي بورگ استفاده شده است. در هر ست پروتکل خستگي، از آزمودني خواسته ميشد که از عدد 6 تا 20 يک عدد را که نشانه ذهني از خستگي فرد است بيان کنند. عدد 6 نشان دهنده عدم خستگي و رتبه 17 الي 20 نشان دهنده واماندگي بود (Parijat & Lockhart, 2008). بعد از پيشآزمون، پروتکل خستگي در فضاي سرپوشيده سالن واليبال انجام شد. بدين ترتيب که پس از اطمينان از عدم خستگي آزمودني (مقياس بورگ و سنجش ضربان قلب) آزمودني مرحله گرم کردن (8 دقيقه نرم دويدن) را انجام داده، از آزمودني خواسته شد تا در هر 20 ثانيه مسير 90 متري را با سرعت 5/4 متر بر ثانيه طي نمايد و در هر 20 ثانيه به مکان مشخصي برسد. فواصل زماني بوسيله يک دستگاه بيپر و توسط يک کمک آزمونگر کنترل ميشد. در هر 20ثانيه يک بار مقياس بورگ در ابعاد بزرگ در معرض ديد آزمودني قرار ميگرفت و از وي خواسته ميشد ميزان درک فشار را مشخص نمايد. در صورتي که آزمودني در زمان کمتر از 12 دقيقه، نمره بالاتر از 17 را براي درک فشار اعلام نمايد، تست متوقف و آزمودني از آزمايش حذف ميشد. اتمام تست زماني است که آزمودني پس از حداقل 12 دقيقه دويدن، نمره درک فشاري بالاتر از 17 را اعلام و ابراز واماندگي و ناتواني از ادامه تست نمايد. براي کسب اطمينان از خستگي کامل آزمودني پس از اتمام تست، علاوه بر علائم ظاهري، مقياس درک فشار، زمان محاسبه شده و ابراز ناتواني از ادامه تست توسط خود آزمودني، ضربان قلب آزمودني نيز ثبت شد. بلافاصله بعد از اتمام تست، آزمودني براي انجام پسآزمون به آزمايشگاه هدايت شد. جهت جلوگيري از بروز سانحه غير مترقبه براي آزمودني از يک نفر امدادگر هلال احمر دعوت به همکاري گرديد. همه آزمودنيها توسط کمک محقق تشويق شفاهي شدند تا انگيختگي آزمودنيها در سطح ثابتي باقي بماند.

فصل چهارم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد سرعت راه رفتن، افراد سالمند، مفصل زانو Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی بخش کشاورزی، تولید ناخالص داخلی، مخارج دولت، اقتصاد کشور