پایان نامه رایگان درمورد روش سقراطی، تفکر انتقادی، پرسشگری، رواندرمانی

دانلود پایان نامه ارشد

(پاول،1390)
گفتوگوی سقراطی را میتوان رویکردی برای پرورش تفکر انتقادی دانست. اساس این گفتوگو، پرسش‌هایی است که به وسیله دانشآموز یا معلم طرح میشود. دراین رویکرد، دانشآموز فرصت مییابد تا مهارت اندیشیدن بر پایه استدلال و منطق را در خود پرورش دهد و در واقع تکنیکی است که اندیشیدن انتقادی به پدیده‌های هستی را ممکن می‌کند. در این رویکرد، معلم و دانشآموز میکوشند در کندوکاوی منطقی به کشف حقیقت نائل آیند. (نیستانی،1388: 170-166)
بحث سقراطی که تفکر در خلال آن استخراج و کاویده میشود، به افراد امکان میدهد تا با آشکار ساختن تفکر خود، آن را بپرورانند ومورد ارزیابی قرار دهند. بحث سقراطی با ترغیب شرکت‌کنندگان، با کاستن از سرعت فکر کردن و دقیق شدن روی موضوعات، به آنان فرصت میدهد تا ایده های خود و باورهایی که به طور خودجوش پیدا کرده‌اند، بپرورانند و محک بزنند. بحث سقراطي پربار، حس کنجکاوي درباره معنا و همچنین درستي افکار، شنيدهها و خواندهها را به افراد منتقل ميکند و اين پيام روشن را به آنها ميدهد که انتظار است فکر کنند و باورهاي همه را جدي بگيرند. (پاول،1390)
گفتوگوی سقراطی چهار ویژگی اصلی دارد: 1. با چیزهای واقعی شروع میشود و در تماس با تجربههای واقعی باقی میماند. به عبارت دیگر، تجربه و نمونه‌های واقعی نقش بسیار مهمی در آزمودن ادعاهای کلی وجهانشمول دارند. 2. درک کاملی بین شرکت‌کنندگان وجود دارد. 3. افراد تا زمانی که به یک سؤال فرعی پاسخ داده شود، به آن پایبندند. 4. تلاش برای اجماع وجود دارد. ( Dieter Krohn به نقل ازDavey chesters,2012,54 )
• انواع سه گانه بحث سقراطي
پرسشگري سقراطي را ميتوان به سه صورت کلي دسته‌بندي کرد:
* پرسشگری خودجوش يا برنامه‌ريزي نشده
اگر کنجکاوي و حيرتمان را همواره زنده نگه داريم، موقعيت‎هاي بسياري پيش خواهد آمد که خود به خود از دیگران خواهيم پرسيد منظورشان چيست و سپس با آنها بررسي کنیم که آیا مفهوم مدنظرشان درست است يا نه. برای مثال اگر در کلاس دانشآموزی بگويد «فلان زاويه در يک شکل هندسي با زاويه ديگر برابر است»، ممکن است به فکرمان خطور کند که چطور ميتوان این ادعا را ثابت يا رد کرد. اگر يک نفر بگويد «امريکايي‌ها عاشق آزادي هستند»، در این فکر فرو ميرويم که معني اين گزاره دقيقاً چيست؟ آيا مثلاً بدان معني است که امريکاييها بيشتر از مردمان ديگر آزادي را دوست دارند؟ از کجا مي‌توان اين را فهميد؟
اين گونه بحثهاي خودجوش، شيوههايي از گوشدادن نقادانه و نيز بررسي باورهاي بيان شده در اختيارمان مي‌گذارند. اگر گفتهاي، سؤال برانگيز، گمراه‌کننده و يا نادرست به نظر برسد، پرسشگري سقراطي راهي براي کمک به خوداصلاحگر شدن، به جاي تکيه کردن به اصلاحگري معلم یا سایرین پيش پا مي‌گذارد. بحث سقراطيِ خودجوش، به ويژه زمانی مفيد است که افراد به قضيه‌ای علاقهمند ميشوند، مسئله مهمي را مطرح می‌کنند، در آستانه درک يا تلفيق بينشي نو قرار ميگيرند و يا وقتي که بحث به بن‌بست ميرسد، آشفته يا خصومت‌آميز ميشود. پرسشگري سقراطي محملي است براي اقدامهاي خاص که به واسطه آن مي‌توان از علاقه افراد بيشترين بهره را برد، به طور مؤثر با مسئله برخورد کرد، به تلفيق و گسترش بينش کمک کرد، بحث مسئله‌سازي را پيش برد، آنچه را که گيج‌کننده به نظر ميرسد روشن کرد يا سر و سامان داد و دلسردي يا خشم را برطرف نمود.
با اينکه بحثِ خودجوش، برنامهريزي قبلي ندارد، معلمان ميتوانند از طريق آشنا شدن با پرسش‌هاي سقراطي عام و کسب هنرِ مطرح کردن پرسشهاي استنطاقيِ پيگيرانه و دادن پاسخهاي ترغيب‌کننده و مفيد، خود را آماده کنند. مثال، مثال نقض و دليل بخواهند، از بقيه بپرسيد آيا با نکته مطرح شده موافقند يا خير، موارد نظير يا مشابهي را مطرح کنند و یا بخواهند نظرهاي مخالف به بيان ديگري بازگو شود.

* پرسشگري اکتشافي 
پرسشگري اکتشافي به روش سقراطي براي زماني مناسب است که بخواهیم بفهمیم افراد چه ميدانند يا چه فکر ميکنند و نیز زمانی که بخواهیم تفکر افراد را درباره موضوعهاي متنوع واکاوي کنیم. براي مثال، از اين روش ميتوان براي سنجش تفکر دانشآموزان در باب يک درس در آغاز نيمسال تحصيلي يا واحد درسي استفاده کرد. با استفاده از این روش می‌توان دريافت که دانشآموزان به چه چيزهايي بها ميدهند، از حوزه‌هاي مسئله‌ساز يا سوگيريهاي بالقوه پرده برداشت، پي‌برد که دانشآموزان در چه مواردی روشن‌ترين و یا مبهم‌ترين تفکر را دارند. با استفاده از پرسشگری اکتشافی ميتوان حوزهها يا موضوعهاي مورد علاقه يا محل مناقشه را کشف کرد و به عنوان زمينهای براي مطالعه يا تحليل مبحث بعدي به کار برد. با اين نوع پرسشگري سقراطي، صرفاً نه يک موضوع يا مفهوم، که دامنه وسيعي از موضوعها و مفاهيمِ بههم مرتبط را مطرح و کندوکاو ميکنيم و اين نيازمند کمترين برنامهريزي يا تفکر قبلي است. این نوع گفت‌وگو، نظم يا ساختاري نسبتاً آزاد دارد.
* متمرکز یا هدفمند 
براي کندوکاو عميق يک موضوع يا مفهوم و واداشتن افراد به روشنسازي، دسته‌بندي، تحليل و ارزشيابي افکار و ديدگاهها، تميز دادن معلومها از مجهولها و ترکيب عوامل و اطلاعات مربوط، ميتوان افراد را درگير يک بحث مبسوط و هدفمند کرد. اين نوع بحث، به افراد فرصت ميدهد تا بنياديترين مفروضات خود را از زواياي مختلف و با توجه به دورترين دلالتهاي ضمني و پيامدهاي آنها وارسي کنند. اين بحث‌ها، تجربه درگيرشدن در يک بحث مبسوط، سامان يافته و منسجم را به افراد ميچشاند؛ بحثي که کشف، پروراندن و به اشتراک گذاشتن ايدهها و بينشها را در طي آن تجربه ميکنند. اين مستلزم برنامه‌ريزي قبلي يا تفکر دقيق درباره ديدگاه‌هاي ممکن نسبت به موضوع، دلايل، نتيجهگيري، مفاهيم مسئله‌ساز، دلالت‌هاي ضمني و پيامدهاست. (پاول،1390)
در کل باید به این نکته توجه داشت که این نوع گفتوگوی سقراطی با «روش سقراطی»16 متفاوت است؛ روش‌هایی که مثلاً در فرمهای بخصوصی از رواندرمانی استفاده می‎شود و درمانجو را به پرسیدن سؤالات «درست»17 در جهت کشف خویشتن ترغیب میکند و یا روش‌هایی آموزشی به ظاهر سقراطی که در آن معلمان تا جایی که فعالیت‌ها از اهداف آموزشی و تربیتی مدنظرشان دور نشود، به دانشآموزان نقشی محوری و اصلاح‎کننده می‎دهند. اینها نمونههایی از روش سقراطی هستند که در اصل نوعی از گفتوگوی آمرانه بوده که ظاهری سقراطی به خود میگیرند. (Cheyne & Tarulli نقل شده در نیکخواه، 1391: 121) روش سقراطی، در واقع، صغری و کبری چیدن منطقی، برای اقناع دیگران است و با گفتوگوی حقیقی و خالص سقراط که به دنبال تحریک مردم برای کشف حقیقت بود، تفاوت دارد.
گفتوگوی سقراطی را میتوان رویکردی برای پرورش تفکر انتقادی دانست. از نظر وی، شخص زماني مهياي استفاده از گفتوگو مي‎شود كه به جهل خويش پي برد. سقراط، معتقد بود شخص، زماني مهياي استفاده از گفتوگو مي‎شود كه به جهل خويش پي ببرد. اين نكته سقراطي در جهان مدرن از وضوح و قوت بيشتري برخوردار شده است. بنابراين، روش سقراط به نوعي ديگرشناسي و خودشناسي است و براي رشد فكر و خرد آدمي، زمينه‎اي بهتر از گفتوگو نيست. گفتوگو، افكار و انديشه‎ها را تشويق مي‎كند كه با شك آغاز كنند و سپس به يقين بيانجامند. (نیستانی،1388: 166)
2-1-2-2 نظریه گفتوگویی دیوید بوهم18(نمونهای از گفتوگوی خلاق)
تعریف بوهم از گفتوگو متضمن اصول محوری و مؤلفههای کلیدی «مفهوم و معنای مشترک» و «جوهره تفکر جمعی» و همچنین «گرایش قوی و مؤثر به تقسیم و جداسازی عملکرد شعور و آگاهی است که بستر و زمینه مربوط به خرده فرهنگها، جستجو و مطالعه آزاد و غیر جهت داده شده، همراهی و رفاقت غیرشخصی را شامل می‌شود. (بوهم،1381: 18)
از نظر بوهم، گفتوگو محقَق نمیشود مگر آنکه گفتوگوکنندگان جمع خود را همچون کل یکپارچهای بخواهند که در ایجاد و حفظ آن با هم مشارکت میکنند. فقط در این جمعِ متکی بر اصل مشارکت است که «باهم اندیشی» جریان می‌یابد. بوهم می‌گوید: « مثال مردمی که با هم فکر میکنند این است که یکی ایدهای را مطرح میکند، دیگری آن را بازگویی میکند، یک نفر چیزی به آن میافزاید و اندیشه جریان مییابد، به جای اینکه تعداد افراد متفاوت و مجزایی باشند و هر یک بکوشند تا دیگران را ترغیب یا متقاعد سازند. اگر بتوانیم همگی در معنای مشترکی سهیم شویم پس با یکدیگر مشارکت کرده‌ایم.» (قاضی‌مرادی،1391: 175و176)
بوهم، برخلاف کوهن و بسیاری دیگر از فیلسوفان علم، به جریانی فکری در نحوه ادراک علمی اعتقاد دارد که بروز خلاقیت در آن متن‌گراست، نه آنی و تقابل‌گرا. به عبارت دیگر، از دید بوهم در تغییر شالوده فکری و مفاهیم، پیوستگی وجود دارد، نه گسستگی و تقابل و لذا این تغییر از طریق گفتوشنود است که صورت می‌گیرد. از نظر بوهم از طریق گفتوگو، هنر و خلاقیت فردی افراد نیز افزایش مییابد. وی مي‌گويد خلاقيت چيزي نيست كه بشود آن را با استفاده از كلمات تعريف كرد زیرا فهمي كه از خواندن كلمات حاصل مي‌شود اشاره و دلالت بر چيزي دارد كه در ذهن شخص خواننده ايجاد شده است. (bohm,1998,introduction)
گفتوگو میتواند وسیله و راهبردی برای توسعه خلاقیت در فکر و همچنین روشی برای تفاهم، هنگام صحبت کردن باشد. خلاقیت برای گفتوگو و دیالوگ نقش محوری دارد زیرا آموختن و فهمیدن متقابل را امکانپذیر میسازد. پیام اصلی حمایت و طرفداری خلاق، اتخاذ چنین موضعی است: «فکر نمیکنم طرز تفکر و دید من تنها راه فهم و توصیف وقایع و دادهها باشد. از شما دعوت میکنم در ملاحظات، افکار و علایق من شرکت کنید و میل دارم به نظر شما هم توجه کنم. تحلیلی که مشترکاً میتوانیم از موقعیت‎ها به دست آوریم کامل‎تر از تحلیل فردی من است.» حمایت خلاق به معنای سرعت بخشیدن به تصمیمگیریها نیست بلکه عمق بخشیدن به روند گفتوگو را مدنظر دارد. (هارتکه‌مایر،1389: 102)
از نظر بوهم اگر قادر باشیم به شکل جمعی، معانی را بین خود مشترک سازیم تشریک مساعی صورت می‌گیرد. به عبارت دیگر، ما هرکدام در معنای مشترک سهمی خواهیم داشت و مشارکت واقعی همین است، یعنی چیزی را به اشتراک می‎گذاریم19 و در چیزی هم شریک میشویم و نهایتاً اندیشه‌ای مشترک شکل میگیرد که در آن نظر هیچ یک از افراد کنار گذاشته نشده است. هرفردی ممکن است عقیده خودش را داشته باشد، ولی این عقیده در گروه نیز جذب و مستغرق میگردد. به این ترتیب هرکس آزادی خودش را حفظ میکند و نوعی هماهنگی و همخوانی بین فرد و جمع به‌ وجود می‌آید.(بوهم، 1381: 57) وی بیان می‎کند: «معنی امری ثابت و ایستا نیست، بلکف سیّال و جاری است و اگر معنایی بین ما به صورت مشترک درآمد، در میان ما سیلان دارد و همه گروه را به هم میپیوندد. در این حال، هرکس نسبت به نوساناتی که در اطراف وی روی میدهد دقیق و حساس می‌شود، نه فقط نسبت به آنچه در ذهن خودش میگذرد و از این طریق است که ما میتوانیم به صورت منسجم با هم سخن بگوییم و با هم فکر کنیم. این در حالی است که معمولاً انسانها به پنداشته‌های خود پایبند هستند، نمیتوانند باهم فکر کنند و هرکس به راه خودش می‌رود. جریان معنای مشترک در گروه، اجازه فهم جدید را به آدمی میدهد و جوامع را به هم پیوند می‌زند.» (بوهم، 1381: 71)
از نظر بوهم «خود-ادراکی» توجه ما را به ساختار و روند اندیشهمان و نیز تأثیر این ساختار بر ارتباطمان با دیگران جلب میکند. ساختارهای خاص اندیشه (اسطورهها، اعتقادات ایدوئولوژیکی، پیش‌فرضهای فرهنگی و…) واسطه نگریستن ما به دیگران میشوند. ما اگر از این ساختارهای اندیشه خود، آگاه نباشیم نمیتوانیم در صحبت با دیگری گفته‌های او را به طور صحیح درک کنیم. از طریق گفتوگو با دیگران و کمک آنان می‌توان به «خود-ادراکی» رسید. آگاهی به عنوان اصل گفت‌وگو، نقشی اساسی در تبدیل تجربه هر فرد به شناخت دارد. فرد در گفتوگو با دیگران میتواند به جنبههایی از تجربه شخصیاش آگاه شود که چه بسا صرفاً به اتکای اندیشهها و احساسات خود نمیتوانست از آن آگاهی یابد. (قاضی‌مرادی،1391: 190و 191)
• آرمان گفت‌وگو20 از منظر بوهم
اگر بتوانیم انگیزشها و همچنین پنداشتههایمان را برای مدتی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد ارتباطات میان فردی، سازماندهی اطلاعات، تاریخ فلسفه، افکار عمومی Next Entries پایان نامه رایگان درمورد اعتماد متقابل، احساس امنیت، آزادی بیان