پایان نامه رایگان درمورد درگیری ذهنی

دانلود پایان نامه ارشد

د بشه حال.(0.3)
ت: سارا تو در جواب الآن چه وقتی است، چی می‌نویسی؟
سارا: سال 1393 هستیم و ْما روز به روز داریم بزرگترْ می‌شویم.
ت: الان دقیقاً کِی هست؟
زینب: ساعت 10 و نیم و 30 ثانیه صبح
ت: 31 ثانیه؟
هدف: 32 ثانیه، 33 ثانیه. نگاه کنید خانوم،(می‌فهمین) هِ:::هی یک ثانیه، یک ثانیه داره میره جلو
* استفاده دانشآموزان و تسهیلگر از مثالهای ملموس و عینی، ابعاد مختلف موضوع را در ذهن دانش‌آموزان شفاف‌تر میکند و قدرت انتزاعیِ اندیشیدن را در آنها بالاتر میبرد.
سارا: من سؤال دارم. اگه ما همینطوری بمونیم و هیچی نگیم. زمان بازم میگذره؟
* روند بحث و مثال‌های مطروحه، در ذهن سارا سؤال جدیدی طرح میکند که نشان از گسترش مفهوم زمان و درگیری با بحث است.
زینب: بله، فکر کن ساعت وجود نداشته باشه. ولی زمین که می‌چرخه [خورشید که داره میگرده.
زهرا: [وقتی به قول فاطمه داریم با تلفن حرف می‌زنی::یم، می‌گیم الآن می::یام یعنی در آینده میام؟سه دقیقه، یه ساعت دیگه میام؟
ت: اون منظورش از الآن چیه؟
نرگس: منظورش اینه که به فاصله نزدیک [میام.
سارا: [آره یعنی در آینده خیلی نزدیک میام.
فاطمه: خان:نوم. آخه الآن ببینید ما حتی آینده‌مونههه به نظر من ْنمیدونمْ (0.4) مثلاً (میشه یه دقیقه دیگه‌مون). <حال چه معنی> این وسط داره؟
* طرح سؤالات مکرر از سوی دانش‌آموزان، نشان از درگیری ذهنی آنان و همچنین، اندیشمندانه و حیرت‌انگیز بودن بحثِ پیش رو دارد.
روژین: حال اصلاً معنی‌ای نداره.(0.3)
فاطمه: پس چرا اسمش رو گذاشتن (حال)؟
* پیشفرض ذهنی فاطمه این است که نامها اشاره به معنا و ماهیت وجودی امور دارند.
((چند نفر با هم مشغول صحبت می‌شوند که صدایشان نامفهوم است))
ت: زهرا چی می‌خواستی بگی؟
زهرا: این که می‌گید حال وجود نداره یعنی چی؟
سارا: یک ثانیه هم نه، حتی بگو صدم ثانیه، یک هزارم ثانیه.
((چند نفر بر اثر هیجان بحث با هم مشغول صحبت می‌شوند که صدای آنها نامفهوم است))
ت: بچه‌ها من می‌خوام ده دقیقه از میز شما فاصله بگیرم، خب؟ شما هر سؤالی رو که فکر می‌کنید >الآن وقتشه که صحبت کنید درموردش،< یا همین بحثهایی که فکر میکنین ولی با رعایت قوانین، وسط حرف هم نپرید و خودتون به هم اجازه بدید، می‌خوام ببینم خودتون می‌تونید با هم بحث کنید؟
* تسهیلگر اداره ادامه بحث را به خود دانش‌آموزان میسپارد.
((دانش‌آموزان در تلاشند که برای انتخاب یک سؤال جهت ادامه بحث، به توافق رسند و مقرر می‌کنند به ترتیبی که دایره‌وار نشسته‌اند، اجازه صحبت و سؤال پرسیدن داشته باشند.))
* در اینجا دانش‌آموزان پروتکلی برای نوبت‌دهی وضع میکنند و خود را ملزم به اجرای آن می‌دانند.
زینب: اگر زمین به دور خورشید حرکت نمی‌کرد، آیا باز هم زمان وجود داشت؟
سارا: خب قاعدتاً وقتی زمین به دور خورشید می‌گرده، فصل‌ها به وجود میاد. که فصل‌ها هم با گذر زمان به وجود میاد. و وقتی هم زمین به دور خورشید نچرخه، خب >زمانی هم وجود نداره.<(0.2)
زهرا: [ من باهاش مخالفم
روژین: [منم مخالفم
هدفم: [منم
فاطمه: بگو، من می‌گم اول نظر این رو بشنویم.
یاسی: من می‌گم، آره زمانی وجود نداره، چون اگه این خورشیده ((به دست خود اشاره می‌کند)) اینم زمینه ((اشاره به دست خود))، اگه نچرخه، دیگه شب و روزی نیست، ْزمانی وجود ندارهْ.
روژین: شب و روز که با گردش خودِ زمینه.
* روژین با طرح این گزاره، قصد انکار وجود رابطه بین گردش زمین به دور خورشید و شب و روز را دارد و در واقع با بخشی از ایده نظر قبلی مخالف است.
((چند نفر باهم اعلام مخالفت می‌کنند و قصد دارند، نظراتشان را بیان کنند))
زینب(( بلندتر از سایرین می‌گوید)): زهرا جان شما بگو.
زهرا: به نظر من هه اگهههه فکر کن مثلاً اینجا، فقط تابستونه. اما ما< بزرگتر و بزرگتر> که میشیم.
* از نظر زهرا، ملاک شناسایی مفهوم زمان، رشد و تغییر است و البته این صحبت در خود تناقضی نهفته دارد چراکه وی، ارتباط فصلها و تغییر را درک نکرده است.
فاطمه: [من مخالفم
هدف: [منم نظر مخالف دارم.
سارا: من بگم؟
یاسی و البته سایر بچه‌ها: [بگو ((بعضی از دانش‌آموزان با سر اشاره می‌کنند))
ت: [با حرف زهرا مخالفی؟
سارا: آره، من مخالفم. اگه به حرف زهرا و روژین باشه. مثلاً حداقل. ماه رو که داریم. ساعت رو که داریم که زمان بگذره
نرگس: خب الآن دقیقاً زهرا هم که همین رو گفت.
* نرگس با این جمله مشخص میکند که در اینجا حقیقتاً اختلاف نظری وجود ندارد و صرفاً کاربرد نادرست لفظ «مخالفم» بوده است.
سارا: وقتی که زمین خودش می‌چرخه، شب و روز به وجود میاد که زمان هم [باشه.
زینب: [مهم اینه که تغییر می‌کنه
* زینب قصد دارد با ارائه ملاک تغییرپذیری، واژه زمان را شفاف سازد اما از آنجا که بدون اجازه و در تداخل با نفر قبلی صحبت کرده، ایده او در این قسمت از بحث پرورده نمیشود و بسیاری آن را نمیشنوند.
هدف: [بچه‌ها من یه چیزی بگم؟ بچه‌ها من با نظر زهرا مخالفم به خاطر اینکه آینده، گذشته و حال توی زمان اتفاق [میفته.
فاطمه: [آها یعنی تو زمان.
هدف: [ میگم،> آینده، گذشته و حال <توی زمان هست. و توی زمان به‌وجود میاد. [اصلاً
زینب: [آره با چرخش زمین.
هدف: ربطی به اونم نداره.
یاسی: [ولی سؤال همینه
هدف: ولی به هرحال، مثلاً این سه تا مثلاًههه توی زمانِ:::ِه یک((اولاً)). بعدشم اگه زمین دور خورشید مثلاً حرکت نمی‌::می‌کرد به نظر من سالها اصلاً نمی‌گذشت. برای همین چه مفهومی داشت که زمانَم بگذره. یعنی با >حرف زهرا مخالفم که میگه زمان اصلاً وجود نداره<.
* دانش‌آموز به این نکته مهم اشاره میکند که زمان و تغییر فصول اساساً با گردش زمین و خورشید محقق میشود و لذا تصور حالتهای قبلی غیرممکن است.
زینب: زمان یعنی ما داریم هِ::ِی بزرگتر می‌شیم و تغییر می‌کنیم. [برای همینم
یاسی: [خود تصحیحی.
هدف: بگو آخه خود تحصحیحی اولویت داره[()
زهرا: نه دیگه نویت منه تو چرخش.
سارا: ولی خودتصحیحی اولویت داره، خودِ خانم همیشه میگه یکی میخواد خود تصحیحی کنه به اون اول بگید.
یاسی: من نظرم اینه کهههه با شما دوتا [موافِ::::قم.
فاطمه: [سه تا، چهارتا.
یاسی: [ اصلاً همتون. با همتون موافقم چون که هیچ ربطی به ماه و اینا نداره [شب و روز و
روژین: [شب و روز اصلاً از گردش زمین، خودش >به وجود میاد<
هدف: نوبتی::::یه
فاطمه: [اصلاً به خورشید ربطی نداره.
نرگس: [اصلاً اگه زمین به دور خورشید< نمیچرخید چی>؟
زینب: [بابا من دستمْ بالاستْ.
ت: بچه‌ها تصور کنید سؤال نرگس سؤاله.
هدف: زمان می‌گذشتههه، ولی دیگه شب و روز نداشتیم. در همه حال زمان داره می‌گذره.
((چند نفر باهم صحبت می‌کنند که نا مفهوم است))
زینب: ببینیدههه زمان از نظر ساعت و دقیقه اون موقع وجود داشت. ولی از نظر فصل وجود نداشت. ما بزرگتر می‌شدیم، ْچون دقیقه‌ها و ثانیه‌هاْ با هم دیگه می‌گذشتن ولی از نظر فصل وجود نداشت.
روژین: منم هیمین رو می‌گم دیگه.(0.3)

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد ناصرالدین شاه Next Entries پایان نامه رایگان درمورد صنعت گردشگری، آمیخته بازاریابی، استان گیلان، توسعه صنعت گردشگری