پایان نامه رایگان درمورد حل و فصل اختلافات

دانلود پایان نامه ارشد

پروژه مي شود بلکه حقوق طرفين پروژه مثل سازمان ها و مصرف کنندگان را نيز مورد حمايت قرار مي دهد. مزاياي اصلي مديريت ريسک عبارت است از:
* افزايش فهم پروژه که به واسطه ي آن به طرح هاي مطمئن تري براي انجام پروژه دست مي يابيم.
* افزايش تحليل و فهم ريسک هاي يک پروژه و ميزان تاثيرگذاري آنها منجر به کاهش ريسک ها و تخصيص ريسک ها به اشخاصي که توانايي بيشتري براي مديريت آن دارند، مي شود.
* تجزيه و تحليل ريسک هاي يک پروژه منجر به استفاده از مناسب ترين شکل قرارداد مي شود. في المثل کشوري که نيازمند سرمايه گذاري براي اکتشاف و بهره برداري نفت است و پتانسيل داخلي براي اجراي عمليات مرتبط با آن را ندارد مي تواند جهت کاهش ريسک ها، از شکل قراردادهاي امتيازي مدرن يا مشارکت در توليد استفاده نمايد.
* ديدگاه مستقل به ريسک هاي پروژه مي تواند به توجيه تصميم گيري ها کمک نمايد و به کارآمدي و مطلوبيت بيشتر مديريت ريسک منجر شود.
* شناسايي ريسک هاي يک پروژه اجازه ي ارزيابي احتمالاتي که بازتاب دهنده ي ريسک ها هستند را مي دهد و تمايل به پذيرش پروژه هايي که از نظر مالي دچار مشکل مي باشند، کاهش مي يابد.
* تسهيل پذيرش ريسک ها به صورت معقولانه که منجر به افزايش منافع ناشي از ريسک پذيري مي شود.
* تفکيک قائل شدن ميان ” اقبال خوب” و “مديريت خوب” و “بد شانسي” و “مديريت بد”.66
در نهايت بايد بگوييم که مديريت ريسک فرآيندي است که در طول پروژه وجود دارد به طوري که به وسيله آن ريسک هاي يک پروژه شناسايي مي شود و سپس با توجه به اهميت آنها و ابزارهاي در دسترس براي مديريت ريسک ها اقدام به تهيه طرحي براي شناسايي و مديريت ريسک ها مي کنند. با توجه به اين که پروژه هاي بالادستي صنعت نفت واجد ريسک هاي متعددي هستند بايد بسته به شرايط يک راهکار کارآمد(اجتناب، کاهش، انتقال و پذيرش) براي مديريت ريسک ها انتخاب شود. پس از اينکه استراتژي مناسبي براي انجام عمليات پروژه انتخاب که در آن مسايل مهمي چون انتخاب پيمانکار، تامين مالي، نحوه نظارت بر پروژه و… به درستي پيش بيني شد، به خودي خود از بروز برخي از ريسک ها پيشگيري مي شود(اجتناب). اما بايد اذعان کنيم که برخي از ريسک هاي پروژه هاي بالادستي صنعت نفت ذاتي است و نمي توان آنها را مرتفع نمود به همين دليل يا بايد احتمال وقوع چنين ريسک هايي را به حداقل رساند(کاهش) يا آنها را به طرفي که توانايي مديريت بيشتري دارد منتقل کرد(راهکار انتقال ريسک). همچنين برخي از ريسک ها ممکن است تاثير قابل ملاحظه اي بر پروژه نداشته باشند يا طرفين توانايي مديريت آنها را به شکل ديگر نداشته باشند، به همين دلايل طرفين با پذيرش آنها ممکن است بودجه اي را براي جبران آسيب هاي احتمالي يا تاخير در ساخت پروژه در نظر بگيرند(پذيرش).
مديريت ريسک فرآيندي جامع است که مي تواند براي تمام ريسک هاي يک پروژه راهکاري ارايه دهد. روش هاي متعددي براي ارزيابي ريسک ها و مديريت آنها وجود دارد که در گفتار سوم به برخي از آنها اشاره مي کنيم اما بايد يادآوري کنيم که روش هاي حقوقي مديريت ريسک نقش عمده اي را در مديريت ريسک ها بازي مي کنند و مي توانند در بخش بالادستي صنعت نفت نيز مورد استفاده قرار بگيرند. در ادامه اين روش ها را مورد بررسي قرار مي دهيم.
گفتار سوم- روش هاي متفاوت مديريت ريسک
بايد خاطر نشان کرد که يکي از اسباب شکست پروژه ها عدم تخصيص بهينه ي ريسک هاي موجود در پروژه ميان مشارکت کنندگان يک پروژه است. همان طور که گفته شد، مديريت ريسک، نخست با تعريف و تعيين ريسک ها آغاز مي شود. فهم اسباب شکست يک پروژه و تشريح ريسک هاي متعدد آن شرط لازمِ تعيين، تخصيص کارآمد و کاهش آنها است. به عبارت ديگر مديريت ريسک ابتدا با تعيين ريسک هاي يک پروژه و تشريح آنها آغاز و سپس راهکارهاي مقابله با آنها را پيشنهاد مي دهد.
طرح مديريت ريسک بايد مناسب با شدت ريسک، هزينه هاي آن، مدت زمان براي موفقيت طرح، اطمينان بخشي آن، قابليت جلب توافق طرفين و اجراي آن توسط يک فرد مسئوليت پذير باشد.67
روش هاي متنوعي براي تعيين و مديريت ريسک ها مورد استفاده قرار مي گيرد در ادامه به چند نمونه از اين روش ها اشاره مي کنيم:
روش “طوفان ذهني”68 يکي از روش هاي کلاسيک مديريت ريسک در پروژه ها است. اين روش مي تواند جهت شناسايي ريسک ها، تحليل کمي و کيفي آنها و در نهايت پاسخ به ريسک ها به کار رود. مطابق اين روش، افراد نظرات و راه حل هاي خود را براي مقابله با ريسک هاي موجود در پروژه ارايه مي دهند با اين قيد که نظرات آنها مورد انتقاد ديگران قرار نخواهد گرفت. پس از دريافت نظرات با بررسي آنها طرح پاسخگويي به ريسک ها تهيه مي شود.69
روش “دلفي”70 يکي ديگر از روش هاي مديريت ريسک مي باشد. اين روش نخستين بار به وسيله ي شرکت “راند” در سال 1960 ابداع گرديد. مطابق اين روش، پرسش ها به صورت بي انتها طراحي مي شوند و کارشناسان تمام حالات مختلف وقوع ريسک هاي پروژه را مشخص مي کنند بدين ترتيب مدير پروژه مي تواند طرحي براي پاسخگويي به ريسک ها در نظر بگيرد.
روش “چک ليست” از ديگر روش هاي تعيين ريسک هاي پروژه است. بر حسب تجربه مديريت ساير پروژه ها، مدير پروژه به درجه اي از ثبات در تحليل ريسک ها رسيده است. بنابراين چک ليست شامل گروهي از سوالات يا اظهارات بر پايه ي پروژه هاي قبلي مي باشد. معمولا در چک ليست، ريسک هاي هر قسمت را ذيل يک عنوان کلي دسته بندي مي نمايند مثلا ريسک هاي مربوط به پيمانکاران، ريسک هاي جنبي و….71
روش “مونت کارلو”72 در بسياري از پروژه ها، متوليان پروژه تمايل دارند تا ريسک هاي موجود در آن را در بدترين حالت ممکن در نظر بگيرند. تکنيک مونت کارلو يکي از تکنيک هاي کل گرا در ميان تکنيک هاي مديريت ريسک است زيرا در اين تکنيک هزينه ي کل پروژه و کليه ي ريسک هاي پروژه تبيين مي شوند، بدين ترتيب اين تکنيک بازتاب دهنده ي ريسک هاي پروژه به وسيله ي محاسبه ي اين احتمال است که پروژه با هزينه و اهداف مشخص به مرحله ي نهايي خواهد رسيد.73
تکنيک هاي ديگر مديريت ريسک اغلب يک برآورد قطعي براي زمان و هزينه هاي فعاليت هاي يک پروژه ارايه مي دهند اما به وسيله ي روش مونت کارلو زمان و هزينه ي فعاليت ها در حالت هاي مختلف پروژه محاسبه مي شود و از اين نظر نسبت به ساير تکنيک ها برتري دارد.74
روش مونت کارلو، زماني کاربرد دارد که مديران پروژه در صدد احراز موفقيت آميز بودن پروژه در يک مدت زمان مشخص و با منابع مالي معين هستند. همچنين مديران پروژه روش مونت کارلو را براي تعيين سرمايه ي لازم جهت افزايش احتمال تکميل يک پروژه به کار مي برند.75
روش هاي مذکور مي توانند در پروژه هاي مختلف مورد استفاده قرار بگيرند. مي توانيم به کمک اين روش ها ريسک هاي متعدد پروژه ها را مشخص کنيم اما به منظور مديريت ريسک ها بايد از متخصصان رشته هاي مختلف کمک بگيريم و از روش هاي حقوقي و ابزارهايي که يک حقوقدان در اختيار دارد نيز استفاده کنيم. حقوقدان مي تواند با کمک به طرفين پروژه، شکل قراردادي مناسب را پيشنهاد دهد و با درج ضمانت اجراها و راهکارهاي حل و فصل اختلافات، ريسک هاي پروژه را مديريت کند. همچنين حقوقدان مي تواند به شفاف شدن قرارداد و کاهش ابهام ها کمک نمايد و در انتخاب قواعد مناسب، آنها را راهنمايي کند. بدين منظور در فصل بعد قراردادهايي که ممکن است در پروژه هاي نفتي مورد استفاده قرار بگيرد را از ديدگاه مديريت ريسک طبقه بندي مي کنيم. هدف ما از طبقه بندي قراردادهاي بالادستي صنعت نفت اين است که طرفين پروژه با توجه به شرايط و ريسک هاي پروژه، قرارداد مناسب را انتخاب کنند تا پروژه به نحو موفقيت آميزي به اتمام برسد.
مبحث دوم- تعريف ريسک
ريسک به مفهوم احتمال تغيير مثبت يا منفي در ميزان منافع پيش بيني شده ي يک پروژه است که ممکن است به وسيله ي وقوع رويداد(غير ارادي) يا يک تصميم(ارادي) ايجاد شود. به اين دليل از احتمال سخن به ميان مي آيد که قطعيت يا اطميناني نسبت به تغيير در شرايط وجود ندارد؛ اين در حالي است که اگر از وقوع رويداد يا حادثه اي مطمئن باشيم کليه ي تغييرات را لحاظ مي کنيم و اجازه ي اثرگذاري ريسک را نمي دهيم.76
اگرچه ممکن است برخي از پژوهشگران، واژه هاي ريسک و عدم قطعيت77 را به جاي يکديگر به کار برند ولي بايد گفت که آنها برابرنهاده نيستند. عدم قطعيت تنها به رويدادهايي اشاره مي کند که احتمال وقوع آنها کاملا ناشناخته است. در مقابل، ريسک، به مفهوم افزايش احتمال وقوع حوادث نامعلومي است که ممکن است به صورت مثبت يا منفي بر روي يک پروژه تاثير بگذارد. بدين ترتيب وقتي از ريسک صحبت مي کنيم يعني درکي از احتمال وقوع يک رويداد داريم اين در حالي است که وقتي سخن از عدم قطعيت مي رود در واقع احتمال وقوع يک رويداد براي ما کاملا ناشناخته است.78
ماهيت هر ريسکي مرکب از سه عنصر اساسي است: رويداد، احتمال وقوع و تاثير(شدت و ضعف).79
مديران پروژه نخست بايد ماهيت حادثه را قبل از دو عنصر ديگر مورد مطالعه قرار دهند زيرا بدون تعريف دقيق رويدادِ واجد ريسک، تعيين احتمال و تاثير آن بسيار دشوار مي گردد. در اين صورت مي توانيم ريسک ها را به دو گروه شناسايي شده و ناشناخته تقسيم کنيم.
ريسک هاي شناخته شده، ريسک هايي هستند که تعريف و تحليل شده اند و مي توان براي آنها طرحي جهت پاسخگويي تهيه نمود، اما ريسک هاي ناشناخته قابليت مديريت را ندارند اگرچه مديران پروژه يک احتمال وقوع عمومي را با توجه به تجربه هاي کسب شده در پروژه هاي مشابه قبلي براي ريسک هاي ناشناخته در نظر مي گيرند.80 81
مي توان اين طور گفت که ريسک هاي پروژه، رويدادها يا شرايطي غير قطعي هستند که اگر به وقوع بپيوندد تاثير مثبت يا منفي بر عمليات پروژه مي گذارد.82 يک ريسک داراي يک سبب است که اگر واقع شود نتايجي را به پروژه تحميل مي نمايد به عنوان مثال، اخذ مجوز براي انجام يک عمليات پروژه مي تواند سبب يک ريسک باشد. به عبارت ديگر رويداد داراي ريسک ممکن است تاخير در صدور مجوز باشد در حالي که طرح پروژه مدت زمان کمتري را براي اخذ مجوز در نظر گرفته است. اگر اين رويداد غير قطعي به وقوع بپيوندد برآيند آن افزايش هزينه هاي پروژه، جدول زماني انجام عمليات و کاهش کيفيت پروژه خواهد بود.83
مديريت ريسک اغلب تمام ريسک ها را به صورت منفي در نظر مي گيرد و ريسک هايي که تاثير مثبت دارند را در فرآيند مديريت مورد ارزيابي قرار نمي دهد.84 براي اين که متوجه شويم يک رويداد کاملا داراي ريسک است، مديران پروژه بايد تاثيرات بالقوه اي که از وقوع يا عدم وقوع آن حاصل مي شود را در نظر بگيرند. به عنوان نمونه اگرچه ممکن است احتمال وقوع يک رويداد کم باشد ولي نتايج آن(در صورت وقوع) ممکن است فاجعه آميز باشد. يک شرکت هواپيمايي يا شرکت نفتي خارجي اين نوع وضعيت ها را در نظر مي گيرد. به عنوان نمونه اگرچه احتمال وقوع سانحه ي هوايي پايين است ولي عواقب آن بسيار سنگين مي باشد. در صنعت نفت نيز مي توان به فعاليت اکتشاف نفت توسط شرکت هاي نفتي اشاره کرد که يک فعاليت بسيار پر ريسک است. به طور معمول از هر ده فرآيند اکتشاف نفت نه مورد آن موفقيت آميز نيست.85
ريسک ها از نظر تاثيراتي که ممکن است در يک بازه ي زماني بگذارند نيز قابل تقسيم هستند: ريسک هاي بلندمدت86، ميان مدت87 و کوتاه مدت88. ريسک هاي بلندمدت مي توانند در طول ساليان بر پروژه تاثير بگذارند. ريسک هاي بلندمدت بيشتر به استراتژي، تاکتيک و عمليات شرکت نفتي خارجي ارتباط دارد.89 به عنوان نمونه سرمايه گذاري جهت اکتشاف و بهره برداري90 از نفت خام موجود در اعماق دريا و بهره برداري از نفت خام ميدان به صورت تجاري مي تواند يک ريسک بلندمدت محسوب شود؛ زيرا موفقيت يا شکست در اين پروژه فورا آشکار نمي شود. ريسک هاي ميان مدت، تاثيرات خود را کمي پس از وقوع رويداد(معمولا يک سال) يا اتخاذ تصميم مي گذارند. به عنوان نمونه افزايش هزينه هاي عمليات پروژه مي تواند در ميان مدت منجر به ناتواني متوليان براي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد اشخاص ثالث، کردستان عراق، اعتبار صادرات Next Entries پایان نامه رایگان درمورد حل و فصل اختلافات، فورس ماژور، حقوق بشر