پایان نامه رایگان درمورد حلقه کندوکاو، رشد شناختی، تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

است که آموزش باید پیش از رشد بیاید، زیرا اگر آموزش بر مرحله فراتر از مرحله کنونی رشد کودک تأکید کند، موفق است. پس معلم باید از جریان رشد کودک با اطلاع باشد و مواد و محتوای آموزش را به گونه‎ای طرح و عرضه نماید که از توانایی کنونی کودک فراتر برود. بنابراین، از نظر ویگوتسکی، معلم در بالابردن سطح رشد شناختی کودکان نقش بسزایی دارد. به باور و یگوتسکی، انسان همواره آماده رشد و تکامل می‌باشد. محیط اجتماعی تعیین کننده فرایند رشد شناختی است، پس بایستی محیط اجتماعی را بهبود بخشید تا رشد شناختی انسان‎هایی که در آن محیط پرورش می‎یابند بهبود یابد به سخن دیگر، پیشرفت هر نسلی از جامعه سبب رشد شناختی بیشتر نسل بعدی می‎شود.(سیف،1391: 110)
نهایتاً به نظر ویگوستکی بزرگترین تغییر در ظرفیت کودکان برای به کارگیری زبان به عنوان ابزار حل مسئله روی می‌دهد. زمانی که گفتار اجتماعی درونی می‌شود، کودکان به جای توسل به بزرگسالان به خود توسل می‌جویند؛ از این رو زبان علاوه بر کارکرد میان فردی کارکرد درون فردی می‌یابد. وقتی کودکان یک روش رفتاری که قبلاً در ارتباط با شخص دیگری استفاده می‌شد را برای هدایت خود به کار می‌گیرند، موفق می‌شوند نگرش اجتماعی را در مورد خود به کار ببرند. (ویگوستکی،نقل شده در کم 1389: 14)
بر این اساس، درونیترین مکانیزمهای روانشناختی اشخاص نیز بهوسیله یک زمینة گفتوگویی وسیعتر معیّن میشود؛ افراد حتی در درونیترین سطوح تفکر، «منطق گفتوگویی ضروری»37 خود را حفظ میکنند. لذا تفکر و آگاهی انسانی38 از دید ویگوتسکی ماهیت گفتوگویی دارند. (Eun, Knotek & Heining-Boynton, 2008 به نقل از نیکخواه،1391: 53)
2-2-3-3 یادگیری مشارکتی
ازنظر ویگوستکی ریشه آموزش بر مبنای اجتماع یا حلقه کندوکاو میباشد که نوعی از رویکرد یادگیری دسته جمعی39 میباشد. او بر این باور است که آموختن فردی نیز از طریق تعاملات اجتماعی اتفاق میافتد. (Swann,2013:36)
ویگوستکی بین آموزش با میانجی واسطه و سایر آموزشهای تعاملی سه تمایز عمده قائل میشود: 1. تغییر موقعیتهای تعاملی از شرایطی اتفاقی به شرایط ارادی، 2. شناسایی اصل اساسی برای انتقال به سایر موقعیت‌ها و وظایف و 3. برانگیختن معانی در محرکها وحوادث. هر کدام از این موارد ممکن است در حلقه کندوکاو کشف شود و پرورش یابد. ( Swann,2013: 57)
دی لات40 بین سه نوع متفاوت از یادگیری دسته جمعی تفاوت قائل میشود. یادگیری در گروه، یادگیری در شبکهها و یادگیری در اجتماعات یا حلقات گفتوگویی. (De Laat به نقل از Swann,2013:36)
یادگیری در گروه معمولاً برای حل یک مشکل یا تمرین خاص اتفاق میافتد. اعضای یک تیم معمولاً تا وقتی باهم ارتباط دارند که مورد خاصی برای حل کردن وجود دارد. شبکهها ضعیفترین فرم یادگیری دسته جمعی است که با فعالیت در محیطهای داوطلبانه به عنوان علاقه رایج شرکتکنندگان مشخص می‌شود. در این نوع یادگیری اعضا هیچگاه یکدیگر را ملاقات نخواهند کرد.
• یادگیری به عنوان کندوکاو
یادگیری از طریق کندوکاو ایده جدیدی نیست. پرسیدن سوال به عنوان راهی برای آموختن به یونان باستان بازمیگردد سقراط سؤالات عمیق و سلسله مراتبی را برای کمک به دانشآموزان میپرسید تا تفکراتشان را در جهت رسیدن به حقیقت برای آنان شفاف سازد. برای اینکه یادگیری در جریان کندوکاو اتفاق افتد، علاوه بر ویژگی کنجکاوی و اکتشافی بودن، کندوکاو باید خود انتقاد41 نیز باشد یعنی بایستی تأملات و بازاندیشی از فرایند یادگیری وجود داشته باشد. این فرایند عموماً اجتماعی است چرا که از طریق مصنوعات42 اجتماعی همچون زبان اتفاق میافتد.(lipman,2003:83)
حلقه كندوكاو در نحوه آموزش خود بر رويكرد يادگيري مشاركتي استوار است. در اين رويكرد، يادگيري به شكل گروهي است و طوري سازمان داده شده است تا اطلاعات بين اعضاي گروه‎ها رد و بدل شود و آنان خود مسئول يادگيري‌شان باشند. با هم يادگرفتن، بنيان روابط دوستانه بين اعضاي كلاس را برقرار مي‌كند و هنگام بحث كردن، تفاوت عقايد موجب بروز خصومت نمي‌شود و به رشد مهارت هاي تفكر نقادانه در كودكان كمك می‌كند. تشكيل گروه‌ها در اجتماع كلاس به شكلي كه كودكان دور هم بنشينند و يكديگر را ببينند و با هم صحبت كنند، از روان شناسي انسان‌گرايانه سرچشمه مي‌گيرد. بر اساس این نظریه، دانش آموز، فردی است با ديدگاه مشخص نسبت به محيط اطراف، و وظيفة تعليم و تربيت اين است كه به جاي تحميل عقايد به وي، بكوشد نظريات او را درك كند.
«خود»، مضمون اصلي روان شناسي انسان‎گرايانه ، همان نقطه تمايز هر فرد با فرد ديگر است؛ بنابراين، اينكه هر فرد درباره هر موضوع چه فكر مي‌كند، چه حس مي‌كند و چه برداشتي از روابط بين افراد دارد، همساز با روان‌شناسي انسان‎گرايانه است. اگرچه اجتماع كندوكاو، يك مجموعه است، مجموعه اي ناهمگن كه نظريات و عقايد در آن متفاوت اند. فرد ياد مي‌گيرد، با حفظ فرديت خود، در گفت‌وگوي گروهي مشاركت كند و هم در قبال عقايد ديگران و هم در بيان عقايد خود احساس مسئوليت كند. ناهمگن بودن اجتماع كندوكاو موجب مي‌شود هر فرد به طور مستمر از خود به اجتماع توجه كند و از اجتماع به خود بازگردد. (کیوانفر، 1388: 41-43)
• حلقه کندوکاو43 یا اجتماع پژوهشی44
اجتماع عموماً از افرادی ساخته شده است که موضوعی مشترک، اعم از سیاسی، آموزشی،اجتماعی و … را مدنظر داشته باشند. در یک حلقه کندوکاو چیزی که در بین اعضا مشترک است روحیه کندوکاو و پژوهش است. همه اجتماعات (حلقهها)، کندوکاوی نیستند. برای تبدیل یک اجتماع به اجتماع پژوهشی یا حلقه کندوکاو تمرین خود انتقادی لازم است. حلقه کندوکاو نوعی تدریس مبتنی بر گفتوگو است که بر پرورش تفکر انتقادی، خلاق و مسئولانه از طریق پرسشگری و گفتوگو میان دانش‌آموزان و معلم و دانش‌آموزان با یکدیگر تاکید دارد. حلقه کندوکاو لیپمن را میتوان به عنوان نمونهای از اجتماع عقلانی در نظرگرفت که در آن انتظار میرود اعضا در گفتوگویی جدی شرکت کنند و آن را گسترش دهند این گفتگو توسط «قوانین و اصول گفتمان منطقی وعقلانی خودِ اجتماع » و به عبارت دیگر، نظم و انضباط خودساخته اداره میشود. و از طریق آن دانش‌آموزان صدای مسئولانه خود را مییابند (Biesta, 2004)
اساس حلقه کندوکاو، گفتوگو است. بوربلز45 چهار ژانر گفتوگو را شناسایی کرده است که به نوعی میانبری برای توضیحات لیپمن نیز محسوب میشود. وی گفتوگو را بر اساس دو جنبه طبقه‌بندی میکند: مفهوم نقش گفتوگو در ارتباط با دانش و نگرش شرکتکنندگان در گفتوگو. با درنظر گرفتن دانش، فرایند گفتوگویی ممکن است در جهت رسیدن به راه حل یا نتیجه باشد که بوبلز آن را همگرا46 یا واگرا47 مینامد. وی تمایل شرکت کنندگان را تحت عنوان فراگیر48 یا انتقادی طبقهبندی میکند. در شکل زیر می‌توان این دستهبندی از گفت‌وگو را مشاهده کرد. (Swann,2013: 49)

شکل (2-4): ارتباط میان گفت‌وگو و کندوکاو

لیپمن اذعان میکند که گفتوگو با مکالمه یکسان نیست، در حالی که مکالمه بر شخص قوی تأکید دارد، در کندوکاو این تأکید ضعیف است. در گفتوگو نقض کردن موضوعیت دارد. در مکالمه تعادل و ثبات افراد مهم است، در حالی که در گفتوگو به دنبال ایجاد حالت عدم تعادل هستیم که بتواند افراد را وادار به فکر کرن کند. مکالمه عمل متقابل است. افراد نوبت صحبت میگیرند تا مکالمه ادامه یابد اما مکالمه به خودی خود پیش نمیرود. در حالی که نیروی گفتوگو به دلیل اینکه عدم تعادل را به وجود میآورد، به خودی خود افراد را وادار می‌کند که گفتوگو را به جلو پیش برند. وی معتقد است: «مکالمه نوعی تبادل احساسات، افکار، اطلاعات و حتی فهم است در حالیکه گفتوگو یک اکتشاف، جستجو و کندوکاو متقابل است.» مکالمه به نوعی تمایل برای کار کردن با یکدیگر49 است در حالی که گفتوگو نوعی با هم کار کردن50 است. البته لیپمن معتقد است که منطق گفتوگو ریشه در مکالمه دارد و میتوان به آنها پیوستاری نگریست به جای اینکه آنها را دو مقوله جدای گفتمانی درنظر گرفت.(lipman,2003:87,88)
در یک حلقه کندوکاو، کندوکاوِ گفتوگو محور است که در بین اعضا مشترک است. حلقه کندوکاو لیپمن نمونهای از اجتماعات عقلانی51 است که اعضای آن انتظار دارند در یک گفتوگوی جدی شرکت کنند. این نوع گفتوگو با قوانین و قواعد گفتمان عقلانیِ یک حلقه(اجتماع) هدایت میشود. اجتماع عقلانی برای دستیابی به دانش، ارزشها و مهارتهایی که هسته تلاشهای آموزشی است، اهمیت دارد. همچین اجتماعی نمیتواند بهوجود بیاید مگر در فضای حلقه کندوکاو چرا که از طریق آن دانشآموزان صدای مسئولانه خود را مییابند. (Swann,2013:43,44)
لیپمن خود واژه حلقه کندوکاو را اختراع نکرده بلکه آن را از پیرس وام گرفته است.(lipman,2003:20) در نظر لیپمن حلقه کندوکاو هم فردی و هم اجتماعی است. به طور کلی کندوکاو مشترک52 به شکلی از کندوکاو گروهی اشاره دارد که دانش‌آموزان از طریق با هم فکرکردن در مورد موضوعات و ایده‌ها یاد می‌گیرند مستقل فکرکنند. کندوکاو مشترک شامل گفت‌وگوهای باز عقلانی میان دانش‌آموزان است که به وسیله معلم تسهیل می‌شود و مشخصه اصلی آن عبارت است از توجه محترمانه به یکدیگر، بررسی اختلاف نظرها، ایده خود را بر پایه ایده دیگری قرار دادن، ارائه دلایل و شواهد، نتیجه گیری و روشن کردن پیش‌فرض‌ها.(کم،1389: 147)
در اجتماع یا و حلقه کندوکاو فلسفی معلم و دانش‌آموز در پيشبرد کندوکاو، همکاری می‌کنند و با یکدیگر به گفتوگو و استدلال می‌پردازند؛ به جای اینکه معلم تنها به بیان تجربیات و یافته‌های خود بسنده کند و یا بخواهد با چارچوب استدلالی خویش کودکان را وارد بحث و گفتوگو کند. معلم در این روش آموزشی، ریئس بیطرف جلسه خواهد بود. وهمچنین تسهیل کننده و اداره کننده فرایند گفتوگو است. البته از معلم انتظار میرود که بهگونهای ظریف و ضمنی اما مقتدرانه عنصر عقلانیت را وارد جریان بحث کند. معلم باید درهمان چهارچوپ بیطرفی فعالیتهای زیر را انجام دهد .
• کودکان را ترغیب کند تا ایدههای یکدیگر را گسترشدهند.
• تلاش کند که کودکان به دلالتهای ضمنی گفتههای خود توجه کنند.
• سعی کند کودکان توجه کافی به پیشفرضهای خود داشته باشند.
• آنها را ترغیب کند که برای توجیه باورهای خود دلیل داشته باشند.(هینز، 138: 291)
• نقش حلقه کندوکاو در نظام تعلیم و تربیت:
از نظر لیپمن برای داشتن آموزش و پرورش کندوکاو محور لازم است ،کلاس درس به یک اجتماع تبدیل ‌شود که در آن دوستی و همکاری جای خود را به روابط نیمهخصمانه و رقابتی بدهد. پانزده اصل مهم باید در حلقه کندوکاو حفظ شود تا خاصیت آن آشکار شود.(Lipman,2003:95-100)
1. شمول53: اعضای یک حلقه و اجتماع ممکن است در درون خود تنوع زبانی، دینی ، سنی و … داشته باشند اما نکتهای که باید بدان توجه داشت این است که هیچکدام از اعضا بدون داشتن توجیه مناسب از حلقه کنار گذاشته نمیشود.
2. مشارکت54: حلقه کندوکاو اعضا را به مشارکت فرا میخواند اما احتیاجی نیست که همه مشارکت زبانی یکسانی داشته باشند.
3. شناخت به اشتراک گذاشته شده55: در یک جلسه کندوکاو، هر فرد یک سری از اعمال ذهنی را با هدف نفوذ و تجزیه و تحلیل و شرکت در تعامل بهکار میگیرد. بنابراین همه در یک تعجب، سؤال، استنتاج، تعریف، فرض، فرض، تصور، تشخیص، و … ؛ در واقع در یک شناخت به اشتراک گذاشته شده، شریک میشنود (این ویژگی «تفکر توزیعی»56 نامیده می‌شود.)
4. روابط چهره به چهره: این روابط ممکن است برای حلقه کندوکاو ضروری به نظر نرسد، اما میتواند بسیار سودمند باشد چراکه چهره مخازن بافتهای پیچیدهی معنایی است که ما دائما سعی در خواندن و تفسیر آن داریم. این معانی توسط ویژگیهای متحرک چهره تولید میشود که در تقریباً نزدیک به یکدیگر میباشد.
5. درخواست معنا57: کودکان مشتاق درک هستند، در نتیجه سعی میکنند تا معنای هر جمله، شی و تجربه را دریابند. بنابراین یکی از ویژگیهای حلقه کندوکاو جستوجو و کنکاش در معانی است.
6. احساس همبستگی اجتماعی58: کودکان اغلب محتاج پیوند با یکدیگرند. برخی از معلمان،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد رشد شناختی، آموزش و پرورش، عامل اجتماعی، تعامل اجتماعی Next Entries پایان نامه رایگان درمورد تفکر انتقادی، حلقه کندوکاو، بازاندیشی، پرسشگری